وفای به عهد در اخلاق اسلامی با تاکید بر آموزه ها و سیره نبوی- …

پایان نامه

وفای به عهد در اخلاق اسلامی با تاکید بر آموزه ها و سیره نبوی- …

۴- ۵٫ استثنائات در وفای به عهد
اسلام به خاطر اینکه متعرض اصلاح زندگی اجتماعی و عمومی بشر شده همانطوریکه به اصلاح زندگی افراد اهتمام نموده است قوانین کلیهای در بارهی شؤون حیات اجتماعی بشر دارد از قبیل قانون جهاد و دفاع و مقاتله با متجاوزین و پیمان شکنان و همچنین قوانینی در باره ی صلح و عهد و میثاق و غیر آن دارد. عهد و پیمانی که ما در پی توضیح آنیم در شریعت اسلام معتبر شده و اسلام به تمام معنا به آن اعتبار داده است و شکستن آن را از بزرگترین گناهان شمرده است مگر آنکه طرق مقابل اقدام به نقض آن کرده باشد. که در این صورت مقابله به مثل را جایز دانسته است. و شکستن عهد را جایز ندانسته مگر در جایی که حق و عدالت آن را تجویز کند و آن در جایی است که معاهده ی طرف مقابل از روی ظلم و گردن کشی اقدام به نقض آن نموده و یا مسلمین از نقض ایشان ایمن نباشند و کارهایی کرده باشند که از درجه ی اعتبار ساقط شده باشند. در چنین صورتی اگر مسلمانان و یا مسلمان عهدشکنی کنند کسی به ایشان اعتراض و یا ملامت نمیکند و در این باره فرموده است: «وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیانَهً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلى‏ سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْخائِنِینَ؛ و اگر بیم داشتى از قومى (مبادا) خیانتى را (مرتکب شوند) پس بیفکن بسویشان (عهدشان را) بطور مساوى که خدا دوست نمى‏دارد خیانت‏کاران را»[۲۸۲] و نقض عهد را در صورتی که خوف خیانت طرف مقابل در کار باشد تجویز کرده و راضی به این نشده مگر مسلمین قبلاً طرف خود را اعلام بدارند و آنان را غافلگیر نکنند تا مرتکب خیانت نشوند. و نیز در آیه ی ۱ سوره ی توبه «برائه من الله و رسوله …» راضی به نقض عهد نگشته مگر بعد از آنکه چهار ماه برای آنان مهلت قرار دهد تا در کار خود فکر کنند و آخرین رأی خود را با آزادی هر چه تمامتر معلوم بدارند و در نتیجه اگر ایمان آوردنی و نجات یافتنی هستند و اگر کشتنی هستند در هر حال دارای اختیار تام بوده باشند و این مهلت دادن آثار حسنه ای داشت که یکی از آنها این بود که معاهدین مورد نظر آیه ایمان آوردند و خود را به کشتن ندادند. خداوند این حسن اثر را در سورهی توبه به بهترین وجه تکمیل نموده است: و آنگاه از مشرکین آن دسته ای را که به عهد خود وفا دارند استثناء کرده و فرمود:
«چگونه براى مشرکین در نزد خدا و نزد رسولش عهدى باشد؟ مگر آن مشرکینى که شما با ایشان نزد مسجد الحرام عهد بستید، پس مادام که پایدار بر عهد شما بودند شما نیز پایدار بر تعهداتى که به ایشان سپرده‏اید باشید که خداوند پرهیزکاران را دوست مى‏دارد»[۲۸۳] و در ضمن استقامت و استواری در عهد را از تقوی که دین جز دعوت به سوی آن دعوت دیگری ندارد، شمرده و فرمود: « و إن الله یحب المتقین» و این تعلیل زنده ای است که تا روز قیامت باقی خواهد ماند. و اما نقض ابتدایی و بدون اینکه دشمن معاهد قبلاً نقض کرده باشد در دین حنیف اسلام جایز نیست. و اینکه گفتیم اسلام وفای به عهد را واجب کرده و نقض آن را بدون مجوز تحریم نموده است تا حدی است که هر چند وفای به عهد باعث فوت منافع مسلمین و یا موجب خسارت آنان شود، اما اسلام اجازه ی چنین عملی را به مسلمانان نمیدهد که با إعمال قدرت و یا بهانه جویی و بر خلاف عهدی که دارند منافع خود را حفظ کنند هر چند اگر با این کار مورد ملامت هم واقع نشوند. چون مدار احکام اسلام بر حق و حقیقت است و حق برای هیچ کس و هیچ قومی ضرر نمیآورد.[۲۸۴]
از دیگر شرایط شکستن عهد این است که اگر آبرو و ناموس و جان و مال مؤمن به خاطر وفای به عهد به خطر بیفتد.لذا اینجا میتوان که نقض عهد کرد.
