شناخت نقاط قوت و ضعف

دانلود پایان نامه

آمرام(2007) هوش معنوی توانایی به کارگیری و بروز منابع، ارزش ها و کیفیت های معنوی است، به گونه ای که بتواند کارکرد روزانه و آسایش(سلامت جسمی و روحی) را ارتقاء دهد.
کینگ(2008) هوش معنوی را به عنوان مجموعه ظرفیت های روانی که با آگاهی، انسجام، کاربرد سزاوار جنبه های متعالی و معنوی و غیر مادی وجود فرد سروکار دارد، تعریف می کتد که به پیامد هایی همچون بازتاب عمیق وجودی، افزایش معنا، بازشناسی خود متعالی و تسلط ویزگی های معنوی می انجامد.
پژوهش های بیشماری، رابطه مثبت بین معنویت و موفقیت را تأیید نموده است. نتایج این پژوهش ها حاکی از آن است که ارزشهای معنوی نه تنها به بهبود کیفیت زندگی کاری کارکنان می انجامد که این توانایی بالقوه را دارند که کل سازمان را ارتقاء ببخشد(هوارد،2000).
مؤلفه های هوش معنوی شامل: 1- تفکر انتقادی وجودی یعنی فرد توانایی انتقادی اندیشیدن نسبت به مسایل ماورای طبیعت را داراست، مسایلی مانند وجود، هستی، مرگ و. . ، 2- تولید معنای شخصی به معنای داشتن هدف در زندگی، داشتن یک احساس هدایت، دلیل برای وجود و گذر از تفکر ساده برای رسیدن به ظرفیت ذهنی متمایز، 3- خودآگاهی شامل آگاهی از مشاهده جهان خویشتن، آگاهی از خود و فراخود، آگاهی از محدودیت هاو. . 4- آگاهی که شامل توانایی تفکر ترکیبی، یافتن معنا در کارها و استفاده از شهود در تصیمم گیری
افرادی که دیدگاه معنوی دارند، نسبت به تغییر پذیراتر و به دنبال هدف و معنا برای سازمان خود هستند. اهمیت اتصال به یک کل بزرگتر را می فهمند، ادراک و بیانی فردی از معنویت خود دارند و نیاز به رقابت نیست، در نتیجه افراد راحت تر به یکدیگر اعتماد می​کنند و اطلاعات و کارشان را به اشتراک می​گذارند و با همکاران خود هماهنگ می شوند تا به اهداف نهایی خود برسند. فرد معنوی در محیط کار در برخورد با موقعیت ها به جای مداخله در امور، به ایجاد بصیرت می پردازد و به جای مطرح کردن خود، فروتنی نشان می دهد و بر ارزش های اخلاقی مثل صداقت، آزادی و عدالت تاکید دارند.
با توجه به مطالب ذکر شده و میزان اهمیت هوش عاطفی و هوش معنوی در محیط کار ما به دنبال بررسی رابطه این دو مؤلفه بر عملکرد کارکنان هستیم.
سازمان های بهداشتی درمانی علاوه بر وظایف عام دارای وظیفه مهم تری هستند و آن پاسخگویی به نیاز ها و تقاضاهای بهداشتی درمانی افراد جامعه و سعی در نجات جان افراد و ارتقاءی سطح تندرستی است و این خود بر اهمیت و حساسیت کار افراد در این بخش می افزاید. با توجه به اینکه بیمارستان جز لاینفک نظام بهداشتی است که خدمات مراقبتی و درمانی ارائه می​کند، هر چند بیمارستان ها از نظر تعداد بخش کوچکی از نظام بهداشتی را تشکیل می دهند اما در حقیقت مهم ترین عنصر آن به شمار می روند(جکسون،2000) لذا عملکرد کارکنان بیمارستان می تواند نقش تعیین​کننده و مهمی در موفقیت آن به حساب بیاید.
این پژوهش سعی بر این دارد که به تعیین رابطه هوش معنوی و هوش عاطفی بر عملکرد کارکنان مرکز آموزشی-درمانی امام رضا(ع) شهر کرمانشاه بپردازد. تا نقاط قوت و ضعف شناسایی و از نتایج حاصل برای بهبود و تعالی سازمانی بیمارستان مورد مطالعه استفاده شود.
1-3. ضرورت و اهمیت تحقیق:
امروزه روابط انسانی سازمان ها از مهم ترین مسائل و مشکلات سازمانی است که تأثیر انکار ناپذیری در بهبود روابط و پرورش افراد دارد که تا کنون آنطور که شایسته است به آن توجه نشده است. هوش عاطفی به معنای یک توانایی ذهنی بیانگر قابلیت های عاطفی، اجتماعی فرد است که می تواند سبب بروز توانایی هایی چون برقراری ارتباط، شناخت نقاط قوت و ضعف خود و سایرین باشد(دوستار، 2006).
