مؤلفه ها و ابعاد نظریه سرمایه اجتماعی، نظریه سرمایه اجتماعی، فعالیت های اقتصادی

تغییرات اقتصادی در شرایط نوین به طرق مختلف بر ماهیت شایستگی های مورد نیاز بازار کار تأثیرگذار بوده است. بررسی ویژگی های اقتصادی در یک جامعه علمی و آگاهی یافتن از شرایط و نیازمندی های شغلی، به سیاستگذاران آموزش عالی کمک می کند تا تناسب بیشتری بین برنامه های آموزشی و این نیازمندی ها برقرار سازنند. بررسی و مقایسه ویژگی های اقتصادی و نیروی کار یک جامعه در دو مرحله صنعتی فوردیسم و فرافوردیسم و انتظارات هر یک از این مراحل توسط برنامه ریزان آموزشی، به افزایش این درک کمک خواهد کرد (عزیزی،1382).
با کمی دقت در مطالب گفته شده در مورد نظریه فرافوردیسم در خواهیم یافت که توسعه اقتصادی در نظام تولیدی فوردیسم کند و یکنواخت است و انتخاب نوع کالاها مبتنی بر خواست تولید کننده است، ضمن آنکه چرخه حیات کالا در آن طولانی است. در سازمان‌های تولیدی، تولید به صورت انبوه صورت می‌گیرد. در این نوع از اقتصاد، جهت‌گیری اصلی به سمت ماشینی شدن و خودکار کردن فعالیت‌ها و تولید است. منبع اصلی مزیت رقابتی در اقتصاد سنتی، دسترسی آسان به مواد اولیه، نیروی کار ارزان، نقدینگی و کاهش هزینه تولید از طریق صرفه جویی‌‌های مقیاسی یعنی تولید انبوه است. مدیریت به کارکنان به صورت بخشی از هزینه تولید می‌نگرد. همچنین برخورداری از یک نوع تخصص به عنوان یک مهارت کافی است. در این اقتصاد وحدت شرکت‌ها و ادغام آنها به ندرت صورت می‌گیرد.
اما در نظام فرافوردیسمی، توسعه اقتصادی دستخوش تغییرات بسیار شدید می‌شود و به علت تحولات تکنولوژی و رقابت، چرخه حیات کالاها در آن بسیار کوتاه مدت است و انتخاب نوع کالا نیز کاملا مشتری محور است. به لحاظ ماهیت پویا و میل به تازگی و تنوعی که نظریه فرافوردیسم دارد، ما همواره شاهد تحولات اجتماعی و اقتصادی شگرفی در روش های مدیریت و الگوهای رفتاری در سازمان ها و موسسات هستیم (مهرعلی زاده، 1384).
گردانندگان اصلی اقتصاد فرافوردیسم را، سازمانهای دانش محور و کارآفرینان مبتکر تشکیل می دهند و گستره رقابت در آن، بین‌المللی است. تحول پذیری فعالیتها در آن بسیار سریع و متناسب با انتظارات بازار است و فرصت‌های موجود در بازار، مدیریت را وادار می‌کند که در قبال توسعه روشهای دادوستد، استراتژی‌های متغیر داشته باشد. تولید در سازمان‌های تولیدی حالتی انعطاف‌پذیر دارد و منبع نوآوری آن تحقیـق و ابـتکار سیـستمی است. در این نظریه، جهت گیری اصلی به سمت رایانه‌ای کردن تمامی مراحل طراحی، ساخت و… و همین‌طور بهره‌گیری از تجارت الکترونیکی و فناوری ICT است. در این گونه اقتصاد، منابع اصلی رقابتی سازمانها را برخورداری از توانایی‌های ویژه تشکیلات برتر وممتاز، سرعت عمل سرمایه‌‌های انسانی، برخـورداری از حمـایـت مشتـریان، شناخـت کـافی از شایستگی های لازم و استراتژی‌های متغیر و پویا تشکیل میدهد. در این اقتصاد، مدل تجاری متکی بر دانش است و کار در این سازمان ها صمیمانه و توأم با همکاری و به صورت کـار گـروهی است. از نظر مـدیریت، کـارکنـان نـوعی سرمایه گذاری محسوب می‌شوند. در اقتصاد فرافوردیسم، بنا به مقتضیات، افراد در سازمانها باید دارای تخصص‌های متعدد بوده و در هر زمان در حال آموختن باشند. و به دلیل برخورداری از همکاری گروهی و تلاش برای دستیابی به منابع مکمل، وحدت شرکت‌ها و ادغام آنها را شاهد هستیم.