۴-۶٫ شرایط درست بودن نقض عهد
حال این سوال پیش میآید که آیا همهی پیمانها محترم است؟ آیا نقض عهد همیشه و در همهی پیمانها نفاق محسوب میشود یا نه، آیا میتوان گفت در بعضی عهدها نه تنها نقض عهد حرام نیست بلکه لازم است و به عنوان یک فعل درست به حساب میآید؟
اگر اسلام یک سلسله پیوندها و پیمانهایی را محترم شمرده، برگسستن بعضی از آنها را نیز دستور داده است، مثلاً در رابطه با دشمن، آنگاه که احساس شود که در صدد خیانت و پیمان شکنی است نباید رابطه دوستی را ادامه دهد، و دلیل قرآنی آن هم چنانکه در بالا اشاره شد در سوره ی توبه به این صورت بیان شده است: «کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکینَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ إِلاَّ الَّذینَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَکُمْ فَاسْتَقیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقین؛ چگونه براى مشرکین در نزد خدا و نزد رسولش عهدى باشد؟ مگر آن مشرکینى که شما با ایشان نزد مسجد الحرام عهد بستید، پس ما دام که پایدار بر عهد شما بودند شما نیز پایدار بر تعهداتى که به ایشان سپرده‏اید باشید که خداوند پرهیزکاران را دوست مى‏دارد».
به طور کلی در دین اسلام اگر عهدنامه‌ای به صلاح اسلام و مسلمانان باشد مورد تأیید است ولی اگر بر خلاف مصالح اسلام و مسلمانان باشد و به سلطه یا سبیل کافر منتهی شود با قاعده نفی سلطه یا سبیل کافر مواجه می‌شود و اگر موجب تقویت کفر و ظلم و طغیان و فساد باشد مشمول قواعدی مانند: نفی رکون و اعانه (تمایل و کمک) به ظالم و کافر و طاغوت، و نفی تعاون بر اثم و عدوان و نفی فساد و افساد می‌شود نقض عهد آن لازم است. حتی از لحاظ اخلاقی هم اگر نتیجه ی عهدی این باشد که جان چندین نفر از انسانهای بیگناه به خطر بیفتد وفای به آن نه تنها لازم نیست بل

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

که واجب است.به عبارت دیگر باید چنین عهدی را نقض کرد. و یا اگر مفاد عهد طوری باشد که آبروی مؤمن به خطر بیفتد یا اگر کسی قسم بخورد یا عهدى بر عمل حرامى ببندد پس مخالفت با آن، واجب مى‌گردد.[۲۸۵]
۴-۷٫ ثمرات وفای به عهد و زیان‌های عهدشکنی
وفای به عهد در متون اخلاقی اسلام مورد تاکید فراوان بوده و ثمرات زیادی برای آن ذکر شده است که در تمامی ابعاد فردی و اجتماعی و هم چنین در بعد دنیوی و اخروی زندگی انسان‌ها و روابط آنان تأثیر بسیار دارد. در اینجا به ذکر چند مورد اکتفا میکنیم.