گلمن در کتاب خود بر نیاز به هوش عاطفی در محیط کار یعنی محیطی که اغلب به عقل توجه می شود تا قلب و احساسات تمرکز می کند. او معتقد است که نه تنها مدیران و روسای سازمان ها نیازمند هوش عاطفی هستند بلکه هر کس که در محیط سازمان کار می کند نیازمند هوش عاطفی است(گلمن، 2006).
صاحب نظرانی که به بررسی و مطالعه علمی هوش عاطفی پرداخته اند، معتقدند که هوش عاطفی می​تواند کاربرد های زیادی در عملکرد کارکنان داشته​​​​​​باشد. اهمیت آن از این لحاظ است که یکی از اساسی ترین مسائل زندگی مدرن امروزی مربوط به حل مسائل و مشکلات انسانی است. هوش عاطفی مدعی است که می تواند حداقل برخی از مسائل و مشکلات زندگی بشر امروز را حل و فصل نماید.
به عقیده دانیل گلمن کارکنان با هوش عاطفی زیاد می توانند هرگونه احساسات و هیجانات منفی را به چارچوب کاری مثبت تغییر شکل دهند(گلمن،2006). پایین بودن سطح هوش عاطفی در محیط کار بدون تردید در نتیجه نهایی فعالیت خلل وارد می کند و در صورتی که استمرار یابد، می تواند به سقوط سازمان منجر شود(کرمی،2006).
هوش معنوی مجموعه​ای از فعالیت ها است که علاوه بر لطافت و انعطاف​پذیری در رفتار، سبب خودآگاهی و بینش عمیق فرد نسبت به زندگی و هدفدار نمودن آن می شود، به گونه​ای که هدف، فراتر از دنیای مادی ترسیم می گردد و همین فرآیند موجب سازگاری فرد با محیط به خشنودی و رضایت دیگران شده است، زیرا وی با این سازگاری درصد جلب رضایت خداوند متعال است. در پارادایم های جدید بجای تأکید بر مدل سنتی و فرماندهی بر گروه های مشارکتی بر خلاقیت و معنویت تأکید می شود. سازمان ها با کارکنان رشد یافته و بالنده ای روبرویند که در پی یافتن کاری با معنا، هدفمند و پرورش محیط های کاری با چنین ویژگی هایی هستند.
افرادی که دارای هوش معنوی هستند دارای این صفات می باشند:
– قدرت مقابله با سختی ها، دردها و شکست ها.
– درس گرفتن از تجربیات و شکست ها.
– برخورداربودن از حس انعطاف پذیری بالا.
– توانمند بودن در خودداری و کنترل خویش.
– توانایی ایستادن در برابر جمع و هم رای نشدن با عامه مردم.
– حسی که این افراد را هدایت درونی می کند.
در واقع می توان گفت معنویت از طریق دانش ضمنی(دیسکون هارل، 2008) و به واسطه هوش معنوی(کینگ، 2008) تصمیمات را تحت تأثیر قرار می دهد. علاقه نوپدید به نحوی تأثیر معنویت در کسب و کار و رهبری در مقالات، مجلات و کتاب های فراوانی مطرح شده است(واسکونسلوز، 2009) و می توان آن را با کمک نیاز های مازلو تبیین نمود. به این ترتیب که با رشد و توسعه استاندارد های زندگی، کارکنان تعلقات خود را از سمت نیازهای حیاتی و امنیتی به سوی خودشکوفایی و معنویت سوق داده اند(ونیک و دیلون، 2002).
عملکرد کارکنان به عنوان یک ارزش سازمانی رفتار های شغلی یک کارمند در زمآن ها و موقعیت های شغلی مختلف تعریف شده است. منظور از ارزش سازمانی برآوردی است که سازمان از فعالیت ها و خدمات کارکنان خود نظیر انجام یک وظیفه شغلی یا داشتن رابطه کاری مناسب با دیگر کارمندان است.
یکی از وظایف سازمان های بهداشتی پاسخگویی به نیاز ها و تقاضا های بهداشتی درمانی افراد جامعه و سعی در نجات جان افراد و ارتقاءی سطح تندرستی است و این خود بر اهمیت و حساسیت کار کارکنان در این بخش می افزاید.

مطلب مشابه :  برنامه های آموزشی