مباحث نظری مربوط به انگیزش پیشرفت، نظریه های یادگیری اجتماعی، رویکرد یادگیری اجتماعی

دانلود پایان نامه

2-10- رویکردهای انگیزش
نظریات مختلف و متفاوتی در مورد انگیزش به عنوان یک موضوع گسترده و پیچیده مطرح شده است. دول فاک( 1993) به طوری کلی نظریه های انگیزشی را در قالب چهار رویکرد کلی عنوان کرده است:
الف) رویکرد رفتارگرایی به انگیزش: روانشناسان رفتارگرا برای تبیین انگیزش از مفاهیمی مانند مجاورت، تقویت، تنبیه و سرمش دهی که برای تبیین یادگیری به کار می روند، استفاده می نمایند. بدین ترتیب منبع انگیزش از نظر رفتارگرایان، تقویت کننده های بیرونی( محیطی) هستند و از تقویت کننده های اولیه و ثانویه به عنوان عوامل اصلی موثر در انگیزش استفاده می شود.
ب) رویکرد انسان گرایی به انگیزش: از این دیدگاه که از آن تحت عنوان روانشناسی نیروی سوم یاد می شود. از دهه 1940 به عنوان واکنش در مقابل دو نیروی برجسته آن زمان یعنی رفتارگرایی و روانشناسی فرویدی به وجود آمد. روانشناسان انسان گرا همچون آبراهام مازلو و کارل راجرز چنین تلقی می کردند که نه روانشناسی فرویدی قادر به تبیین چرایی رفتار افراد نیستند. بنابراین به نظر آن ها در تبیین انگیزش باید بر آزادی شخصی، گزینش، اعتماد به نفس و تلاش برای رشد شخصی یا موضوعی که او تحت عنوان خودشکوفایی مطرح می کند، توجه داشت. انسان گرایان بر اهمیت انگیزش درونی تاکید دارند و در بسیاری از نظریه های آن ها نیازهای مانند عزت نفس و خودشکوفایی نقش اصلی را دارند.
ج) رویکرد شناختی به انگیزش: این رویکرد در واکنش به نظریه های رفتارگرایی به وجود آمد و از مفروضه های اصلی رویکرد شناختی این است که افراد به رویدادهای بیرونی یا شرایط فیزیکی مانند گرسنگی و تشنگی پاسخ می دهند. بلکه بیشتر بر اساس تفسیرشان از این رویدادها، واکنش نشان می دهند یعنی افراد اطلاعاتی را از محیط می گیرند، تجزیه و تحلیل و پردازش کرده و آنگاه پاسخی مقتضی به آن می دهند. نظریه پردازان شناختی معتقدند که رفتار از طریق اندیشه های ما میل باورها، انتظارات، اهداف، ارزش ها و غیره) تعیین می شوند نه از طریق پاداش یا تنبیه های در گذشته رفتار داده شده است( شانک، 1991 به نقل از وول فلک، 1993) به طوری که ملاحظه می شود در نظریه های شناختی برخلاف نظریه های گذشته که تصور منفعلی را از انسان ارائه می دادند، انسان به عنوان ارگانیسمی فعال، جستجو گر، ارزیاب، قادر به تعویق انداخت لذات و تبیین کننده نتایج رفتارهای خود مورد توجه قرار می گیرد و تاکید بر انگیزش درونی است.
د) رویکرد یادگیری اجتماعی به انگیزش: نظریه های یادگیری اجتماعی در مورد انگیزش ترکیبی از رویکردهای رفتاری و شناختی است. در این رویکرد هم به تاثیر پیامدهای رفتار که مورد نظر رفتارگرایان است و هم به علاقه شناخت گرایان در مورد تاثیر باورهای فردی توجه می شود. بسیاری از تبیین های یادگیری اجتماعی را می توان در قالب نظریه های انتظارـ ارزش مشخص کرد. به این معنی که انگیزش به عنوان محصول دو نیروی اساسی دیده می شود. یکی انتظار فرد از رسیدن به هدف، دیگری ارزشی که آن هدف برای شخص دارد. به طور کلی منبع انگیزش در رویکرد یادگیری اجتماعی تقویت کنند های درونی و بیرونی هستند و عوامل موثر بر انگیزش: ارزش، اهداف، انتظارات مربوط به نائل شدن به یک هدف و خودکار آمدی می باشند.
با توجه به این چهار رویکرد کلی در مورد انگیزش ملاحظه می شود هر کدام از این رویکردها در مورد ماهیت انگیزش جواب های متفاوتی ارائه داده اند و در هر لحظه عوامل مختلفی بر رفتارهای آدمی تاثیر می گذارند. انگیزه های گوناگون، طرحها و ترکیب های متفاوتی دارند از جمله این انگیزه ها، انگیزش پیشرفت که در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی تاثیرات مهمی دارند. انگیزش پیشرفت تمایل فردی برای رسیدن به اهداف تعیین شده، شخصی است. این هدف ممکن است گرفتن نمره الف در درس روانشناسی باشد یا زدن یک گل در مسابقه فوتبال.
انگیزه پیشرفت با حصول آگاهی از اثربخش بودن شخص روی فعالیت هایی که بای فرد اهمیت دارد، برآورده می شود. این انگیزه با اهداف ویژه، روش های نائل شدن بر آن ها به طرح ریزی، تلاش، احساس خودارزشمندی در ارتباط است. اما گاهی انگیزه پیشرفت به گونه ای شدید می شود که منجر به آرزوهای بی پایان که کامل بودن، بهتر شدن و تک بودن درهر کاری می گردد. بعد دیگر انگیزش پیشرفت سوگیری آینده آن است که شخص آینده نگر برای رسیدن به هدف نهایی از راهبردهای شناختی استفاده می کند که بر گام های تدریجی استوار بوده و به جای توجه به ارزش آنی بر اهداف دور متمرکز است.( زیمباردو، 1992)
نیاز به پیشرفت به عنوان یکی از ابعاد شخصیت نیز در نظر گرفته شده که به دلایل متعددی دارای اهمیت می باشد یک دلیل آن این است که نیاز به پیشرفت موری را برای مطالعه انگیزش فراهم می کند و دیگر اینکه به طورکلی پیشرفت در جوامع غربی از نظر رفتاری و ارزش های آن مناطق مهم تلقی می شود. این عقیده وجود دارد که افراد خوب و موفق، پیشرفت کننده های بالا هستند که با هم در رقابت هستند و اگر چنین نباشد جامعه روش هایی را برای ایجاد رقابت و پیشرفت در آن ها به وجود خواهد آورد. ( وینر، 1978؛ به نقل از فارز، 1991)
2-11- مباحث نظری مربوط به انگیزش پیشرفت
2-11-1- الف) نظریه مک کللند
انگیزش پیشرفت را دیوید مک کللند و همکارانش( 1960) بیش از سایر محققان تحت بررسی قرار داده اند. مک کللند معتقد است که انسان ها در تمام دروه های رشد، نیاز به پیشرفت دارند. او به چگونگی پیدایش انگیزه پیشرفت و پیامدهای آن علاقه داشته است و در این زمینه چندین فرضیه را به شرح زیر مطرح نموده است:
1- افراد از لحاظ درجه ای که پیشرفت را تجربه ای رضایت بخش تلقی می کنند، با هم تفاوت دارند.
2- افراد دارای نیاز به پیشرفت بالا، در مقایسه با افرادیکه نیاز کمتری به پیشرفت نشان می دهند، موقعیت های زیر را ترجیح می دهند و در آن ها سخت تر به کار می پردازند:
الف) موقعیت های مشتمل بر مخاطره متوسط، دلیل این امر این است در مواردی که مخاطره اندک باشد احساسات ناشی از پیشرفت حداقل خواهد بود و در مواقعی که مخاطره بسیار باشد احتمالاًً پیشرفتی حامل نخواهد شد.
ب) موقعیت های که در آن ها آگاهی از نتایج فراهم می شود، شخصی که به پیشرفت گرایش می خواهد، مطمئن می شود که کسی غیر از او برای پیشرفتش امتیاز نگیرد.
3- افرادی که نیاز بالایی به پیشرفت دارند به حرفه های تولیدی خلاق جلب می شوند و در تاسیس و شکوفا سازی شرکت ها و موسسات بازرگانی مبادرت می ورزند.
