معنای موضوع له

دانلود پایان نامه

از ابو هریره بیان شده است که رسول خدا فرمودند: که خداوند غیرتمند است و مؤمن همانا غیور است. غیرت خداوند این است که برای مؤمن آنچه حرام است را بیان می کند، و در روایت دیگری است که: از غیرت خدا این است که گناهانی که از حرام های الهی است را برای مؤمن بیان کند.
هنگامی که مردی با زن نامحرمی برقصد در آن امور هفت گانه است: 1- ظاهر شدن زن برای کسی که حلال نیست به آن نگاه کند. 2- نگاه کسی که بااو می رقصد به بدن زن بدون سببی که جایز باشد. 3- بی غیرتی هنگامی که این زن دارای شوهر یا محرمی باشد. 4- لمس کردن مرد نامحرم اعضاء بدن زن را در حالتی که دلیل جایز وجود ندارد. 5- ایجاد شهوت و انگیزه برای دفع غریزه بوسیله ی انجام گناه. 6- خلوت کردن با زن نامحرم هنگامی که زن با مرد ناحرم بدون حضور مردم برقصند. 7- اختلاط مردان با زنان هنگامی که آنها در عموم مردم برقصند.
آراء فقها اتفاق دارد بر اینکه حرام است که مرد بالغ چیزی از زنی که جوان و نامحرم است را لمس کند، هنگامی که جایگاه ضرورت یا حاجت نباشد، اگر چه از روی شهوت نباشد و از گناه هنگام لمس کردن هم ایمن باشد. همچنین حلال نیست که همانا مرد با زن نامحرم مصافحه کند، بلکه علماء گفته اند: همانا لمس کردن در حرام بودن نسبت به نگاه کردن اولویت دارد چون غلیظ تر و شدیدتر است.
از ابی حنیفه روایت شده است که جایز دانسته که اگر مرد مسن است و از خودش مطمئن است که هنگام مس زن نامحرم جوان شهوتش برانگیخته نمی شود هنگامی که او را لمس کند یا در آغوش بگیرد، پس اگر نسبت به خودش ایمن نیست یا نسبت به زن ایمن نمی باشد، در آغوش گرفتن آن زن حلال نیست، چرا که به گناه می افتد. شافعیان نظر داده اند که حلال نیست که مرد زن نامحرم را در آغوش بگیرد به شرطی که حایلی بین آنها وجود داشته باشد.
روایت شده است از عاشیه که گفته است: رسول خدا با زنان بوسیله کلام و گفتگو بیعت می کرد بوسیله آیه 12 سوره ممتحنه، ولی دست رسول خدا دست زنی را لمس نکرد مگر آنکه آن زن محرمش بود و در روایت دیگری است: هنگامی که زنان مؤمن هجرت کردند بسوی رسول خدا، ایشان آنها را امتحان می کرد بوسیله فرموده خدا: که ای پیامبر هنگامی که زنان مؤمن آمدند که با تو بیعت کنند بر مبنای اینکه به خدا شرک نورزند و سرقت نکنند. پس هر زن مؤمنی که اقرار می کرد به اینها، رسول خدا وقتی بوسیله گفتارشان اقرار می کردند به آنها می فرمود: جدا شوید که همانا با شما بیعت کردم.
کسانی که رقص را کلاً حرام می دانند از نظر عقلی می گویند: رقص، لعب به تنهایی است که نفعی در آن نیست و آن را انجام نمی دهند مگر بچه ها و ناقص العقل هاست. عز بن عبدالسلام گفته است: اما رقص ابلهی و احمقی است که مشابه کار زنان باشد، که آن را جز احمق هایی که خود را به جهالت می زنند انجام نمی دهند، بنابراین فاعل آن جاهل است، وشریعت اسلام آن را در قرآن یا سنت جایز نکرده است و هیچ یک از انبیاء آن را جایز نکرده اند، همانا آن کاری است که جاهل حق را بوسیله هوای نفس گم کرده است، انجام می دهد، و گذشتگان و نیکان آن را از جهالت دانسته اند که چیزی از حق در آن نیست.
