علامه طباطبایی، رسول اکرم (ص)، آیات و روایات

دانلود پایان نامه

در نهج‌البلاغه هم این ویژگی قناعت، به‌عنوان حیات طیبه آمده است: «وَ سئَل (ع) عن قوله تعالی: «فلنحیینه حیاهً طیبهً»، فقال: «هی القناعهُ»
حسین بن علی (ع) زندگی در سایه «حیات طیبه» را آز رو می‌کند و از خداوند می‌خواهد که پرتو این حیات را بر او بگستراند: «فطهرنی بتطهیرک و تقبلَ صلاتی و دعائی به قبول حسنٍ و طیّب بقیَّه حیاتی و طیب وفاتی. پروردگارا، به پاکی خودت مرا پاک ساز و نماز و نیایشم را به بهترین پذیرش بپذیر، ادامه زندگی من را پاکیزه قرار ده و مرگ پاک و پاکیزه به من ببخشا.»
امام زین‌العابدین (ع) نیز آنگاه‌که به درگاه حی قیوم به دعا می‌ایستد از ذات اقدسش چنین حیاتی را درخواست می‌کند: «خداوندا مرا تا وقتی زنده بدار که عمرم در طاعت تو به کار رود و چون بخواهد عمرم چراگاه شیطان شود جانم را بستان.»
در تفسیر حیات طیبه مفسران مختلف به روایات گوناگونی از معصومین (علیهم‌السلام) اشاره‌کرده‌اند. ابن عباس از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده که فرموده‌اند: «مراد از زندگانی پاکیزه رزق و روزی حلال است که خداوند برای او مقرر می‌دارد تا در دنیا از سختی معیشت راحت و آسوده بوده و در آخرت از عقوبت آن فارغ بشود». در روایت دیگری فرموده‌اند: «مقصود از حیات طیبه زندگانی عالم آخرت و بهشت جاوید است چنانچه می‌فرماید: «یا لیتنی قدمت لحیاتی». بعضی دیگر از صحابه گفتند: پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «منظور از زندگانی پاکیزه راضی و خشنود بودن به آنچه خداوند به او قسمت نموده و مناعت طبع داشتن است».
امام صادق (ع) در ذیل آیه‌ی 97 سوره نحل که سخن از حیات طیبه است فرمود: «منظور قناعت است». این اصل اخلاقی، اقتصادی به‌اندازه‌ای بار ارزشی و تربیتی داردکه می‌تواند موازنه زندگی را برقرار کند و آدمی را در عین برخورداری صحیح از مزایای مشروع و پاک طبیعت در مرز اصلی انسانی، اخلاقی، ایمانی پایبند و استوار نگه دارد و از افتادن در دام حرص و طمع و فخرفروشی، تجمل‌گرایی، تکاثر و فزون‌طلبی، تعرض به حقوق مردم، پایمال کردن اصول خلاقی، شکستن مرزهای ظریف عدالت، حفظ نماید؛ بنابراین جلوه‌گاه حیات شیرین در بوستان ایمان و عمل صالح آراسته شدن به صفت زیبای قناعت است.
اگر مجموعه عمر وزندگی در راستای خدمت به خلق برای خشنودی پروردگار باشد، حیات طیبه در جامعه بشری رخ می‌نماید و اگر جز این باشد چراگاهی از چراگاه‌های شیطان خواهد بود که نتیجه‌ای جز خواری و زبونی به دنبال نخواهد داشت.
حیات طیبه در نهج‌البلاغه
برای درک مفهوم حیات طیب از دیدگاه حضرت علی (ع) با توجه به سخنان ایشان در نهج‌البلاغه، لازم است ابتدا چند نمونه از وجوه مختلف حیات در نهج‌البلاغه را بررسی کنیم. برای نمونه امیر مؤمنان (ع) در بخشی از خطبه‌ی 34 می‌فرمایند: «آه بر شما که دنیا را در عوض آخرت گرفتید و ذلت و خواری را و از عزت و بلندمرتبگی پشت کردید.» در سخن حکیمانه فوق امام علی (ع) حیات را به معنای زندگی دنیوی و اخروی می‌دانند و حیاتی را عزتمند می‌دانند که انسان در آن عزت و سربلندی و حفظ شخصیت یا به تعبیری کرامت انسانی دارد. همچنین می‌فرماید شما بدبختی و ذلت را برگزیده‌اید یعنی حیات طیب و پاک را با حیات ذلت و خبیث معاوضه کرده‌اید.
