عادت های اجتماعی

دانلود پایان نامهشخصیت

افراد خلاق نوعاً مخاطره پذیرند و دارای شخصیتی مصر، بسیار با انگیزه، پذیرای فکرهای نو، قادر به تحمل ابهام و تحمل تنهایی، و مستقل اند. ای افراد از اعتماد به نفس زیادی برخوردارند و البته شوخ طبع اند.

6

عادت های اجتماعی

افراد خلاق بر خلاف افراد گوشه گیر درون گرا نیستند و تمایل به تبادل افکار با همکاران خود دارند.

 

دانایی:

تئوری مدرن بیان می دارد که بین هوش و خرد تفاوت وجود دارد. کلیتون(1982) اظهار داشت که هوش فردی، توانایی فرد در فکر کردن و درک کردن به صورت منطقی است و دانایی، توانایی درک کردن و فهمیدن ماهیت و خاصیت انسانی است که بتواند تناقض ها و موضوعاتی که به طور مدام درحال تغییر هستند را بفهمد. کلیتون اظهار داشت که هم هوش و هم خرد با افزایش سن افزایش می یابند و هر دو وسیله ای برای تحصیل دانش در طول زندگی را فراهم می کنند( گوایچارد، 2011).

استرنبرگ(1985) اظهار داشت ساختار دانایی شامل: سنجیدن با تجربه بودن افراد، میزان درک کنندگی مستقیم( درک بصری)، میزان درون گرایی، میزان عملگرایی، میزان فهم، میزان آرام بودن افراد، میزان مهربانی، سطح هوش، صلح پذیر بودن، معلومات و دانش، میزان شوخ طبعی و هوشیاری افراد است. اقدامات اضافی برای سنجش ساختار دانایی مربوط است به ابعاد توانایی استدلال، هوشمندی و فراست، داشتن دیدگاهی باز، قضاوت، میزان شتاب و عجله، استفاده از اطلاعات و میزان بینش و تیز بینی. استرنبرگ(1985) بر این نکته تاکید می کند که افراد دانا فراست و هوشمندی دارند که لزوماً تنها در افراد باهوش دیده نمی شود؛ این افراد به دیگران گوش می دهند، میزان مشورت و نصیحت دهی به فراد را می دانند و می توانند با انواع مختلفی از افراد در ارتباط باشند.

مطلب مشابه :  تامین اعتبار آموزشی به وسیله ضمانت نامه، سازمان های بین المللی، ایالات متحده آمریکا

هوش عملی:

ویلهلم و انگل(2004) اظهار داشتند که هوش باید شامل اقدامات حل مسئله، تفکر بحرانی، قضاوت موقعیتی و هوش عملی( بر پایه دانش) باشد. همچنین اظهار داشتند که هوش عملی فرد شامل یک جزء انگیزشی است که می تواند شامل جنبه های اجتماعی، روانشناختی و عاطفی باشد.

استنبرگ(2004) اضافه می نماید که هوش عملی فرد یک پیش بینی مفید و قابل استفاده در مهارت های مربوط به شغل است.

توانایی حل مسئله:

کربی و گودپاستر(2007) حل مسئله را اینگونه بیان می کنند ” اقدام تفکر بحرانی برای دستیابی به اهداف و هارمونی فردی که برای زندگی شخصی و حرفه ای مهم است”. و همچنین روش حل مسئله را به عنوان تعریف مسئله، از بین بردن موانع، ایجاد راه حل ها، انتخاب کردن، ارزیابی کردن، تصویب کردن( به صورت قانون درآوردن) و منعکس کننده بیان کرده اند.

ویلهلم و انگل(2004) روش های متعددی را برای حل مسئله بیان نموده اند شامل شناخت، فهمیدن و درک کردن، به صورت قانون درآوردن و اجرا کردن و تأمل کردن در موفقیت یا شکست از نتیجه.

استرنبرگ(1985) اظهار داشت که حل مسئله شامل توانایی های زیر است: 1) استدلال منطقی  2) تجزیه و تحلیل تمام مشخصات مسئله  3) پیش بینی نتایج راه حل ها  4) داشتن تفکری وسیع  5) تردید کردن در ایده ها و نظرات که در دراز مدت نگه داشته شده اند.

دانش ضمنی: