نظریه های خلاقیت، مهارت تفکر خلاق، تعریف خلاقیت

نظریه های خلاقیت، مهارت تفکر خلاق، تعریف خلاقیت

نظریه های خلاقیت، مهارت تفکر خلاق، تعریف خلاقیت

مهارت تفکر خلاق
خلاقیتدر لغت مترادف با آفرینندگی و داشتن تفکر خلاق است و به معنای استعداد و توانایی پیدا کردن راه حل تازه برای حل یک مشکل، یا سبک و روش های نو برای تغییرهای هنری (معین، 1376 و شعاری نژاد، 1375).
تعریف خلاقیت
برای خلاقیت تعریف مشخص و دقیقی به دست نیامده، بلکه صاحب نظران دارای رویکردهای متفاوت آن را به گونه های مختلف تعریف کرده اند. به عنوان مثال گانیه خلاقیت را نوعی حل مسأله و بالاترین سطح یادگیری می داند و در نظریه ی گیلفورد خلاقیت بر حسب تفکر واگرا تعریف می شود (سیف، 1379).
خلاقیت توانایی حل مسائلی است که فرد قبلا حل آن ها را نیاموخته است. در واقع نتیجه ی یک کار با ارزش که در یک زمان خاص مفید و رضایت بخش باشد را خلاقیت محسوب می کنند. علاوه بر تازگی، تناسب و ارزشمندی و اکتشافی بودن نیز ملاک خلاقیت است (فتحی، 1385).
خلاقیت توانایی تفکر در مورد پدیده ها به صورت تازه و غیر معمول و ارائه ی راه حل های بی مانند به مسائل است (سانتراک ، 1385).
نظریه های خلاقیت
نظریه ی روان تحلیلی: خلاقیت در نتیجه ی تعارضی است که در ذهن ناخودآگاه ایجاد شده است. در صورتی که این ذهن ناخودآگاه راه حلی برای این تعارض بیابد و این راه حل با ایگو هماهنگی داشته باشد می تواند رفتاری خلاق باشد، اما اگر با ایگو در تضاد باشد منجر به روان نژندی خواهد شد (اگراول، 1995؛ نقل از دهقانی زاده، 1384).
نظریه ی تداعی گرایی: تفکر خلاق عبارت از فعال کردن ارتباطات ذهنی است و تا آن جا ادامه می یابد که یا ترکیب درست، خود را بروز دهد و یا شخص دست از آن بردارد. بنابراین هر چه شاخص تداعی بیشتری به دست آورد، ایده های بیشتری در اختیار خواهد داشت و بیشتر خلاق خواهد بود (نلر، 1980؛ نقل از البرز، 1386).
نظریه ی گشتالت: تفکر خلاق معمولاً با وضعیتی مسآله مدار شروع می شود که از جهتی نا تمام است و فرد با توجه به قانون تکمیل در این نظریه، این مشکل را به عنوان یک کل در نظر می گیرد. سپس پویایی خود مسأله نیرو ها و تنش های درونی آن، خطوط فشار مشابهی را در ذهن به وجود می آورند. شخص با دنبال کردن این خطوط فشار، راه حلی را می یابد که هماهنگی کلی را به آن بر می گرداند (دهقانی زاده، 1384).
نظریه ی شناختی: آموزش خلاق زمانی محقق می گردد که معلم به دانش آموز کمک کند تا در یادگیری مطلب تازه تجربه هایی که قبلاٌ آموخته است را به موضوع جدید منتقل نماید. تأکید شناخت گرایی بر استفاده از تجربه های قبلی در یادگیری است (دهقانی زاده، 1384).
نظریه ی انسان گرایی: انسان گرایان خلاقیت را تنها به امور خارق العاده نسبت نمی دهند و معتقدند همه ی افراد می توانند از قوای خلاق خویش بهره گیرند. آن ها عقیده دارند که خلاقیت نه تنها دستاوردها بلکه فعالیت ها، فرایندها و نگرش ها را هم در بر می گیرد (دهقانی زاده، 1384).
سطوح خلاقیت
استرنبرگ در سال 1988 خلاقیت را شامل سه توانایی عمده دانسته و این توانایی ها را سطوح خلاقیت نامیده است که عبارتند از:
توانایی ترکیب: این توانایی همان چیزی است که ما آن را هدف خلاقیت می نامیم و شامل توانایی ابراز عقاید بدیع و توانایی برقراری روابط بین امور است.
توانایی تحلیل: فرد دارای این مهارت عقای

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~