مبانی معرفت شناختی

دانلود پایان نامه

«وَ الُّصُّلْحُ خَیرٌ» (نساء، آیه 128)
«صلح و آشتی بهتر است.»
3-10- بصیرت:
بصیرت گرایی، رویکرد نوینی است که در مبانی معرفت شناختی، مدیریتی و تربیتی امروزه به کار می رود. واژه «بصیرت» در این رهیافت، مفهومی کلیدی است که بار معنایی مثبتی را افاده می کند. این اصطلاح به جای انبوه سازی واژگان دینی در ذهن مخاطبان در پی بینش و نگرش عمیق نسبت به معرفت دینی (ادراک و احساس دینی) است تا بتواند ضمن اینکه مقدمه ایمان و عمل صالح قرار می گیرد، موجب تعمیق، تحکیم و تقویت دین باوری آدمیان شود و آنان را در مسیر «حیات معقول» قرار دهد. هدف رویکرد بصیرت گرا ایجاد نگرش های صحیح یا تغییر و تعدیل نگرش های بعضاً نادرست نسبت به مفاهیم دینی است.
امّا بعد! بصیرت از جنس بینایی است؛ نوعی آگاهی و گواهی است که از دریافتها و واردات درونی شخص به دست می آید. بصیرت راهی برای نزول اشراقات قلبی و القائات باطنی است تا از روزنه و دریچه درون بتوان به ادراک موضوعات متعالی دست یافت. بصیرت از نوع معارفی است که دانستن آنها غالباً با «شدن» همراه است. بصیرت حدس هوشمندانه ای است که اولوالابصار دارند و در بسیاری از مواقع مطابق با واقع است.
بصیرت آگاهی از چیزی است که برای دیگران غیب و نهانی و برای اهل بصیرت، آشکار و روشن است. بصیرت، انتقال دفعی و سریع عقل از معلوم به مجهول بدون طی مقدمات است.. بصیرت مثل چراغ مه شکن برای دیدن آن سوی فضای مه آلود و نقاط دوردست است. بصیرت نورافکن قوی برای دین راه اصلی و شاهراه حقیقت در هوای تاریک و غبارآلود است تا ره گم نشود.
اگرچه امکان دستیابی به بصیرت برای بیشتر انسانها وجود دارد ولی به دلیل آغشتگی و آلودگی ظرفیت وجودی برخی افراد، امکان ظهور بصیرت در آنان فراهم نیست. در گروهی همه که دارای بصیرت هستند به دلیل وجود دو مانع، بصیرت آنان همسان نیست: 1- بصیریت دارای درجات متفاوتی است. 2- استعداد و ظرف دارندگان بصیرت از باب «الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه»( مجلسی، 1403 ﻫ ، ج 58، ص 68) یکسان نیست. به همین دلیل، اهل بصیرت، مراتب و درجات مختلف دارند. هرچه جدول وجودی انسانها لایروبی و پاک شود، راهیابی به درجات بالای بصیرت، افزایش می یابد و هرگاه مراقبه، شدید و توجه تامّ باشد، بصیرت و بینایی، عمیقتر بوده و برد بیشتری خواهد داشت.(سید تاج الدینی،1388،ص 1و2)
الف) معنای لغوی و اصطلاحی بصیرت:
بصیرت واژه ای عربی است که در کتابهای لغت عربی و فارسی به معنای مختلف آمده است.
صاحب «لسان العرب» گوید: (سید تاج الدینی، 1388، ص9)
«البصیره: التُرس اَو الدِّرع»، (بصیرت به معنی سپر یا زره است.)
هم چنین گفته البصیره: «الشاهد». بصیرت به معنی شاهد و گواه است. نیز البصیره: «عقیده القلب». بصیرت بینش قلبی است و قیل البصیره: «الفطنه» و گفته شده بصیرت به معنای فطانت و زیرکی است
در «التحقیق» چنین آمده است: بصیره: «علم و خبره». بصیرت، دانش و آگاهی است. (خبره در عربی مصدر است و در معنی آگاهی داشتن به حقیقت و کنه چیزی به کار می رود) و نیز گفته: بصیره: «البرهان». بصیرت دلیل و حجت است. و باز: البصیره: «التُرس». بصیرت سپر است.
«بصیرت» از ماده «بصر» مشتق شده است و بدین لحاظ با بصر نزدیکی معنایی دارد؛ زیرا هر دو از «علم و معرفت» حکایت می کنند. با این تفاوت که بصیرت بر بینایی، دانایی و آگاهی خاصی دلالت دارد که از طریق قلب حاصل می شود و حواس ظاهری در آن دخلی ندارند. براین اساس می توان گفت بصیرت برای قلب، نظیر بصر برای بدن است: اگر «چشم»، ابزار بصر برای دیدن است، «قلب» هم اسباب بصیرت برای بینایی است. متعلَّق ادراک در بصیرت، ابعاد فکری، عقلی، قلبی و قدسی است؛ ولی متعلَّق ادراک در بصر، ملاحظه: محسوسات، ملموسات و مشهودات است؛(سید تاج الدینی ،1388ص 11)
بادقت و تأمل در معنای لغوی و اصطلاحی بصیرت، می توان به الفاظ و واژگان گوناگونی راه یافت که با مفهوم بصیرت نزدیکی و گاه مرادف است. بر این اساس به جستار در موضوع پرداخته می شود:
اول) فراست: اسم مصدر، و به معنای فهم و علمی است که از صورت پی به سیرت برند(سید تاج الدینی، 1388، صص18-12)
فراست بر دو قسم است: نوع اول از خاطری است که علت آن را انسان نمی داند و این خود، نوعی الهام است. نوع دوم آموزشی و اکتسابی است و آن استدلال از شکل ظاهری مردم به نهاد باطنی و درونی آنهاست.
دوم)کیاست: اسم مصدر، و به معنای زیرکی و تیزفهمی است. کیاست، هوشیاری و توانایی نفس است بر استنباط و دریافت آنچه برای شخص سودمند است.
سوم) فطانت: اسم مصدر، و به معنای هوشیاری و زیرکی به کار رفته است.
چهارم) درایت: اسم مصدر، و به معنای عرفان، معرفت، وقوف، آگاهی، دانایی و دریافت آمده است. زیرکی و دانشی که از پیش انداختن مقدمات و به کار گرفتن فکر و اندیشه به دست می آید.
پنجم) ذکاوت: اسم مصدر، و به معنای تیزی خاطر، تیزدلی، سرعت فهم و زود دریافتن آمده که ضد بلاهت است. ذکاوت نهایت مرتبه «حدس» است.

مطلب مشابه :  تأثیر کیفیت خدمات بر رضایت مشتری