نظریه سالیوان[۱]

۲-۲-۱۳-۵-۱۶- نظریه مازلو[۲]

آبراهام مازلو در سلسله مراتبی که واسه نیازها آدمی قائله، نیاز به امنیت رو به عنوان دومین نیاز و پس از نیاز به خوراک، بر می شمارد. در میان نیازای برتر هم نیاز آدم به متعلق بودن و دوست داشته شدن رو مطرح می کنه. اینطوری میشه گفت نیروی دلبستگی در نظریه مازلو هم انگار مورد توجه خاص بوده (شولتز و شولتز، ۱۳۸۸).

۲-۲-۱۳-۵-۱۷- نظریه دلبستگی بالبی

بالبی(۱۹۹۰-۱۹۰۷) روان دکتر و روان تحلیل گر انگلیسی از همون اول به زمینه رشد و تغییر و نتیجه های اون توجه نشون داد. در محدوده روان شناسی معاصر، مطالعه اثر تجارب اجتماعی اولیه بیشتر با برگشت به معنی دلبستگی اون ذکر می شه (بطلائی، ۱۳۸۷).

بالبی با بهره گرفتن از نظریه های کردارشناسی، نظریه سیبرنیتیک و اطلاعات،                 روان تحلیل گری، روان شناسی تجربی، نظریه های یادگیری، روان پزشکی و رشته های در رابطه، پایه های نظری و سرفصلای اصلی دلبستگی رو در مجموعه سه جلدی معروف خود با نام دلبستگی و از دست دادن (بالبی، ۱۹۷۳؛ بالبی، ۱۹۸۰؛ به نقل از مظاهری، ۱۳۷۷) ارائه کرد. اما نظریه اون رو بیشتر ترکیبی سه گانه از مفاهیم روان تحلیل گری، کردارشناسی و روان شناسی شناختی      می دونن (اتکینسون و همکاران، ۱۳۸۷).
یه سیب

 

فکر اصلی نظریه دلبستگی بالبی از اونجا اومد که اون مشاهده کرد که کودکان و نوزادان هنگام جدا شدن از مراقب اصلی خود، یه سلسله پاسخای جهانی ارائه می کنن که در طول زمان به صورت ثابت رو می شه؛ شکایت (از راه گریه کردن، چنگ زدن، اضطراب ) و رفتارای جستجو گرایانه که همراه با ناامیدی (پریشونی در خواب، کاهش اشتها، نبود فعالیت و افسردگی) و آخرسر فاصله گرفتن (ایجاد فاصله عاطفی و جدایی جسمی از مراقب) دنبال      می شه (جانسون و ویفن، ۱۳۸۸). بالبی و اینسورث، روانشناسی تحلیلی، قوم شناسی، روانشناسی رشد و روانشناختی رو با همدیگه ترکیب کرده و نظریه دلبستگی رو مطرح کردن (میکالینسر و شیور، ۲۰۰۳).

افسردگی

بالبی در تلاش واسه ایجاد مفاهیمی که بیشتر با نظریه های قوم شناسی و روان شناسی شناختی یکی باشه، معنی سیستم رفتاری رو از قوم شناسی عاریه گرفت. سیستم رفتاری برنامه ای، گونه ای جهانی[۳]، زیست شناختی و عصبیه که رفتار رو به شکلی سازمان میده که شانس باقی موندن و تولید مثل افراد رو بر خلاف چیزای مهم و خطرات پیشگیری ناپذیر محیطی افزایش
میده (میکالینسرو شیور، ۲۰۰۷). در نظریه دلبستگی، دلبستگی به عنوان رابطه عاطفی بین دو فرد، معنی سازی شده (هولیست و میلر[۴]، ۲۰۰۵).

