نهج البلاغه

دانلود پایان نامه

ح) علاج کبر وغرور:
مهمترین و کارسازترین راه علاج کبر و غرور، تفکر در ابتدای خلقت خود است.
خداوند در قرآن می فرماید: «فَلْیَنْظَرِ الْاِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ(5) خَلِقَ مِنْ مآءٍ دافِقٍ (6) یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ الْتَّرائِبِ(7) (طارق، آیه 5-7)
(انسان مغرور بنگرد که از چه آفریده شده است؟- از آب نطفه ی جهنده ای خلقت گردیده- که از میان صلب پدر و سینه ی مادر بیرون آمده است.)
انسانی که از مجرای بول خارج شده است و حالا که قوی شده و به ریاست رسیده است، با تبی شدید و مرض و آفت و بلا به راحتی از پا در می آید، چه جای غرور و کبر دارد؟!
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «ما لِابْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرِ، اَوَّلُهُ نُطْفَهٌ اخِرُهُ جیفَهٌ وَلا یَرْزُقُ نَفْسَهُ وَ لا یَدْفَعُ حَتْفَهُ» (نهج البلاغه، کلمات قصار)
(بنی آدم را چه به فخر فروشی و تکبّر؟! کسی که ابتدای وجودش نطفه (قطره ای آب گندیده) و آخر زندگی اش لاشه ای متحض است؛ نه قادر است روزی خود را فراهم کند و نه می تواند مانع مرگ خود شود.) (نادری وکریمی خویگانی،1390،ص94 )
در کتاب عدد السنه آمده است: «چون ایاز نزد سلطان محمود بیش از همه مقرب گردید، حاسدین او در مقام از بین بردنش شدند تا روزی دو نفر از وزراء نزد سلطان آمدند و گفتند: ایاز، جواهر و نقوی بی شماری دزدیده و در حجره پنهان نموده و قفل ها بر او زده؛ هر صبح اوّل آنجا می رود و کسی را راه نمی دهد. سلطان به شک افتاد. گفت: فردا که ایاز نزد من می آید، شما بروید و در را باز کنید و انچه نقد و جواهر جمع کرده بیاورید. فردا جمعی با بیل و کلنگ و جوال و حمالها روانه شدند، قفل ها را شکستند و وارد حجره شدند. چیزی نیافتند، جز چارق پاره و پوستین کهنه ای. گفتند: دفینه ای باید باشد و الاّ برای چارق و پوستین کهنه این قفل ها و هر روز تنها آمدن در این حجره، جهت ندارد. زمین را حفر کردند، چیزی نیافتند. آمدند به سلطان خبر دادند. پس، سلطان از ایاز پرسید: سبب اینکه در این حجره ای که جز چارق و پوستین چیزی نیست، قفل ها زدن و هر روز تنها رفتن در آن چیست؟ گفت: این لباس پیش از غلام تو شدن من است و چون من غلام تو شدم، صاحب همه چیز شدم و چون نفس، سرکش و معجب است، هر روز می روم لباس اول خود را می بینم که نفس، مغرور نشود و بداند هر چه دارم از لطف سلطان است و عاریه می باشد و بعد به حضور سلطان مشرّف می شوم» (دستغیب، 1383، ص131). (همان،ص74)
4-5-صبر و استقامت:
یکی دیگر از شرایط فرمانده و مدیر و مسئول، «صبر و استقامت» است. باید بدانیم که در دنیا مشکل فراوان است، و هیچ کس بی مشکل و گرفتاری نیست. دنیا را بلا و گرفتاری احاطه کرده است.
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید:
«دارٌ بِالبَلاءِ مَحفُوفَۀ» (نهج البلاغه، خطبه 226)
«دنیا با بلا و مصیبت، پیچیده شده است»
همان طور که اگر انسانی در آب باشد، آب محیط بر اوست. انسان نیز در دنیا به وسیلۀ گرفتاری و مصیبت ها احاطه شده است و تنها چیزی که هست این که مشکل ها بزرگ و کوچک بوده و انواع مختلف دارد. امروز به رنگی است و فردا به رنگ دیگر.
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در جای دیگر می فرماید:
«اَلدُّنیا بَحرٌ عَمیقٌ قَد غَرِقَ فیها ناسٌ کَثیرٌ» (مجلسی،1403ﻫ ، ج87، ص 427)
«دنیا دریاست و افراد بسیاری در این دنیا غرق خواهند شد.»
دریا جز و مدّ و موج های ویرانگر و نابودکننده دارد. مگر می شود کسی در دریا باشد و از جز و مدّ و امواج آن درامان بماند.
دنیا نیز همانند دریا یک روز آرام است، روز دیگرش طوفانی است.
«الدَّهرٌ یَومانِ، یَومٌ لَکَ وَیَومٌ عَلیکَ» (مجلسی،1403ﻫ ، ج73، ص 135)
«دنیا دو روز است: یک روز به نفع و بر وفق مراد تو، و روز دیگرش به ضرر تو است.»

مطلب مشابه :  فرم کوتاه مقیاس درجه بندی حرمت خود، روش اجر و گردآوری اطلاعات، مقیاس عاطفه مثبت و منفی