معنویت در محیط کار، بازنشستگی زودرس، افزایش بهره وری

خستگی عاطفی در پژوهش حاضر نمرهای است که هر فرد از پاسخگویی به سؤالات مربوط به مؤلفه خستگی عاطفی در پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلچ به دست میآورد.
مسخ شخصیت:
مسخ شخصیت در پژوهش حاضر نمرهای است که هر فرد از پاسخگویی به سؤالات مربوط به مؤلفه مسخ شخصیت در پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلچ به دست میآورد.
فقدان موفقیت شخصی:
فقدان موفقیت شخصی در پژوهش حاضر نمرهای است که هر فرد از پاسخگویی به سؤالات مربوط به مؤلفه فقدان موفقیت شخصی در پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلچ به دست میآورد.
رضایت شغلی:
رضایت شغلی در پژوهش حاضر نمرهای است که هر فرد از پاسخگویی به سؤالات پرسشنامه رضایت شغلی بریفیلد و روث به دست میآورد.
1-8- نوع متغیرها
در این تحقیق متغیر معنویت محیط کار و تمام ابعاد آن شامل بعد فردی-روان شناختی، فردی-پرورش روح، گروهی، و سازمانی به عنوان متغیرهای پیش بین (مستقل) در نظر گرفته شده، و فرسودگی شغلی و سه بعد خستگی عاطفی، مسخ شخصیت، و فقدان موفقیت شخصی به عنوان متغیرهای ملاک (وابسته) در نظر گرفته شده اند. همچنین رضایت شغلی هم به عنوان متغیر پیش بین (مستقل) و هم به عنوان متغیر ملاک (وابسته) در نظر گرفته شده است.
در این تحقیق متغیرهای جنسیت، سطح تحصیلات، سابقه کار، و وضعیت تأهل معلمان به عنوان متغیرهای میانجی مدنظر قرار گرفته شده است.
مقدمه
پدیده عدم اطمینان محیط ها در عصر کنونی، سازمان ها را بر آن داشته است تا پاسخ های بسیار گوناگون و متفاوت به عدم اطمینان داشته باشند. یکی از عملی ترین شیوه ها، ترغیب کارکنان به این امر است که با تمام وجود خود را وقف کار کنند که پیامد آن کارکنانی خلاق و نوآور در پاسخگویی به محیط های متلاطم خواهد بود. امروزه به نظر می رسد کارکنان در هر کجایی که فعالیت می کنند، چیزی فراتر از پاداش های مادی در کار را جستجو می کنند. آنان در جستجوی کاری با معنا، امیدبخش، و خواستار متعادل ساختن زندگی شان هستند. سازمان ها با کارکنان رشد یافته و بالنده ای روبرویند که در پی یافتن کاری با معنا، هدفمند، و پرورش محیط های کاری با چنین ویژگی هایی هستند. معنویت در کار و تلاش برای انسانی تر کردن سازمان ها یکی از روندهای مهم کسب و کار در قرن 21 می باشد که از اواسط دهه 90 به طور جدی مطرح شده است و تعداد تحقیقات در این زمینه در حال افزایش است (فتاحی، 1385).معنویت در محیط کار چارچوبی از ارزش های مشهود در فرهنگ سازمانی است که موجب تعالی کارکنان، ضمن فرایند کار می شود و حس در کنار هم بودن را به گونه ای در آنها باور می کند که احساس کمال و سرزندگی کند (پیدمنت، 2004). از سوی دیگر فرسودگی شغلی یک حالت عاطفی مزمن است (شیروم، 2003) که در دراز مدت منجر به دست کشیدن از کار، غیبت، روحیه پایین، تحریک پذیری، درماندگی، عزت نفس پایین، افزایش اضطراب می شود. اگر به علایم فرسودگی شغلی توجه نشود و درمانی برای آن صورت نگیرد هم فرد و هم سازمانی که فرد در آن کار می کند تحت تأثیر آن قرار می گیرد (مسلچ و همکاران، 2001). رضایت شغلی نیز عاملی مهم در افزایش بهره وری، افزایش روحیه، تعهد سازمانی، سلامت فیزیکی و ذهنی، رضایت از زندگی و سرعت در آموزش مهارت های جدید شغلی و عدم وجود آن باعث به وجود آمدن تشویش، غیبت، تأخیر کاری، ترک خدمت، اعتصاب و بازنشستگی زودرس کارکنان یک سازمان می گردد (مقیمی، 1386).
در این فصل به ادبیات پژوهش پرداخته می شود. در بخش اول، معنویت محیط کار، در بخش دوم، فرسودگی شغلی، و در بخش سوم، رضایت شغلی مورد بررسی قرار می گیرد. بخش چهارم به بررسی پژوهش های انجام شده در زمینه موضوع تحقیق می پردازد. در بخش پنجم نیز چارچوب نظری پژوهش ارائه می گردد که دربرگیرنده چارچوب نظری، مدل اولیه، مدل تحلیلی و فرضیه های اصلی و فرعی پژوهش است.
2-1- معنویت محیط کار
2-1-1- مقدمه
انسان ها وارد دوران جدید و بی سابقه ای در زندگی خود شده اند. دورانی که در آن دنیا به شدت در حال تغییر و تحول است. طی 400 سال گذشته، غرب بین دنیای بیرونی و دنیای درونی تفاوت قائل شده است و فعالیت های دنیوی را از اموری مثل مذهب، معنویت و عرفان به کلی جدا کرده است. این جدایی از یک سو سبب خرافات زدایی و نفی تسلط کلیسا بر انسان غربی، تحت تسلط درآوردن طبیعت و پیشرفت علوم و فن آوری های مختلف، افزایش فوق العاده رفاه زندگی، ظهور دموکراسی ها و حاکمیت قانون و … شده است؛ و به بیان ساده تر سبب حاکمیت پارادایم عقلایی و مدرنیته در اکثر نقاط جهان شده است (نیل و بایبرمن، 2003).
2-1-2- معنویت
2-1-2-1- تعریف معنویت
برخی از تعاریف معنویت عبارتند از:
به عقیده کاوندیش (2003) معنویت، بعدی از انسان تعریف شده است که با افراد احساس بودن را با کیفیت هایی نظیر فطرت، ظرفیت برای دانستن درونی و منبع تقویتی، تجوید ذهنی مقدس، تعالی فرد به سوی ظرفیت عشق و دانش بزرگ تر، یکی شدن با سایر کلی همه زندگی و یافتن معنایی تعالی فرد به سوی ظرفیت عشق و دانش بزرگ تر، یکی شدن با سایر کلی همه زندگی و یافتن معنایی برای موجودیت فرد که محور هر موجودی است، به انسان القا می کند (اشجعی، 1389).
معنویت تلاش در جهت ارتباط اثربخش نسبت به خدا، خویشتن، دیگران و موجودات غیرانسانی است همراه با کندوکاوی در جهت آنچه برای انسان شدن مورد نیاز است (رستگار، 1389).
معنویت راه رسیدن به آسایش و آرامش روحی و باطنی است (بارکر و فلیرسچ، 2010).