منبع مقاله با موضوع رابطه نامشروع

منبع مقاله با موضوع رابطه نامشروع

منبع مقاله با موضوع رابطه نامشروع

فیلیاسیون به معنی سلسله ، نسل، ذریه،پیوستگی و تعاقب چیزهایی که نتیجه یکدیگرند آمده است(امامی ،6:1349).

نسب در اصطلاح
نسب را در اصطلاح می توان به دو قسم عام و خاص تقسیم کرد. «نسب عام» عبارت است از نسب بین دو شخص که یکی از آنها از نسل دیگری می باشد و یا هر دو از نسل شخص سوم می باشند.«نسب خاص» عبارت است از علقه و رابطه بین پدر و مادر و فرزند آنها، به عبارت دیگر، رابطۀ پدر و فرزندی و مادر و فرزندی را گویند(همان).

ب : نسب در اصطلاح حقوقی
در زبان حقوقی از کلمه نسب رابطه یک فرد با کسانی که مستقیماً عامل ایجاد او بوده اند (پدر و مادر ) به ذهن متبادر می گردد این رابطه وقتی که از جانب طفل مورد نظر قرار گرفته باشد، نام «نسب» به خود می گیرد و وقتی که از طرف پدر رابطه مزبور مورد نظر باشد «ابوت» و وقتی از جانب مادر مورد توجه قرار می گیرد رابطه «مادری» نامیده می شود(امامی،7:1349) .
به نظر برخی از نویسندگان مفهوم نسب در حقوق ایران با مفهوم فیلیاسیون در حقوق فرانسه متفاوت است مفهوم نسب در حقوق ایران هر نوع رابطۀ خونی موجود بین دو نفر اعم از اینکه این رابطۀ قرابت در خط مستقیم یا قرابت در خط اطراف (با واسطه یا بلا واسطه) باشد، در حالی که مفهوم فیلیاسیون در حقوق فرانسه تنها شامل رابطه بلا واسطه بین پدر و مادر و فرزند خواهد بود و هم چنین نسب در حقوق فرانسه شامل فرزند خواندگی نیز می شود . در حالی که در حقوق ایران فرزند خواندگی منشاء هیچ گونه آثار حقوقی نیست (همان:8).

ج: ماهیت حقوقی نسب
با آنکه باب هشتم قانون مدنی ایران به احکام مربوط به نسب اختصاص داده شده ولی تعریف صریحی از ماهیت نسب در آن قانون به چشم نمی خورد، از این رو حقوقدانان به منظور شناسایی ماهیت حقوقی نسب تعارف مختلفی ارائه داده اند(علوی قزوینی،205:1374) .
صاحب جواهر در تعریف نسب می نویسد « هوالا اتصال بالولادت باسماء احد شخصین الی الآخر کلأب والاین او بانتهائها الی ثالث». یعنی نسب عبارت است از منتهی شدن ولادت شخصی به دیگری مانند پدر و پسر یا انتهای ولادت دو شخص به ثالث مانند دو برادر و پدر . (نجفی، 7:1367).
ایرادی که در توصیف فوق به نظر می رسد این است که اتصال ولادت در حقیقت منشاء اعتبار رابطۀ نسبی اند ولی در حقیقت نسب امری است که از اتصال ولادت التزاع می شود، لذا در این تعریف بین امر اعتباری و منشأ اعتبار خلط شده است (علوی قزوینی ،191:1364)
شیخ انصاری در تعریف نسب می فرمایند: المراد بالنسب علاقه بین شخصین، تحدث من تولد احداهما من آخر و تولد هما من ثالث » (رسالۀ مقتضیات ارث و اقسامها، 201:1375) .
دکتر سید حسن امامی نسب را چنین تعریف کرده است « نسب مصدر است و به معنی قرابت و خویشاوندی می باشد» سپس اضافه می کند که نسب امری است که به واسطۀ انعقاد نطفه از نزدیکی زن و مرد به وجود می آید .از این امر، رابطه طبیعی خونی بین طفل و آن دو نفر که یکی پدر و دیگری مادر باشد موجود می گردد» (حقوق مدنی :158 ) .
آقای محمد عبده بروجردی می نویسد: « نسب علاقه ای است بین دو نفر که به سبب تولد یکی از آنها از دیگری یا تولدشان از شخص ثالث حادث می شود» (کلیات حقوق اسلامی، 280:1339).
دکتر کاتوزیان بیان می دارد « نسب رابطه خونی و حقوقی است که پدر و مادر را به فرزندان آنان مربوط می کند»(حقوق مدنی:خانواده،ج1، 112).
ایرادی که در تعاریف فوق به نظر می رسد این است که نسب را به ارتباط و اتصال ناشی از تولد فردی از دیگری یا ثالث معرفی کرده اند ولی حقیقت این ارتباط تبیین نشده که آیا این ارتباط ، یک رابطۀ اعتبا ری و قراردادی است یا امری تکوینی و واقعی و چون در مقام تعریف باید از الفاظ مبهم پرهیز شود از این رو تعاریف فوق موجه به نظر نمی آید. (علوی قزوینی، 191:1374) . با توجه به عدم تعریف ماهیت نسب از سوی شارع یا قانونگذار شاید بتوان ادعا کرد که مقنن در رابطه با حقیقت نسب از عرف پیروی نموده و همان معنایی که عرف از نسب بدست می دهد را شناسایی نموده است؛ زیرا اگر مقنن، اصطلاح دیگری غیر از معنای عرفی نسب، در نظر داشت ،منطق تقنین اقتضا می نمود که معنی مورد نظر خویش را بیان نماید تا تأخیر بیان از زمان احتیاج، لازم نیاید. و به اصطلاح اصولی در مورد عنوان نسب حقیقت شرعیه قانونی وجود ندارد با توجه به همین مطلب معلوم می شود که تعاریف مذکور در صدد تبیین حدود معنای عرفی نسب برآمده اند(همان).

