مهارت های فراشناختی، راهبردهای فراشناختی، مولفه های فراشناخت

دانلود پایان نامه

مولفه های فراشناخت
شناخت شامل برنامه ریزی، هدایت، نظارت و اصلاح فرایندها و فعالیت های شناختی است. ساده ترین معنای فراشناخت، شناخت شناخت یا شناخت درباره شناخت است. مقایسه شناخت با فراشناخت درک بهتری از آن را فراهم می آورد. شناخت به معنای عام آن یعنی دانستن و شامل فرایندهای ذهنی مانند حل مسئله، خلاقیت ، درک مطلب، استنباط، ربط دهی و استدلال می گردد. در حالی که فراشناخت، دانش نسبت به تمام فرایندهای شناختی است. دانش فراشناختی همراه تجربه های فراشناختی، هدایت، مهارت نظارت و اصلاح فرایند و فعالیت های شناختی را ایفا می کند.
بنا بر نظریه فلاول(1979) و فلاول و میلر(1993)، فراشناخت بر دانش فرد درباره فرایندهای شناختی خود، فرایند عمل، سازماندهی و هماهنگی مجموعه ای از جریان ها و نیز هرگونه دانش یا کنش شناختی که موضوع آن شناخت یا تنظیم شناخت باشد اطلاق می گردد. به عقیده کراس و پاریس (1988) فراشناخت بر آگاهی و مهار یادگیرندگان بر فعالیت های فکری و یادگیری شان اطلاق می گردد.
با توجه به تعاریف بالا دو نکته مشخص می شود :
اول این که کارکرد اصلی فراشناخت، نظارت و هدایت فرایندهای شناختی است و دوم این که فراشناخت مشتمل بر دو مولفه است. مولفه نخست، دانش فراشناختی فرد از خودش به عنوان یک پردازشگر اطلاعات و دوم، فرایندها و راهبردهای نظم دهنده، مهارت دهنده و نظارت کننده است.
بیکر(1989) معتقد است دو نوع فراشناخت به هم پیوسته، یعنی دانش درباره شناخت و تنظیم شناخت و نظارت بر آن وجود دارد. می توان گفت اکثر محققان، فراشناخت را به دو مولفه تقسیم کرده اند. مولفه نخست که همه بر آن توافق دارند و در همه نظریات وجود دارد، دانش فراشناختی است.
فلاول و همکاران(1993) فراشناخت را به دو طبقه دانش فراشناختی و تجربه فراشناختی تقسیم کرده اند. بر حسب نظر رفوث و همکاران، فرادانش، فرا نظارت و استفاده ی مناسب و بجا از راهبرد، مولفه های فراشناخت هستند. مولفه دوم که از آن تحت عنوان تجربه فراشناختی، نظارت و حتی راهبرد فراشناختی یاد می شود. آنها معتقدند که دانش فراشناختی به بخشی از دانش بدست آمده ما مربوط می شود که در ارتباط با امور شناختی است. اسکر و مشمن(1995) اظهار می دارند که دانش فراشناختی به آن چه که فرد در مورد خویش یا در مورد شناخت بطور کلی می داند مربوط می شود.
مولفه اول که دانش فراشناختی است زمانی حاصل می شود که فرد از توانایی های شناختی خود و نیز ناتوانایی های شناختی خود، آگاه باشد. برای مثال فردی که از ضعف حافظه خود آگاه است، رئوس کارهای روزانه ای را که باید انجام دهد یادداشت می کند تا در موقع تعیین شده و مناسب آن ها را انجام دهد. این آگاهی فرد از ضعف حافظه خود، نوعی دانش فراشناختی است که به او اخطار می کند اقدام مناسب برای جبران این نقص انجام دهد.
دانش فراشناختی حوزه ی وسیعی را در بر می گیرد و شامل طبقات مختلفی است. فلاول دانش فراشناختی را به سه طبقه ی دانش در مورد شخص، دانش در مورد تکلیف و دانش در مورد راهبرد تقسیم می کند. حال آن که پاریس و همکاران(1984) دانش فراشناختی را به سه طبقه ی خبری، فرایندی و شرطی تقسیم کرده اند که از بعضی جهات با طبقات دانش فراشناختی فلاول و همکارانش همپوشی دارد. بنابراین مولفه نخست فراشناخت یعنی دانش فراشناختی نقش مهمی در تنظیم فعالیت های شناختی دارد.
