فرهنگ و جامعه

دانلود پایان نامه

علم محوری: نهادی شدن علم در یک جامعه استدلال، مطالعه، تحقیق، بحث و گفت وگو و اندیشه و روحیه علمی را به دنبال می آورد. علم به انسان کمک می کند تا از ذهن گرایی و تصحیح ناپذیری به سوی عینیات، محاسبه، بهبود و تصحیح و انتقادپذیری حرکت کند. توسعه ذاتاً به دنیای عینی بیشتر توجه دارد و علم هم ابزار این توجه را در اختیار انسان قرار می دهد و توجه او را به سیستم و کارایی مجهز می نماید. به طورکلی، ازآنجاکه توسعه شامل شناخت، بهینه سازی، سازمان دهی، برنامه ریزی و عینیات می شود، علم به مفهوم استدلالی نمودن اندیشه ها و اعمال، زمینه ساز، تسهیل کننده و عامل تکامل توسعه می باشد.( سریع القلم، 1375) لکن لازم به ذکر است که علم و ایمان باهم دو بال پروازند و به قول استاد مطهری(ره) ” علم ابزار می سازد و ایمان مقصد، علم سرعت می دهد و ایمان جهت” (مطهری، 1361) امام علی (ع) در این رابطه می فرماید: « خیر آن نیست که مال و فرزندت بسیار شود بلکه خیر آن است که عملت فراوان گردد»
قانون مداری:
برای آنکه محاسبات مادی و برنامه ریزی و سیاست گذاری در امر توسعه از جانب مردم و دولت قابل اجرا و پیشرفت و از کارایی لازم برخوردار باشد، باید ثبات قانونی و حاکمیت قانون جدی گرفته شود. زمانی محاسبات نسبت به آینده قابل تدوین خواهد بود که با پشتوانه قانونی بتوان به طور نسبی وضعیت آینده را پیش بینی نمود. (رضایی، 1388) امام خمینی (ره) در بیانات خود حکومتی را قابل قبول می دانند که تابع قانون باشد و می فرمایند:« ما می خواهیم یک حکومتی باشد که لااقل تابع قانون باشد و تبع قانون اسلام باشد، تبع قوانین مجهول صحیح باش»
رفع فقر از جامعه:
رسیدن به اهداف متعالی که خداوند متعال از خلقت انسان در نظر داشته است، هنگامی بهتر میسر خواهد شد که انسان به لحاظ نیازهای جسمانی و مادی احساس کمبودی نداشته باشد. به صورتی که خداوند متعال در قرآن کریم فقر را باعث گرایش انسان ها به زشتی ها و انحراف از راه راست معرفی می نماید و می فرماید:” الشیطن بعدکم الفقر و بامرکم بالفحشاء و الله یعدکم مغفره منه و فضلا و الله واسع علیم” ” شیطان به وعده فقر و ترس و بی چیزی شمارا به کارهای زشت و بخیلی وادار کند و خداوند ( برای رغبت و احسان) به شما وعده آمرزش و احسان دهد و خدا را فضل و رحمت بی منتهاست و به امور جهان داناست” امام علی (ع) نیز ضمن برشمردن فقر به عنوان بزرگ ترین بلا خطاب به فرزندشان محمد بن حنیفه می فرمایند:« پسرم از فقر بر تو ترسانم پس ازآن به خدا پناه بر که فقر دین را نقصان می رساند و خرد را سرگردان کند و دشمنی پدید آرد» اما خمینی (ره) بارها رد بیانات خود هدفشان را رفع فقر معرفی می نمایند: « ما آمده ایم این محروم ها را از محرومیت دربیاوریم» (رضایی، 1388)
عقل گرایی: در اسلام تأکید بسیاری بر عقلانیت شده است، لکن عقلانی بودن یک فعل است و عطف آن فعل صرفاً به سود مادی قابل احراز نیست و نمی توان عقلانیت را تنها در نوع نسبت میان هدف و وسیله دنبال کرد، بی آنکه از عقلانیت هدف که سر اصلی این نسبت است پرسشی به میان آورد. به همین خاطر چه بسا رفتاری که در دستگاه ” هزینه- سود” در یک انسان شناسی غیر الهی ” عقلانی” تلقی می شود در دستگاه ” هزینه- سود” جامع تر که انسان شناسی اسلامی مدعی آن است کاملاً غیرعقلانی از آب درآید و برعکس(رحیم پور ازغذی،1375)امام علی(ع) در این رابطه می فرمایند:« گران مایه ترین بی نیازی خرد است و بزرگ ترین درویشی بی خردی است»
