قانون مدنی

دانلود پایان نامه

8-زوجات فروع شخص: مانند زن پسرش از جهت شیرخوارگی در هر درجه پایین.
دلیل تحریم اصناف مذکور قول خداوند متعال است که می فرماید: «وامهاتکم اللاتی ارضعنکم واخواتکم من الرضاعه» یعنی مادران و خواهران که شما را شیر می دهند (حرام است) نکاح با ایشان.
چنانچه ماده ی 84 قانون مدنی کشور به تایید موضوع چنین صراحت دارد.
حرمت رضاعی با استثنای حالات ذیل مانند حرمت نسبی است:
1-خواهر پسر رضاعی
2-مادر خواهریا برادر رضاعی
3-مادرکلان پسر یا دختر رضاعی
4-خواهربرادر رضاعی
( الزهیلی،ج9،ص6633)
قرابت سبب تحریم است:
3-1-10)در اصل تحریم وابسته به چند چیز است:
از آنجمله جریان عادت به همراهی، برقراری ارتباط، عدم امکان لزوم ستر در میان همدیگر و ارتباط نیازهای دو طرف به طور طبیعی نه صناعی؛ زیرا اگر روش به قطع امید از آن ها و روگردانی از رغبت در آن ها جاری نگردد، مفاسدی به پا می خیزد که حدی و حسابی نخواهند داشت، تو می بینی مردی را که چشمش بر محاسن و زیبایی زن بیگانه می افتد، به او عشق می ورزد و به خاطر او خود را در هلاکت گاه ها می اندازد پس چه می شود گمان تو به کسی که با زنی تنها باشد و شب و روز به محاسن و زیبایی او نظر داشته باشد و نیز اگر دروازه یی رغبت در آن ها باز و غیر مسدود قرار گیرد و ملامت در میان نباشد، این به ضرر بزرگی علیه آن ها منجر می گردد؛ زیرا این سبب قرار می گیرد برای بازداشتن آن ها از کسی که برای خود در او رغبتی داشته باشد؛ زیرا امر ازدواج آنان به دست همین مردان است، و این که نمی تواند برای آن ها کسی باشد که از حقوق آن ها بازخواستی بکند اگر خود با آن ها ازدواج می کردند، حالا آنکه شدیداً نیاز دارند به کسی که از طرف آن ها دشمن قرار گرفته دفاع بکند.
نظیرش آنست که در باره ی یتیمان پیش آمده است که اولیا در مال و جمال آن ها رغبت می کردند، ولی حقوق کامل آن ها را ادا نمی کردند، پس در حق آنان این آیه نازل گردید: (وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَى فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ)«اگر احساس خطر کردید که در باره یتیمان به انصاف نمی توانید رفتار کنید، پس نکاح کنید آن زنی را که خوش باشد برای شما».
عایشه آن را بیان فرمود، و این رابطه به صورت طبیعی در میان مردان و مادران و خواهران و عمه ها و خاله ها و برادرزادگان و خواهرزادگان وجود دارد (دهلوی، 1923)
3-1-11)شیرخوارگی سبب تحریم است
از آنجمله است: رضاعت؛ زیرا زنی که به کودکی شیر می دهد، از این جهت که سبب اجتماع اخلاط بنیه و برپایی هیکلش می باشد به جای مادر است، با این تفاوت که مادر خلقت او را در شکم خود جمع و جور کرده است و این مادر رضاعی به قدر سد رمق به او در نخستین نشو و نمو شیر داده است، پس این هم بعد از مادر حقیقی، مادر به حساب می آید و فرزندان او بعد از برادران و خواهران حقیقی برادر و خواهر این قرار می گیرند و این مادر رضاعی هم در پرورش او همان زحمتی را کشیده که مادر حقیقی کشیده است و بر عهده این شیرخوار برای او همان حقوقی لازم می شود که برای مادر حقیقی لازم می باشد، و مادر رضاعی از او چیزهایی را دیده که مادر حقیقی دیده است، پس قرارگرفتن مادر رضاعی در ملکیت او و حمله کردن بر او چیزی است که فطره ی سالم از آن انکار دارد چقدر حیوانات هستند که به سوی مادر و شیرده خود توجهی ندارند چه برسد به مردان.