با این که تمایزها و تفکیک هایی بین انواع و یا طبقات مختلف دانش فراشناختی وجود دارد ولی مولفه های دانش فراشناختی از همدیگر مجزا نیستند، بلکه بصورت یک کل عمل می کنند و عملکرد آن ها به تعامل ها و تبدیل های این طبقات و انواع دانش فراشناختی بستگی دارد. این تعامل ها مولفه فراشناختی دیگری را نیز دربر می گیرد که تجربه فراشناختی نام دارد. در واقع دومین مولفه فراشناخت، تجربه فراشناختی نام دارد. بنا بر نظریه فلاول و همکاران(1993) تجربه فراشناختی به تجارب شناختی یا عاطفی گفته می شود که به یک اقدام شناختی مربوط باشد.
تجارب کاملا آگاهانه که به سادگی قابل بیان باشند نمونه روشنی از تجارب فراشناختی است. البته تجارب فراشناختی تجارب کمتر آگاهانه و کمتر قابل بیان را نیز شامل می شود. گلاور و برونینگ اظهار می دارند که افراد کمتر از این فعالیت ها ی خودگردان خود اطلاع دارند. مگر این که در جریان یک فعالیت شناختی مثل خواندن به مشکلی مثل ابهام در کلمه یا اشکال در جمله برخورد کنند. در این جاست که فراشناخت به آن ها هشدار می دهد که مشکل دارند و باید برای حل مشکل چاره ای بیندیشند.
مهارت های فراشناختی
واژه فراشناخت، اشاره دارد به آگاهی خودکار فراگیران از دانش و توانایی آنها در فهمیدن، کنترل کردن و به کار بردن فرایندهای شناختی خودشان، مهارت‌های فراشناختی، نه فقط در مدرسه، بلکه در طول زندگی هم از اهمیت بسیاری برخوردارند. به عنوان مثال، مامفورد (1986) می‌گوید؛ ضروری است که یک مدیر مؤثر، شخصی باشد که یادگرفتن را آموخته باشد. او این فرد را بدین صورت توصیف می‌کند: کسی که مراحل مختلف فرایند یادگیری را می‌داند و شیوه یادگیری خاص خودش را نیز به خوبی درک می‌کند. کسی که می‌تواند از موانع بر سر راه یادگیری عبور کند و این فرایند یادگیری را به موقعیتهای در حال کار، وارد کند.
فراشناخت، رشته نسبتاً جدیدی است و نظریه پردازان هنوز در مورد واژه ‌شناسی این رشته به نتایج مشخصی نرسیده‌اند. با این حال، اکثر تحقیقات انجام شده در زمینه فراشناخت، در محدوده این مقوله‌ها قرار دارند:
فراحافظه: این مقوله اشاره دارد به آگاهی و دانش یادگیرنده در مورد نظامهای حافظه‌ای خود و راهبردهایی که بتواند به شکل موثر از حافظه‌اش استفاده کند. فراحافظه شامل اینگونه عوامل می‌شود:
– آگاهی از راهبردهای مختلف به خاطر سپاری،
– دانش اینکه کدام راهبرد برای استفاده در یک فعالیت به خاطر بسپاری مشخص، مناسب است و
– دانش نحوه استفاده از یک راهبرد به خاطرسپاری فرضی به بهترین شکل ممکن.
– فرادرک: این واژه اشاره دارد به مهارت فراگیران در نظارت بر میزان فهمشان از اطلاعاتی که به آنها منتقل می‌شود، مهارت در تشخیص عدم موفقیت در فهم یک مطلب و به کار بردن راهبردهای ترمیمی به هنگام تشخیص عدم موفقیت.
فراگیرانی که از مهارت فرا درک ضعیفی بهره می‌برند، اغلب خواندن یک مطلب را در حالی به پایان می‌رسانند که حتی از عدم فهم خودشان در مورد آن مطلب، آگاهی ندارند. از سوی دیگر فراگیرانی که در زمینه فرادرک از مهارت بیشتری برخوردارند، موارد سردرگمی یا ناهماهنگی را در فرایند یادگیری خود بررسی می‌کنند و در صورت بروز اینگونه مشکلات، راهکارهای اصلاحی ای را انجام می‌دهند، از جمله: خواندن، مرتبط ساختن بخشهای مختلف یک متن با یکدیگر، جستجو به دنبال جوابهای عنوان و پاراگرافهای مربوط به خلاصه مطلب، یا ارتباط دادن اطلاعات کنونی با دانش قبلی (برای اطلاعات بیشتر به هریس و همکاران 1988، مراجعه کنید).