چ :ماهیت عرفی نسب
بنابر عرف به وجود آمدن فرزند از اسپرم مرد و تخمک زن، منشأ اعبتار رابطۀ نسبی است ، به عبارت دیگر، عرف پس از پیدایش طبیعی طفل از والدین، رابطه اعتباری و قراردادی بین طفل و والدین او برقرار می کند که آن را نسب می نامند و به این رابطۀ اعتباری آثاری مترتب می کنند. بنابراین عناوین پدر، مادر، فرزند و سایر عناوین نسبی از همین منشاء سرچشمه می گیرد(موسوی60:1383) .
مقصود از اعتباری بودن نسب این نیست که از اموری است که وجود یا عدم آنها صرفاً در اختیار معتبرین بوده و هیچ گونه وجود حقیقی نداشته باشد، بلکه نسب از اعتبارات نفس الامری است، به این معنی که نسب امری اعتباری است که دارای منشاء اعتبار واقعی و حقیقی است که این امر اعتباری از این منشاء اعتبار انتزاع می شود، به عبارت واضح تر، عقلا و قانونگذار در مقابل این منشاء اعتبار، ناگزیر از اعتبار رابطۀ نسبی هستند مانند امکان در مقایسه با ماهیات یا زوجیت در ارتباط با اعداد زوج (موسوی،65:1383) .
به هر حال با توجه به توضیحات فوق می توان در تعریف نسب گفت: «نسب عرف
اً و لغتاً رابطه ای است اعتباری که از پیدایش یک انسان از نطفه انسان دیگر انتزاع می باشد(امامی ،همان).
لازم به توضیح است که قانونگذار به منظور تأمین سلامت اجتماع و خانواده ها و جلوگیری از هرج و مرج و اخلاط میاه و تنظیم انساب اشخاص، نهاد حقوقی نکاح را به عنوان تنها نهاد ایجاد کننده نسب بین طفل و زوجین شناسایی کرده است، البته طفل ناشی از شبهه نیز به طفل ناشی از نکاح صحیح ملحق می شود(ماده 1160 و1158 قانون مدنی) .
گفتنی است که شارع با تصرف در نسب عرفی، محدودۀ نسب شرعی را معین کرده است. از این رو تصرفات در تعیین حدود شرعی، همیشه محدود به تصرفاتی است که شارع یا قانون گذار به آن تصریح نموده است، در موارد مشکوک باید به عرف مراجعه کرد، مثلاً اگر تردید کنیم که در شناسایی نسب از نظر شارع شباهت ظاهری طفل به والدین تأثیر دارد یا خیر، باید از نظر عرف متابعت کنیم و شکی نیست که عرف، تنها تکون طفل از نطفه مرد و تخمک زن را باعث ایجاد رابطه نسبی میان آن ها می داند و سایر جهات را در پیدایش نسب دخالت نمی دهد(موسوی،65:1383).
در فقه امامیه هم، رابطه نسبی، تنها در خصوص زنا غیر معتبر تلقی شده است. در موارد دیگر، مانند شبهه و اکراه، با الحاق طفل به پدر و مادر طبیعی آن ها، به رابطه عرفی نسب، اعتبار شرعی یافته است(همان).
با توجه به توضیحات فوق می توان در تعریف نسب گفت: «نسب عرفاً و لغتاً رابطه ای است اعتباری که در پیدایش یک انسان از نطفۀ انسان دیگر انتزاع می شود (علوی قزوینی، همان) پس چنان که معلوم شد نسب عبارت است از رابطۀ خویشاوندی که از راه خون بین دو یا چند نفر برقرار می شود.

