واکنش ها نسبت به استرس، جنبه های فیزیولوژیک، سندرم عمومی سازگاری

استرس های خرد: این استرس ها شدت بسیار کمی دارند، ولی به تعداد بسیار فراوان و متعددی در زندگی رخ می دهند. استرس هایی مثل دیر رسیدن به کلاس درس، معطل شدن در صف، نداشتن محل مناسب برای مطالعه، گرمی محیط مطالعه از این دست هستند.
ب. طبقه بندی استرس ها از نظر کیفیت
برخی از استرس ها خوشایند و برخی دیگر ناخوشانید هستند. این طبقه بندی در تعریف استرس نیز مشهود است. چرا که هر تغییری استرس است، زیرا باعث برهم خوردن تعادل قبلی فرد شده و فرد سعی می کند با شرایط جدید سازگار شود. به همین دلیل استرس ها را می توان از نظر کیفیت نیز طبقه بندی کرد:
استرس های منفی: شامل تمام اتفاقات منفی و ناخوشایند مانند: مرگ یکی از عزیزان، طلاق، بیماری و مواردی از این قبیل.
استرس های مثبت: شامل اتفاقات مثبت و خوشایند مانند: قبول شدن در دانشگاه، ازدواج، ترفیع و پدر شدن.
ج. طبقه بندی استرس ها از نظر مدت:
استرس های کوتاه مدت: مدت زمان تأثیر آن محدود است. مانند: یک بیماری و یا یک بحران مالی موقت.
استرس های مزمن یا طولانی: این استرس ها بلند مدت و طولانی هستند و ممکن است سال ها طول بکشد. مانند: داشتن یک کودک معلول در خانواده. استرس های مزمن نسبت به نوع کوتاه مدت، عوارض روانی و جسمانی و صدمه های سنگین تری دارد (نوری، 1386؛ البرز، 1386).
واکنش ها نسبت به استرس
تجربه ی موقعیت استرس زا واکنش های مختلفی را در فرد منجر می شود که از سه جنبه ی جسمانی، روانی و رفتاری قابل بحث است.
واکنش های جسمانی: اعضای درونی بدن انسان به طور ناخودآگاه به وسیله ی دستگاه عصبی خودکار یا ANS کنترل می شود، که خود شامل دو دستگاه عصبی متناقض به نام های سمپاتیک و پاراسمپاتیک است. اعصاب سمپاتیک بدن را آماده ی دفاع در هنگام بروز استرس می نماید و بدن حالت دفاعی به خود می گیرد. متعاقب آن اعصاب پاراسمپاتیک بدن را به شرایط عادی برمی گرداند. این بدان معناست که دستگاه سمپاتیک باعث بروز برخی از فرایند های جمسانی چون انقباض ماهیچه ای، اتساع مردمک چشم، خشکی دهان، اتساع برونش ها، اتساع منافذ پوستی، افزایش عرق بدن، انقباض روده ها و اتساع مثانه می شود. علاوه بر این ها کبد به منظور تولید ایژی بیشتر فعالتر شده و قند وارد جریان خون می کند. و هورمون هایی از قبیل آدرنالین و کورتیکو استروئیدها برای سرعت بخشیدن به تنفس و افزایش ضربان قلب ترشح شده و وارد سیستم گردش خون می شود (پایفر، 1385).
واکنش های روانی و هیجانی: وابستگی تن و روان تاحدی است که علایم ظاهری استرس تأثیر بسزایی بر توانایی روانی و توازن هیجانی می گذارد. داشتن افکار و خیال های واهی و غیر قابل کنترل، عدم تمرکز و بی خوابی از جمله واکنش های روانی حاصل از استرس است و این زمانی اتفاق می افتد که میزان استرس از حد نرمال و بهینه ی آن بیشتر باشد. تأثیرات هیجانی جانبی استرس همراه با حالت بیش فعالی ذهن در یک فرد حالت بسیار ناخوشایندی را ایجاد می کند، که در نتیجه ی آن، فرد همواره به دنبال راه فرار و یا تسکین است و منجر به واکنش های تغییر خلق، پرخاشگری، و حزن و اندوه می شود (پایفر، 1385).
