نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده، خلاصه و جمع بندی فصل دوم، دانش آموزان دبیرستانی

نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده، خلاصه و جمع بندی فصل دوم، دانش آموزان دبیرستانی

نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده، خلاصه و جمع بندی فصل دوم، دانش آموزان دبیرستانی

ویچگر (2011)، طی پژوهشی به بررسی و مطالعه 15 بزرگسال پرداختند. آنها تغییرات شغلی مسیر شغلی بزرگسالانی رابررسی کردند تا بهتر بفهمند که چگونه رویدادهای برنامه ریزی نشده در تصمیم های شغلی اثر گذارند. آنها 5 طبقه از رویدادهای برنامه ریزی نشده را در این پژوهش آوردند.
طبقه اول رویدادهای برنامه ریزی نشده مرتبط با خانواده
طبقه دوم رویدادهای برنامه ریزی نشده مرتبط با سلامتی
طبقه سوم ماهیت بین فردی رویدادهای برنامه ریزی نشده
طبقه چهارم رویدادهای برنامه ریزی نشده مرتبط با کار
طبقه پنجم رویدادهای برنامه ریزی نشده مرتبط با آموزش
نمونه این مورد پژوهشی 15 نفر شرکت کننده که در برنامه های بهداشت پیوسته در کالج کارولینای شمالی ثبت نام کرده بودند را شامل می شد از این 15 نفر 14 نفر در برنامه های پرستاری و 1 نفر در برنامه رادیولوژی ثبت نام کرده بودند. یافته های این مطالعه عبارتند از: تغییرات شغلی بزرگسالان، تجربه رویدادهای برنامه ریزی نشده ای که بر مسیر شغلی شان تاثیر گذار بود. رویدادهای برنامه ریزی نشده محوری یا غیر محوری در رابطه با تصمیم های شغلی و عوامل زمینه ای هم داخلی و هم خارجی بر تعاملات شرکت کنندگان با رویدادهای برنامه ریزی نشده در طول مسیرهای شغلی شان اثر گذار بود.
نمنف (2013)، طی پژوهشی که جامعه ی آماری این پژوهش، شامل کارکنان فعلی سازمان ها ی غیر دولتی یا افرادی که به دنبال اشتغال در بخش غیر دولتی بودند بود. یکی از سؤالهای پژوهش پیرامون تاثیر عوامل خارجی و یا حوادث غیر مترقبه بر مسیر شغلی افراد بود. نزدیک به سه چهارم از پاسخ دهندگان (78/74 درصد) از شرکت کنندگان بیان داشتند که یک رویداد غیر مترقبه بر انتخاب شغلی شان تاثیر گذار بود. حتی 87 درصد از شرکت کنندگان گزارش کردند که این رویداد در جای مناسب در زمان مناسبی برای آنها جهت کار در بخش غیر دولتی اتفاق افتاد.
سلومون و اسلنی(1981)، طی پژوهشی تاثیر ادراک شده از شانس و عوامل تصادف را بر روی انتخاب های شغلی کارکنان غیر حرفه ای بررسی کردند. نمونه شامل 447 کارمند زن و 470 کارمند مرد بود. قسمت اعظم مطالعه، عواملی را که بر انتخاب های کارمندان در شغل اولشان، شغل فعلی شان و رضایت بخشی بیشتر از کارشان تاثیر گذار بوده را فهرست بندی می کرد. همچنین از آنها خواسته شده بود تا تاریخچه کلی کارشان را در نظر گرفته و رویدادها، افراد یا تمایلات شخصی ای را که به تصمیم های شغلی شان تاثیر گذار بودند را ثبت کنند. بیشتر از نیمی از گروه نمونه اظهار داشتند که الف) بدست آوردن اطلاعات غیر منتظره درباره شغل ب) آشنا شدن با افراد غیر منتظره ای در زندگی خویش ج) رویدادهای غیر منتظره و غیر قابل پیش بینی دیگری در انتخاب شغل آنها تاثیر داشته است.