در اینجا دو امر را باید از همدیگر تفکیک کرد.

1- پیدایش نسب
الف – از نظر فقهی

از نظر فقهی نسب، یک امر طبیعی است و در عرف اجتماعات پیش از ظهور اسلام از تکون یک انسان از ترکیب نطفۀ دو انسان ذکور و اناث حاصل می شده است هر چند درباره ای ادیان و نزد بعضی ملل، برای آن که نسب از اعتبار حقوقی و نفوذ اجتماعی برخوردار باشد، کم و بیش وجود شرایطی نیز ضروری بوده است، ولی اساس تحقق نسب و منشاء اصلی طفل به شخص ذکور واناث همان انعقاد نطفه از دو شخص مذکور بوده است امروزه نیز در عرف عام اجتماعات نسب همین منشاء را دارد(موسوی 54:1383).
پس از ظهور اسلام، این مبنای طبیعی، مورد انکار و ردّ شارع مقدس قرار نگرفته است و به اصطلاح اصولی چنانچه قبلاً هم گفتیم: در مورد نسب، حقیقت شرعیه ای وجود ندارد، و در فقه نیز نسب به همین معنای عرفی به کار می رود، و فقط در مورد زنا نسب شخص در فقه اسلامی به رسمیت شناخته نشده است، هر چند که طفل از نطفه مرد و زن زناکار به وجود آمده باشد. زنا در موردی محقق می شود که رابطه نامشروع بین طرفین وجود داشته باشد و بر عدم زوجیت آگاه باشند، اما در صورتی که رابطۀ جنسی بین زن و مرد به اشتباه محقق شود، طفل حاصل از این عمل نسبت به طرفین نسب شرعی خواهد داشت بعضاً آن زن مادر طفل و آن مرد پدر او خواهد بود ولی اگر یکی از طرفین نسبت به شبهه آگاه باشند نسب طفل به همان طرف منتفی خواهد بود. اما در مورد طرفی که در شبهه واقع شده نسب برقرار است. خلاصه آنکه در مورد زنا نسب منتفی است اما غیر از زنا باید نسب طبیعی نسب شرعی و معتبر محسوب شود مانند مسأله وطی به شبهه(رضانیا معلم ،344:1383) .
ب از نظر حقوقی:
حقوق مدنی ایران در این مسأله از فقه امامیه تبعیت کرده است. و بر مقررات آن چیزی اثباتاً نیفزوده. طبق ماده 1165 ق.م :«طفل متولد از نزدیکی به شبهه ملحق به طرفی می شود که در اشتباه بوده و نزدیکی را مشروع تصور کرده است، همچنین مطابق ماده 1166 ق.م «در صورتی که نکاح بین مرد و زن باطل باشد، طفل با هر یک از ایشان که از بطلان نکاح بی خبر بوده است، نسب قانونی خواهد داشت».
بنابراین؛ ملاک اصلی در الحاق نسب بین طفل و شخص یا اشخاص دیگر، پیدایش او از نطفه ایشان است. منتها در ماده 1167 ق.م قانونگذار فقط زنا را مانع تحقق نسب مشروع دانسته است.