دلیلی دیگر از نظر عقل بر حرمت رقص اینکه: همانا رقص ای که سبب لمس کردن بدن نامحرم مانند رقص باله و غیره می شود، در لذت رساندن بیشتر و در شهوت برانگیختن شدیدتر از نگاه کردن به تنهایی است، پس همانا به اولویت حرام بودن آن نسبت به نگاه حرام در رقص منجر می شود.
همانا ضرورتی در لمس کردن نامحرم وجود ندارد، پس این مس کردن حرام است بخلاف نگاه کردن هر یکی بر دیگری، پس همانا اقتضای ضرورت و حاجت این را مباح می سازد، البته آن لمس کردنی که بر اثر شهوت باشد و شهوت را تحریک کند بالاتر از نگاه کردن است، پس مباح بودن یکی از دو فعل پست دلالت ندارد بر اینکه فعل برتر مباح باشد.
از مجموعه احکام اسلامی بدست می آید که برخی از محرّمات به عنوان حریم و پیشگیری کننده نسبت به برخی دیگر که از اهمیت بسیاری برخوردارند در نظر گرفته شده است. از مسلمات فقه اسلامی حرمت قمار است، ولی در کنار آن بازی با آلات قمار گرچه برد و باخت هم نداشته باشد ممنوع اعلام گردیده است. نوشیدن شراب از محرمات قطعی دین است و در کنار آن فروش انگور به کسی که شراب می سازد و می نوشد یا می فروشد نیز جایز نیست. همچنین حفظ و نگهداری کتابهای گمراه کننده برای کسی که با خواندن آنها به گمراهی می افتد حرام شناخته شده است. زنا هم از حرام های مسلّم اسلام است که برخی از امور دیگر، در واقع به عنوان حریم آن مورد منع واقع شده اند مانند چشم چرانی و نگاه شهوت آلود، آوازخوانی های مطرب و آهنگ های شهوت انگیز، هرگونه تماس جسمی با نامحرم و موارد دیگر که در منابع فقهی مطرح شده است. برخی از فقها رقص را با استفاده از این عناوین محکوم به حرمت می دانند. هنگامی که مردی همراه همسرش برقصد در عدم حضور مردم، این از انواع ملاعبه شمرده می شود، که اگر لهو باشد از انواع لهو حق است، بخاطر آنچه که عقبه بن عامر از رسول خدا روایت کرده: «هر چیزی که مرد با آن بازی می کند باطل است، مگر تیراندازی و رام کردن اسب و بازی با اهلش که آنها از حق هستند، پس هر چیزی که بوسیله آن مؤمن به لهو بیفتد که در آینده یا در حال فایده ای نداشته باشد باطل است و دوری کردن از آن برتر است مگر اینکه آن از اقسام سه گانه باشد که مطرح گردید، و ملاعبه با همسر از انواع حق است که گناهی در آن نیست.
اگر فقیهی تنها روایت خاص را در مورد خود رقص که از امام صادق (علیه السلام) بیان گردیده است را پذیرفت طبعاً فتوا به حرمت تمام صورت های رقص، حتی رقص شخص برای خود، بی هیچ بیننده و نیز رقص همسر را برای همسر می دهد، اگر در اعتبار این روایت تردید داشته شود و لهو را حرام دانسته، باز هم فتوا به حرمت هر صورت آن می دهد.
گرچه ممکن است رقص زن برای همسر خود را به جهت روایتی که لهو را در چند مورد از جمله لهو زن برای همسر خود تجویز کرده است، جایز بداند. البته اگر حجیّت آن روایت را به لحاظ سند و دلالت پذیرفته باشد و اگر در حرمت مطلق لهو و باطل تردید داشت ولی آن را تحت عنوان تحریک جنسی دانست و از قرقگاه های زنا بحساب آورد، به ناچار رقص زن نزد مرد چه محرم و بخصوص نامحرم و بالعکس را حرام می داند اگرچه ممکن است به حلال بودن اقسام دیگر آن فتوا دهد.
