چهارچوب مدل تاب آوری، استرس زاهای حاد، مفهوم تاب آوری

مندل، مالت و برون (2006) تاب آوری را انعطاف پذیری موثر در برابر حوادث زندگی می دانند وبیان می کنند که تاب آوری توانایی سازگاری مناسب در زمان در معرض قرار گرفتن در زمینه های استرس زا و خطرناک یا تهدیدهای مهم است ، به عبارت دیگر آنها تاب آوری را توانایی و بهبود و جبران و انعطاف پذیری بعد از مواجهه با حوادث آسیب زا و تنش زا معرفی می کنند. اصولاَ مندل و همکاران(2006) دو وجه را در مفهوم تاب آوری مهم می دانند ، یکی اینکه فرد حادثه آسیب زا و فشار و سختی را تجربه کند و دوم اینکه افراد در برابر این حوادث انعطاف پذیر باشند و دست به جبران برای بازگشت به عملکرد و کارکردهای معمول خود بزنند
تاب آوری بیانگر ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پرخطر است (فولادچنگ و موسوی؛ 1387).
مفهوم تابآوری به صورت های مختلف تعریف می شود. راتر در سال 1987 به نقل از هالی (2000) بیان میکند که تاب آوری به تفاوت افراد در پاسخگویی به خطر برمی گردد. .وارنر(1989) به نقل از هالی(2000) این واژه را به صورت سازگاری یا مقابله موفقیت آمیز در برابر مواجهه با حوادث استرس زای زندگی تعریف می کند. جرمی مفهوم تاب آوری را به معنای کنترل یا اقدام بر عوامل فشارزا قبل از اینکه به فرد آسیب برساند به کار می برد( فیتزپاتریک،کوئرنر،2004)
به طور کلی با توجه به تعارف مختلف از مفهوم تاب آوری ، تمام تعاریف در چندین وجه مشترک هستند:
تاب آوری سطحی از مقابله با سختی ها است یا درجه ای است که افراد به مشکلات پاسخ می دهند
تابآوری خاصیت و حس سبکی و راحتی به همراه دارد. به عبارت دیگر فرض میشود که افراد تاب آوری را به صورت توانایی ترمیم بدبختی های و تحت نفوذ قرار دادن و فائق آمدن بر سختی براساس سطوح مختلف کارکردهایشان ارائه می دهند
در تعاریف مختلف تابآوری توانایی برتر است که به افراد اجازه میدهد که بر بدبختیها و سختیها غلبه کنند(هالی، 2000)
2-2ظهور تاب آوری
از سال 1970 به بعد پژوهش های علمی- اجتماعی بسیاری در زمینه فشار روانی و خطرات ناشی از آن انجام شده است. اهمیت مدیریت استرس و کاهش فشار روانی باعث گسترش این پژوهش ها شده است. از آنجایی که تغییرات استرس زا می تواند هم تاثیرات مثبت و هم منفی در پی داشته باشد ، مفاهیم زیادی در رابطه با استرس و چگونگی کنترل و کاهش آن مطرح شده است. یکی از این مفاهیم تاب آوری است (مدی و خوشابا، 2005).
ریچاردسون (2002)از نظر تاریخی ،مطالعه تاب آوری سه موج را به همراه داشته است :
موج اول بررسی تاب آوری، در پاسخ به این سوال بود،”چه ویژگی هایی افرادی را که در مواجهه با عوامل خطرزا یا شرایط ناگوار موفق بیرون می آیند، به عنوان نقطه مقابل افرادی که در برابر این عوامل تسلیم میشوند ،مشخص می کند ؟”
موج دوم بررسی تاب آوری ،تلاشی برای پاسخ به،این سوال بود که ،کیفیت های تاب آوری چگونه کسب می شوند ؟ فلچ (1988) اظهارنمود کیفیت های تاب آور بودن از طریق قانون تخریب و انسجام مجدد کسب شده اند.
موج سوم یک فرایند مفصل تر کسب کیفیت های تاب آوری بعنوان کارکردی از انتخاب هوشیار یا ناهوشیاربه وسیله ریچاردسون وهمکاران(1990)مطرح گردید(لوتار و همکاران2000).
2-3چهارچوب مدل تاب آوری
در سال 1999 “کومپفر” سعی کرد چهارچوبی برای تاب آوری به منظور مشخص کردن پیچیدگی این پدیده و درک بهتر چندبعدی بودن نمونه های رشد تاب آوری طراحی کند. این طرح کلیه مباحث تحقیقاتی در مورد تاب آوری را در خود جمع آوری کرده است. به خصوص که با این روش مراحل پویایی بین ویژگی های کودکان و محیط زندگی آنها و نتایج رشد با هم بررسی می شوند. “کومپفر” در این مدل ابعاد ششگانه مختلف را در نظر می گیرد که برای پیشبرد تاب آوری حائز اهمیت است. در بین این چهار مورد، مربوط به بخش تاثیرگذاری و دو مورد دیگر مربوط به فرایند تبادلی می باشد.
در این مدل، عوامل تاثیرگذار زیر حائز اهمیت بسیار زیادی هستند:
2-3-1-استرس زاهای حاد
اینها جزء عواملی هستند که در مراحل تاب آوری از عوامل اصلی اختلال در کودک و خروج او از تعادل روانی می باشند. موضوع استرس زا، به عنوان عامل تهدید کننده در ذهن کودک نقش می بندد.