عنوان بررسی جلوه های رومانتیسیسم در شعر فاروق جویده- قسمت ۶

فایل های دانشگاهیLeave a Comment on عنوان بررسی جلوه های رومانتیسیسم در شعر فاروق جویده- قسمت ۶

عنوان بررسی جلوه های رومانتیسیسم در شعر فاروق جویده- قسمت ۶

«در دهه آخر قرن هجدهم محفلی از افراد هم دل، ابتدا برای مدت کوتاهی در برلین و سپس در شهر ینا استقرار یافت؛ و بدین ترتیب نخستین گروه رومانتیک اروپایی به وجود آمد. هسته اصلی این گروه را، که از سال۱۷۹۷ تا سال های آغازین قرن نوزدهم فعالیت می کرد، برادران شلگل تشکیل می دادند: فریدریش شلگل و ویلهلم شلگل. این گروه مکتب ینا و رمانتیک های ینا نیز نامیده شده است. در آلمان رومانتیک های اولیه به یکپارچگی و انسجام خود به عنوان یک گروه توجهی خاص داشتند. این گروه از افراد به ظاهر نا همگونی تشکیل شده است. اعضای این گروه با زمینه های علمی و ادبی متنوع شان با عطشی سیری ناپذیر به دنبال مواد و موضوعات گوناگون علمی و ادبی بودند و وارد عرصه های مختلفی هم چون فلسفه، شعر، مذهب، سیاست و علوم طبیعی می شدند.. هم چنین برادران شلگل در جستجوی عناصر رومانتیک و فرم های تازه و صحنه های نو، به ادبیات ملل دیگر هم روی آوردند».[۹۷]

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

 

۱_۹_۲_۲_ رومانتیک های بزرگ

 

«رومانتیک های بزرگ که گاه رومانتیک های جوان نامیده می شدند، به خاطر استقرار چند تن از اعضای آن در شهر هایدلبرگ، به رومانتیک های هایدلبرگ نیز شهرت دارند. این گروه به خاطر استقرار تعدادی از آنان در شهر های دیگر به تناوب به نام های دیگری نیز نامیده شده اند»[۹۸].
«از چهره های شاخص این گروه می توان به : جوزف گورس، برادران گریم، آرنیم، کلایست، و آدام مولر اشاره نمود».[۹۹]
«این گروه از رومانتیک ها که از حدود سال۱۸۰۵ به تدریج جای رومانتیک های اولیه را می گیرند، برخلاف رومانتیک های اولیه که عمدتا به مباحث نظری توجه داشتند و فیلسوفان و جامعه شناسان نهضت نوین به شمار می روند، بیشترشان شاعر و داستان نویس بودند.
این نسل رومانتیک ها بی آن که رسما از برنامه پیشوایان اولیه خود سرپیچی کنند، به تدریج از ایده آلیسم افراطی و ذهن گرایی بی حد و مرز رومانتیک های اولیه دور شدند و به مسائل و موضوعات عملی تر و واقع بینانه تر بازگشتند؛ و به همین دلیل توانستند مهم ترین آثار خلاقانه ادبیات رومانتیک آلمان را در عرصه شعر غنایی و داستان پدید آورند».[۱۰۰]
«به لحاظ اجتماعی نیز این دوره، مقارن است با افول جلوه های آرمانی انقلاب فرانسه. اکنون دیگر فرانسه کشور رهایی بخش تلقی نمی شود؛ و تهدیدها و تهاجمات جنبه جهان گشایی دارد. در چنین شرایطی است که رومانتیک های آلمان به تدریج از آرمان همه جهانی بودن دور می شوند و به ناسیونالیسم و ملی گرایی روی می آورند».[۱۰۱]
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

۱_۹_۳_ رومانتیسیسم فرانسه

 