4.3. رقص و موسیقی
رقصیدن با موسیقی به قدیمی ترین غریزۀ ذاتی ما برمی گردد. از بدو زمانی که بشر پا بر این کره ی خاکی گذاشت، رقص جزئی از فرهنگ بوده است. این جنب و جوش و حرکات زیبا، علاوه بر این که تفریح جالبی است و برای جسم و فکر ما مفید است، حواس بینایی، شنوایی و بساوایی را نیز تقویت می کند. جالب است بدانید که درفرهنگ هندوان با توجه به این که بعد از آب و هوا، موسیقی سومین دلیل زنده بودن ساکنین شبه قاره بوده و هست؛ رقص وسیلهی برای نشان دادن ارادت و شکرگزاری برای خدایانشان و بلکه مقدس ترین حالتی است که یک انسان می تواند در پیشگاه خدا به آن برسد.
در تعریف رقص برخی گفته اند: رقص، به حرکت در آوردن اندام مطابق با آوای موسیقی و یا آوازه خوانی است. البته روشن است که همراهی موسیقی در مفهوم رقص دخالتی ندارد بلکه تنها موزون بودن حرکات اندام بدن مورد نظر است، اگرچه از دیر باز تاکنون هیچ مجلس رقصی بدون آهنگ نبوده، و معمولا بدون آهنگ عملاً سخت و غیر ممکن است. این همراهی سبب شده برخی از علماء یکی از دلایل حرمت رقص را همین مسئله بدانند. در حقیقت اولاً: باید حکم رقص و موسیقی را به تنهایی در نظر گرفت، ثانیاً: هر موسیقی ای حرام نمی باشد. درمورد حکم رقص سخن گفته شد، در این قسمت موسیقی و فرق آن با غنا بیان می شود.
منابع و قوامیس لغت و فرهنگ واژه ها، جهت تبیین معانی الفاظ و لغات و کشف مراد مفردات و اصطلاحات فراهم گردیده اند. برای فهم اولیه هر کلمه ناگزیر از مراجعه به منابع دست اول هر لغت هستیم. اما چرا گاه با معانی متفاوت و متضاد در یک کلمه مواجه می شویم؟ تنوع و فراوانی معانی یک واژه، گاه تا حدی است که انسان از درک مقصود اصلی باز میماند و با حدس و تخمین مراد خویش را بیان می کند. تطور و تحول لغات با تنوع و تعدد علوم و فنون ارتباط تنگاتنگی دارد. بدین روی، بسیاری از کلمات و واژه ها، دارای یک معنای لفظی و ریشه ای و یک معنای اصطلاحی می باشند، که گاه این معنای اصطلاحی به عنوان معنای حقیقی آن لفظ به شمار می رود و گاه عنایتی به حقیقت معنای آن واژه ندارد.
و در تعریف مشهور غنا «کشش صوت و آوازی که مشتمل بر ترجیع مطرب است» می باشد. با توجه به اینکه معنای لغوی غنا در کتب لغت، متفاوت و بعضاً متغایر است؛ لذا نمی توان به یک معنا و مفهوم مشخص و محصلی دست یافت. تعریف فقهی، ناشی از یک جمع محتوایی میان تعاریف لغوی است و بیش از آنکه از متن و ظاهر آیات و روایات متخذ باشد، یک برداشت کلی از تعریف تاریخی در قوامیس لغت است .
این تعریف که غنا، مد صوت مشتمل بر ترجیع مطرب است، از یک قالب یعنی صوت و یک محتوای تأثیر گذار (مطرب) یعنی کلام تشکیل شده که در واقع این کلام و شعر است که کشیده می شود و ادوات تحریر بر آن قرار می گیرد.
ظاهر برخی آیات و روایات می نماید که غنا از مقوله و جنس کلام ها و سخنان لهوی و باطل است و نصّ بعضی دیگر از آیات و احادیث، گویای این می باشد که غنا از مقوله اصوات باطل و لهوی است.
