سیره پیامبر (ص)

سیره پیامبر (ص)

سیره پیامبر (ص)

ابعاد اعتقادی: شامل اعتقادهای مربوط به اصول و فروع دین
ابعاد رفتاری: شامل التزام به فروع دین، شرکت در مناسک، شعائر دینی و رعایت احکام شرعی
ابعاد سیاسی: شامل اعتقاد به کفایت دین در اداره امور اجتماعی، احساس غرور و رضایت از مسلمان بودن، حمایت از مسلمان و مظلومان جهان
ابعاد فرهنگی: شامل احساس تعلق به میراث فرهنگ اسلامی، تعلق خاطر به نمادهای اسلامی، احساس تعلق به فرهنگ و روش زندگی مسلمانی
ابعاد تاریخی: آگاهی از حوادث و شخصیت های تاریخی اسلام به ویژه سیره پیامبر (ص) و اهل بیت(ع، تعلق خاطر و احساس مثبت و منفی نسبت به حوادث وقایع تاریخ اسلام( رضایی و سبزی کاران،1391)
منبع تعالیم فرهنگ اسلامی
قرآن مجید: قرآن مجید واقعیت مرکزی و مقدس اسلام است. معانی، الفاظ، اصوات و حروفی که کلمات این کتاب با نوشته شده و بالاخره کالبد این کتاب، همه و همه ازنظر مسلمانان مقدس است. کلمه به کلمه این کتاب کلام خداوند است. بر اساس ارزیابی پژوهشگران و مورخان، نزول قرآن بر حضرت محمد(ص) بزرگ ترین حادثه تاریخ بشریت بوده، زیرا برای نخستین بار در میان کتب آسمانی کتابی به منصه ظهور رسیده است که تمامی کلمات و حروف آن از جانب خداوند می باشد و هیچ سطری از آن را بشر ننگاشته و هیچ حرفی از آن را انسان تحریر نکرده است.
سنت و حدیث: مسلمانان، پیامبر اسلام را کامل ترین و درواقع ” اشرف مخلوقات” می نامند. خداوند همه فضایل و کمالاتی که مقام بشری قابلیت دستیابی بدان را دارد به پیامبر اکرم(ص) ارزانی کرده است و مسلمانان او را نمونه تمام عیاری برای زندگی بشر می دانند که باید از وی تقلید و الگوبرداری شود.(عیوضی،1386)
ویژگی و اصالت فرهنگ و تمدن اسلامی
لازم به ذکر است که منابع اصلی اسلامی با تکیه بر کتاب، سنت، اجماع و عقل؛ مسلمانان را به درک واقعیات تحریک نموده و آن ها را به فراگیری حکمت( که مجموع واقع گرایی علمی و دریافت اصول کلی جهان شناسی و اخلاق ممتاز است) سوق داده تا بتوانند بر مبنا قرار دادن عدالت و باهدف گیری رشد روحی انسان ها، وارد میدان سازندگی گشته و با داشتن امتیاز بسیار مهم پیشروی و پیروی، حیات معقول انسان ها را بر عهده بگیرند. مهم ترین امتیاز فرهنگ اسلامی این بوده که ارزش ها را مبنای تقوا که از تحصیل ملکات فاضله ی اخلاق به وجود می آید قرار داده است: ان اکرمکم عندالله اتاقکم، با فضلیت ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست ( حجرات، آیه 13). و هیچ ارزشی برای ملیت و نژاد برنشمرده است. بنابراین، آن فرهنگ نیرومندی که اسلام به وجود آورد، بر مبنای ایدئولوژی بوده است که توانسته، انرژی های ذاتی خویش را حفظ نماید و با تولید بسیار و تنظیم مسائل اقتصادی، باعث گسترش تجارت در آن قلمرو وسیع شود. فلاسفه و دانشمندان اسلامی علاوه بر تفکر و احساسات برین که با برخورداری از منابع اسلامی به بشریت عرضه کردند آراء و نظریات دیگران را نیز باکمال ظرفیت مغزی موردتحقیق قراردادند(جعفری ،1383). تسامح و تساهل در اسلام نیز یکی دیگر از علل پیشرفت فرهنگ اسلامی بوده است؛ چون اهل کتاب نیز حق زندگی مسالمت آمیز و آزادی بیان داشتند. دلیلی که اصالت تمدن اسلامی را اثبات می کند، این است که آن ها درروش تحقیقات علمی پیشرفت کردند و با مشاهده و آزمایش تجربی به ثبت نتایج آن پرداختند و با بینش علمی خود، در تغییر جهت معرفت از تجددگرایی به تکاپو گرایی علمی توأم با تفکر در تعمیم های فلسفی، اساسی ترین نقش را به عهده داشتند و توانستند با الهام از آیات قرآن درباره ی علم و شناخت واقعیات، این جهان هستی و نوع انسانی را درک کرده و بشناسند. (تقی زاده انصاری ، 1386)