«رومانتیسیسم که در سال ۱۸۷۶ از انگلستان وارد کشور فرانسه شده بود، مدت زیادی با واژه های خیال انگیز بودن و افسانه وار به کار می رفت و تا مدتی کوتاه به مفهومی که ناقدان امروزی آن را استعمال می کنند، نبود.
رومانتیسیسم فرانسه تحت تاثیر این مکتب انگلیسی و آلمانی نشات یافت. به گونه ای که برای نخستین بار شاتوبریان آثار شاعران انگلیسی، و مادام دو استوال آثار شاعران آلمانی را به فرانسه ترجمه کردند. از سوی دیگر آثار ریچاردسون و یانگ و والتر اسکات، و از سویی دیگر آثار گوته، شیلر و حتی کمدی الهی از دانته و تورات و انجیل مورد توجه قرار گرفته و در عرصه ادبیات و فکر مؤثر واقع شد».[۱۰۲]
«با توجه به مطالب یاد شده می توان چنین گفت که: نخستین نشانه های رومانتیسیسم فرانسه را باید ابتدا در حیطه داستان و نثر و سپس در شعر و نمایش و تئاتر جستجو نمود.
شاتوبریان و مادام دو استال هر دو از پیشگامان رومانتیسیسم فرانسه بوده و آثاری را نیز در این زمینه به عرصه ظهور در آوردند.
مادام دو استال دو رمان احساساتی تقریبا حدیث نفس وار نوشته است که در حال و هوایی روسویی، ماجرای عشق های پاک و تباهی آن بر اثر آداب و قوانین اجتماعی را بیان می کند. دو استال در این رمان ها به آزادی خواهی اجتماعی و حقوق زنان نیز توجه دارد».[۱۰۳]
«از نظر اجتماعی نیز دو استال بر این عقیده می باشد که نظام جدید اجتماعی و سیاسی برخاسته از انقلاب باید نوع جدیدی از ادبیات به وجود آورد».[۱۰۴]
«پیش رمانتیسیسم ها بر این عقیده می باشند که جنبش رمانتیسیسم در فرانسه دیرتر از انگلیس و حتی آلمان شروع شد. فرانسه در بین کشورهای اروپایی، کشوری بود که از لحاظ سیاسی و و ادبی در قاره اروپا از سایر کشورها پیش بود. رمانتیسیسم پدید آمده در فرانسه را می توان در سه نسل تقسیم بندی نمود:
الف: مرحله اول که آثار کسانی چون فرانسوا رنه دو شاتوبریان و بنیامین کنستان، سناکور، و مادام دو استال را در بر می گیرد، در سال های پایانی قرن هجدهم آغاز شده و حدود سال۱۸۱۷ به پایان می رسد.
ب: مرحله دوم که از سال ۱۸۱۸ آغاز می شود و تا سال های حدود ۱۸۳۰ را در بر می گیرد. در این مرحله رمانتیسم با مخاطبان وسیع تری ارتباط برقرار می کند و به عمق جامعه راه می یابد. از چهره های برجسته این مرحله می توان به نویسندگانی هم چون: آلفره دو وینی، آلفونس لامارتین، ویکتور هوگو، آلفره دو موسه در کنار نقاشانی چون دلاکروا اشاره نمود.
ج: مرحله سوم در حدود سال های ۱۸۳۰ آغاز می شود که مقارن است با قدرت گرفتن دوباره نظام سیاسی مشروطه به رهبری لویی فیلیپ. این سال ها، دوران انقلاب صنعتی فرانسه و مسائل مربوط به کارگران و فقر و نابسامانی شهر ها و مسائل اجتماعی دیگر است. در این شرایط هنر و ادبیات نیز به تدریج با مسائل اجتماعی درگیر می شود و نویسندگان، بیشتر به مسائل اجتماعی توجه می کنند».[۱۰۵]
«رمانتیک های فرانسه در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز بیش از هم مسلکان انگلیسی و آلمانی خود در تحولات سیاسی و اجتماعی درگیر بودند و همین امر نیز یکی از عوامل بازماندن آن ها از غور در مسائل عمیق ماورائی و متافیزیکی و غرقه شدن در دریای بی پایان تخیل خلاق بوده است».[۱۰۶]