در مجموع وجه بارز تغییر ساختارهای اقتصادی از فوردیسم به فرافوردیسم در ادغام سازمانها، بازار کار متنوع و شایستگی نیروی انسانی نمود پیدا کرده است. بحث شایستگی های مورد نیاز بازار کار، در نظام اقتصادی فوردیسم به دلیل نیاز به کارگران ارزان قیمت و پاره وقت و دسترسی به مواد اولیه ارزان قیمت، مجالی برای مطرح شدن نداشت. ولی در نظام فرافوردیسم نیاز به نیروی کار ماهر به دلیل تغییرات سریع تکنولوژیکی و تحولات اقتصادی مرتباً در حال افزایش است. و از این رو ضرورت هماهنگی مستمر بین نظام آموزشی و بازار کار بیش از پیش محسوس است. به همین خاطر یکی از وظایف اساسی نظام آموزشی فراهم کردن شرایطی است که در آن نیروهای تحصیلکرده بتوانند از دانش و تواناییهایی برخوردار شوند که با نیازها متغیر و نوین اقتصادی و صنعتی متناسب باشد .
2-3- نظریه سرمایه اجتماعی
برخی دیگر از نظریه پردازان به نوع دیگری از سرمایه تحت عنوان سرمایه اجتماعی، اشـاره کرده اند. در حالی که سرمایه انسانی جنبه خصوصی و فردی دارد، سرمایه اجتماعی مربوط به روابط بین افراد و گروه ها است. به عبارت دیگر سرمایه اجتماعی بیانگر قابلیت اعتماد بین افراد، گروه ها، دولت، مردم و … است (سوری و دیگران، 1386). بوردیو یکی از نظریه پردازان معروف، سرمایه اجتماعی را یکی از اشکال سرمایه می داند. به نظر بوردیو، سرمایه سه شکل بنیادی دارد؛ سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی (رحمانی و دیگران، 1386). از منظر بوردیو، سرمایه اجتماعی به ارتباطات و مشارکت اعضای یک سازمان تـوجه دارد و می تواند به عنوان ابزاری برای رسیدن به سرمایه های اقتصادی باشد (صالحی امیری، 1387).
سرمایه اجتماعی به پیوندها و ارتباطات میان اعضای یک شبکه به عنوان یک منبع با ارزش اشاره دارد؛ زیرا این ارتباطات با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف می شوند. به عبارت دیگر، سرمایه اجتماعی در پرتو ارتباطات متقابل، باعث نزدیکی انسان ها به یکدیگر شده و همکاری را تسهیل می نماید (صالحی امیری، 1387).
فوکویا (1995) س
رمایه اجتماعی را توانایی افراد برای کار کردن با یکدیگر به منظور دستیابی به اهداف مشترک در گروه ها و سازمانها می داند. فرانسیس (2002) نیز معتقد است که سرمایه اجتماعی را می توان حاصل پدیده های اعتماد متقابل، تعامل اجتماعی متقابل، کار گروهی، احساس هویت جمعی و گروهی، احساس وجود تصویری مشترک از آینده و کار گروهی در یک سیستم اجتماعی دانست (الوانی و دیگران، 1386).
هر چند گسترش و کاربرد مفهوم سرمایه اجتماعی در متون علمی و پژوهشی و اسناد مربوط به سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در کشورهای مختلف تازگی دارد؛ ولی می توان گفت توجه نظریه پردازان توسعه به سرمایه اجتماعی، از نشانه های تحول در نظریه های توسعه است که شاید بتوان به وجوهی از آن اشاره کرد.
خروج از دایره یکسو نگری های اقتصادی و مادی توسعه و ورود به مرحله ای نو از توجه دادن به ابعاد غیر اقتصادی توسعه؛
گسترش دامنه شمولیت سرمایه و افزودن شدن سرمایه اجتماعی به زمره سرمایه های که تاکنون محدود به سرمایه های فیزیکی، مالی و انسانی بوده است؛
جهت یابی نگاه ها از فرد محوری در توسعه به روابط اجتماعی؛
حرکت تدریجی از اندازه گیری کمی اجتماعی به اندازه گیری کیفی؛
هماهنگ شدن روابط اقتصادی با دیگر حوزه های علوم اجتماعی؛ (نقل از صالحی امیری، 1387).