و از آنجایی که استعمال لفظ غناء در اشعار عرب در معانی متفاوتی بوده است، لذا برداشت های مختلفی نیز از این واژه صورت گرفته است و هر کس با توجه به ذوق و سلیقه و برداشت خود از این اشعار، غناء را بطور مختلفی معنی کرده است. ازجمله اینکه، غنا همان صوت است، یا غنا ترجیع صوت است، یا غنا ترجیع صوت مطلوب است و یا اینکه غنا همان صوت مرجع مطرب حسن است.
اما کدام یک از این معانی مد نظر شاعر بوده و کدام یک را مورد نهی قرار داده است؟ برای دستیابی به این مطلب باید ببینیم که شرع مقدس، غنا را چگونه معنا کرده است و چه ملاک هایی را شرط حرمت آن قرار داده است.
البته غناء از جمله بحث های فقهی است که به دلیل موضوع خاص آن سوالات مختلفی پیرامون آن مطرح می شود. از قبیل اینکه آیا بر هر صوت موزون و زیبا غناء اطلاق می شود؟ و آیا غناء در اسلام مطلقاً حرام است؟ یا مطلقاً جایز است؟ یا اینکه قسم خاصی از آن حرام بوده و بقیه مصادیق آن جایز می باشد؟ و به تبع آن، نظریات مختلفی نیز در این باب وجود دارد.
برای روشن شدن حقیقت مطلب، ابتدا باید مشخص شود که غنا چه معنایی دارد؟ و ملاک و حرمت آن چیست؟ برای دستیابی به معنای موضوع له هر کلمه و معنای حقیقی هر شیء نمی توان به قول و نظر علمای اهل لغت استناد کرد و قول آنها در این باب حجت نمی باشد. چراکه معمولاً ملاک لغویون، استعمال لغات در اشعار، سخنان و اقوال مردم می باشد و در استعمال نیز مسائل مختلفی از جمله استعاره، مجاز، تناسب حکم با موضوع، تناسب جلسه، تناسب گوینده و موارد دیگر در نظر گرفته می شود که در آینده ممکن است بر اثر کثرت استعمال، این واژه برای معنای دیگری تعیّن پیدا کند.
و از آنجایی که لفظ غنا طبق مفهوم عرفی، به معنای آواز و صدای موزون معادل واژه (موسیقی) و کلمه یونانی است. این صدای موزون و زیبا، دراسلام حرام نمی باشد. چرا که قوانین دین اسلام طبق مصالح و مفاسد واقعی و طبق فطرت بنا شده است و هیچ گونه حکم تحمیلی بر انسان ها ندارد. این گونه نیست که هر لذت و خوشی، ممنوع و حرام باشد. شیعه معتقد به حسن و قبح عقلی بوده و قائل است که شرع مقدس هیچ چیزی را حلال و حرام نمی کند مگر آنکه مصلحت یا مفسده ملزمه ای در آن نهفته باشد و این مسئله در علم کلام با دلیل و برهان به اثبات رسیده است. از جمله مواردی که خداوند تبارک و تعالی به دلیل مفسده ملزمه، چیزی را حرام کرده، شرب خمر می باشد. چرا که نوشیدن آن سبب خروج از حالت تعادل، زوال عقلی، میل به فساد و بروز جنبه حیوانیت در انسان می شود. مسئله غنا نیز همینگونه است. مسلماً غنایی که مفسده برانگیز باشد مورد حرمت قرار می گیرد. پس می توان گفت که غنا بر دو قسم است: 1- غنای محلَّل 2- غنای محرَّم.
در غنای محلّل، خود صدای موزون، فی نفسه مد نظر قرار می گیرد که امری مباح است، اما اگر این صدای موزون و این آواز با چیزی ترکیب شود و بعد از ترکیب با آن شیء دارای مفسده ملزمه گردد غنای محرَّم نامیده می شود. این قسم از غنا دارای یک سری ویژگی های خاص می باشد.

مطلب مشابه :  خلاقیت و کارآفرینی