و نیز عرب ها فررزندان خود را در قبایل به شیرخوارگی می دادند، کودکان در میان آن قبایل نشو و نمو پیدا می کردند و مانند محرم با آن ها آمیزش و اختلاط داشتند، و در نزد آنان رضاعت وصله ی مانند وصلۀ نسب بود، پس واجب شد که رضاعت بر نسب حمل گردد و همین است منظور از قول رسول خدا (صلی الله علیه وسلم: «یَحْرُمُ مِنَ الرَّضَاعَهِ مَا یَحْرُمُ مِنَ الْوِلاَدَهِ» «آنچه از ولادت حرام است از رضاعت نیز حرام می باشد». (ماوردی ،1416 ه ق ،ص 36)
3-1-12) مقدار رضاع که سبب تحریم است:
و چون رضاع از این جهت سبب تحریم قرار می گیرد که معنی مشابهت به مادر، در شیرده از نظر سبب قیام بنیه و ترکیب هیکل نوزاد وجود دارد، واجب است در ارضاع دو چیز مورد نظر باشد.
کمتر بودن سن شیر خوار از دو سال باید یقینی باشد،پس در صورت تردید در اینکه سن شیرخوار از دو سال زیادتر بوده باشد یا نه ،رضاع معتبر نبوده و محرمیت نیز حاصل نمی گردد. (شافعی ،1430 ، ج3،ص 26)
یکی: آن مقداری از شیر که این معنی به سبب آن تحقق یابد، پس در آنچه در قرآن نازل شده، ده رضعت سبب حرمت قرار گرفته که پنج تا از آن ها منسوخ و پنج تای دیگر باقی مانده است، و رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) فوت نمود در حالی که این پنج رضعت تلاوت می شدند . (الجزیری ،1411 ه ،ص 207)
تقدیر و اندازه، چون معنی مشابهت در کثیر وجود دارد و در قلیل وجود ندارد، به هنگام تشریع لازم شد که در میان آن ها حد فاصل مقرر گردد، تا به هنگام اشتباه به آن مراجعه شود اما تقدیر به ده رضعت از آنجاست که ده نخستین عددی است که از آحاد متجاوز شده به عشرات وارد می شود، و نخستین عددی است که جمع کثرت در آن به کار برده می شود و جمع قلت در آن استعمال نمی گردد، پس آن نصاب مناسبی است که کثرت معتد به که در بدن انسان سرایت می کند ضبط گردد.
اما منسوخ شدن آن به پنج بنابر احتیاط است، زیرا طفل وقتی به پنج رضعت کامل، شیر بخورد، زیبایی و تر و تازگی در صورت و بدن او نمایان می گردد، و اگر به بچه شیرخوار شیر کامل نرسد و مادرش شیر نداشته باشد، در بدن کودک خشک شدن پوست و لاغری پدید می آید، این علامت آنست که شیر سبب رشد و قیام هیکل است، و آنچه از این مقدار کمتر باشد اثری از آن ظاهر نمی گردد. (همان ،ص 257)
رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) فرمود: «لا تُحَرِّمُ الرَّضْعَهُ وَالرَّضْعَتَانِ، ولا تحرم الْمَصَّهُ وَالْمَصَّتَانِ، ولا تحرم الإملاجه ولا الإملاجتان» «یکی دو بار شیردادن حرمت نمی آورد، یکی دو مکیدن حرمت نمی آورد، یکی دو بار پستان به دهان دادن حرمت نمی آورد». اما موافق به قول کسی که مطلق شیردهی، چه کثیر باشد و چه قلیل، حرمت می آورد، پس سبب، بزرگداشت امر شیرخوارگی است، و آن را مانند مؤثر بالخاصیت قرار داده است، مانند سنت الهی در سایر آنچه مناط حکمش درک نمی گردد. (همان ،ص 257)

مطلب مشابه :  خدمت، ،