کلا در نظر بالبی چند نکته مهم باید در نظر گرفته شه:

الف) دو اثر مهم بر نظریه ایشون شامل روان تحلیل گری (اثر محرومیت) و کردارشناسی (رفتارای ذاتی و انطباقی دلبستگی) است که دو نسخه از نظریه اون هست یکی فرضیه محرومت از مادر (اول دهه ۱۹۵۰) و نظریه دلبستگی (انتهای دهه ۱۹۶۰).

ب) نظریه دلبستگی، چگونگی برنامه ریزی ذاتی نوزاد و مراقب رو واسه ایجاد دلبستگی توصیف می کنه.

نوزاد

ج) این نظریه هم بر یافته های مثبت دلبستگی و هم نتیجه های منفی از دست دادن یا از دست دادن تأکید داره.

نظریه بالبی درباره محرومیت از مادر تحت اثر آموزش اون در روان تحلیل گری فروید بود. در این فرضیه عنوان شده که این معنی بالبی و معنی محرومیت دهانی فروید تو یه جهت و بطور موازی هستن چون که هر دو به نتیجه های منفی قابل پیش بینی در بزرگسالی منتهی
می شن (فلاناگان، ۱۹۹۹).

در نظریه دلبستگی، بالبی هماهنگ با نظریه پردازان قبلی خود، قائل به وجود نیازای اولین و لازم واسه ارضاء (مثلا نیاز تغذیه) است. ایشون این نکته رو مورد تأیید قرار میده که علاوه بر نیازهایی که تا کنون به عنوان نیازای اولین در فرد آدمی شناسایی شدن،یه نیاز دیگه هم هست که تا الان اون رو ثانوی می پنداشتند و اون نیاز دلبستگیه. بی همتایی و تازه بودن معنی دلبستگی در نظام بالبی، بیان این فرضیه س که نیاز دلبستگی یه نیاز نخستینه. یعنی از هیچ نیاز دیگری جدا نشده و احتیاجی اساسی واسه تغییر شخصیته. بدین سان بالبی از فروید که نیازها رو تنها، نیاز بدنی می دونه فاصله میگیره، چون که در نظر فروید، دلبستگی کودک، یه کشاننده ثانویه که بر نیاز اولین به تغذیه متکیه،       هستش (منصور و دادستان، ۱۳۷۶؛ به نقل از بطلائی، ۱۳۸۷).

از طرف دیگه پژوهشای انجام گرفته از حیوانات، پایه رشد و تغییر نظریه بالبیه. لورنز، کنراد[۵]، هارلو وهایند، بالبی رو بسیار تحت تاثیر خود قرار دادن (فلاناگان، ۱۹۹۹).

بالبی عنوان می کنه که کودک با نشون دادن استیصال و هم اینکه علاقه به مادر به دنبال پشتیبانی از طرف مادر و ایجاد امنیته (بالبی، ۱۹۶۹). دلبستگی بین مادر و کودک یه نوع سازگاری رفتاریه و افراد هیچوقت این سازگاری رو از دست نمی دن. اونا به دلبستگی اولیه خود ادامه داده و دلبستگیای جدید رو به چهره های دیگه در طول زندگی شکل                 میدن (کاسیدی، ۱۹۹۹؛ به نقل از نصوحیان، ۱۳۹۱).

استیصال

تحقیقات نشون میده که نوزادان و کودکان می تونن به هر دو والد یامراقبان جانشین اونا دلبستگی پیدا کنن (بالبی، ۱۹۶۹).

پس نظریه دلبستگی رو مطمئنا باید یکی از مهم ترین نتیجه های روانشناسی معاصر به حساب آورد. نظریه ای که روند تشکیل و قطع شدن پیوندهای عاطفی رو توضیح میده و این وسط امروز نظریه دلبستگی بالبی به عنوان توجیه غالب در روانشناسی باقی مونده (مظاهری، ۱۳۷۷).

 

[۱]- Salivan

[۲]- Maslow

[۳]-species- universal

[۴]-Hollist & Miller

[۵]- Konrad

علمی