برایت، پرایور، ویلکنفلد و ارل (2005)، طی پژوهشی با عنوان نقش زمینه ی اجتماعی و رویدادهای غیر مترقبه در تصمیم گیری شغلی، به بررسی رویدادهای غیرمترقبه بر روی 651 دانشجوی دانشگاه در تمامی سطوح انجام دادند. نتایج پژوهش نشان داد مشاوران باید بر بزرگ کردن تجارب شانسی مثبت مراجعان شان بیشتر تمرکز کنند و تجارب شانسی منفی را کوچک سازی کنند. به عنوان مثال اقدامات داوطلبانه، پیوستن به کلوب ها و ایجاد ارتباط عمومی با افراد دیگر احتمالا شانس های مراجعان را از تجارب برنامه ریزی نشده افزایش می دهد. همچنین نتایج این مطالعه از این استدلال حمایت می کند که عوامل زمینه ای(همچون خانواده، دوستان، معلمان، رسانه های جمعی و…) در انتخاب شغل مؤثرند.
برایت، پرایور و هرفم (2005)، طی پژوهشی به صورت همزمان، دو مطالعه را برای بررسی نقش رویدادهای شانسی در تصمیم گیری شغلی انجام دادند. دو مطالعه گزارش می کنند که رویدادهای شانسی در تصمیم گیری شغلی تاثیر گذارند. در مطالعه اول که برسی در مقیاس بزرگی از دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویان دانشگاه (N=722)را شامل می شد، اثر گذاری رویدادهای شانسی بر تصمیم های شغلی 1/69 درصد گزارش شد. در مطالعه دوم نقش منبع کنترل با رویدادهای شانسی بررسی شد که نتایج نشان دادکه نقش منبع کنترل در حد متوسطی با رویدادهای شانسی گزارش شده مرتبط می باشد. افراد با منبع کنترل بیرونی بیشتر تمایل به گزارش رویدادهای شانسی دارند تا افراد با منبع کنترل درونی.
بتسورث و هنسن (1996)، طی پژوهشی وقایع غیر مترقبه ای را که بر رشد شغلی تاثیر دارند را از طریق گزارش افراد نمونه، بررسی و سپس طبقه بندی کردند. 237 نفر از 387 شرکت کننده، به پرسشنامه پاسخ دادند. در مطالعه ی آنها وقایع غیر مترقبه به عنوان رویدادهایی که پیش بینی نشده یا برنامه ریزی نشده اند ولی به طور معناداری در شغل آنها تاثیر دارد، تعریف شده بود. دو سوم از 237 نفر شرکت کننده معتقد بود که شغل آنها به طور معنا داری متاثر از رویدادهای تصادفی بوده است. محققان 11 دسته از رویدادهای غیر مترقبه را که شرکت کنندگان گزارش کرده بودند، شناسایی کردند که شامل 132 رویداد بوده است، طبقه بندی ها و تعداد هرکدام از موضوعاتی به این صورت بوده است:
الف)رابطه شخصی و حرفه ای23 n= ب)پیشرفت ها یا ترفیع های غیر منتظره19 n=
پ) مکان مناسب زمان مناسب 15n= ت) تاثیر ازدواج و خانواده13 n=
ث) تشویق دیگران 11 n= ج) تاثیر شغل قبلی /تجربه داوطلب شدن11n=
چ) تجارب سربازی9 n= ح) رسمی شدن9 n=
خ) موانع در مسیر حرفه ای9n= د) تاثیر رویدادهای تاریخی8 n=
ذ) آشکارشدن غیرمنتظره یک حیطه از رغبت ها5n=
«ارتباط های
شخصی و حرفه ای»، «ترفیع های غیرمنتظره»، و «زمان مناسب و مکان مناسب »، مکررا توسط شرکت کنندگان ذکر شده بود.