۴-۷ – ۱٫ ثمرات وفای به عهد
۴-۷-۱ – ۱٫ نظم اجتماعی و ثبات جامعه
اسلام بیش‌ترین اهمیت را براى استحکام پیوندهاى اجتماعى قائل شده است و به یقین هر چیزى که کمک به تقویت این پیوندها کمک کند از نظر اسلام مطلوب و هر چیزى که سبب تضعیف آنها گردد منفور است. بدیهى است نخستین چیزى که سبب تقویت این پیوندها و در نتیجه از شرایط عمده تعاون و همکارى اجتماعى است، مسئلهی عهدها و پیمانها است. اگر مسئلهی وفاى به عهد مورد بی‌توجهی قرار گیرد پیشرفت جامعه انسانى عملاً متوقف مىگردد. اصولاً مىتوان میزان اتحاد، دوستی، قدرت، شوکت و پیشرفت در جامعه و موفقیت و بزرگی افراد را در زندگى به میزان پایبندى آنان به عهدهایشان ارزیابى کرد.
۴-۷-۱ – ۲٫ جلب اعتماد دیگران
اصولاً آنچه جامعه را از تفرقه بیرون میآورد و هم چون رشتههای زنجیر به هم پیوند میدهد، همین اصل اعتماد متقابل است که پشتوانه فعالیتهای اجتماعی و همکاری در سطح وسیع است. عهد و پیمان و سوگند، تأکیدی برای حفظ این هم بستگی و اعتماد متقابل است. در بُعد اجتماعی هر اندازه مردم بیشتر آن را رعایت کنند اعتماد بیشتری نسبت به یکدیگر پیدا میکنند. در نتیجه احساس اطمینان و آرامش بیش تر نموده و با خیال آسودهتری به فعالیت میپردازند و نسبت به تعهدات مالی احساس ناامنی و نگرانی نمیکنند و این باعث رشد اقتصادی جامعه و مایهی سعادت مردم آن جامعه میگردد.
همچنین وفاى به عهد سرمایههاى دیگران را به سوى انسان سرازیر مىکند و حتّى در جهات مادّى نیز زندگى او رونق مىگیرد به همین دلیل است که تمام دولتهاى جهان براى اینکه بتوانند از رونق اقتصادى خوبى برخوردار گردند سعى مىکنند به عهد و پیمانهاى خود پایبند باشند و الا منزوى خواهند شد، حتّى در کشورهایى که انقلاب رخ مىدهد و نظام جامعه به کلی دگرگون مىشود هنگامى که انقلابیون زمام کشورى را به دست مىگیرند اعلام مىکنند که بر تمام عهد و پیمانهایى که نظام پیشین داشته است وفادارند، هر چند عهد و پیمانها برخلاف سلیقه و تشخیص آنها باشد چرا که اگر راهى جز این بروند اعتماد بین‌المللی را از دست خواهند داد. علاوه بر این اصل عدالت که از بدیهىترین اصول اخلاقى اجتماعى است، بدون وفاى به عهد و پیمان در جوامع انسانى پیاده نمىشود و پیمان‌شکنان در صف ظالمان و جبارانند و هر انسانى با فطرت خداداد خویش چنین افرادى را ملامت و سرزنش و تحقیر مىکند و این نشان مىدهد که لزوم وفاى به عهد یک امر فطرى است.