 

۱_۱۰_ افول مکتب رومانتیسیسم فرانسه

 

معمولاً مکتب های ادبی پس از گذشت دوره ای از عمر آن ها، رو به افول می نهند و مکتب رومانتیسیسم فرانسوی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و با وجود طرفداران منحصر به فرد خود، در مسیر افول گام برداشته است.
«سال ۱۸۳۰ را که سال کمال رومانتیسیست فرانسه است در عین حال باید زمان افول این مکتب به شمار آورد. زیرا بر اثر اغتشاشات سیاسی که در این سال در فرانسه روی داد، رشته هایی که گردانندگان این مکتب را به یکدیگر وابسته می ساخت از هم گسیخت».[۱۰۷]
«تحقیق نشان از آن دارد که تنها اغتشاشات سیاسی عامل اصلی فروپاشی مکتب رومانتیسیسم فرانسه نبوده است. بلکه در کنار عامل سیاسی، عوامل دیگری نیز مؤثر بوده اند. همچنین رقابت ها و اغراضی که در میان شاعران و نویسندگان راه یافته بود عامل دیگر فروپاشی این گروه در فرانسه محسوب می شد. زیرا تا آن زمان اغلب هنرمندان کنار کشیده بودند و مستقیما کار می کردند. لامارتین که یکی از شخصیت های برجسته این مکتب شمرده می شد وارد سیاست شده بود و پس از این که در سال۱۸۳۴ به نمایندگی مجلس انتخاب شد، به کلی رابطه خود را با این مکتب قطع کرد. آلفرد دو موسه در سال۱۸۳۶ با انتشار کتابی با عنوانlrt tres de dupuis et cotonert افتراق خود را از مکتب رومانتیسیسم فرانسه اعلام داشت». [۱۰۸]
«بنابراین رمانتیسم فرانسه به عنوان یک مکتب مشخص در دهه ۱۸۴۰افول می یابد. برخی محققان سال۱۸۵۲ را که سال کودتا و حاکمیت ناپلئون سوم است سرفصل یک دوره تازه و پایان عمر رومانتیسیسم فرانسه می دانند».[۱۰۹]

 

۱_۱۱_ ویژگی های منحصر به فرد رومانتیسیسم فرانسه

 

الف: ویژگی های مشترک بین مکتب رومانتیسیسم فرانسه با سایر مکتب های ادبی:
_ رهایی از تقلید های ادبی با هدف ایجاد فضایی مناسب برای بیان عواطف و شخصیت ادیب
_ الهام و بهره گیری از افکار معاصر
_ تحمیل کردن آزادی، فردگرایی و شناخت حقیقت در ادبیات
_ تجدید و نوآوری در انواع فنون ادبی در شکل و هنر
ب: ویژگی های فکری رومانتیسیسم فرانسه در مقایسه با رومانتیسیسم آلمان:
رومانتیسیست های فرانسه هم چون رومانتیسیست های آلمان بر امور زیر توجه داشتند:
_ توجه زیاد به تلاش ناقدانه و تفکر کاتولیکی که در آغاز به راه افتاده بود.
_ مبارزه دائمی علیه اسلوب و ذوق کلاسیسیست ها.
“فاجیه”، ناقد فرانسوی بر این عقیده است که: اصل رومانتیسیسم ناپسند دانستن واقعیت و رغبت و تمایل در جهت فرار از واقعیت به وسیله خیال می باشد. آزادی و حبس و فرو رفتن در میدان احساسات شخصی.[۱۱۰]

 

۱_۱۲_ ویژگی های برجسته مکتب رومانتیسیسم فرانسه

 

