مطالعه سبک زندگی سلامت محور زنان واقع در سنین باروری (۴۹ – …

پایان نامه های ارشد سری هفتم

مطالعه سبک زندگی سلامت محور زنان واقع در سنین باروری (۴۹ – …

از آنجا که فعالیتهای ارتقاءدهنده سلامت و شیوه زندگی بهداشتی، استراتژیهای اصلی تسهیل و حفاظت از سلامتی هستند (محمدی زیدی و همکاران، ۱۳۹۰ : ۱۰۴)، لذا توجه به سلامت و رفاه اجتماعی زنان که نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل می دهند، نه تنها به عنوان یک حق انسانی شناخته شده، بلکه تاثیر آن در سلامت خانواده و جامعه نیز اهمیت روزافزونی یافته است. سلامت زنان به طور کلی چارچوب مفهومی یک رویکرد مرتبط و موثر را در برنامههای ارتقاءسلامت و پیشگیری از بیماری ارائه می دهد و از آنجا که نقش زنان در مراقبت از خود و در منزل از کودکان، سالمندان، بیماران و سایر اعضای خانواه بسیار با اهمیت است (احمدی و همکاران، ۱۳۸۷ : ۱۱۶)، بنابراین انتخاب هر نوع سبک زندگی به وسیله زنان، نه تنها بر زندگی شخصی خودشان، بلکه بر رفتارها و سبک زندگی سایر افراد نیز تاثیر می گذارد. زیرا این گروه از افراد جامعه میتوانند به عنوان یک مجرا و کانال ترویج دهنده مسایل مربوط به ارتقای سلامت خود، خانواده و جامعه باشند.
سنین باروری به دلیل تاثیرگذاری بر مجموعه تغییرات و انتقالهای عمده در زندگی زنان از اهمیت فوق العادهای برخوردار است. لذا انتخاب نوع سبک زندگی و رفتارهای مرتبط با آن، نه تنها نقشی اساسی در سلامتی زنان دارد بلکه پیامدها و نتایجی در سالهای آینده خواهد داشت که می تواند بر عملکرد و بهزیستی جسمی، روانی- ذهنی و اجتماعی آنان موثر باشد. همچنین این امکان را به وجود میآورد که در آینده نسلهای سالمتری داشته باشیم.
۱-۲- بیان مسئله
با توجه به گذار اپیدمولوژیک و تغییر در ماهیت مسایل سلامتی و بیماریها، از حاد به مزمن، امروزه بیماریهای غیرواگیردار به علت پدیده نوسازی جوامع، پیشرفت فناوری و تراکم جمعیت در مناطق شهری، تغییر سبک و شیوه زندگی و گرایش افراد به عادات نامناسب شیوع گستردهای پیدا کرده است (پل و توماس، ۲۰۰۲ :۷ ).
از آنجا که زنان بخش عمدهای از جمعیت را تشکیل میدهند و همواره از آنان به عنوان محور سلامت خانواده و جامعه یاد میشود، توجه به سلامت آنان و رفتارهای مرتبط با آن مانند سبک زندگی، به علت تاثیرگذاری بر سلامت سایر افراد، اهمیت بسزایی دارد.
کجرویک (۱۳۷۷: ۲۱) در بررسی خود تحت عنوان «زنان در سلامت و بیماری» به این نتیجه میرسد که اگر چه زنان بیشتر از مردان عمر میکنند و ظاهراً از نظر ژنتیک بر مردان برتری دارند (با توجه به بعضی از بیماریهای مغلوب در زنان که در مردان غالب است)، اما اغلب بیش از مردان دچار بیماری میشوند.
مای[۱۳] در یک بررسی ابتدا به اهمیت موضوع سلامت برای مادر و جنین اشاره میکند و سپس نشان میدهد که رفتارهای ناسالم یا سبک زندگی ناسالم مثل سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و عدم استفاده صحیح از دارو، ممکن است هم سلامت مادر و هم سلامت جنین را به خطر بیاندازد (مای، ۲۰۰۱؛ لین و دیگران[۱۴]، ۲۰۰۹ : ۶۵۱).
لئون و لانگی[۱۵]، سبکزندگی را، روشزندگی مردم معرفی میکنند که تحتتاثیر متقابل خصوصیات فردی و تعاملات اجتماعی و محیط زندگی قرار میگیرد. (لئون و لانگی،۲۰۰۰؛ به نقل از یداالهی و دیگران، ۱۳۸۵ : ۸۲).