مردم مداری: اسلام مردم را یکی از پایه های مهم توسعه می داند و نقش مهمی برای مردم قائل است که این نقش به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم انجام می پذیرد. نقش مستقیم مردم درروند توسعه این است که آنان در ابعاد عملی به وجود آورندگان و تحقق بخشندگان اهداف توسعه تلقی می شوند. به عبارت دیگر جهت دهندگانی نخبگان وبرنامه ریزی های نظام سیاسی در مسری توسعه و تکامل را مردم تحقق بخشیده و به نتیجه می رساند. بنابراین مردم از سویی مجریان توسعه و تکامل و از وسی دیگر هدف توسعه و کمال اند؛ زیرا تمامی جهت دهی ها به سمت رشد، توسعه و کمال و تمام برنامه ریزی ها در این مورد درروند به خاطر آنان بوده و خودشان نیز در تحقق آن سهم بزرگی دارند. نقش غیرمستقیم مردم درروند رشد و توسعه کشور این است که بر عملکرد نخبگان و نظام سیاسی نظارت می نمایند. آنان از طریق مشارکت در تصمیم گیری ها، کیفیت برنامه ریزی ها و بازدهی آن را افزایش داده و در صورت وجود کوچک ترین تعلل و تخلف در نخبگان یا نظام سیاسی، آنان را مورد سؤال قرار داده، به پاسخ گویی فرامی خوانند (علیخانی، 1379) امام خمینی(ره) در این رابطه می فرمانید :« سیاست ما همیشه بر مبنای حفظ آزادی، استقلال و حفظ منافع مردم است که این اصل را هرگز فدای چیزی نمی کنیم»
شایسته مداری و تخصص: توسعه که به یک معنا به کارگیری صحیح نیروها می باشد در سیستمی مفهوم پیدا می کند که تخصص به صورت اصیل در آن مطرح باشد و نظر تخصصی بر اظهارنظر سلیقه ای مقدم گردد. بحث توسعه که به معنای پیشرفت و تکامل و کمال مادی و معنوی یک جامعه است در گردونه فعلی بین المللی، فقط از طریق شایسته مداری امکان پذیر است و منظور از آن اصلاح حوزه نخبگی است که بتواند با تخصص و تعهد و مهارت و تفکر و نظارت نه تنها پیشرفت جامعه را به دست گیرد بلکه الگویی برای آن باشد(رضایی، 1388) امام علی (ع) می فرمایند:«کار مردم جز به شایستگی زمامداران سامان نمی یابد»
نظم: اصولاً توسعه با ترتیب و مراحل کار امکان پذیر است: لذا جهت رعایت ترتیب زمانی و ترتیب عملی تصمیم گیری ها و اقدامات توسعه جامعه به شدت به نظم و ترتیب در تمامی شئون زندگی وابسته است. به طور فوق العاده بدیهی، نظم از ویژگی های بارز جوامعی بوده است که توسعه اقتصادی به مفهوم بهینه سازی نیروهای مادی انسانی را اساس قرار داده اند(رضایی، 1388) قران کریم می فرماید:«نظم و زیبایی در پیوندی تنگاتنگ وجود دارد»
نگاه تکلیفی و مسئولانه در فرهنگ اسلامی
در فرهنگ اسلامی قدرت نه یک فرصت و موقعیت ویژه برای چپاول و برآوردن آرزوهای نفسانی، بلکه یک تکلیف و مسئولیت خطیر و مهم تلقی می شود. واژه ” مسئول” در اطلاق به رئیس یک بخش یا تمام حکومت در اسلام دارای بار لرزشی بسیار حائز توجهی است. بیانات امیرمومنان(ع) در توصیه به زمامداران بخش های مختلف سرزمین اسلام از همین امر حکایت می کند که عنوان زمامداران و به تعبیر اسلام ” مسئولیت”، هیچ حقی بر حقوق معین شخص نسبت به سایر افراد عادی اضافه نمی کند جز اینکه تکلیف وی سخت تر و پاسخگویی او در مقابل مسئولیتش سنگین تر خواهد بود و موجب فخری که نخوتی را در پی داشته باشد نیز نمی گردد (ظهیری ، 1380،ص249) امام علی (ع) می فرمایند«و ان عملک لیس لک بطعمه و لکنه فی عنقک امانه»
