فعالیتهای اقتصادی، شاخص توسعه انسانی، سیاستهای محیطی

فعالیتهای اقتصادی، شاخص توسعه انسانی، سیاستهای محیطی

فعالیتهای اقتصادی، شاخص توسعه انسانی، سیاستهای محیطی

توسعه سیاسی یکی از شاخص‌های توسعه است، با هدف رسیدن به پیشرفت، صنعتی شدن، رفع فقر، رفع وابستگی، ایجاد تحولات ساختاری و اصلاحات در تمام بخش‌های جامعه و گذار از حالت نامطلوب زندگی گذشته به شرایط بهتر، توسعه سیاسی با برخی مفاهیم دیگر در ارتباط است، از جمله مشارکت سیاسی، فرهنگ سیاسی، تبلیغات سیاسی، ارتباطات سیاسی و از همه مهمتر نوسازی، با این که نوسازی و توسعه گاهی مترادف به کار می‌روند، اما برخی از محققان، توسعه سیاسی را خیلی وسیعتر از نوسازی سیاسی تلقی می‌کنند و معتقدند نوسازی سیاسی در بطن توسعه سیاسی است. نوسازی سیاسی را می‌توان فرایندی تلقی کرد که طی آن، نقش‌های کارکردی استراتژیک جامعه به سازندگی و تولید مبادرت می‌ورزند (مهدیخانی، 1380).
2-1-4-5- توسعه انسانی
بسیاری از صاحبنظران بر این عقیده هستند که انسان نقطه آغازین و محور توسعه است. در واقع می‌توان گفت که نقش صنایع، سدها، ماشینآلات که پیشتر جایگاه زیادی در توسعه داشتند و در واقع بعد سخت افزاری توسعه میباشد، کمرنگ شده و آموزش و پرورش و بهداشت به همراه
مقولههایی مانند جنسیت و محیطزیست که بخش نرمافزاری توسعه هستند، مورد توجه قرار گرفتند. توسعه انسانی اولین بار توسط تیاسن مطرح شد. هدف از این توسعه ایجاد محیطی توانمند برای مردم در برخوردار شدن از زندگی طولانیتر، سالم و خلاقتر است. توسعه انسانی دو وجه دارد: یکی ایجاد قابلیتهای انسانی، مانند بهبود سلامت، دانش و مهارت است؛ دیگری استفاده افراد از قابلیتهای کسب شده برای ایجاد فرصتها، مانند فعال بودن در عرصه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. توسعه انسانی طبق نظریههای نوین، نقش مهمی در رشد و توسعه اقتصادی دارد و توسعه اقتصادی بدون توسعه انسانی نمیتواند به مسیر مطلوب برسد، بهطوری که گفته شده آموزش و پرورش، افزایش مهارت و قابلیتها از الزامات توسعه اقتصادی هستند (فطرس و ترکمنی، 1391). توسعه انسانی می‌تواند به افزایش درآمد ملی کمک کند، افراد جامعه اگر سالمتر، باسوادتر و دارای تغذیه بهتر باشند، بیشتر در فعالیتهای اقتصادی شرکت میکنند. توسعه انسانی قابلیت افراد را بالا میبرد. افزایش قابلیت افراد باعث افزایش فعالیت و بهرهوری بالاتر آنها میشود. در واقع توسعه انسانی مبتنی بر این ایده است که پیشرفت جوامع انسانی را نمیتوان تنها با درآمد سرانه اندازهگیری کرد، بلکه لازمه دستیابی به زندگی بهتر علاوه بر داشتن درآمد، پرورش و بسط استعدادها و ظرفیت انسانی است. بنابراین، توسعه انسانی عبارت از فرآیند بسط انتخابها و ظرفیتهای انسانی است. در گزارش سازمان ملل توسعه انسانی روندی است که طی آن امکانات افراد بشر افزایش مییابد، در این سه شاخص طول عمر، سطح دانش و سطح معاش به عنوان مهمترین شاخصهای توسعه انسانی معرفی شدند. شاخص توسعه انسانی نتیجه کوششی به منظور تبدیل دیدگاه توسعهای تولیدمدار به دیدگاه توسعهای انسان‌مدار میباشد (صادقی و همکاران، 2007).
2-1-5- توسعه پایدار
اصطلاح توسعه پایدار را نخستین بار به طور رسمی گروهارلم برونتلند در سال 1987 میلادی در گزارش مشترک ما در کمیسیون جهانی محیطزیست و توسعه مطرح کرد. واژه مذکور در مفهوم گسترده آن بدین معنی است: اداره و بهرهبرداری صحیح و کارا از منابع پایه، طبیعی و همچنین مالی و نیروی انسانی برای دستیابی به الگوی مصرف مطلوب که به کارگیری امکانات فنی و ساختار و تشکیلات مناسب برای رفع نیاز نسل امروز و آینده به طور مستمر و رضایت بخش امکانپذیر میشود (یاری حصاری و همکاران، 1390).