از برجسته ترین ویژگی های مکتب رومانتیسیسم فرانسه می توان به موارد زیر اشاره نمود:
الف: عدم استناد مکتب رومانتیسیسم به مذاهب فلسفی، بدین گونه که به طور قابل ملاحظه ای از مفاهیم فلسفی کناره گرفته است.
ب: استقلال از هرگونه جنبش قوی، صوفی، ایده آل و اصالت مسیحی.
ج: کنارگذاشتن موضوعات روائی و اتفاقات شگفت انگیز، و هر آن چه که به وطن و گرایش به استقلال ملی توجه داشت. همان چیزهایی که در کشورهای ایتالیا و مجارستان و آلمان رخ داده بود.
د: کم توجهی به خرافات و حکایت ها و داستان های مردمی که نقش زیادی در رومانتیسیسم آلمان و مجارستان ایفا می نمودند. و هم چنین عدم توجه زیاد به داستان ها، تاریخ ملی و سنت های قومی.[۱۱۱]

 

۱_۱۳_ افول مکتب رومانتیسیسم اروپایی

 

«همراه با رشد گرایش های اجتماعی، جنبش رومانتیک در سال های پس از ۱۸۳۰ به تدریج توان خلاقانه خود را از دست داد، و افراط کاری ها و زیاده روی های آن در کنار دستاوردهایش، نویسندگاه جوان را بر آن داشت تا در صدد پیدا کردن راه های تازه ای بر آیند که با اعتدال و حسابگری طبقات متوسط روبرو رشد در تمدنی که هر چه بیشتر صنعتی می شد ، هماهنگ و هم خوان باشد. در این سال ها علم و دانش و امید به حل مشکلات بشری از راه علم روز به روز فزونی می گیرد و لازمه این علم باوری، عین گرایی و توجه به واقعیت است. در پرتو این نگرش علم گرا، روحیات رومانتیک ها از مقوله توهم به حساب می آید و دیگر کمتر کسی حاضر است تا از واقعیت ها دوری گزیند و در رؤیاهای کاذب غرق شود.
این جاست که رومانتیسیسم به تدریج با روح عصر نا همگون شده و با هدف های تازه طبقه متوسط که با اعتماد به نفس و به فرآورده های جدید صنعت و زندگی جدید می نگریست، سنخیت نداشت.
اکنون به جای تخیل، احساس، ایده آلیسم و درون گرایی رومانتیسم، تمایلی آشکار به شئ و موضوع خارج از ذهن پدید می آید».[۱۱۲]
این گونه بود که رومانتیسیسم اروپا، کم کم و با به وجود آمدن مکتب واقع گرایی رو به سراشیبی نهاده و هنوز نیمه اول قرن نوزدهم به اتمام نرسیده بود که رومانتیسیسم اروپایی در مسیر سراشیبی به افول خود نزدیک شد.

 

خلاصه فصل اول

 

ادبیات اروپایی در قرون اخیر با گرایش های گوناگونی مواجه بود. از مهم ترین این گرایش ها می توان به کلاسیسیسم و رومانتیسیسم اشاره نمود. شیوه مکتب کلاسیسیسم بر پایه عقل و خرد بود و نزد آنان، عاطفه نقش اندکی داشت. در مقابل این مکتب، مکتب رومانتیسیسم پدید آمد که وظیفه خود را مبارزه با شیوه های کلاسیسیسم و عقل و خرد می دانست و خود را منادی عواطف و احساسات قرار داده و هر یک از پیروانش تعاریف گوناگونی از رومانتیسیسم ارائه دادند.
این افراد همواره به دنبال یافتن پناهگاهی بودند تا خود را در آن قرار دهند. این پناهگاه، گاه طبیعت بود و سرزمین های دور و گاهی رؤیا، خیال و فرار به گذشته. در میان موضوعات رومانتیسیست ها، طبیعت، عشق و خیال نقش به سزایی داشتند. زیرا طبیعت مکانی بود که با آن مأنوس شده و با آن ارتباط برقرار می کردند، عشق را به عنوان برترین فضیلت قرار داده و تا حد پرستش آن را می طلبیدند، و خیال که به وسیله آن به دنیای آینده خود می اندیشیدند.
انقلاب صنعتی و ظهور فرهنگ های جدید، انقلاب کبیر فرانسه، ظهور طبقه متوسط، فروپاشی تدریجی جامعه فئودالیسم و ظهور نظام سرمایه داری، نقش مهمی در پدید آمدن این مکتب در ادبیات اروپا داشتند. در کنار این عوامل، دین پرستی نیز به عنوان یکی از عوامل محسوب می شد. از ویژگی های این مکتب می توان از آزادی، خیال و تصور و مخالفت با عقل و خرد یاد نمود. در میان کشورهای اروپایی، سه کشور انگلیس، آلمان و فرانسه مهم ترین کشورهایی بودند که ادیبان و نویسندگان آن ها به بروز احساسات خود همت گماشته و در آثارشان نمودهای رومانتیسیسم را جلوه دادند. هر چند در سایر کشورها نیز به طور کم و بیش پیروان این مکتب دیده می شود.
در باب افول مکتب رومانتیسیسم نیز می توان گفت که همزمان با اوایل قرن نوزدهم، و با پدید آمدن مکتب واقع گرایی، به تدریج زمزمه های افول رومانتیسیسم به گوش می رسد.
فصل دوم
ویژگی های رومانتیسیسم
در عصور مختلف ادبیات عربی

