مشارکت ، خدمت،

دانلود پایان نامه

میزان
زمان
– گسترش رقابت رسانه‌‌‌ای – نگاه کلان و ملی
– توسعۀ نیازمحور – توسعه فراگیر و جامع
– مدیریت منابع – الگو و مدل ملی
پذیرش اجتماعی
– احساس توفیق و اهمیت بین همه اقوام و شهروندان – توسعۀ پایدار
– تقویت اتحاد و همبستگی ملی – استفاده ازهمه ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها
– توجه به همه مناطق و نیروهای اجتماعی – جلوگیری از دستکاری محیط زیست
– حفظ سنت‌ها در کنار توجه به تکنولوژی مدرن – توجه به نقش و اهمیت روستاها
نظم اجتماعی
امنیت و اعتماد
نگاه‌دانش بنیاد

پدیده
شرایط مداخله گر زمینه
راهبردها

پیامدها
4-3 مقوله مرکزی
مقوله هسته‌‌‌ای ‌‌‌این تحقیق، «توسعۀ اجتماعی» است. در تمام مصاحبه‌های انجام گرفته همه ‌‌‌مصاحبه‌شوندگان تاکید جدی به مفهوم توسعه اجتماعی داشتند. به طوری که درتمام مصاحبه‌های انجام گرفته شده مصاحبه ‌شوندگان در بحث‌های خود یا مستقیم به تعریف توسعۀ اجتماعی می‌پرداختند یا غیرمستقیم و از طریق شاخص‌‌های مهم توسعه به توضیح دربارۀ آن می‌پرداختند. از یک طرف به خاطر تاکید فراوان ‌‌‌مصاحبه‌شوندگان و از طرف دیگر به خاطر این‌که موضوع کار حاضر بررسی گفتمان توسعۀ اجتماعی بوده، نظر به این شد که ‌‌‌این مقوله به عنوان پدیده مرکزی انتخاب شود. توسعه ابعاد متفاوتی دارد که یکی از ‌‌‌این ابعاد توسعۀ اجتماعی است. تقریباً تمام صاحب‌نظران بر این عقیده هستند که در کنار هر یک از ابعاد دیگر باید حوزه توسعۀ اجتماعی حتماً مورد نظر قرارگیرد. در مفهوم توسعۀ اجتماعی مفهوم اجتماعی بیشتر از مفهوم توسعه جلوه می‌کند. حوزه اجتماعی حوزه‌ای غیر از حوزه اقتصاد و سیاست تلقی می‌شود، و به این معناست که ساختار حوزه عمومی ‌و اجتماعی، خلاقیت‌‌ها و استعدادهای خود را جهت تحقق مطالبات و اهداف جامعه نشان می‌دهد. یعنی ‌‌‌این‌که سطح پایین جامعه رشد کند. در فرایند توسعۀ اجتماعی باید اقدامات پیچیده زیرانجام گیرد: حوزه عمومی‌ توانمند شود، امنیت روانی و اجتماعی تأمین شود، تبعیض‌های گروهی و قومی ‌باید برطرف شوند، امکانات و منابع انسانی به نحو مناسب میان گروه‌‌های جامعه تقسیم شوند، زمینه شکوفای استعدادها وتوانایی‌های همه گروه‌های و افراد ‌‌‌ایجاد شود، تأسیس سازمان‌ها و نهادهای داوطلبانه باید رونق بگیرد، توسعۀ اجتماعی باید باعث شود که خدمات رفاهی و بهداشتی از جمله بهداشت، تغذیه، خدمات تأمین اجتماعی بدون درنظرگرفتن هیچ پیش فرضی درخدمت همه شهروندان یک جامعه قرار گیرد. توسعۀ اجتماعی باید زمینه مشارکت همه افراد، حق انتخاب و آزادی بیان را تأمین‌کند. توسعۀ اجتماعی باید عاملی باشدکه همه در مقابل فرصت و حقوق برابری قرار بگیرند، زمینه‌ای را فراهم کند که افراد وگروه‌‌های حاشیه‌‌‌ای و طرد شده، فقرا، زنان و … بتوانند وضعیت خودشان را تغییر دهند. ‌‌‌این جمله‌‌هایی که در زیر آورده شده‌اند حاکی از اعتبار توسعۀ اجتماعی در نظر ‌‌‌مصاحبه ‌شوندگان است. « یکی از اصول اساسی توسعه ‌‌‌این است که ما در بینش و منش‌مان سخت گیری نکنیم که جلو استعدادهای ناشناخته انسان را بگیریم»، « ضرورت دارد از نیروهای متخصص دانشگاهی برای توسعۀ اجتماعی استفاده بشود»، « یکی از موارد توسعۀ اجتماعی نحوه روابط زن و مرد و بهره‌برداری از ظرفیت‌‌های زنان در عرصه‌های جامعه است»، « اگر جامعه چند بعدی باشد ما بهتر به توسعۀ اجتماعی می‌رسیم»، « باید در فرصت‌‌ها، رویه‌‌ها و نگاه‌‌ها… عدالت را رعایت کنیم»….