از آنجائی که زندگی حضرت علی (ع) سراسر حیاتی معقول و طیب بوده است، همواره خلاف مسیر خودش را حیاتی نامعقول می‌داند. حضرت علی (ع) در روایتی حیات را به دو قسم تقسیم می‌کنند و می‌فرمایند: «جسم شش حالت دارد؛ سلامت، مرض، موت، حیات، خواب، بیداری و روح نیز این شش حالت را دارد. حیات روح، عالم بودن و مرگ روح، جهالت اوست. مریضی روح مردد بودن و سلامتی آن یقین داشتن اوست. خوابش غافل بودن و بیداری‌اش متذکر بودن است. امام علی (ع) می‌فرماید: علم یکی از دو حیات است. در حدیث دیگری می‌فرماید: توحید حیات نفس است یعنی کسی که مشرک باشد از حیات نفس برخوردار نیست. از امام علی (ع) پرسیدند منظور ازجمله‌ی «فلنحیینه حیاه طیبه» چیست؟ فرمودند: قناعت است. بدون شک مفهوم این تفسیر محدود ساختن حیات طیبه به قناعت نمی‌باشد بلکه بیان مصداق بسیار روشن است چراکه اگر تمام دنیا را به انسان بدهند ولی روح قناعت را از او بگیرند، همیشه در آزار و رنج و نگرانی به سر می‌برد؛ و به‌عکس اگر روح قناعت داشته باشد و از حرص و آز و طمع برکنار گردد همیشه آسوده‌خاطر و خوش است.
دیدگاه‌های مختلف درباره‌ی قلمرو حیات طیبه
پس از بیان دیدگاه‌های مختلف در باب توصیف و بیان جایگاه «حیات طیبه» در قرآن کریم، پرسشی در اینجا مطرح است که: این حیات طیبه در کجا تحقق می‌یابد؛ در دنیا یا آخرت؟ در آخرت نیز در برزخ و یا در قیامت و بهشت؟ که مفسران قرآن نظرهای متفاوتی را در این رابطه بیان کرده‌اند.
تحقق حیات طیبه در دنیا: برخی از مفسران تحقق حیات طیبه را در دنیا دانسته و هریک مصداق خاصی از آن را به‌عنوان حیات طیبه معرفی کرده‌اند. بعضی آن را به معنای رزق و روزی حلال (واعظ کاشانی، ج 2: 393) برخی به معنای قناعت و خشنودی از قسمت الهی (طوسی، ج 6: 426؛ طبرسی، ج 14: 114؛ قمی، ج 1: 389؛ شریف لاهیجی، ج 2: 751؛ مراغی، ج 14: 136) عده‌ای زندگی در طاعت خداوند و حلاوت و شیرینی عبادت (علوی حسینی، ج 12: 194) را حیات طیبه دانسته و تعدادی استغنا و بی‌نیازی از غیر خدا و رضا به قسمت الهی را به‌عنوان حیات طیبه تفسیر کرده‌اند. (کاشانی، محمد بن مرتضی، ج 20: 687) و عده‌ای تنها به نقل‌قول از دیگران پرداخته و نظر خاصی ارائه نداده‌اند. (سیوطی، ج 4: 24؛ فخر رازی، ج 20: 268؛ طبرسی، مجمع‌البیان، ج 3: 483) برخی دیگر این نوع زندگی را در دنیا و بهره‌مندی از نعمت‌های دنیوی دانسته‌اند. (طبرسی، ج 2: 306؛ فیض کاشانی، ج 3: 154؛ قرشی، احسن الحدیث، ج 5: 496، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 11: 395) برخی تفاسیر به نقل روایت از پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) پرداخته‌اند که به ذکر چند نمونه می‌پردازیم. از پیامبر (ص) نقل‌شده که مراد از «حیات طیبه» قناعت و رضا به قسمت الهی است. (طبرسی، مجمع‌البیان، ج 3: 483؛ قرشی، احسن الحدیث، ج 5: 416) صاحب تفسیر برهان روایت امام صادق (ع) را بیان کرده که فرموده‌اند: «مراد از زندگانی پاکیزه قناعت است»(بحرانی، ج 3: 383) در نهج‌البلاغه نیز از امیرالمؤمنین در مورد معنی «فلنحیینه حیاه طیبه» سؤال کردند، فرمودند، همان قناعت است.
