نظریه شناختی اجتماعی، سندرم عمومی سازگاری، اعتقادات خودکارآمدی

حمایت از استقلال در برابر کنترل
انتظارات پیشرفت و ساختارهای هدف
( فشار ناشی از پیشرفت، رقابت و …)
بازخورد و پی آمدهای پیشرفت
( پی آمدهای دوره ی حرفه ای و آموزشی و غیره)
رابطه ی اجتماعی
(پذیرش، حمایت و انسجام کلاس درس و غیره)

کنترل
( اسنادهای علّی، خودپنداره ها و غیره)
ارزش ها
(علایق، اهداف و غیره)
هیجانات تحصیلی
تصویر (2-2). مدل شناختی- اجتماعی از رشد هیجانات تحصیلی ( پکران، 2000، نقل از گوئتز، پکران، هال و هگ، 2006)
این مدل به هیچ عنوان اثرات یک سویه را در خصوص رابطه بین مولفه های موجود در مدل فرض نمی کند. بجای آن فرض می گردد که جنبه های محیط، ارزیابی های شناختی و هیجانات به وسیله علیت متقابل به هم مرتبط می شوند. برای مثال، هیجانات دانش آموزان ممکن است بر ارزیابی شناختی آنان اثر بگذارد، به طوری که آن ها قضاوت می کنند از توانش های بیشتری برخوردارند آن زمان که هیجانات تحصیلی مثبتی را تجربه می کنند. علاوه بر این دانش آموزان با انگیزش بالا ممکن است کیفیت آموزش کلاس درس را به برانگیختن آموزش دهنده به مشارکت جدی در تدریس ارتقا دهند. در این مورد هیجانات می توانند به عنوان پیشایندهای اثرگذار بر محیط اجتماعی کلاس درس فرض گردند. تحلیل های همبستگی، چند سطحی و تاییدی ( مدل های معادلات ساختاری) روابط فرض شده در مدل نظری پکران ( 2000؛ گوئتز، پکران، هال و هگ، 2006) را نشان دادند.
جمع بندی
در این بخش استرس به عنوان التزام به دوباره سازگار شدن فرد با شرایط و موقعیت های جدید تعریف شد. منابع درونی و بیرونی استرس و انواع آن از نظر شدت و فراوانی، کیفیت و مدّت طبقه بندی و واکنش های فرد نسبت به استرس بررسی شد. مفهوم استرس که با نظریه ی سندرم عمومی سازگاری کاملتر شدو مراحل واکنش به موقعیت استرس زا در این نظریه مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه استرس تحصیلی به عنوان یکی از هیجانات تحصیلی که تأثیر بسزایی در نتایج تحصیلی دارد تعریف و اهمیت و ضرورت مطالعه ی آن بحث شد. در نهایت مدل شناختی = اجتماعی هیجانات تحصیلی پکران که یک مدل کنترل- ارزش در تبیین عوامل اصلی ایجاد کننده ی هیجانات تحصیلی است نقل شده است.
مقدمه
یکی از عواملی که در بروز هیجانات منفی تحصیلی از جمله استرس تحصیلی اهمیت دارد، احساس خودکارآمدی پایین افراد مبتلا به استرس تحصیلی در موقعیت های تحصیلی است (کالاسن و همکاران، 2007). خودکارآمدی به اعتقاد فرد در اینکه می تواند فعالیت لازم جهت رسیدن به نتایج ویژه را انجام دهد اشاره دارد (بندورا، 1995؛ بنیت و بندورا، 2004؛ بندورا، 2004؛ کالاسن، کراوچک و راجانی، 2007؛ پروین، 1381 و پینتریچ و شانگ، 1385). بندورا اذعان می دارد که خودکارآمدی ادراک شده به اعتقاداتی مربوط به توانایی های فردی در سازمان دادن یا اجرای دوره هایی از فعالیت که برای ایجاد پیشرفت های معین لازم است اشاره دارد (بندورا، 1997؛ نقل از بیز و سالانووا، 2004). بعقیده بندورا، نظریه ی خودکارآمدی نظریه ای جامع است که چهارچوب یکپارچه مفهومی از خاستگاه اعتقادات شخصی درمورد کارآیی، ساختار، کارکرد و فرایند آن و همچنین نتایج گوناگونی که ایجادمی کند را توضیح می دهد. همچنین، اعتقادات خودکارآمدی، کنش های فردی را از طریق فرایندهای شناختی، انگیزشی، عاطفی و داوری، تنظیم می کند (بنیت و بندورا، 2004؛ بندورا، 2001؛ نقل از بیز و سالانووا، 2004).
نظریه شناختی- اجتماعی:
هر یک از نظریه های شخصیت ساختاری خاص و منحصر به فرد دارد، که آن ها را از دیگر نظریه ها متمایز می کند و برای شناخت همه جانبهْ آن نظریه مطالعهْ سازه های بنیادی آن نظریه لازم و ضروری است.
یکی از نظریه های شخصیت که زادهْ آلبرت بندورا و والتر میشل دو روان شناس برجستهْ قرن حاضر است، نظریهْ شناختی- اجتماعی است. از نظر روان شناسان شناختی- اجتماعی درک ساختار شخصیت مستلزم توجه به فرایندهای شناختی است. در این دیدگاه سه مفهوم ساختاری از اهمیت ویژه ای برخوردار است: انتظارات، صلاحیت ها و اهداف (پروین، 1381).
نظریه شناختی اجتماعی بر اهمیت انتظارات افراد از رویدادها و باورهایی که در مورد خود دارند تآکید دارد و بیان می کند که افراد انتظاراتی از رفتار دیگران دارند و پاداش ها و تنبیه هایی را برای رفتار خود در موقعیتهای مختلف توقع دارند. همچنین باورهایی را در مورد توانایی های خود در حل مسائل و چالش ها در موقعیتهای خاص در ذهن خود می پرورانند (پِروین، 1381).
بیشتر نظریاتی که رفتار انسان را تبیین می کنند، مبتنی بر مدل های علی تک بعدی هستند که بر تعیین کننده های محیطی و درونی تأکید دارند. اما در نظریه ی شناختی- اجتماعی فرایندهای علی بصورت جبر متقابلمفهوم سازی شده است. در این نظریه کنش های روان شناختی بصورت کنش متقابل دوسویه ای بین تأثیرات رفتار، شناخت و محیط تبیین می شود (بندورا، 1978).
عوامل شخصی (رویدادهای شناختی، عاطفی و زیستی)