اصول و پایه های اساسی فرهنگ اسلامی
نخستین شالوده فرهنگ اسلامی” خداشناسی” است و با این امتیاز در میان تمام ذرات جهان هستی، ارتباطی محکم و ناگسستنی قائل است و فرد و اجتماع را با پروردگار عالم مربوط و متصل می سازد. فرهنگ اسلامی با این خصوصیات ممتاز و بی نظیری که دارد غذای مطبوع و گوارای برای همه ادراکات و افکار انسانی است، فرهنگی است که بر اساس ایمان به خدای یگانه، خدائی که با هیچ یک از افراد و موجودات جهان انتساب، قرابت و دوستی خاصی ندارد، استوار است و تمام جهان را به همه خصوصیات و پدیده هایش بنده گوش به فرمان قانون ” علت و معلول” و ” مشیت پروردگار ” می داند، مشیتی که همه موجودات را زیر ” بال رحمت خود” گرفته و هیچ گاه مانع از ارتباط اسباب با مسببات و تأثیر علت در معلول نمی باشد، بی جهت نیست که در حدیث دارد مشیت پروردگار بر این تعلق گرفته است که امور جهان از راه اسباب و علل جریان داشته باشد و نیز قرآن مجید می فرماید: ” خداوند زندگی ملتی را تغییر نمی دهد مگر اینکه خود آن ها وضع خود را تغییر دهند”
ابدیت فرهنگ اسلامی:
بدون تردید هنگامی که کشش فرهنگ اسلامی تا مرحله جهان آفرینش و ارتباط آن با پروردگار وسعت داشته باشد، قهرا دامنه، آن به ابدیت منتهی خواهد شد، و با این وصف فرهنگی است باثبات و جاویدان و گردو بادهای حوادث آن را نمی لرزاند و هیچ گاه دستخوش تحول و تغییر نخواهد گردید. امتیاز ثبات و ابدیت فرهنگ اسلامی در جمیع جوانب مذهب، در عقاید و احکام و اخلاق پرتو افکنده و در تحقق یافتن اهداف رسالت جهانی پیغمبر اکرم(ص) نقش اساسی را ایفاء می کند تا آنجا که سبب اطمینان قلب، و آرامش روح، تقویت اراده و ارضاء عواطف نامحدود انسان می گردد و او را به پیروزی و موفقیت تحریص و تشویق نموده اعم از اینکه به هدف برسد یا ای
نکه پیش از موفقیت مرگ فرارسد و طومار حیاتش را در هم بپیچد، خواه راه صواب را بپیماید و خواه گاهی اشتباه کرده و درراه خطا گام بردارد و بالاخره درراه تحصیل پیروزی و موفقیت باید بکوشد چه در این راه مشهور گردد و نام او بر سر زبان ها افتد و چه در بوته اهمال و گمنامی بماند البته مطلب اساسی را هم نباید ازنظر دور داشت که فرهنگ الهی و جاویدان اسلام با این وصف که دارای امتیاز ابدیت می باشد، مانع از” آزادی فکر و اجتهاد” نیست، زیرا همان طور که یادآور شدیم دامنه آن به قدری پهناور است که سیر در ملکوت آسمان ها و غور در اعماق زمین را در برگرفته و بر اساس نوامیس مومی و لایتغیر جهان.
فرهنگ سازنده و متحرک
وحدت و یکپارچگی فرهنگ اسلامی
و این امتیاز که یکی از امتیازات مهم فرهنگ اسلامی می باشد به این معنا است که هر کوشش فرهنگ در هر یک از جوانب تحقق پذیرد باید با سایر کوشش ها، هماهنگ و یکنواخت باشد تا آنجا که در گوش انسان، آهنگ جهان هستی را بنوازد، آهنگی که با تسبیح تمام موجودات عالم همراه و هم نواز است
فرهنگ جامعه الاطراف:
یعنی چنین فرهنگی در تمام قسمت ها دارای مبنای قانونی بوده و از یکجا و یک طرز فکر سرچشمه می گیرد، به طور طبیعی همه جوانب آن با یکدیگر هماهنگ است و نمی تواند همه جانبه نبوده و قدرت ترکیب و تألیف نداشته باشد ( سید موسی صدر)
خطوط اساسی فرهنگ اسلامی
قوانین و حقوق

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~