2-3-1- مؤلفه ها و ابعاد نظریه سرمایه اجتماعی
پژوهشگران عناصر اصلی سرمایه اجتماعی را شامل اعتماد و همکاری، صداقت، وجدان کاری، مشارکت و ایجاد ارتباط معقول با دیگران، مسؤلیت پذیری، احترام متقابل و تلاش برای انجام کار مولد، ارزش مداری و کارآمدی، صداقت، داشتن صراحت در تبادل نظر و دادن اطلاعات، داشتن مهارت و دانش در زمینه فنی و روابط انسانی، کارگروهی، تعهد و پاسخگویی میدانند (نیکومرام و دیگران، 1387).
ناهالپیت و گوشال با رویکرد سازمانی جنبه های مختلف سرمایه اجتماعی را در سه طبقه جای می دهند: جنبه شناختی، رابطه ای و ساختاری
جنبه شناختی سرمایه اجتماعی شامل تلاش به منظور ایجاد ارزش ها و چشم انداز سازمانی مشترک است. معیارهای اندازه گیری این بعد شامل وجود ارزش های و اهداف مشترک، شناخت و همکاری براساس کدها و حکایات مشترک است. (قلیچ لی و دیگران، 1385). از نظر ناهاپیت و گوشال (1998)، بعد شناختی سرمایه اجتماعی به آن منابعی اطلاق می شود که اظهارات، برداشت ها و سیستم های معانی مشترک در بین اعضای گروه را فراهم می کنند (الوانی و دیگران، 1386).
جنبه رابطه ای سرمایه اجتماعی نشانگر اعتماد، تعهدات و هویت مشترک بین افراد سازمانی است. در این جنبه از سرمایه اجتماعی، سازمان بر روی مهارتها و شایستگی های چون روابط مبتنی بر صداقت و اعتماد متقابل، همکاری به عنوان یک الزام، وجود کار تیمی، انتقاد پذیری، تعهد به اهداف تاکید می کند. سرانجام در بعد ساختاری سرمایه اجتماعی بحث از ساختارمند بودن ارتباطات کاری است. برای اندازه گیری این بعد، مؤلفه های چون روابط شخصی گرم، ارتباطات کاری خوب و زیاد و ساختار ارتباطی تسهیل کننده منظور می شود (قلیچ لی و دیگران، 1385). بعضی از پژوهشگران بر این باورند که لایه ساختاری به قابلیتها و توانمندیهای فرد جهت پدید آوردن ارتباط مربوط می شود. ابعاد ارتباط نیز به پیوند افراد به یکدیگر نظیر تعامل، همکاری و اعتماد مربوط می شود. همچنین مبادله اطلاعات، شناسایی موضوع، اداره امور، بحث در خصوص حل و فصل مسائل و مشکلات مورد نظر ابعاد دیگر سرمایه اجتماعی از دید آنهاست (نیکو مرام و دیگران، 1387).
به طور کلی روح حاکم بر سرمایه اجتماعی با مجموعه ای از ارزش ها و هنجارها انطباق دارد که بر روند فعالیت های اقتصادی و اجتماعی جامعه مؤثر هستند. اعتماد، تعهد، وجدان کاری و کار گروهی نمونه ای از این موارد است (صالحی امیری، 1387).
2-3-2- جایگاه نظریه سرمایه اجتماعی در مباحث اقتصادی و مدیریت سازمانی
در جهان پرشتاب امروز، سازمانهای زیادی در تلاشند تا برای رسیدن به اهداف سازمانی و اقتصادی و تداوم حیات خود، از الگوها و شیوه های مختلف بهره ببرند و مزیت رقابتی جدیدی کسب نمایند تا بتوانند از خطرات ناشی از دگرگونی های سریع محیطی و فناوری در امان بمانند (رحمانپور، 1382).
وجود سرمـایه اجتماعی می تواند فعالیت های اقتـصادی را تسهیل کند و هزینه های آن را کاهش دهد. هر چه سرمایه اجتماعی رو به کاهش رود، فرایند تولید که مستلزم بـه کـارگیری عوامل تولید است، پر هزینه می شود. زیرا بکارگیری عوامل تولید نیازمند قرارداده های دو طرفه بین کارفرما و صاحبان عوامل تولید است. در غیاب سرمایه اجتماعی اجرای این قراردادها بسـیار پرهزینه می شود و از اینرو بازدهی نسبی عوامل تولید از جمله سرمایه انسانی کاهـش می یابد. این امر بـاعث می شود تا انگیزه سرمایه گذاری در سرمایه انسانی کاهش یابد. زیرا در فقدان سرمایه اجتماعی، بویژه اگر همراه با ناکارآمدی باشد، کسب درآمد از راه ها و فعالیت هایی که نیاز به تحصیلات و تخصص ندارد بسیار ساده تر و کم هزینه تر می باشد (سوری و دیگران، 1386).