عوامل مؤثر در بروز استرس

دانلود پایان نامه

نقش استرس های روانی اجتماعی، همواره به عنوان یکی از مهم ترین عوامل پیدایش و شکل گیری بیماری های مختلف جسمانی و روانی و مرگ و میر افراد مطرح بوده است. در این زمینه، می توان به ارتباط رویدادهای تنش زا با ناراحتی های قلبی، پوستی، دستگاه ایمنی و بیماری هایی همچون زخم معده و سرطان اشاره داشت. روشن است که استرس بر عملکرد تحصیلی، اجتماعی و شغلی، رضایت شخصی و از همه مهم تر، سلامت روانی تأثیر نامطلوب خواهد داشت. از آنجا که بسیاری از تأثیرهای استرس فیزیولوژیکی است، جزء اختلال های زیست روانشناسی به شمار می آید. مهم ترین تأثیرهای ناشی از استرس را می توان به چهار نوع تقسیم کرد: هیجانی، فیزیولوژیکی، شناختی و رفتاری.
تأثیرهای هیجانی: احساس اضطراب و افسردگی، افزایش تنش های جسمانی، افزایش تنش های روان شناختی، از تأثیرهای هیجانی استرس بر انسان محسوب می شوند.
تأثیرهای فیزیولوژیکی: ترشح آدرنالین و نورآدرنالین، اختلا ل در کارکرد دستگاه گوارش، افزایش ضربان قلب، اختلال در تنفس و انقباض رگ های خونی، از مهمترین تأثیرهای فیزیولوژیکی استرس به شمار می آیند.
تأثیرهای شناختی: کاهش تمرکز و توجه، کاهش ظرفیت حافظه کوتاه مدت و افزایش پریشانی و حواس پرتی، از مهم ترین تأثیرهای شناختی استرس محسوب می شوند.
تأثیرهای رفتاری: افزایش گریز از کار و فعالیت، اختلال در الگوی خواب، کاهش کارکردهای تحصیلی، شغلی و اجتماعی، از تأثیرهای رفتاری استرس به شمار می آیند.
سلیه (1950) بیان می کند که عوامل تنش زا می تواند موجب بروز پاسخ های جسمانی مختلف مانند افزایش فشار خون، آسیب دیدن بافت عضله، نازایی، توقف رشد، بازداری جنسی و بازداری دستگاه های ایمنی بدن شوند. افزایش فشار خون می تواند موجب بروز حمله قلبی و سکته مغزی شود. بازداری دستگاه ایمنی فرد را مستعد ابتلا به انواع عفونت ها و حتی سرطان می کند( استویوا و کارلسون، 1993). سلیه معتقد است که عوامل تنش زا ممکن است به پاسخ های روانی متعدد مانند اضطراب، افسردگی، نومیدی، بی قراری و احساس ناتوانی عمومی در سازش یافتگی با محیط منجر شود. در بسیاری از پژوهش ها مواردی از قبیل زخم معده، دیابت، آسم، اختلال های پوستی، بی خوابی، سندرم روده تحریک پذیر، اضطراب، بیماری های کرونر قلبی، میگرن، سردردهای عصبی، تبخال های عفونی و ویروسی، عفو نت های ادراری، تومور، فراموشی، هراس، افزایش کلسترول خون، تندخویی و ریزش مو از جمله بیماری های ناشی از استرس تلقی شده اند( دی یانگ، 1994).
3-4-2-2- عوامل مؤثر در بروز استرس
در زندگی امروزی بیش از هر زمان دیگر شاهد بروز استرس و عوارض ناشی از آن هستیم. همه ما کم و بیش به طور خواسته یا ناخواسته در طو ل زندگی خود با استرس های روانی متعددی مواجه شده یا می شویم. استرس در هر سن، رنگی خاص به خود می گیرد. تقریباً بیشتر مردم بر این گمان اند که مفهوم استرس را می دانند، ولی عده نسبتاً معدودی از آن درک صحیحی دارند و از آثار آن در بدن و راه های کنترل آن آگاهند.