سلامتی مستلزم ارتقاء سبک زندگی بهداشتی است. از آنجا که سبک زندگی علاوه بر جنبه فردی، دارای جنبه و تاثیرات اجتماعی میباشد، لذا انتخاب نوع و کیفیت زندگی هر فردی میتواند اثرات عمدهای بر زندگی سایر افراد داشته باشد.
کاکرهام سبک زندگی سالم را اینگونه تعریف میکند : «سبک زندگی؛ الگوهای جمعی از رفتارهای سالم مبتنی بر انتخابهای مردم و مطابق با موقعیت زندگی آنان است. فعالیتهایی مثل استفاده از الکل، سیگارکشیدن، بستن کمربندایمنی و … میتوانند موفقیت زندگی یک شخص را تقویت یا تضعیف سازد». وی همچنین لزوم تحقیق در مورد سبک زندگی سالم را یادآوری میکند اما معتقد است اندازه گیری و تجزیه و تحلیل نباید در سطح فردی متوقف شود، بلکه بایستی با در نظر گرفتن الگوهای جمعی رفتار مربوط به سلامتی که سبک زندگی سلامت محور را تشکیل میدهد، گسترش یابد. سبک های زندگی مختلف باید در ارتباط با زمینهی اجتماعی که در آن رخ میدهند، مورد توجه قرار گیرند (قاسمی و دیگران، ۱۳۸۷ : ۱۸۹).
در دهه گذشته سازمان جهانی بهداشت به میزان زیادی بر اهمیت سبک زندگی سالم تاکید کرده است. بحثهای اولیه در مورد سبک زندگی در درجه اول بر تغذیه، ورزش، سیگار و استفاده از الکل متمرکز بود درحالی که امروزه درک سبک زندگی و رابطه آن با سلامتی تغییر کرده است. در همین راستا یکی از اهداف تعیین شده سازمان جهانی بهداشت تا سال ۲۰۲۰ ارتقاء سبک زندگی سالم در بین افراد است که بر اساس آن تمامی کشورها باید تا سال۲۰۲۰ فعالانه راهبردهایی را که در بهبود زندگی فردی و اجتماعی مؤثر هستند در دستور کار خود قرار دهند و عواملی که به سلامتی افراد آسیب میرسانند مثل فعالیتهای فیزیکی نامناسب، تغذیه غلط، روابط فردی معیوب، استفاده از مواد مخدر و رابطه جنسی غیر ایمن را کاهش دهند. دارا بودن سبک زندگی خاص دلالت بر انتخاب آگاهانه یا ناآگاهانه یک سری از رفتارها دارد (یداللهی، ۱۳۸۵ : ۸۲-۸۱).
زنان به طور کلی حوادث و انتقالهای عمدهای همچون ازدواج، بارداری، مادر شدن و … را در زندگی خود تجربه میکنند لذا هر مرحله از این انتقالها و تجارب، مستلزم سبک زندگی خاصی است که نه تنها با مسئله سلامت زن که با کیفیت سلامت و سبک زندگی دیگر اعضای خانواده و در مرتبهی بالاتر، سایر افراد جامعه در ارتباط است. مثلاً میزان بهرهمندی یک زن تازه ازدواج کرده از سلامت جسمی، روحی- روانی و اجتماعی بر ادامه زندگی زناشویی وی بسیار مؤثر است یا سبک زندگی مادران در دوران بارداری و بعد از آن با میزان سلامت کودک در ارتباط است، همچنین با توجه به نقش همراهی زنان در دوران کهنسالی با شریک زندگی خود، سلامت و نوع سبک زندگی آنان از اهمیت روزافزونی برخوردار است. در نتیجه متناسب با احساس مسئولیت پذیری بیشتر زنان در قبال سایر اعضا و با توجه به نقش تعیینکنندگی آنان در خانواده و جامعه، از زنان انتظار بیشتری میرود که توجه عمدهای به سلامت خود و سایر اعضاء نشان دهند. بنابراین این برای زنان بسیار مهم است که سبک زندگی سالمی داشته باشند و پیگیری بیشتری جهت ارتقاءسلامت خود و سایر اعضاء نشان دهند.
