میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی

مجموع مقررات بین المللی، شکنجه را به عنوان یک پدیده خشن و جنایت ضد بشری و نقض آشکار حقوق بشر توصیف نموده اند.شکنجه به عنوان مصداق بارز تجاوز به حقوق بشر موضوع مستقیم و غیر مستقیم اسناد متعددی است.لذا در این قسمت به بررسی اسناد حقوق بشری که در آن ها اصطلاح شکنجه تعریف شده است، می پردازیم.
بند اول: اسناد جهانی
اگرچه ممنوعیت شکنجه در بسیاری از اسناد جهانی بیان شده است اما تعداد بسیاری کمی از آن ها به ارائه تعریفی از شکنجه پرداخته اند.نه اعلامیه جهانی حقوق بشر و نه میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی هیچ تعریفی از شکنجه یا دیگر اشکال بدرفتاری ارائه نکرده اند.شکنجه فقط در سه سند جهانی تعریف شده است:
بند (1) و (2) ماده 1، اعلامیه حمایت از تمامی اشخاص در مقابل شکنجه و سایر رفتارها یا مجازات های ظالمانه
بند (1) و (2) ماده 1، کنوانسیون منع شکنجه و دیگر رفتارها یا مجازات های بی رحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز
بند (2) ماده 7، اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی
بند دوم: اسناد منطقه ای
اسناد منطقه ای نیز همچون اسناد جهانی توجه بیشتر خود را به ممنوعیت شکنجه معطوف کرده اند.در میان اسناد منطقه ای، تنها یک سند به تعریف شکنجه پرداخته و آن ماده 2 کنوانسیون آمریکایی پیشگیری و
مجازات شکنجه می باشد.
مبحث دوم: ارکان و مصادیق شکنجه
اکنون که به ذکر تعریف شکنجه پرداختیم، شایسته است که بدانیم ارکان و مصادیق تحقق شکنجه کدام اند.
گفتار اول: ارکان و عناصر شکنجه
بر مبنای تعریفی که کنوانسیون منع شکنجه 1984 ارائه نموده است، ارکان و عناصر شکنجه را می توان به شرح زیر بیان نمود:
به طور کلی برای این که عملی را شکنجه بدانیم باید یک رکن مادی تحقق پیدا کرده باشد.در عنصر مادی، فعل یا عمل مادی که سازنده این جرم است، مورد توجه می باشد.این عمل دارای خصوصیاتی است.
نکته اول این که عمل شکنجه، اصولا یک عمل فیزیکی مثبت است یعنی ایراد عمدی هرگونه درد یا رنج شدید بدنی یا روحی و در این که فعل مادی مثبت برای تحقق شکنجه کفایت می کند، تردیدی نیست.
نکته دوم این است که آیا ترک فعل هم می تواند رکن مادی شکنجه باشد؟ باید گفت که ترک فعل یا فعل مادی منفی هم می تواند مصداق این رکن از شکنجه محسوب شود.به طور مثال خودداری مأموران از دادن آب و غذا به متهم یا زمانی که متهم نیازمند کسب اطلاع از وضعیت خانواده خود است اما مأمور به علت آزار روحی او از این کار خودداری می کند، مصادیقی از این مورد هستند.
به این نکته که ارتکاب جرم شکنجه می تواند به وسیله انجام عمل یا ترک عمل صورت گیرد، دادگاه کیفری بین المللی یوگسلاوی سابق در قضیه دلالیک تصریح نموده است.
علاوه بر رکن مادی، برای تحقق جرم شکنجه عنصر دیگری با عنوان رکن معنوی نیز باید وجود داشته باشد.منظور از عنصر معنوی یا رکن روانی شکنجه، قصد شکنجه گر به ارتکاب عامدانه عمل شکنجه نسبت به فردی است که مورد شکنجه قرار می گیرد.بنابراین در انجام این عمل حتما باید قصد عامدانه صورت پذیرفته باشد.
علاوه بر ارکان ذکر شده، تحقق یک رکن دیگر الزامی است و آن مأمور رسمی دولت بودن عامل شکنجه
می باشد.
رکن مادی و معنوی شکنجه باید همراه با مباشرت مأمور رسمی دولت، با نظارت، رضایت، سکوت و یا اجبار او به فرد عادی جهت شکنجه نمودن دیگری صورت پذیرد.بنابراین اعمالی که توسط افراد عادی نسبت به یکدیگر صورت می گیرد، بدون آن که عامل دولتی در ایجاد آن ها نقشی داشته باشد، نمی توان مشمول تعریف شکنجه دانست.در ضمن مأمور دولت باید شکنجه را به مناسبت وظیفه و شغل خود انجام دهد، در این صورت است که عمل انجام گرفته شکنجه محسوب می شود.