واکنش های رفتاری: استرس در رفتار برخی از افراد بجای واکنش های هیجانی، بیشتر تغییرات منفی رفتاری ایجاد می کند. رفتار و واکنش های افراد به وسیله ی سه عامل کنترل می شوند: شخصیت، تجربیات گذشته و شرایط فعلی فرد. شخصیت رفتار و گرایش های فرد را تعیین می کند. به عنوان مثال شخصی با تیپ شخصیتی درون گرا، احتمالاًهنگام مواجهه با شرایط استرس زا خود را زیاد درگیر نمی کند و برعکس افراد برون گرا، در رابطه ی با شرایط استرس زا بسیار شتابزده عمل می کنند.
تجربیات گذشته بویژه آن هایی که در ارتباط با دوران طفولیت است در شکل دهی به نگرش ها، باورها و انتظارات فرد و چگونگی کنار آمدن با شرایط استرس زا نقش اساسی دارند. همچنین شرایط و محیط فعلی از قبیل زندگی در محیط های پرسر و صدا، باعث واکنش های رفتاری متفاوتی از قبیل سیگار کشیدن، اضطراب، وسواس، پرخوری، کناره گیری از دیگران، بی اشتهایی، کندن مو و ناخن جویدن می شود (پایفر، 1385).
سندرم عمومی سازگاری
تحول اساسی در مفهوم استرس و نقش تعیین کننده ی آن در بیماری ها مدیون پژوهش های دکتر هانس سلیه اهل مونترال کانادا است. سلیه در 1950، مفهوم استرس را با ارائه ی مفهوم دیگری به نام « سندرم عمومی سازگاری» کاملتر کرد که مجموعه پاسخ هایی است که هر جانوری در برابر استرس از خود نشان می دهد. به زعم سلیه اگر استرس را به منزله ی مجموعه ی کنش و واکنش تلقی کنیک، سندرم عمومی سازگاری عبارت خواهد بود از جنبه های فیزیولوژیک، خونی و هورمونی این واکنش. این نشانگان کلی دارای سه مرحله است (تصویر 1-2). این سه مرحله بویژه در زمانی که ارگانیسم، در برابر یک استرس دائمی قرار می گیری بروز می کنند.
هشدار مفاوت فرسایش

بیشتر
سطح پایداری طبیعی
کمتر
زمان
تصویر (1-2). سندرم عمومی سازگاری(برگرفته از کتاب زمینه ی روان شناسی هیلگارد، 1385)
مرحله ی هشدار: بدن ارگانیسم برانگیخته می شود تا با راه اندازی دستگاه عصبی سمپاتیک وضعیت مواجهه با تهدید به خود بگیرد (اتکینسون و همکاران، 1385). این مرحله خود به دو مرحله
ی “شُک” و “ضد شُک” تقسیم می شود. شُوک عبارت است از حالت غیر منتظره ای که در اثر تهاجم ناگهانی به وجود می آید و از علایمی تشکیل می شود که ناشی از تغییرات انفعالی در تعادل کارکرد ارگانیسم و بیانگر یک حالت رنج عمومی شدید، مانند افزایش ضربان قلب، کاهش تونوس عضلانی، کاهش درجه حرارت بدن و … است. این مرحله اگر منجر به مرگ ارگانیسم نشود به مرحله ی ضد شُک می انجامد و ارگانیسم مجدداٌ به تکاپو می افتد و ابزارهای فعال دفاعی خود را به کار می گیرد. حجم قسمت قشری غدد فوق کلیوی افزایش یافته و فعالیت سلول های آن افزایش می یابد و اکثر علایم مرحله ی شُک برعکس می شود. اکثر اوقات مرحله ی شُک و ضد شُک در هم ادغام شده و اگر محرک هایی که واکنش هشدار دهنده را برانگیخته اند تداوم یابد، ارگانیسم وارد مرحله مقاومت می شود (لو و لو، 1371).
مرحله ی مقاومت: در این مرحله جاندار با یکی از دو واکنش جنگ یا گریز با موقعیت تهدید مقابله می کند و به طور همزمان در برابر تأثیرات سایر عوامل هشدار دهنده حساس تر می شود. به عنوان مثال بدن فردی که یک بیماری عفونی شدید را پشت سر گذاشته است، در مقابل یک شوک عصبی مقاومت کمتری از خود نشان می دهد ( لو و لو، 1371 و اتکینسون و همکاران، 1385).