از جمعیت ۷۵۱۴۹۶۶۹ نفری کشور در سال ۱۳۹۰، ۲۲۳۹۰۹۴۳ آن را زنان در سنین باروری تشکیل میدهند. با این وجود، تحقیقات بسیار اندکی به مطالعه سبک زندگی سلامت محور زنان در این سنین پرداختهاند.
با توجه به مباحث ذکر شده، درک بهتر از رفتارهای سلامتی زنان در سن باروری و تعیین کننده های جمعیتی و اجتماعی- اقتصادی آن این امکان را به وجود میآورد که سلامت این گروه اجتماعی در جنبههای متفاوتی به منظور ارتقاء کیفیت زندگی، افزایش یابد.
در این پژوهش تلاش شده است با توجه به تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامت و رفتارهای ارتقاءدهنده آن مانند سبک زندگی سلامت محور، به موضوع پرداخته شود. لذا پژوهش حاضر به دنبال بررسی ابعاد سبک زندگی سلامت محور زنان است، این که سبک زندگی سلامت محور زنان در شهر شیراز به عنوان نمونه، چگونه است و تعیین کنندههای جمعیتی و اجتماعی – اقتصادی آن کدامند؟
۱-۳- اهمیت و ضرورت
با توجه به نقش کلیدی و عمده سلامت افراد در عملکرد و ایفای نقش فردی و اجتماعی آنها، سلامت و ابعاد مختلف آن اهمیت روزافزونی پیدا کرده است. نگاه ویژه اندیشمندان از جمله جمعیت شناسان و ایجاد زیر شاخههایی مانند جمعیتشناسی سلامت، از پیامدهای چنین اهمیتی است.
همچنین از آنجا که سلامت و ارتقای آن به کانون مطالعات بسیاری از متفکران و متخصصان تبدیل شده است و در بعد عمومی، امروزه بیشتر افراد، سعی در انجام رفتارهای پیشگیرانه قبل از ابتلا به بیماری و ارتقای سلامت خود دارند، لذا پرداختن به رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت از اهم فعالیتهای روزمره هر فردی است (پل و توماس، ۲۰۰۲ : ۷).
رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت به عنوان عامل زمینهای در عدم ابتلا به بسیاری از بیماریها شناخته شده است و ارتقاءسلامت و پیشگیری از بیماریها مستقیماً با این رفتارها در ارتباط میباشد (اندریو[۱۶]، ۲۰۰۱؛ به نقل از حبیبی سولا و دیگران، ۱۳۸۶ : ۳۳۳). آمار ارائه شده در مورد دلایل اصلی مرگ و میر، بیانگر آن است که ۵۳ درصد از علل مرگ و میرها به سبک زندگی و رفتارهای غیر بهداشتی مربوط می باشد (استنهوپ و دیگران[۱۷]، ۲۰۰۰ : ۵۷۵). اهمیت سبک زندگی بیشتر از آن جهت است که برکیفیت زندگی و پیشگیری از بیماریها مؤثر میباشد. برای حفظ و ارتقای سلامتی، تصحیح و بهبود سبک زندگی ضروری است.
با توجه به تحولات عمده اجتماعی در کشور و تعریف و بازبینی مجدد نقش و جایگاه زنان در خانواده و جامعه و همچنین تغییر در وضعیت جمعیت کشور بخصوص تحولات ساختار سنی، احتمال مرگ و میر کمتر زنان، زنانه شدن هرم سنی در سنین کهنسالی و احتمال بیشتر ابتلای آنان به بیماریهای مزمن آشنایی با سبک زندگی سلامت محور زنان و تأثیر عوامل جمعیتی و اجتماعی- اقتصادی و سلامتی موثر بر آن ضرورت مییابد.
این آشنایی هم برای زنان و آگاهی از وضعیت خودشان مفید است و هم شناخت آن برای سایر گروههای اجتماعی و هم آمادهسازی برای یک نقش محوری مثبت در جامعه و برنامهریزی در مورد آنان مورد استفاده قرار میگیرد (زنجری، ۱۳۹۰ : ۱۲). همچنین، وجود خلاءها وکمبودهای تحقیقاتی پیرامون موضوع سبک زندگی سلامت محور زنان و تعیین کنندههای اجتماعی- اقتصادی و جمعیتی آن در ایران با توجه به اینکه اکثر تحقیقات در حوزه سبک زندگی سلامت محور در ارتباط با سایر گروههای آسیب پذیر جامعه مانند کهنسالان صورت گرفته است و از آن جا که زنان به عنوان یکی از گروههای تعیینکننده سلامت جامعه در ارتباط با موضوع مورد بحث کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند، ضرورت تحقیق و مطالعه درباره آن را افزایش می دهد.