4-3-1 شرایط علّی پدیده « توسعۀ اجتماعی»
پدیده‌ی «توسعۀ اجتماعی» دارای علت‌‌های متعددی است. یعنی عوامل متعددی در جامعه دست به دست هم می‌دهند تا توسعۀ اجتماعی محقق شود. اولین شرط علّی بحث «پذیرش اجتماعی» است که از آن به عنوان ادخال اجتماعی و ادغام اجتماعی هم یاد می‌شود. پذیرش اجتماعی به این معناست که همه انسان‌ها مقبول هم دیگر و مقبول نهادهای دولتی قرار بگیرند. در این حالت افراد و گروه‌های قومی ‌و نژادی در وضعیت برابری قرارگیرند و امکانات و منابع برحسب توانایی‌های آن‌ها توزیع می‌شود. پذیرش و ادغام اجتماعی باعث می‌شود که همه کنشگران فارغ از جنسیت، قومیت، هویت، دین و مذهبی که دارند، عضو هر کدام از گروه‌ها یا نهادهای سیاسی‌که می‌خواهند باشند و به عنوان یک شهروند جامعه به حساب بیایند. غفاری معتقد است که « پذیرش اجتماعی مستلزم ‌‌‌این است که خیلی از شکاف‌های اجتماعی از جمله شکاف‌های قومی، جنسی و دینی را به حد اقل برسانیم. کم شدن ‌‌‌این فاصله مستلزم ‌‌‌این است که ما پروسه پذیرش اجتماعی را به عنوان یکی از مولفه‌‌های توسعۀ اجتماعی مطرح کنیم. اگر ‌‌‌این صورت بپذیرد ما توان و انرژی بیشتری در دست خواهیم داشت. برای ‌‌‌این‌ ‌که بتوانیم هم به جامعه رونق و شکوفایی دهیم و هم دستاورهای بیشتری داشته باشیم… باید ‌‌‌این پذیرش صورت پذیرد». زارع بر این نظر است که « گرایش غالب دنیا در تمام حوزه‌ها بحث تکثرگرایی است. به قول یونسکو ” جهانی نگاه کنیم محلی عمل کنیم”. اقلیت‌های مختلف می‌توانند محرک توسعه باشند. بستگی دارد نگاه ما به این پدیده‌‌ها چه باشد. اگر نگاه امنیتی کنیم ‌‌‌این‌ها مانع می‌شوند. اما اگر نگاه ما ‌‌‌این باشد که درسیستم‌ کلی یک فرهنگ کلان ‌‌‌ایرانی داریم می‌توانیم یک عدالت توزیعی اجرا بکنیم و منابع مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را عادلانه در بین همه اقوام و بین مناطق جغرافیایی تقسیم کنیم و در همه حالت تنها بر شهرهای بزرگ مثل تهران… متمرکز نشویم. در نتیجه اقوام با بقیه جامعه پیوند پیدا می‌کنند. اگر ‌‌‌این کار را بکنیم به جای ‌‌‌این‌که اقوام و اقلیت‌‌ها تهدید باشند به فرصت تبدیل می‌شوند. باید در آن‌ها احساس تعلق صورت بگیرد که نیروی گریز از مرکز در آن‌ها شکل نگیرد که در این صورت ما باید هزینه بدهیم».
شرط علّی دیگر دربحث پدیده «توسعۀ اجتماعی» «توانمندسازی ‌اجتماعی» است. توانمندسازی به‌ حالتی گفته‌ می‌شود که در آن ‌کنشگران ‌اجتماعی توانایی حضور در صحنه‌های ‌اجتماعی مختلف را داشته باشند، یعنی ‌‌‌این‌که گروه‌ها توانایی و حق انتخاب در جامعه را در رقابت برابر با دیگر کنشگران داشته باشند. توانمندی به این اشاره دارد که کنشگران اجتماعی توانایی رفع نیازهای اولیه خود را داشته باشند. یعنی مشارکت آگاهانه همه اقشار و گروه‌های درسرنوشت جامعه است. توانمندسازی می‌تواند موجب