عدل و داد

دانلود پایان نامه

در طول حیات بشری به خصوص در ایران، مردم همواره شاهد حضور پهلوانان و قهرمانان محبوبی بودهاند که با حضور خود در کوچه وخیابان و متن جامعه از جان و مال و ناموس مردم صیانت میکردند و هرکجا ظلم و ستمی میدیدند، به میان میآمدند و آن راریشه کن میکردند. همین نیکی و نکوکاری پهلوانان باعث میشد که مردم به دیدهی احترام به آن ها بنگرند.
یکی دیگراز ارکان اندیشه های انسان دوستانهی فردوسی نیکی ونکوکاری است، که همیشه در نظر ایرانیان، به ویژه پهلوانان وقهرمانان نمودی عینی دارد.
در این خصوص ملا احمد میگوید:«در تاریخ افکار اجتماعی و اخلاقی مردمان ایرانینژاد، سنتهای قدیمی وغنی وجود دارد.در حیات برای نیکی و نکو کاری همیشه جایی هست و انسان بـاید از ایـن امـکان، مـدام استفـاده نمـوده از خـویش فقط نـام و کـار نیـک بـاقـی گذارد»: (ملااحمد،1388: 57)
همـــه نیکـیـت بـــایـــد آغـــاز کـــرد چــو بـا نیـک نــامـان بــوی هـم نــورد
(فردوسی، 1387: 592)
درشاهنامه رستم نمایندهی بزرگ نیروی نیکی و نکوکاری است و همیشه علیه بدی مبارزه میکند. وی برای گسترش نیکی ونابودی بیداد وستم حتّی به شاهان هم رحم نکرده است و هنگام رویارویی با اسفندیار به او خطاب میکند:
زمیـــن را ســراســـر همـــه گشتـــه ام بســی شـــاه بیـــداد گــــر کشتـــه ام
(فردوسی،1387 :.1005)
نکوکاری رستم بر کسی پوشیده نیست،اسفندیار که برای بستن دست رستم آمده ومیداند که باید با اوبجنگد؛ امّا از گفتن حقیقت ابایی ندارد و در مورد رستم چنین میگوید:
نکـــوکـــار زو بـــــه گیتـــی کســـی نبــودسـت، کـــاورد نیکـــی بـســــی
(همان: 984)
سیاوش هم یکی از چهره های درخشان شاهنامه است که مظهر شجاعت ودلیری،پهلوانی وکاردانی و از همه مهمتر پاکی و قداست و راستی است.فردوسی،در سیمای این قهرمان دوست داشتنی تمام سجایای اخلاقی و صفتهای پسندیدهی انسانی را آورده است.او هم در گفتار و هم در رفتار وکردار و اندیشه پاک و بی آلایش است. گویی سیاوش در شاهنامه آمده است تا مظهر حسن وخوبی باشد.هیچ صفت مذمومی در وجود این پهلوان معصوم قرار نگرفته است واین را خود سیاوش چنین بازگوکرده است.
زگفتــار و کــردار، بـــر پیــش و پـــس زمــن هیــچ نـــاخــوب نشنیــد کــس
(همان: 362)
فردوسی با حزن واندوه وتأسف بسیار تأکید میکند که سرانجام مرگ،عاقبت، این چنین مردانی بزرگ را هم در آغوش میگیرد.با وجود این باید همواره به جانب نیکی روی آورد ونکوکاری کرد. شاید در دنیای دیگر پاداش نیکی ونکوکاری خود را گرفت: (ر.ک.ملااحمد،1388:68)
تـوتــا زنــده ای،ســوی نیکــی گــرای مگــر کـــام یــابــی، بــه دیگـر سـرای
(همان : 1053)
فردوسی هم توسط سیمای شاهان وقهرمانان نیکوکار، هم با پند واندرزهای حکیمانه، هم با ستایش خوبی و مذمت بدی، مردم را به عدل و دادگستری، رحم و شفقت،نیکی ونکوکاری دعوت نموده است: (ر.ک.، ملااحمد، 1388: 68)
بکــوشیــد وخــوبـی بـه کـــار آوریـد چـــو دیــدیـد ســرمــا بهــار آوریــد
زخــون ریختـن دسـت بــایـد کشیــد ســـر بــی گنــاهـان نبــایــد بــریــد
(فردوسی، 1387.: 794)
این ابیات توصیه فردوسی به پهلوانان است که هنگام نبرد وجنگاوری هم، نباید نیکی را فراموش کرد. «ابیاتی که با خواندن آن آدمی گمان میکند، فردوسی آن ها را پس از مشاهده وضع کنونی جهان سروده است ومردم را به صلح وآسایش، و نریختن خون مردم بی گناه، دراز کردن دست یاری به همدیگر، خراب نساختن ملک آباد، دست کشیدن از تجاوز و غارت مال مردم و خلاصه به نیکی و نکوکاری دعوت
مینماید.»(همان:69)

مطلب مشابه :  مهارت های حل مسئله