۴-۷-۱ – ۳٫ حب الهی
خداوند در برخی از آیات قرآن راه رسیدن به تقوای الهی و بهرهمندی از محبت او را وفاداری به عمل و عهد و پیمان الهی میداند. مراد از حب الهی مورد دوستی و عشق و محبت الهی قرار گرفتن است و اینکه خداوند بنده‌اش را دوست میدارد و او را مورد عنایت خود قرار میدهد. با توجه به آیهی ۷۶ سورهی آل عمران خداوند میفرماید: وفای به عهد و امانت‌داری از نشانهای تقوا است. کسی که وفادار باشد باتقواست و باتقوایی و وفاداری به عهد و امانتداری زمینهی جلب محبت خداوند است. و همچنین خداوند در این آیه خطاب به اهل کتاب میفرماید: چنانچه وفادار باشند و تقوا پیشه کنند محبوب خدا هستند و تقوا ملاک محبوبیت است نه اهل کتاب بودن». [۲۸۶]
۴-۷-۱-۴٫ لطف الهی
برخورداری از لطف خاص خدا قسم دیگر از آثار وفاداری است. چنانکه در برخی از آیات قرآن اشاره شده خداوند وفاداران را مورد ستایش و تمجید قرار داده و لطف خاص خود را شامل حال آنها میکند. حال این الطاف الهی ممکن است در هر زمینهای باشد. با توجه به تفسیر آیه‌ی ۱ سورهی مائده که خداوند در این آیه به وفاداران اشاره میکند که به عهد و پیمان خود با خدا وفا کنید و چنانکه با خدا عهد بستهاید گوشت چارپایان را که بر شما حلال گشته استفاده کنید و از خوردن حرام بپرهیزید، میتوان گفت این حکم برای وفاداران در واقع یک لطف الهی است.
۴-۷- ۱ – ۵٫ برخورداری از برکات و پاداش الهی
خداوند میفرماید: «وَ لا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَناً قَلیلاً إِنَّما عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ وَ لَنَجْزِیَنَّ الَّذینَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ؛ پیمان خدا را به بهاى اندک مفروشید، حق اینست که آنچه نزد خداست بهتر است اگر بدانید آنچه نزد شماست فانى مى‏شود و آنچه نزد خداست ماندنى است و کسانى که صبورى پیشه کردند پاداششان را بهتر از آنچه عمل مى‏کرده‏اند مى‏دهیم».[۲۸۷]
باز در جای دیگر خداوند میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلى‏ نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِما عاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتیهِ
أَجْراً عَظیماً؛ به درستى آنهایى که با تو بیعت مى‏کنند جز این نیست که با خدا بیعت مى‏کنند چون دست خدا بالاى دستشان است بنا بر این هر کس بیعت خود را بشکند علیه خودش شکسته و هر کس وفا کند به عهدى که با خدا بر سر آن پیمان بسته خداى تعالى خیلى زود پاداش عظیمى به او مى‏دهد.[۲۸۸]
۴-۷ – ۲٫ زیانهای عهدشکنی
یکی از روشهایی که در قرآن برای نشان دادن اهمیت وفای به عهد به کار رفته، بیان پیامدهای سوء عهدشکنی است. از خلال آیات قرآن به دست میآید که عهدشکنی پیامدهای شوم گمراهی، قساوت، خیانت و دروغ، شرمساری، بی‌اعتمادی، جنگ و خونریزی، فرجام بد، لعنت، عذاب و انحطاط را به دنبال دارد.[۲۸۹]در زیر نمونه‌هایی از زیانهای نقض عهد آمده است.
۴-۷-۲ – ۱٫ رواج بی‌اعتمادی در جامعه و از هم گسیختگی آن
اگر پیمان‌شکنی‌ها در سطح جامعهاى گسترش یابد و افراد به تعهد خویش بی‌اعتنایی نشان دهند و تخلف کنند به همان مقدار سلب اعتماد و بدبینی پدید میآید. بدقولی، از نظر اخلاقی رفتاری نابهنجار و ضد ارزشی است که به عنوان یک رذیلت ناپسند اخلاقی معرفی شده است. جامعهای که از سرمایه اخلاقی و اعتماد عمومی در سطح بالایی برخوردار است افزون بر اینکه متعهد به عقود و عهود است، به قول و قرارهای خود نیز پایبند است؛ زیرا این سطح از اعتماد عمومی موجب افزایش انسجام و همدلی اجتماعی و همگرایی و همکاری میان افراد جامعه میشود و روند معاملات و تعاملات و ارتباطات اجتماعی را تسهیل میکند.
