سامانه پژوهشی – نقش ایمان و عمل صالح در رسیدن به حیات طیبه از منظرامام علی (ع) …

مقالات و پایان نامه های سری سیزدهم

سامانه پژوهشی – نقش ایمان و عمل صالح در رسیدن به حیات طیبه از منظرامام علی (ع) …

پس از آن که انسان از غفلت بیرون آمد و راه را شناخت، براى رسیدن به مقصد باید کارها و اعمالى را انجام دهد. سؤال این است که این کارها کدامند و انسان براى نیل به «قرب الهى» که همان مقصد انسان است، چه اعمالى را باید انجام دهد. براى پاسخ به این سؤال، کلیه رفتارها و اعمالى را که انسان انجام مى‌دهد به سه گونه تقسیم مى‌کنیم:
۱- رفتارهایى که محور آنها خود انسان است و ربطى به دیگران ندارد؛ مثلا غذا خوردن، آب نوشیدن و کارهایى از این قبیل.
۲- رفتارهایى که محور آنها خداى متعال است. بارزترین نمونه این نوع رفتار، «نماز خواندن» است که ما آن را به عنوان کرنش در برابر خداوند و عبادت او انجام مى‌دهیم.
۳-. رفتارهایى که محور آنها مخلوقات خداى متعال و دیگران هستند: این رفتارها خود مى‌توانند به اقسامى تقسیم شوند؛ نظیر رفتار با خانواده و بستگان، رفتار با دوستان، رفتار با اقشار مختلف مردم در اجتماع، رفتار با دشمنان، رفتار با مؤمنان و حتى رفتار با حیوانات، زمین، طبیعت و مانند آنها.
براى هر چه روشن‌تر شدن بحث، هر یک از این سه نوع رفتار و ارتباط آنبا «تزکیه نفس» و نیل به مقام «قرب الهى» را باید به طور جداگانه مورد بررسى قرار داد، کتبی که دراین زمینه علمای اخلاق نوشتهاند دراین زمینه راه گشاست. اما به طورخلاصه میتوان گفت: همۀ این رفتارها اگر به أمرخدا و برای خدا و باتوجه به تعالیم أهل بیت (ع) انجام شود، همه در مسیر تزکیه نفس بوده و همۀ آنها قرب الهی، را درپی دارد. و در یک کلام زمینه سازحیاتی جدید در ما که تعبیر قرآنی «حیات طیبه»است،خواهد شد.
البته همۀ افرادبه یک میزان به این وادی ورودپیدانمی کنندودرجات رشدوتکامل هرانسانی متناسب بادرجات رشداودرعلم،ایمان وعمل صالح اوست. با کمى دقت در توضیحات فوق، به روشنى مى توان به ارتباط ایمان و عمل صالح با مظهریت صفات الهى در حیات طیبه دست یافت؛ زیرا انسان به واسطه ایمان، عمل صالح و پذیرش ولایت، قابلیت قرب الهى و ورود به رحمت رحیمى پروردگار را پیدا کرده و بدین واسطه، مظهر خلیفه اللّه و اسماء و صفات الهى در حیات طیبه مىگردد.
«خلیفه» به معناى جانشین است و کسى که جانشین دیگرى مى شود باید همه شئون وجودى و آثار و احکام و تدابیرش، حاکى از مستخلف باشد. خداوند مسمى به اسماءالحسنى و متصف به صفات علیا و منزه از هرگونه عیب و نقصى است (طباطبائى، ۱۳۷۴: ۱/۱۱۵). ازاین رو، انسانى که با قرب به درگاه الهى شایستگى خلافت خداوند را پیدا مىکند، آیینه کامل صفات الهى شده و تمامى حرکات و سکناتش نمایش اسماء اللّه مىگردد.
فصل ششم: حیات طیبه
در فصل دوم به معنای لغوی واصطلاحی حیات طیبه پرداخته شدونظرات مفسران قرآن کریم نیز در این خصوص بیان گردید. در این فصل برای روشن شدن بهتر مفهوم حیات طیبه باتوجه به سخنان گهربار امام علی (ع) و آیات قرآن کریم، نکات مهمی در این باب آمده است.
۶-۱٫ زندگی ومرگ حقیفی ازنگاه قرآن و روایات
حیات انسان در تأله او شکل میگیرد و تأله نیز اساس فطرت آدمی و عین حقیقت اوست؛ از این رو،بدون خدا خواهی نمیتوان حیاتی برای انسان تصور کرد و او را زنده نامید، پس بازگشت حیات متألهانۀ انسان به توحید اوست و اگر بینش توحیدی او باز ستانده شود، آدمی حیات خود را از دست میدهد و در فرهنگ جامع دین به شمار مردگان میآید. شواهد بسیار روشنی در این زمینه وجود دارد و برای این حقیقت ملکوتی، تصریحات متعددی از قرآن و حدیث آمده است که اکنون به برخی از آنها اشاره میشود: در سورۀ نمل این حقیقت آشکارا بیان شده است،زیرا شنوانیدن مردگان را از توان رسول خدا (ص)بیرون میخوانداند« وَمَا أَنتَ بِهَادِی الْعُمْیِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن یُؤْمِنُ بِآیَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ»(نمل،۸۱) تفکر در این آیه نشان میدهد که انسان ها از این نگاه دو گروهند: ۱ زندگان، یعنی گروندگان به دین و آیین حق و الهی۲ مردگان یعنی بیرون رفتگان از مدار شنوایی و تسلیم عاقلانه در برابر پروردگار حکیم؛ پس در این تقسیم بندی قرآنی، زندگی و مرگ به لحاظ حیات حقیقی انسان مطرح شده است، نه بر پایۀ حیات مادی و طبیعی و مرز میان زندگان و مردگان واقعی ایمان و تسلیم به خدای سبحان است زیرا مخاطبان رسول اکرم مردگان نبودند.
در مباحث پیشین سخن امیر مؤمنان (ع) دربارۀ برخی از زنده نما ها ذکر شد که در آن دربارۀ ویژگی های دانشمند نماها آمده است: آنان ادعای بر کناری از شبهه ها را دارند و حال آنکه درون شبهات به سر می برند و نیز اظهار دوری از بعت می کنند،لیکن در بستری از بد عت ها خفته اند « یَقُولُ اءَقِفُ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ وَ فِیهَا وَقَعَ وَ یَقُولُ اءَعْتَزِلُ الْبِدَعَ وَ بَیْنَهَا اضْطَجَعَ. »ظاهرشان انسان،اما حقیقت آنان حیوان است؛«فَالصُّورَهُ صُورَهُ إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیَوَانٍ»نه به سوی هدایت راهی دارند که بدان سو شتابانند و نه راه گمراهی و خطا را می شناسند تا کناره گرفته و آن را بربندند«لاَ یَعْرِفُ بَابَ الْهُدَى فَیَتَّبِعَهُ وَ لاَ بَابَ الْعَمَى فَیَصُدَّ عَنْهُ وَ ذَلِکَ مَیِّتُ الْاءَحْیَاءِ»آنگاه امیر مؤمنان (ع)در تعریف نهایی از چنین عالم نمایی می فرمایند: «فذلک میت الاحیاء» یعنی او مرده ای میان زنده ها یا زنده نمایی از شمار مرده هاست. (نهجالبلاغه، خطبه ۸۷)

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

Back To Top