امارات اثبات نسب
در علم پزشکی تشخیص دقیق بارداری زن به وسیلۀ شوهر، کار بسیار دشواری است.علوم پزشکی با پیشرفت چشمگیری که در قرون اخیر داشته است، هنوز در بعضی موارد نتوانسته مشخص کند که طفل از اسپرم چه مردی بوجود آمده است، قانونگذاران برای اثبات نسب و حفظ آرامش خانواده ها، امارات مختلفی از آیات و روایات را به عنوان ثبوت نسب مشروع بیان کرده اند، که به بررسی بعضی آنها می پردازیم(علوی قزوینی،209:1374) .
1-استناد به آیات و روایاتی که نطفه را ملاک نسب می دانند (منشاء انتساب فرزند پدر است)
سوره قیامت آیه 39- 37
ألَمْ یَکُ نطفَهَ مِنّ مَّنِّیِ بُمْنَی: آیا در اول قطره ای آب منی نبود.
– ثُمْ کَانَ عَلَقَهَ فَخَلَقْ فَسَوَّی : و پس از نطفه خون بسته و آنگاه آفرید و آراسته گردد.
– فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَین الذَّکَرَوالْأُنثَی : پس آنگاه از دو صنف نر و ماده پدید آورد

2- مؤمنون 13-14
ثمَّ خَلَقْنّا فی قَرار مکین: پس آنگاه او را نطفه گردانیده و در جای استوار (صلب و رحم) قرار دادیم.
ثُمَّ أَنشأْنَهُ خَلْقاًءَ اخَرَ فَتَبارَکَ الّهُ أَحْسَنُ الْخلقْینَ : آنگاه نطفه علقه و علقه را گوشت پاره و باز آن گوشت را استخوان و سپس بر استخوانها گوشت پوشانیدیم پس از آن خلقتی دیگر انشاء نمود آفرین بر قدرت کامل بهترین آفریننده.

3- غافر 67
هو الذی خَلَقَکُمْ مِن تُرابٍ ثُمَ من نطفهٍ ثُمَ مِنْ عَلَقهٍ ثُّمَ یُخْرِجُکُمْ طفلهً ثُمَ لِتَبْلُغُواْ أشُدَّکُمْ ثُمَ لِتَکُونُوا شُیُوخاً و مِنْکُمْ مِنْ یُتَوَّفی مِنْ قَبْلُ و لِتَبْلُغُواْ أجَلاً مُّسَمّیً و لَعَلَکُمْ تَعْقِلُونَ.
اوست خدایی که شما را از خاک بیافرید و سپس از قطره آب نطفه و آنگاه از خون بسته علقه پس شما را از رحم مادر طفلی بیرون آورد تا آنکه به سن رشد و کمال برسد و باز پیری سالخورده شوید و برخی از شما پیش از سن پیری وفات کنید و همه به اجل معلق خود ( این چنین کردیم) مگر قدرت خدا را تعقل کنید.

4- سوره دهر آیه
هل آتی الانسان حین من الدهر لم بکن شیئاً مذکوراً . انا خلقنا الانسان من نطفه أمشاج تبتلیه فجعلنا سمیعاً بصیرا .
ترجمه : آیا زمان طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود؟ ما انسان را از نطفه مختلفی آفریدیم و او را می آزمائیم و او را بینا قرار دادیم.

5- سورۀ نجم :آیه 45 :
و أنه خلق الزوجین الذکر و الانثنی»ترجمه : او دو جفت نر و ماده را بیافرید.

6- فرقان آیه 54 :
– و هو الذی خلق من الماء بشراً فجعل نسباً و صهراً و کان ذلک قدیرا »

ترجمه : اوست کسی که از آب ، انسانی را آفرید ، پس او را نسب و سبب قرار داد و پروردگار تو همواره توانا بوده است .