تحقق حیات طیبه در آخرت: عده‌ای می‌گویند که حیات طیبه در آخرت محقق می‌شود. (فضل‌الله، ج 13: 362؛ مغنیه، ج 4: 550) زیرا معتقدند حیات طیب، حیات بهشتی است که مرگ ندارد و فقر و بیماری و هیچ آفت و شقاوت دیگری آن را تهدید نمی‌کند. (التفسیر الکبیر، ج 20: 113)
تحقق حیات طیبه هم در دنیا و هم در آخرت: برخی تحقق حیات طیبه را هم در دنیا می‌دانند و هم در آخرت (نجفی، محمدجواد، ج 9: 288؛ عاملی، ج 5: 367) و دلیل سخن خود را چنین بیان می‌کنند که کلمه «لنحیینه» فعل مضارع است که دلالت بر استمرار می‌کند و هیچ‌گونه قید و شرطی ندارد.
تحقق حیات طیبه در برزخ و قبر: برخی دیگر حیات طیبه را حیات برزخی دانسته‌اند. (روح المعانی، ج 14: 226)
علامه طباطبایی پس از نقل این قول می‌افزاید: شاید وجه تخصیص حیات طیبه به برزخ این است که صاحب این قول، ذیل آیه را حمل کرده به جنّت آخرت؛ بنابراین برای ظرف تحقق حیات طیبه جز برزخ چیزی به نظرش نرسیده است. گروه سوم، ظرف تحقق حیات طیبه را همین دنیا دانسته‌اند؛ لیکن در ویژگی‌ها و شاخصه‌های آن نظرات گوناگونی ابراز داشته‌اند. برخی حیات دنیوی توأم با قناعت و رضا را مصداق آن دانسته و آن را پاکیزه‌ترین زندگی شمرده‌اند. (همان:227)
منشأ این قول شاید دو روایت است که از رسول اکرم (ص) و حضرت علی (ع) در تفسیر حیات طیبه در آیه 97 سوره نحل نقل کرده‌اند. از رسول خدا (ص) نقل است که: «إانّها القَناعهُ وَالرِضا به قسم اللهِ»؛ حیات طیبه عبارت است از قناعت و رضا به نصیب و قسمت الهی و امیر مؤمنان (ع) در پاسخ کسی که از معنای حیات طیبه در آیه‌ی یادشده پرسید، فرمود: «هِیَ القَناعهُ؛ آن قناعت است». برخی دیگر شاخصه‌ی آن را رزق حلال دانسته‌اند که در قیامت عقابی بر آن نیست. (روح المعانی، ج 14: 227)
صاحب کتاب الطیب البیان نیز تحقق حیات طیبه را در عالم برزخ و قیامت می‌داند و می‌گوید کلمه‌ی «لنحیینه» احیاء است و احیاء بعد از موت صورت می‌گیرد. پس مراد آن حیات ابدی است، چه در عالم برزخ و چه در قیامت. چنانکه در آیاتی از قرآن کریم اشاره به این موضوع است. (بقره:149، آل‌عمران:167، فجر:25)
آیا حیات طیبه در دنیا هم امکان‌پذیر است؟
برخی گفته‌اند دنیا جای حیات طیبه نیست و حیات طیبه بعد از مرگ خواهد بود اما آنچه از آیات و روایات برداشت می‌شود این است که حیات طیبه در این دنیا نه‌تنها امکان‌پذیر بوده بلکه چون این دنیا مقدمه زندگی اخروی است و برای اینکه حیات اخروی، طیبه باشد باید حیات دنیوی هم طیبه بوده باشد؛ بنابراین سه گونه حیات طولی که قرآن مطرح می‌کند، عبارت‌اند از حیات دنیوی، حیات برزخی و حیات اخروی، هر سه با حیات طیبه قابل‌جمع بوده و درعین‌حال ممکن است کسی به حیات دنیوی زنده باشد اما حیات طیبه نداشته باشد و «ذالک مَیّتُ الاحیاءِ. (نهج البلاغه، خطبه‌ی 87) و ممکن است به حیات دنیوی مرده باشد اما به حیات طیبه زنده باشد «و لا تحسبّنَ الذین قُتِلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون. [ای پیامبر] هرگز گمان مبر کسانی که درراه خدا کشته شدند، مردگان‌اند بلکه آنان زنده‌اند و نزد خدا روزی می‌خورند.»(آل‌عمران:169)