از طرف دیگر، با توجه به دوره های مختلف زندگی زنان، گریز از عوامل استرس زا و دوری از مواجهه با تغییرات شتابنده امکان پذیر نیست. درچنین وضعی آنها می توانند خود را برای مقابله مؤثر با موقعیت پر استرس زندگی آماده کنند، که امکان بهزیستی و تامین سلامت جسمی و روانی را از پیش فراهم نموده باشند. تقویت قوای جسمی و روانی، استحکام بخشیدن به جان مایه های درونی و شخصیتی و همچنین ارتقاء کیفیت روابط، و حمایتهای اجتماعی از طریق تعمیق ارتباطها و تخفیف تعارضها، راهبردهای اساسی هستند که تا اندازه زیادی تندرستی انسان را تامین می کنند (پیروی، ۱۳۸۹ : ۳۰۲).
۱-۴- اهداف تحقیق
هر تحقیقی دارای اهداف خاصی است که باید پژوهشگر بدان توجه کند، هدف باید صریح و روشن باشد و از تناقضگویی پرهیز شود، و طوری طراحی شود که قابل پژوهش و عملی باشد (ساروخانی، ۱۳۸۲ : ۱۴۷) .
پژوهش با مشخص کردن اهداف، میتواند جهت و مسیر خود را نمایان سازد. اهداف این پژوهش به دو دستهی کلی و جزئی تقسیم میشود .
هدف کلی این پژوهش «بررسی سبک زندگی سلامت محور زنان واقع در سنین باروری (۴۹-۱۵ ساله) در شهر شیراز» میباشد.
با توجه به هدف کلی تحقیق، اهداف جزئی شامل موارد زیر میباشد :
– بررسی میزان برخورداری زنان از سبک زندگی سلامت محور.
– بررسی ارتباط عوامل جمعیتی (سن، بعد خانواده، وضعیت تاهل و وضعیت اشتغال) با سبک زندگی سلامت محور زنان.
– بررسی ارتباط عوامل اجتماعی- اقتصادی (تحصیلات، درآمد، هویت طبقاتی، میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی، میزان مطالعه در حوزهی سلامت، حمایت اجتماعی) با سبک زندگی سلامت محور زنان.
– بررسی ارتباط عوامل سلامتی (سلامت عمومی خودگزارش شده، خودکارآمدی سلامت، سابقهی بیماری و آگاهی زنان از رفتار سلامتی) با سبک زندگی سلامت محور.
فصل دوم
پیشینهی تحقیق
یکی از اولین و مهم ترین مراحل در نوشتن تحقیق، اشاره به مطالعاتی است که قبلاً در این زمینه انجام شده است. آگاهی از پیشینه انجام شده، ضمن آشکار ساختن ابعاد جدید مسئله، از تکرار بیهوده تحقیق در مورد جنبههایی که دیگران بررسی کردهاند جلوگیری خواهد کرد. همچنین سئوالات یا فرضیه های تحقیق دقیقتر خواهند شد و امکان شراکت در تجربیات محققان قبلی فراهم میشود.
۲-۱- تحقیقات داخلی
مطالعات و تئوریهای مختلف، نشان دادهاند که عوامل گوناگونی بر سبک زندگی سلامت محور موثر است. که می توان آنها را به طور کلی به عوامل جمعیتی، اقتصادی- اجتماعی و عوامل مربوط با سلامتی تقسیم بندی کرد.