مک کللند و همکارانش برای سنجش انگیزش پیشرفت از مقیاس های که شبیه به روش های آزمون اندریافت موضوع( موری، 1983) بود استفاده کردند. برای این کار معمولاً تصاویری به آزمودنی نشان داده می شود و از آن ها خواسته می شود تا با توجه به تصویر در 5 دقیقه داستانی در مورد آن بسازند، بنابراین برای مطالعه انگیزش پیشرفت می توان کارت هایی را ازمیان کارت های اندریافت انتخاب کرد که مربوط به انگیزش پیشرفت باشند و بر اساس محتوای داستان هایی که برای این تصاویر گفته می شود، می توان آن را از نظر انگیزه پیشرفت نمره گذاری کرد.
2-11-2- نظریه اتکینسون
از مفهوم انگیزش مک کللند( 1961 به نقل از بیلر، 1371) گرفته شده است. اتکینسون چنین می پندارد که تفاوت در شدت نیاز به پیشرفت در افراد مختلف را می توان با فرض یک نیاز مخالف، یعنی پرهیز از شکست توضیح داد. به نظر او بعضی از مردم موفقیت مدارند ولی بعضی از شکست دچار اضطراب می شوند. اتکینسون(1960) با انجام آزمایش هایی نشان داد که فرد موفقیت مدار احتمالاً هدف هایی برای خود تعیین می کند که از نظر دشواری متوسط است یعنی( امکان موفقیتش 50% است) حال آنکه فرد مضطرب هدف هایی را انتخاب می کند که خیلی بالا یا خیلی پایین است.( اگر در انجام کار سخت موفق نشود کسی نمی تواند اورا سرزنش کند و او تقریباً مطمئن است که در انجام کار آسان موفق خواهد شد). اتکینسون معتقد است که تمایل به رسیدن به موفقیت از احتمال موفقیت و جاذبه رسیدن به آن متاثر می شود. اگر فرد شکست های مداومی را تجربه کند و با اهدافی بالاتر از توان خود در نظر بگیرد ممکن است نیازی نیرومند در او ایجاد شد که از شکست پرهیز کند.
از سوی دیگر، اگر نیاز به اجتناب از شکست بیشتر باشد نتیجه آن اجتناب از موفقیت خواهد بود. اگر انگیزش دانش آموزان برای پیشرفت بیشتر از انگیزش آن ها برای اجتناب از شکست باشد مقدار متوسط از شکست اغلب می تواند تمایل آن ها را برای حل یک مسئله افزایش دهد. به این ترتیب آن ها وادار به پیشرفت شده و مجدداَ تلاش خواهند کرد. علاوه بر این موفقیتی که به آسانی به دست آماده باشد ممکن است انگیزش افراد با نیاز به پیشرفت بالا را کاهش دهد. در حالت عکس دانش آموزانی که از طریق اجتناب از شکست برانگیخته می شوند با شکست دلسرد شده است و با موفقیت به ادامه کار تشویق خواهند شد( وول فلک، 1993) بنابراین در دو عمل مهم در معادله پیشرفت اتکینسون امید به موفقیت و اجتناب از شکست می باشد.
2-11-3- نظریه وینر
یکی از نظریه های جدید انگیزشی که نظریه های شناختی روانشناسی انگیزش است. نظریه اسناد یا نسبت دادن است. افراد زیادی در این نظریه سهم داشته اند فریترز هایدر( 1985) را می توان بنیان گذار آن دانست. بعد از هایدر می توان از برنارد وینر(1980) نام برد. یکی از فرض های عمده اسناد این است که جستجو برای درک و فهم امور و عمل رویداد مهم ترین منبع انگیزش انسان است. بنابراین هدف این نظریه پیدا کردن راههایی است که در آن افراد به توضیح و تبیین رویدادها و روابط علت و معلول بین آن ها می پردازند. اصطلاح اسناد یا نسبت دادن به علت هایی که فرد برای رویدادها یا نتایج اعمالش برمی گزینند جنبه شخصی دارند،اشاره می کند. جزء مهم نظریه اسناد عبارتند از:
الف) تبیین های فرد برای علل موفقیت ها و شکست های خود
ب) ویژگی های این تبیین ها و استنباط های علّی

مطلب مشابه :  وضعیت اجتماعی