در مقابل، هرگونه بی قولی، به معنای فقدان اعتماد اجتماعی در جامعه و بیانگر نوعی بحران اخلاقی در جامعه است. هر چند که چنین جامعهای با احکام قانونی و حقوقی سفت و سخت، همکاری اجتماعی را سامان میدهد، ولی نمیتواند به رشد و شکوفایی کامل دست یابد و در دو عرصه آرامش و امنیت و آسایش و رفاه اقتصادی با مشکل جدی مواجه خواهد شد؛ زیرا آنچه جامعه را به کمال میبرد، همکاریهای همدلانه است که بیانگر انسجام و وحدت ملی است.
به سخن دیگر، اجتماع، خود یک خانواده بزرگ است که اصل حاکم بر آن میبایست اصول اخلاقی و عشق و محبت و مودت جمعی باشد؛ چرا که اگر بخواهد نظام اجتماعی را عقلانیت و حقوق و قوانین، سامان دهد، در یک کف از تعاملات اجتماعی باقی خواهد ماند و هرگز روابط اجتماعی سالم در آن شکل نخواهد گرفت. جامعه همانند خانواده همان اندازه که به عقلانیت و قانون مداری نیاز دارد، فراتر از آن به احسان و محبت و مودت نیاز دارد که ریشه در اصول اخلاقی چون وفای به قول و قرارها دارد. میزان وفای به عهد و سطح عمل و التزام به این قول و قرارها نشان میدهد که تا چه اندازه انسجام و همدلی و نیز همکاری و معاونت میان اعضای یک خانواده بزرگ به نام جامعه وجود دارد. هر چه پایبندی و التزام به قول و قرارها افزایش یابد، به همان میزان سطح اعتماد عمومی و نیز سطح همکاری و همدلی و انسجام نیز افزایش مییابد. بدقولی در جامعه، به معنای بحران اخلاقی است و از آثار آن بی‌اعتمادی اجتماعی و از دست رفتن سرمایههای بزرگ برای جامعه و در نتیجه عامل واگرایی و تفرقه و فقدان امنیت و آرامش و همچنین آسایش و کاهش رشد اقتصادی و بحران در آن خواهد بود.
۴-۷- ۲ – ۲٫ تسلط دشمنان
عهدشکنی در جامعه جدایی و بی‌اعتمادی و تفرقه را به دنبال دارد. وقتی رشتهی اتحاد یک جامعه پاره شد و دچار تفرقه گردید، هنگام خطر نمی‌تواند با یکپارچگی در برابر دشمن بایستد و به آسانى در برابر دشمن زانو مىزند از همین رو پیغمبر اکرم(ص) پیمان‌شکنی را مایه چیرگی دشمن دانسته و می‌فرماید: «اذا نقضوا العهد سلّط اللّه علیهم عدوّهم; هرگاه پیمان شکنی کردند، خداوند دشمنشان را بر آن ها چیره می کند.»[۲۹۰] در جای دیگر میفرمایند: «خَمسٌ بِخَمسٍ ما نَقَضَ قَومٌ العَهدَ إِلّا سَلَّطَ عَلیهِم عَدُوُّهُم وَ ما حَکِمُوا بَغَیرِ ما أَنزَلَ اللهُ إلّا فَشافیهِمُ الفَقرُ وَ لا ظَهَرَت فیهِمُ الفاحِشَهُ إِلّا فَشافیهِمُ المَوتُ و لا طَفَّفوا المِکیالَ إِلّا مُنِعوا النَّباتَ وَ أُخِذُوا بالسَّنّینَ وَ لَا مَنَعُوا الزَّکاهَ إِلّا ُحُبِسَ عَنهُمُ القَطرُ؛ پنج چیز از لوازم پنج چیز است؛ کسانی که پیمان شکنند دشمنشان بر آنها مسلط شود و کسانی که بر خلاف آنچه خدا گفته قضاوت کنند فقر میان آنها رواج یابد و کسانی که بی عفتی میان آنها رواج یابد مرگ ناگهانی میان آنها شایع شود و کسانی که کم فروشی پیشه کنند به قحط دچار شوند و کسانی که زکات ندهند به خشکسالی مبتلا گردند»[۲۹۱] زیرا پیمان شکنی مایه سلب اعتماد از یکدیگر شده و اتحاد و یگانگی را از بین میبرد. وقتی هم جامعهای دچار پراکندگی شد، هنگام خطر نمیتواند با یکپارچگی در برابر دشمن بایستد و دشمن بر آنها مسلط میشود. امام صادق(ع) نیز فرمود: «وعده مؤمن به برادر دینیاش نذری است که کفاره ندارد. پس کسی که خلف وعده کند، با وعده خدا مخالفت کرده و خود را در معرض خشم خدا قرار داده است».