– خودنظم‌بخشی : این واژه اشاره دارد به مهارت فراگیران برای ایجاد تطابق در فرایندهای یادگیریشان در پاسخ به برداشتی که از بازخورد وضعیت یادگیری کنونی آنها به دست می‌آید. مفهوم خود نظم‌بخشی به شدت با دو واژه قبلی همپوشی دارد؛ تاکید آن نیز بر مهارت فراگیران در نظارت و هدایت یادگیری خودشان است (بدون هیچگونه محرک یا انگیزه خارجی) و همچنین به دست آوردن حالتهای موردنیاز برای اینکه خود فراگیران، به این راهبردها متوسل شوند و آنها را در فرایند یادگیریشان به کار ببرند. دانش‌آموزان برای اینکه به مؤثرترین شکل، مطلبی را یاد بگیرند، نه تنها باید از وجود راهبردهای موجود و نیازهایی که این راهبردها برآورده می‌سازند، باخبر باشند، بلکه می‌بایست قادر باشند این راهبردها را به شکل مناسب، انتخاب، اجرا و نظارت کرده و نحوه به کارگیری این راهبردها توسط خودشان را نیز مورد ارزیابی قرار دهند (مراجعه کنید به هالاهان و همکاران1979، گراهام و هریس 1992، رید و هریس 1989، 1993).
فراشناخت، علاوه بر اجزاء شناختی بدیهی خودش، اغلب دارای اجزاء ظاهری یا شخصیتی مهمی نیز هست. مثلا، بخش مهمی از درک مطلب، برخورد با یک فعالیت خواندن به روشی است که در آن موضوع متن، دارای اهمیت است و ارزش درک کردن را دارد. آگاه بودن از یک طرز برخورد مثبت و ترویج دادن عمدی این طرز برخورد، نمونه‌ای است از یک مهارت فراشناختی.
در پاراگراف قبلی، فراشناخت اینگونه تعریف شده است: آگاهی ناخودآگاهی که فرد از دانش خود دارد و مهارت خودآگاهی که از آن برای فهمیدن، کنترل و اجرای فرایندهای شناختی خودش استفاده می‌کند. این تعریف، چندان تعریف دقیقی نیست، اما تعریف دقیقتر فراشناخت، کار دشواری است(توجه به مثالهایی از فعالیت فراشناختی، آسانتر از تعریف خود فراشناخت است) دقیق‌تر خواهد بود اگر بگوییم راهبردهای فراشناختی تقریباً همیشه بطور بالقوه خودآگاه و قابل کنترل هستند(پرسلی، بورکوسکی و اشنایدر1987). مثلاً، کتابخوانهای ماهر، به طور خودکار (ناخودآگاه) راهبردهای فراشناختی را به کار می‌گیرند تا به این وسیله، توجهشان را متمرکز کنند، معنی را استخراج کنند و اگر اشتباهی رخ می‌دهد، تنظیم‌ها و مطابقتهای موردنیاز را انجام دهند. آنها به هنگام اجرای این مهارتها، به آنها فکر نمی‌کنند یا بر روی آنها اسم نمی‌گذارند؛ اما اگر از آنها در مورد آنچه که با موفقیت انجام می‌دهند، سؤال کنیم، معمولاً می‌توانند فرایندهای فراشناختی خودشان را به درستی و با دقت توضیح دهند. به علاوه، وقتی یک مشکل جدی رخ می‌دهد – مانند مواقع برخورد با نکات انحرافی، وقتی این کتابخوانهای ماهر با متنهای بسیار دشوار یا متناقض روبرو می‌شوند، یا وقتی که مجبور می‌شوند فرد دیگری را در مورد مهارت مشابهی، راهنمایی کنند – سرعتشان را کاهش می‌دهند و بطور خودآگاه از فعالیت فراشناختی خود باخبر می‌شوند.

مطلب مشابه :  وزارت امور خارجه