7- لقمان ، آیه 14 :
-« فلینظر الانسان همُ خلق، خلق من ماء وافق . یخرج من بین صلب و الترائب »


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ترجمه : باید که انسان بنگرد از چه آفریده شده است از آبی جهنده که از میان پشت و نهیگاه برون می آید، آفریده شده است .
چگونگی استدلال به همه این آیات یکی است و آن اینکه در همۀ این آیات، خلقت انسان به نطفه نسبت داده شده و به این مطلب تصریح شده که نطفه از منی است زمانی که در رحم ریخته می شود.
به هر حال اگر نطفه (ترکیب اسپرم و اوول ) مبدأ آفرینش انسان و نطفه آغاز حیات او باشد ، فرزند حاصل از نطفه به کسانی که صاحب آن دو جزء نخستین هستند، نسبت داده می شود و تنها آن زن ومرد در نظام خلقت و طبیعت پدر و مادر و فرزندی که از این راه به دست آمده است، شمرده می شود. حتی می توان این پذیرش را از اطلاق واژه «ام» پس از حمل و پیش از ولادت در آیه استفاده کرد که می فرماید :
«و وصینا الانسان بوالدیه حمله اّمه و هنّا علی رهن» (موسوی ،همان)

2- استناد به روایات : (نطفه ملاک نسب است)
الف – روایت اول
عبداله بن جعفر فی قرب الاستادعن اسدی بن محمد عن ابی البختری عن جعفر بن محمد عن ابیه عن علی علیه السلام قال : جاء رجل الی رسول اله (صل الله علیه و آله) فقال : کنت اغول عن جاریه لی فجاءت بولد: فقال (صل اله علیه و آله) ان الوکاء قد ینفلت فالحق به الولد (وسائل الشیعه،1424ق).
ترجمه : مردی نزد رسول خدا(صل اله علیه و آله) آمده و گفت : از کنیز خود عزل می کردم، اما فرزندی آورد فرمود گاه بند مشک در می رود . فرزند را به او ملحق کن.

ب- روایت دوم
اّن رجلاً الی علی بن ابیطالب علیه السلام فقال : ان امرء تی هذه حامل و هی جاریه حدثهً و هی عدراء و هی حامل فی سته اشهر والا اعلم الّا خیراً و انا شیخ مبیر ما افترعها و انها لعلی حالها فقال له علی علیه السلام : نشرتک باله هل کنت تهریق علی فرجها؟ فقال علیه السلام: ان لکل فرج ثقبین ؛ ثقب یرجل می ماء الرجل و ثقب یخرج منه البول . و ان افواه الرحم حملت المرأ بوله ، و اذا دخل من اثنین حملت بأثنین و اذا دخلت من ثلاثه حصلت به ثلاثه واذا دخل من اربعه حملت بأربعه و لیس هناک غیر و لک و قد الحلت بک ولدها فشق عنها القوابل فجاءت بغلام فحاش (وسایل الشیعه ، ج5: 113 ) .
ترجمه : مردی نزد علی بن ابیطالب آمد و گفت : زنم با آنکه دختری جوان و دوشیزه است باردار شده و اکنون نه ماه از بارداری او می گذرد من جز گمان خیر به او ندارم و از آن سوی خود نیز پیری کهنسال هستم و از او کام بر نگرفته ام و او همچنان دوشیزه باقی مانده است . علی علیه السلام پرسید آیا بر روی شرمگاه او آب ریختی؟ ……………تا جایی که فرمود،هر آینه این طفل ملحق به توست.»
از سیاق کلام علی علیه السلام پیداست که منشاء پیدایش طفل همان منی مرد است که با تخمک زوجه اش ترکیب شده و نطفه طفل را به وجود آورده است.

پ- روایت سوم
محمد بن محمد المفید فی الارشاد قال :روی نطفه الاثار من العامه و الخاصه انّ امرده نکحها شیخ کبیر فحملت. فزعم الشیخ انه لم یعمل الهیا و انکرحملها، فالتبس الامر علی عثمان وسائل المرء : هل اقتضک الشیخ او کانت بکراً . فقالت ،لا. فقال عثمان : اقیموا الحد علیها. فقال امیرالمؤمنین (علیه السلام) : ان للمرء سمین: سم البول و سم المحیض . فلعل الشیخ کان ینال منها فسال ماؤه

 

مدیر

پایان نامه ها و مقالات

No description. Please update your profile.

LEAVE COMMENT