شود که گروه‌‌ها و اقشار ضعیف جامعه توانایی سهیم شدن در تصمیم‌گیری‌‌ها و قدرت خواهی را داشته باشند. طرح توانمندسازی ‌باید به کاهش فقر، افزایش رفاه، افزایش امید به زندگی، ارتقاء عدالت و برابری و … بینجامد. اگر در جامعه توانمندسازی صورت گیرد تمام گروه‌های موجود می‌توانند وارد صحنه شوند و با توجه به توانایی و ظرفیت‌هایی‌که دارند توان خود را جهت تسریع توسعه ‌اجتماعی بگذارند و همچنین توانمندسازی باعث می‌شود‌که ظرفیت‌ها و توانایی‌‌های نهفته افراد و گروه‌‌ها به کار‌انداخته شود.
سومین شرط علّی در «توسعۀ اجتماعی» مفهوم « عدالت اجتماعی» است. ‌‌‌این مفهوم که از پیچیده‌ترین مفاهیم علوم اجتماعی است، بیانگر وضعیتی است که در آن افراد و گروه‌ها، قومیت‌‌ها، نژادها یا تقسیمات جغرافیایی از جمله؛ استان‌‌ها، بخش‌‌ها، روستاها و شهرها از نظر توزیع امکانات، منابع، فرصت‌‌ها، موقعیت‌ها در وضعیت نسبتاً مشابهی قرار بگیرند و از حقوق و مزایای نسبتاً مشابهی برخوردار گردند. عوامل مختلفی در به وجود آمدن عدالت اجتماعی تأثیر دارند از جمله وجود نهادهای مدنی و اجتماعی، نگاه دولت و حکومت‌‌ نسبت به عدالت و میزان آگاهی‌های اجتماعی. «عدالت اجتماعی» هم به معنای کاهش نابرابری‌ها، کاهش سطح فقر، کاهش تبعیض‌ها و پیش داوری‌ها است، و هم به معنای توزیع مناسب منابع رفاهی، خدماتی و بهداشتی، افزایش آزادی‌های مدنی است. هرچه درجامعه‌ای «عدالت اجتماعی» ژرف‌تر و عمیق‌تر باشد رسیدن به «توسعۀ اجتماعی» سهولت بیشتری دارد و هر چه شمولیت عدالت اجتماعی میزان بیشتری از گروه‌ها و کنشگران را شامل شود از پیچیدگی و موانع توسعۀ اجتماعی کاسته خواهد شد. مفهوم دیگری که در بحث پدیده توسعۀ اجتماعی مهم است «عدالت جنسی» است. ‌‌‌این مفهوم به حالتی ارجاع داده می‌شود که همه امکانات و منابع در همه زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و شغلی بدون در نظر گرفتن جنس خاصی در بین همه زنان و مردان جامعه به شیوه‌ای مساوی قرار داده شود. علاوه بر این باید هر دو جنس زنان و مردان از قدرت‌کافی جهت بهره‌برداری از خدمات بهداشتی، علمی ‌و رفاهی برخوردار باشند. در بحث «عدالت جنسیتی» زن و مرد حقوق و تکالیف یکسان دارند. هر دو در مقابل فرصت‌های یکسان قرار می‌گیرند ازآنجایی‌که زنان بخش اعظمی ‌از جامعه را تشکیل می‌دهند، می‌توانند مانند مردان هم به عنوان عامل توسعه و هم به عنوان هدف توسعه باشند و اگر غیر از ‌‌‌این باشد توسعۀ اجتماعی به مشکل بر خواهد خورد. موسوی خامنه معتقد است که « اگر توسعۀ اجتماعی هدف باشد ازآن‌جایی که نیمی‌از جامعه زنان هستند باید از دستاوردهای توسعه بهره‌مند شوند. توسعه باید موجب بهبود جامعه زنان و احقاق حقوق آن‌ها شود مثلاً باید در شاخص‌هایی از جمله امید به زندگی، قدرت خرید، آموزش زنان و برخورداری‌‌های مالی و فیزیکی آن‌ها تغییر ‌‌‌ایجاد کند. ‌‌‌ایجا بحث عدالت جنسیتی مطرح است ‌‌‌این که زنان باید در تمام برنامه‌های توسعه از طراحی گرفته تا سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و اجرا باید حضور داشته باشند».

مطلب مشابه :  محمدتقی جعفری، تعلیم و تربیت، مبدأ و معاد