[۲۹۲]
۴- ۷-۲-۳٫ عهدشکنی و عقوبت سریع
پیامبر (ص) فرمود: «اربعها سرع شئ عقوبه رجلا حسنت الیه و یکافئک بالاحسان الیه اسائه و رجل لاتبغی علیه و هو یبغی علیک و رجل عاهدته علی امر فمن امرکالوفاء به ومن امره الغدر بک و رجل یصل قرابته و یقطعون؛ چهار عمل زشت، سریعترین عقوبت را در پى دارد. اول کسی که به او احسان کنى امّا او نیکى تو را با بدى پاسخ دهد. دوم کسی که تو به او ستم نکنی ولی او به تو ستم کند. سوم کسى که
با او در کارى پیمان ببندى و تو به عهد خود وفا کنى، ولى او در حق تو مکر و خیانت کرده و به آنچه عهدکرده است وفا نکند. چهارم کسی که به رحم خود صله کند و آن رحم از او ببرد».[۲۹۳]
نقل است که ابوعزّه یکی از شاعران عرب و از مشرکین مکه بعد از چند بار عهدشکنی دوباره با تحریک «صفوان بن أمیه» عهدی را که با رسول خدا بسته بود، شکست و دیگران را علیه مسلمانان تحریک کرد و خود هم به جنگ آمد، «ابو عزّه» در غزوه «حمراء الأسد» اسیر شد و چون دیگر بار تقاضاى عفو و اغماض از رسول خدا (ص) کرد، حضرت در پاسخ وى فرمود: نه به خدا قسم! دیگر نخواهد شد که در مکه دست به ریش خود بکشى و بگویی که: من دو بار محمد را فریب دادم و به روایت دیگر: «گفت: همانا مؤمن دوبار از یک سوراخ گزیده نمى‏شود». آنگاه به «زبیر» یا «عاصم بن ثابت» فرمود تا گردن وى را بزنند و او را گردن زدند.[۲۹۴]
۴-۷-۲- ۴٫ خشم خدا و عذاب الهی
یکی از گناههایی که به کبیره بودنش تصریح شده شکستن پیمان و وفا نکردن به عهدهاست. امام صادق (ع) برای کبیره بودنش به آیهی ۲۵ سورهی رعد استشهاد نموده که در آن خداوند میفرماید: «والذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما امر الله به أن یوصل و یفسدون فی الارض اولئک لهم اللعنه و لهم سوء الدار؛ کسانی که پیمان خدایی را پس از بسته شدنش میگسلند و میبرند آنچه خداوند امر به پیوند آن فرموده و در زمین فساد میکنند برای ایشان دوری از رحمت خداست و برایشان سرای بدی است که دوزخ است».[۲۹۵]
همچنین میفرماید: «الذین یشترون بعهد الله و ایمانهم ثمناً قلیلاً اولئک لاخلاق لهم فی الاخره و لا یکلمهم الله و لا ینظر الیهم یوم القیمه و لایزکیهم ولهم عذاب الیم ؛ به درستی کسانی که عهد خدائی و سوگندهای خود را در برابر قیمت ناچیزی از دست میدهند کرامتی ندارند و در قیامت نصیب و بهرهای برایشان نیست و در آن روز خدا با ایشان سخن نمیگوید و نظر و رحمت نمیافکند و پاکشان نفرموده و برایشان عذاب دردناکی است». [۲۹۶]

Back To Top