در ارتباط با عوامل جمعیتشناختی میتوان به بررسی رفتارهای ارتقاءدهندهی سلامت در بین گروه های مختلف سنی اشاره کرد. در این زمینه انجی زب و همکارانش (۲۰۱۲) به این نتیجه رسیدند که زنان میانسال ایرانی وضعیت مطلوبی در ابعاد سلامت ذهنی مانند مدیریت استرس، روابط بین فردی و رشدروحی دارند در حالی که رفتارهای آنان در ابعاد سلامت فیزیکی مانند مسئولیت سلامتی، فعالیت فیزیکی و تاحدودی تغذیه، بسیار نامطلوب است. بنابراین برای داشتن سالمندی مطلوب، آنها باید به بهبود سبک زندگیشان، در سنین میانسالی اولیه بپردازند. پژوهش میرغفوروند و همکارانش (۲۰۱۲) در مطالعهی ترکیبی از تجربهی زنان سنین باروری در ارتباط با رفتارهای ارتقاءدهندهی سلامت نشان داد بالاترین نمرهی پاسخگویان مربوط به روابط بینفردی و پایینترین امتیاز از آن فعالیت فیزیکی بود. آنها ۷ نوع رفتار ارتقاءدهندهی سلامت (برقراری الگوی مناسب تغذیه، متعادل سازی الگوی استراحت/ فعالیت، معنویتگرایی، مدیریت استرس، حساسیت و مسئولیتپذیری فردی، برقراری الگوی تعاملات اجتماعی، پرداختن به تفریحات سالم مورد علاقه) را در بین زنان سنین باروری تشخیص دادند. زنجری (۱۳۹۰) در پژوهش خود اشاره میکند سبک زندگی سلامتمحور سالمندان شهر شیراز در سطح متوسطی میباشد. یافتههای وی نشان داد پایینترین نمرهی میانگین سالمندان مربوط به بعدهای فعالیت فیزیکی و مسئولیتسلامتی است، درحالی که تغذیهی سالمندان شهر شیراز، وضعیت مطلوبی داشته است. هر چند وی یادآوری میکند علت این امر، افزایش بیماریهایی مانند چربیخون در سنین بالا و عدم رعایت اصول تغذیهی سالم در طول زندگی افراد میباشد. مطلق و همکارانشان (۱۳۸۹) با بررسی رفتارهای ارتقاءدهندهی سلامت دانشجویان سنین (۱۹ تا ۲۳ سال) نشان دادند که دانشجویان مورد بررسی از نظر رشد روحی، روابط بین فردی، مدیریت استرس و تغذیه در سطح مطلوب و از نظر فعالیت فیزیکی و مسئولیت پذیری سلامتی در سطح نامطلوبی قرار داشتند.
وضعیت تاهل، یکی از عوامل جمعیتشناختی است که در مطالعات مختلف، تاثیرات متفاوتی بر رفتارهای سلامتی داشته است. طاهرپذیر و همکارانش (۱۳۹۱) در مطالعهی خود به این نتیجه رسیدند که افراد متاهل موانع بیشتری بر سر راه به کارگیری رفتارهای ارتقاءسلامت داشتند. گاه عدم پذیرش و همراهی همسر و حتی فرزندان در تغییرات صحیح شیوهی زندگی میتواند مانعی بر سر راه انجام رفتارهای ارتقاء سلامت باشد. نجیمی و عظیمی (۱۳۹۱) به این نتیجه رسیدند که وضعیت تاهل تاثیری بر سبک زندگی سالم سالمندان ندارد. آنان معتقدند حضور عواملی همچون سطح تحصیلات و خصوصیات اقتصادی و اجتماعی سبب میشود وضعیت تاهل سالمندان فاقد نقش تعیینکننده در سبک زندگی سالم آنان باشد. یافتههای دانش (۱۳۸۹) در این ارتباط نشان داد که سطح کلی سلامت جسمی- روانی و شادکامی در بین دانشجویان متاهل بیش از دانشجویان مجرد است. در مطالعهی وی نشانههای بدنی، علایم اضطراب و اختلال در خواب، میزان افسردگی و اختلال در کارکرد اجتماعی در دانشجویان متاهل کمتر از دانشجویان مجرد بوده است. عزیزی و عینی (۱۳۸۶) خطر بیماریهای غیر واگیردار را برای زنان متاهل بیش از زنان مجرد میدانند. با توجه به اینکه زنان متاهل مسئولیت بسیاری در انجام امور منزل دارند، معمولا با فعالیت بدنی محدود، تغذیهی ناسالم و عدم توجه به سلامت فردی مواجهاند که معمولاً ریشه در سبک زندگی ناسالم آنان دارد.

این را هم حتما بخوانید :   بررسی تأثیر نوسانات قیمت نفت بر بازده غیرعادی سهام شرکت های پذیرفته ...

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

Back To Top