معادله نبودن قدرت و ثروت در فرهنگ اسلامی
یکی از مباحث بسیار مهم در اندیشه سیاسی بحث قدرت است و در نحله های مختلف سیاسی میان قدرت و ثروت یک معادله برقرار می شود. حال بعضی قدرت را مولد ثروت می دانند و برخی ثروت را موجد قدرت. “موسکا” معتقد است در جامعه مدرن ثروت موجد قدرت است و در جوامع سنتی قدرت موجد ثروت.( موسکا،1965) اینک در فرهنگ اسلامی ثروت و قدرت به عنوان یک نامعادله برقرار است و ربطی میان این دو مفهوم در ساختار سیاسی اسلامی وجود ندارد. امام علی (ع) چه بسا کارگزارانی را از میان کسانی انتخاب می فرمود که بهره ای از دنیا نداشتند و خود حضرت نیز در طول زمامداری خویش نه از قدرتش برای اندوختن ثروتی استفاده کرد و نه مشی خویش را در نحوه زندگی تغییر داد، مگر اینکه در معشیت بر خود سخت تر گرفت( ظهیری ، 1380)
فرهنگ اسلامی و توسعه پایدار
یکی از مبانی شناسایی ایده توسعه پایدار توجه به طبیعت و هستی است. در فرهنگ اسلامی نیز اصولی می توان یافت که ناظر به توجه به طبیعت و هستی است. این اصول را به صورت مختصر موردبررسی قرار می دهیم.
” وحدت” در هستی که ناظر به ربط و نسبت میان اجزای یک مجموعه است و در اینجا به رابطه میان طبیعت و انسان است.
” تعادل” در مجموعه انسان – طبیعت که معطوف به هماهنگی میان اجزا است.
” نظم” در هستی که حاکی از وجود قانون مندی است و ناظر به وجود قانون و قواعد معین برای انجام امور است
” کمال جویی” در عالم هستی که حاکی از ضرورت دگرگونی و تحول به سمت ارتقای امور و پیشرفت و رشد معنوی است( نقی زاده ، 1379)
فرهنگ اسلامی و هویت جامعه
احیای فرهنگ اسلامی، به عنوان یکی از بنیادی ترین اهدافی که می تواند بقا و تداوم حیات جامعه ایرانی باشد، موضوعی است که توجهی درخور و جامع را طلب می نماید. تحصیل این آرمان والا، شناسایی ابزار و روش ها و عناصر متفاوت و مناسب را به عنوان ضرورتی جدی و همه جانبه مطرح می کند: با عنایت باارزش و اهمیت مفهومی به نام هویت، می توان گفت که یکی از اساسی ترین عناصر تأثیرگذار بر چگونگی احیای فرهنگ اسلامی، هویت فرهنگی جامعه است. به این معنا که هر چه جامعه به سمت احراز هویتی با مشخصه های اسلامی و ایرانی سیر نماید، امکان احیای فرهنگ اسلامی تقویت خواهد شد و بالعکس هر چه که جامعه با بحران هویت مواجه شده و هویت دلخواه و مطلوب خویش را در تطبیق با معیارهای بیگانه و در تقابل با تاریخ خویش جستجو نماید، از احیاء و بروز و تجلی فرهنگ اسلامی دورتر خواهد شد. با روشن شدن اهمیت احیای فرهنگ اسلامی، توجه به نقش بنیادین آن ( فرهنگ اسلامی) در احیای جامعه اسلامی موضوعی است که باید مطمح نظر قرار گیرد. به عبارت دیگر یکی از عوامل مهم احیای جامعه اسلامی عبارت از احیای فرهنگ اسلامی و یا به عبارتی احیای اهداف جامعه اسلامی و طی طریق ( هدایت) جامعه بر مینای قوانین منبعث از تعالیم اسلامی است. مهم ترین عامل مؤثر بر احیای فرهنگ اسلامی، شناسایی منابع فرهنگ اسلامی و چگونگی بهره گیری از آن ها خواهد بود. چراکه اصولاً حیات هر فرهنگ و جامعه ای، منوط به منابعی است که مأخذ مبانی نظری آن ها باشند که مبانی نظری نیز منبعث و همراه جهان بینی و تفکر اسلامی است. ( نقی زاده، 1380)

مطلب مشابه :  فلسفه به حداکثر رساندن رضایت مشتریان