هیرسچی (2010)، طی پژوهشی، نقش رویدادهای شانسی را در انتقال از مدرسه به کار را مورد بررسی قرار داده است. مطالعه نشان داد اکثریت شرکت کنندگان گزارش کردند که رویدادهای شانسی بر انتقال شان از مدرسه به کار تاثیر داشته است. تقریبا دو سوم از شرکت کنندگان اثرات شانس را دریافت کرده اند. همچنین نتایج نشان داد که اثرات و تقویت های غیر منتظره از ارتباطات حرفه ای یا شخصی برای جامعه ی نمونه مهم است. این مطالعه بر اهمیت فرهنگی نقش رویدادهای شانسی بر تصمیم گیری و توسعه ی شغلی صحه می گذارد. این مطالعه همچنین این بخش از نتیجه پژوهش را توسعه می دهد و می فهماند که یک تصدیق همزمان از هم رویدادهای شانسی و هم آماده سازی شغلی با دقت برای فهمیدن توسعه شغلی اساسی است.
مریل – سکس (1999)، طی پژوهشی با استفاده از رویکرد تصادفی و نظریه خود کارآمدی برنامه ای را با عنوان «آموزش آگاهی از وقایع پیش بینی نشده» نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT)، طراحی کرد. در این برنامه پنج مهارت کنجکاوی، پشتکار، خوش بینی، انعطاف پذیری، ریسک پذیری مطرح شده در رویکرد تصادفی به افراد آموزش داده شد. بدین منظور 66 نفر به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. در این پژوهش پرسشنامه ی باورهای شغلی کرامبولتز CBI قبل و بعد از مداخله توسط آزمودنی ها تکمیل شد. گروه آزمایش در یک سمینار یک روزه به مدت هشت ساعت تحت آموزش قرار گرفتند. در حالیکه گروه کنترل هیچ آموزش دریافت نکردند. پس از انجام مداخله در مورد گروه آزمایش یک جلسه پیگیری بعد از چهار هفته از طریق تلفن با آنها انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که این مداخله تاثیر معناداری برگروه آزمایش داشته است. ولی تنها حیطه ای که بیشترین افزایش را نشان داده است نمرات انعطاف پذیری اعضاء بوده در حالیکه در سایر حیطه ها تغییر به صورت جزئی بوده است (نقل از دین دوست،1387).
مک کی، برایت و پرایور(2005)، طی پژوهشی به مقایسه ی مشاوره ی شغلی بی ضابطه و مشاوره ی تطبیق- صفت پرداختند.مطالعه از سه مداخله ی بی قاعده، تطبیق صفت و کنترل و سه زمان پیش مشاوره ای «زمان اول»، بلافاصله بعد از مشاوره«زمان دوم» و یکماه بعد«زمان سوم» تشکیل شده بود. نمونه شامل 60 شرکت کننده ی دانشجو(48زن و 12مرد) بود. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در یک گروه مشاوره ای بی قاعده، یک گروه مشاوره ای تطبیق صفت، و یک گروه کنترل توزیع شده بود. نتایج نشان داد کاربرد رویکرد مشاوره ای بی قاعده که بیشتر بر مفاهیمی همچون تغییر، انطباق پذیری، اثرگذاری، نامعلوم ها و شانس تاکید داشت، مؤثرتر بود. و نتایج ازکاربرد این رویکرد به عنوان جایگزین معتبری به جای رویکردهای تطبیق- صفت دفاع کرد.
الون(2001)، طی پژوهشی به بررسی فرضیات پیشنهاد شده در نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT) پرداخت. در این مطالعه دو گروه نمونه (126=n ) و (82=n) از دانشگاه های مختلف انتخاب شدند. شرکت کنندگان مقیاس فرصت یابی حرفه ای که شامل پنج خرده مقیاس می باشد را پر کردند که هرکدام از خرده مقیاس های این آزمون یکی از مهارت های مطرح شده در رویکرد تصادفی را می سنجد. این پژوهش برای اثبات اینکه آیا این پنج مهارت با باز بودن ذهن ارتباط دارد، انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد افرادی که دارای این مهارت ها می باشند، با ذهن بازی به استقبال رویدادهای تصادفی می روند و هنگام تصمیم گیری شغلی اضطراب کمتری دارند. علاوه براین افرادی که در مقیاس فرصت یابی حرفه ای نمره ی بالاتری می گیرند احتمال نشان دادن رفتارهای اکتشاف شغلی در آنها بیشتر است چرا که این افراد نسبت به رویدادهای تصادفی ذهن باز تری دارند.
خلاصه و جمع بندی فصل دوم

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~