 

مقدمه

 

نوگرایی در ادبیات عربی، پس از حمله ناپلئون به مصر در سال ۱۷۹۸میلادی آغاز شد[۱۱۳]. در پی این هجوم، کشورهای عربی به ویژه مصر با کشورهای غربی و تکنولوژی روز آشنا شدند و در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی، علمی و … پیشرفت کردند. ادبیات هم با مکتب های ادبی غربی چون رومانتیسیسم، سوررئالیسم، رئالیسم، و… آشنا شد و از آن ها تأثیر پذیرفت[۱۱۴]. در میان بارز ترین مکتب های ادبی که در ادبیات عربی به وجود آمده و تأثیر زیادی بر افکار و آثار ادیبان و شاعران ادبیات عربی داشته است، می توان به رومانتیسیسم اشاره نمود. آغاز اولیه این جنبش را می توان نیمه نخست قرن بیستم دانست. در این قرن شاعران زیادی پس از آن که از پذیرش اصول و قواعد سرسختانه کلاسیسیسم خسته شده بودند، به این مکتب روی آوردند. در واقع شاعران نوظهور به دنبال کشف مسیری بودند تا بتوانند از این اصول رهایی یافته و آن چه احساسات و درونشان اقتضا می نمود را بیان نمایند. دلیل به وجود آمدن درون مایه های شعر رومانتیسیسم را تنها نمی توان بیان عواطف و احساسات درونی دانست، بلکه در ماورای این عواطف، دلایل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز وجود داشته است.
عکس مرتبط با اقتصاد
رومانتیسیسم در ادبیات عربی به ادبیات درونی اطلاق می گردد. به این خاطر که شاعران این مکتب، اغلب به بیان افکار درون خود پرداخته و بیشترین محور ادبیات این شاعران را بیان عواطف جاویدان، درون گرایی، تأمل، بیان احساسات، هم نشین شدن با حزن و اندوه، روی آوردن به طبیعت، و گرایش به سمت گریه و اشک تشکیل می داد. برخی از نشانه های این مکتب، در ادبیات شاعران کلاسیسیسم نیز پدیدار شده بود. به گونه ای که می توان نشانه های خیال شعری و امتزاج با طبیعت را در ادبیات آنان نیز مشاهده نمود.[۱۱۵]
برای بیان دقیق ارتباط مفاهیم و ویژگی های مرتبط ادبیات عربی با رومانتیسیسم و درک آن ها، ضروریست نگاهی اجمالی به نحوه پدید آمدن این این ویژگی ها در ادبیات عربی انجام شود. البته ذکر این مطلب خالی از لطف نیست که گفته شود، رومانتیسیسم نه به عنوان یک مکتب، بلکه به عنوان یک شیوه در ادبیات قدیم نیز وجود داشت و نشانه های این مکتب را در آثار قدیمی می توان یافت، اما نه با ویژگی هایی که در ادبیات معاصر وجود دارد. از این رو با نگاهی به ادبیات قدیم، سیر تکاملی رومانتیسیسم را در آن ادبیات مورد بررسی قرار می دهیم.