رویدادهای بد و ناگوار در زندگی هر فردی اتفاق می افتند؛ رویدادهایی که آرامش جسمی و روانی شخص را بر هم می زنند و معمولاً موجب می شوند که وی برای رهایی از این حالت روش ها و راه حل هایی به کار گیرد. این حالت در اثر عوامل تنش زا پیش می آید. رویدادهای تنش زا در هر عصری به شکلی خاص جلوه می کنند. برای مثال انسان ماقبل تاریخ از حمله حیوانات وحشی یا مرگ در اثر گرسنگی، سرما یا بیماری، استرس های زیادی را تحمل می کرد. عوامل تنش زا در برهه های متفاوت نیز با توجه به شرایط متفاوت بوده اند. زمانی خطر ابتلا به بیماری طاعون برای مردم تنش زا بود، ولی امروزه ابتلا به بیماری هایی نظیر ایدز و سرطان برای مردم تنش زاست. براساس شواهد موجود در قرن بیستم مشکلات ناشی از رویدادهای تنش زا به ویژه در کشورهای صنعتی و پیشرفته غربی ، افزایش یافته است( پاول و ا ن رایت، 1991). تا جایی که بعضی از صاحب نظران، عصر ما را ” عصر استرس ” نامیده اند( گلدبرگر و برزنتیز، 1992).
4-4-2-2-منابع استرس
برخی از تعاریفی که در مورد استرس و سبک های مقابله با آن مطرح شده اند مبتنی بر منابع ایجادکننده استرس هستند. فولکمن و موسکووتیز (2004) فرایند مقابله را تفکرات و رفتارهایی که برای مدیریت تقاضای درونی و بیرونی در موقعیت های پرتنش به کار می روند، تعریف کرده اند. در این تعریف منابع تنش زا وقایع و موقعیتهای بیرونی تلقی شده اند. در حالی که روان شناسان پیرو اصالت وجود( برای مثال، یالوم، 1981) منابع ایجادکننده استرس و اضطراب را به درون انسان نسبت می دهند.
در هر صورت، استرس جزئی از زندگی بشر و اجتناب ناپذیر است. گذراندن اوقات زندگی انسان در سه بخش عمده می گذرد: سازمان، جامعه و خانواده. بدیهی است که استرس نیز در هر سه بخش یادشده وجود دارد. پستونجی(1992) معتقد است سرچشمه استرس در زندگی سه قسمت است: مشاغل و سازمانها، مسائل اجتماعی و خانواده .
به نظر برخی صاحب نظران از یک دیدگاه می توان علل استرس را به دو بخش عمده درون سازمانی و برون سازمانی تقسیم کرد.
تنش زاهای برون سازمانی شامل تغییرات اجتماعی، فناوری، خانواده، جابه جایی، شرایط اقتصادی، نژاد و طبقه اجتماعی و شرایط محیط زندگی از تنش زاهای برون سازمانی محسوب می شود. معرفی منابع و عوامل تنش زا بستگی به این دارد که صاحب نظران انسان را از چه دیدگاهی مورد بررسی قرار دهند. پیروان رفتار سازمانی، فرد را درون سازمانی و به عبارتی ” سازمانی ” می دانند و به همین لحاظ منابع استرس را به درون و برون سازمانی تقسیم می کنند. برخی نیز انسا ن را درون جامعه می بینند و تقسیمات خود را از منابع استرس بیشتر به صورت جامعه شناختی ارائه می دهند ( خدایاری فرد و پرند، 1385).