در برخی منابع واژهی پایدار بودن به حفظ کردن، ادامه دادن حیات و موجودیت، متوقف نشدن و قطع امید نکردن و امتداد یافتن معنا شده است. اگر پایداری فقط در چارچوب این معانی به کار برده شود، برای جامعه انسانی کاربردی نخواهد داشت. جامعه انسانی یک نظام سازگار پیچیدهای است که درون نظام سازگار پیچیدهی دیگری یعنی محیط طبیعی جای گرفته است که برای حمایت و پشتیبانی بدان وابسته است. این نظامها در تعامل دو جانبه با یکدیگر بوده و در یک مسیر تکامل هماهنگی قرار دارند و هر یک شامل هزاران نظام فرعیاند که در تعاملی دو جانبه و هماهنگ با یکدیگر رشد میکنند. بنابراین، تغییر و تکامل مداومی در جریان است. فزون بر آن، در صورتی که
نظامها بخواهند ماندگار و پایدار بمانند، میبایست این توانایی را برای تغییر و تکامل حفظ کنند. با این نگرش، هدف پایداری بهگونهای دقیقتر، به هدفی از توسعهی پایدار معنی و تفسیر میشود (بوسل، 1999). در واقع پایداری به عنوان وجه وصفی توسعه، وضعیتی است که در آن مطلوب بودن و امکانات موجود در طول زمان کاهش پیدا نمیکند و از کلمهی Sustenere به معنای زنده نگهداشتن گرفته شده است که بر حمایت یا دوام بلند مدت تأکید میکند (زاهدی و نجفی، 1384). بنابراین،
توسعهی پایدار را میتوان حالتی از تعادل و توازن بین ابعاد مختلف توسعه دانست (دانشپور و مرادپور، 1386).
توسعهی پایدار، فرآیندی جهت دستیابی به نگرش آیندهنگر و جامع و رضایتمندی مستمر، از طریق شناخت روابط میان انسانها و محیطزیست و میان اجزای محیطزیست و مداخلهگری عقلانی جهت بهبود این روابط، به کارگیری تلفیقی تکنولوژی جدید، دانش بومی و تأکید بر حقوق آحاد بشر است (آزیری، 1387). توسعهی پایدار سه بٌعد اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیکی را در بر
میگیرد. این ابعاد دارای ساختاری مشخص و نظامی سلسله مراتبی هستند. بنابراین، توسعه پایدار تنها مبتنی بر سیاستهای محیطی
نیست و بدون حل مسائل اجتماعی و اقتصادی، توسعهی پایدار محقق نخواهد شد. همچنین این امر نیازمند دیدی کلنگرانه در سیاستهای توسعه محیطی، اجتماعی و اقتصادی و یکپارچگی در این سه بٌعد است. بنابراین، در تبیین نظری مفهوم توسعهی پایدار که بر تعامل ابعاد سهگانه توسعهی اقتصادی و اجتماعی و محیطی تأکید دارد، رویکردهایی چون حفاظت گرایی، محیطگرایی و جامعهگرایی شکل گرفتهاند. در توسعه اقتصادی هدف غایی رشد اقتصادی پایدار، به حداکثر رساندن منافع، حفاظت و بازیافت منابع، کاهش ضایعات و در توسعهی اجتماعی رضایتمندی از نیازها و افزایش خوداتکایی معنا یافتهاند (رودریگو، 2009). توسعه پایدار به استناد تعاریف برشمرده، فرایندی است که اهداف اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی جامعه را هرجا که ممکن است از طریق وضع سیاستها و انجام دادن اقدامات لازم و عملیات حمایتی با هم تلفیق می‌کند و هر جا که تلفیق امکان ندارد، به ایجاد رابطه مبادله بین آنها و بررسی و هماهنگی این مبادلهها می‌پردازد. براین اساس، در توسعه پایدار سه دسته هدف و بر مبنای آنها سه محیط و سه بٌعد اصلی وجود دارد که عبارتاند از محیطهای اقتصادی، اجتماعی، طبیعی و ابعاد اقتصادی، اجتماعی، و زیست محیطی در غالب مستندات. توسعه پایدار بر مبنای همین اهداف تعریف و ترسیم شده است و با تأکید بر این سه دسته هدف شمای توسعه پایدار را به صورت شکل 2-3 ترسیم کردهاند (زاهدی، 1389).
اهداف زیست محیطی محیطی
اهداف زیست محیطی محیطی
جهانی
جهانی
اهداف اجتماعی
اهداف اجتماعی
ملی
ملی
اهداف اقتصادی
اهداف اقتصادی
محلی

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~