اگر خدا فرمود، انسان پاک، با کلمه‌ی طیبه به سمت الله صعود می‌کند نه به آن معناست که دیگر در جهان ملک نیست و اشرافی ندارد و نه به آن معناست که تا نمیرد و قفس تن را رها نکند و عالم دنیا را پشت سر نگذارد نمی‌رسد، نه با مرگ اختیاری هم می‌توان رسید با رها کردن تعلق هم می‌توان سفر کرد، باکم کردن وابستگی و پیوستگی به جهان ماده هم می‌توان کوچ کرد. (جوادی آملی، ج 1: 184)
علامه مجلسی هم این موضوع را مورد تأیید قرار داده‌اند: «همانا انسان دارای دو نوع حیات است: یکی حیات بدنی و طبیعی و دیگری حیات ابدی که به‌وسیله‌ی ایمان و علم و کمالات و فضایل به‌دست‌آمده و موجب سعادت ابدی است و خداوند در قرآن کافران را چنین توصیف نموده که آنان مردگانی هستند که حیات حقیقی ندارند و در مقابل انسان‌های کامل از مؤمنان را به حیات حقیقی و ابدی توصیف نموده، گرچه فاقد حیات دنیوی باشند فرمود کسانی که درراه خدا کشته‌شده‌اند گمان مبرید که مرده‌اند، بلکه زنده‌اند. (مجلسی، ج 36: 13)
اینکه برخی روایات، حیات طیبه را در مقابل وفات طیبه مطرح نموده‌اند دلیل آن است که حیات طیبه در زندگی دنیوی امکان‌پذیر است و حتی حدیث شریف «تُحییَنا حیاه طیبه فی الدنیا و فی الاخرهِ» صریح در این مطلب است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، ضمن بیان اینکه حیات طیبه در این دنیا وزندگی دنیوی امکان‌پذیر است این نکته را تأکید می‌کند که حیات طیبه حیاتی جدا از حیات دنیوی نیست بلکه مرتبه‌ای قوی و بالاتر از حیات دنیوی است. ایشان می‌فرماید: «این حیات جدید و اختصاصی جدای از زندگی سابق که همه در آن مشترک‌اند نیست، در عین اینکه غیر آن است، با همان است. تنها اختلاف به‌مراتب است نه به عدد. پس کسی که دارای آن‌چنان زندگی است دو جور زندگی ندارد، بلکه زندگی‌اش قوی‌تر و روشن‌تر و واجد آثار بیشتر است. (طباطبایی، ج 12: 343)
از دقت در آیات و روایات چنین به نظر می‌رسد که جایگاه احیای مؤمن در همین حیات دنیاست یعنی آن‌ها بااینکه در دنیا زندگی می‌کنند و به‌ظاهر در حصار مادی تن محصورند اما به جهت استمرارشان در ایمان و عمل صالح و راسخ شدن صفات نیک و پسندیده در آنان، به‌جایی رسیده‌اند که حیات معنوی آنان در همین مرحله‌ی دنیا از پلیدی‌های شرک و کفر و اخلاق رذیله پاک‌شده است.

مطلب مشابه :  میزان سرمایه گذاری