5-4-2-2-علائم استرس
علائم استرس را می توان به علائم جسمانی، روانی و رفتاری تقسیم کرد. این موارد در زیر بررسی می شوند:
1-5-4-2-2-علائم جسمانی
علائم جسمانی استرس، بسیار زیاد است و در افراد مختلف به صورت گوناگون جلوه می کند. اما بعضی از تجلیات علائم استرس فراوان ترند و تا حدود ی جنبه عمومی دارند. با انجا م آزمایش ها و آزمون هایی که امروزه انجام می گیرد، می توانیم میزان و درجه استرس هایی را که با آنها مواجه ایم، تعیین کنیم. فرض کنید در حال رانندگی در بزرگ راهی هستید، ناگهان با ماشین سواری دیگری که از مسیر خود منحرف شده است، تصاد ف می کنید و دچار شکستگی استخوان می شوید. شما به دلیل اینکه مورد تهدید واقع شده اید، واکنش نشان می دهید و مراحل نشانگان سازگاری کلی رخ می دهد. یعنی با شروع مرحله هشدار، قلب شما تند می زند، تنفس تند و مردمک چشم منبسط می شود. از طرف دیگر، به دلیل آسیب دیدگی پاهایتان، واکنش هایی از خود نشا ن می دهید، فریاد می کشید و پس از این عصبانیت زودگذر، توجه شما به مسائل جانبی دیگر معطوف می شود، عضلا ت شما سفت می شود، احساس درد می کنید و ممکن است در معده خود احساس سوزش و درد نمایید. بعد از چند دقیقه، علائم حاد مرحله هشدار از بین می رود، ضربان قلب و تنفس به حالت عادی بر می گردد، حالات هیجانی معتدل و ملایم می شود. با این حال، ممکن است بعضی از این تغییرات فیزیولوژیکی مثل انقباض عضلانی، درد معده و حالت تهوع از بین نرود و برای مدتی پایدار بماند. از طریق نتایجی که از برخورد با یک عامل تنش زا در فرد ایجاد می شود، می توان علائم فیزیولوژیکی و حتی سطحی استرس را اندازه گیری کرد. برای مثال اگر تنش عضلانی و همچنین سایر تغییرات فیزیولوژیکی ناشی از استر س باشند، میزا ن تنش عضلانی، شاخصی از سطح استرس محسوب می شود ( خدایاری فرد و پرند، 1385).
2-5-4-2-2-علائم روانی و رفتاری
تنها علائم جسمانی و تغییرات انتقال یافته از استرس مبین علائم استرس نیستند، بلکه رفتار و احساسات انسان هم می تواند شاخصی قوی مبنی بر وجود استرس در فرد باشد. در مراحل مختلف سندرم سازگاری کلی مانند مراحل پایداری و هشدار، مجموعه ای از شاخص های رفتاری گوناگون رخ می دهند؛ البته بعضی از این رفتارها آشکار و عمومی اند و پاره ای از آنهااختصاصی اند. بعضی از مردم در شرایط تنش زا تمایل به تند راه رفتن، تندحرف زدن، حتی تند نفس کشیدن دارند؛ بعضی دیگر به سیگار کشید ن، مصرف الکل و پرخوری مبادرت می ورزند. علاوه بر شاخص های رفتاری، مجموعه ای از علائم روانی نیز در شرایط استرس بروز می کند؛ برای مثال الگوهای عادی روانی تغییر پیدا می کند، جریا ن ذهنی فرد از هم پاشیده می شود، سازماندهی و وحدت روانی فرد به هم می خورد، عاطفه و هیجان فرد تحت تأثیر استر س قرار می گیرد و فرد حالت عاطفی چسبنده ای پیدا می کند. به طور مثال برای مدتی ناراحت و افسرده شده و در نهایت جریان فکری او مختل می شود. عصبانیت ناگهانی، سرخوشی، تغییرات سریع خلق، گرایش به افسردگی و پرکاری از زمره علائم روانی استرس اند. پاسخ های شناختی نیز تحت تأثیر استرس قرار می گیرد. البته این اثرپذیری خیلی دقیق و ظریف است .
استرس می تواند علتی برای اختلالات حافظه یا افکار تکراری و وسواسی در زمین های خاص باشد. اختلال در جریان فکری نیز می تواند ایجاد شود. علائم روانی، رفتاری و ذهنی می توانند مانند علائم جسمانی، شاخصی برای وجود استرس باشند. علائم روانی مانند علائم جسمانی در صور ت تداوم استرس به مرحله تخلیه نزدیک و شدید می شوند. اما علائم جسمانی بدن را به سوی بیماری های شدید و جدی جسمانی سوِق می دهند. علائم روانی هم سبب کاهش انرژی و خستگی روانی فرد می شوند که در نهایت ممکن است به روان گسیختگی منجر شوند (خدایاری فرد و پرند، 1385).
خانواده هایی که استرس بسیاری را تجربه می کنند، اغلب با انبوهی از شرایط تنش زا یا تراکمی از حوادث و وقایع زندگی، که هر کدام فشار زیادی را بر نظا م خانوادگی وارد می آورند، مواجه هستند. هر تغییری که برای یکی از اعضای خانواده پیش می آید، بدون شک بر دیگر اعضا ی خانواده نیز تأثیر می گذارد و برا ی کل نظام خانواده پیامدهایی را دربر دارد(خدایاری فرد و پرند، 1385).

مطلب مشابه :  دیدگاه کارکردگرایی