 

۲_۱_ ویژگی های رومانتیسیسم و شعر عصر جاهلی

 

شعر عربی، شعری درونی است که از درون شاعر نشأت می گیرد. این شعر درونی و فرد گرا در اصل از نشانه های مکتب رومانتیسیسم محسوب می شوند. تجربۀ خرابه های دیار یار و گریه و حزن و احساس غربت که از روی شوق و اشتیاق از درون انسان برمی خیزد، نزد عرب چیزی غیر از رومانتیسیسم نیست.[۱۱۶]
با این حال، ویژگی های مرتبط با ویژگی های مکتب های ادبی در ادبیات قدیم عربی، هم چون کلاسیسیسم، رومانتیسیسم، واقع گرایی و رمزگرایی، به معنایی که امروزه ما در ادبیات عربی از آن شناخت داریم، نبوده است. بلکه قدما اسلوب و روش هایی داشتند که گاهی اوقات به آن ها تکیه کرده، و گاهی بنا به ذوق و علاقه ناقدان، از آن اسلوب ها روی بر می گرداندند. در شعر عربی و نقد ادبی قدیم، تجربۀ رومانتیسیسم، تأکید و توجیه آن وجود نداشت. بلکه آن نشانه ها تنها برخاسته از خاطره ها و اتفاقاتی بود که شاعر بر اساس تجربۀ خود از طبیعت به بیان آن ها اشاره می نمود.
موضوع رومانتیسیسم و تأثیر آن در شعر عربی موضوع تازه ای به نظر نمی رسد. زیرا شعر عربی بیشتر بر پایه رومانتیسیسم و کلاسیسیسم بوده و پژوهشگر در عبارت ها، اوزان و قافیه بر اساس پیروان مکتب کلاسیسیسم پیش می رفت. در این اشعار، جنبش و تحرک وجود داشته و بزرگ ترین تجربه ها، دارای درون مایه های رومانتیسیسم بودند. از زمان های دور، تجربۀ ویرانه ها دربردارنده مضامین رومانتیسیسم بوده است. شاعر در این مکان ها، تجربه خرابه ها را به تجربه کوچ کنندگان صبح گاهی متصل می نمود.[۱۱۷]
با این وجود، بسیاری از آثار و نشانه های این مکتب را می توان در ادبیات عربی قدیم به وفور مشاهده نمود. به عنوان مثال اگر به تجربه امرؤالقیس مراجعه شود، لحظات واضح تر و بارزتر رومانتیسیسم را در بیان وی از خرابه های دیار یار ملاحظه خواهیم نمود. به عنوان مثال در ابیات زیر به وضوح تجلی مضامین رومانتیسیسم دیده می شود:
اَلا عِمْ صَبَاحاً اَیُّهَا الطَلَلُ البَالِی وَ هَلْ یَعِمَنْ مَنْ کَانَ فِـی الاَعصُرِ الخالی
وَ هَــلْ یَعِمَنْ اِلّا سَعِـیدٌ مُخَلَّدٌ قَـــلِـیلُ الهُـمـُومِ، ما یَبِـیـتُ بــِأوجـَـال[۱۱۸]
در این دو بیت آغازین قصیده الا عَمْ صباحاً، چنین به نظر می رسد که شاعر می خواهد به وصف دیار و ویرانه های محبوب خود اشاره نماید، ولی با کمی دقت نظر می توان دریافت که روح رومانتیسیسم و وجد وجود و ماورائی در این ابیات نهفته است. به این گونه که شاعر در خیال خود خرابه ها را مورد خطاب قرار داده است؛ گویا آن خرابه ها دارای جان و روح بوده و سخن شاعر را درک می کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top