کالاهای مصرفی

دانلود پایان نامه

فریدمن درباره بحث اهمیت پول بیان می‎کند که تغییر در عرضه پول می‎تواند منجر به تغییر در متغیرهای اسمی و گاهی اوقات حتی متغیرهای واقعی مثل تولید و اشتغال شود. در نظریه وی افراد، پول را به‎عنوان وسیله مبادله برای تأمین مالی معاملات یا صرفاً به‎عنوان ذخیره ارزش نگهداری می‎کنند. دوام آن، این اطمینان را می‎دهد که به‎عنوان ذخیره ارزش بکار رود، حتی زمانی‎که به‎عنوان وسیله مبادله نگهداری می‎شود. وی نتیجه می‎گیرد که مانده نقدی برای اهداف دیگری مانند یک دارایی در میان دیگر دارایی‎ها برای مصرف‎کننده نگهداری شود؛ بطوری‏که آن شکلی از نگهداری ثروت تلقی شود. برای بنگاه مانده پولی یک کالای بادوام مانند سرمایه فیزیکی می‎‏باشد.
وی همچنین بحث می‎کند که یک واحد پول به دلیل خود پول درخواست نمی‎شود؛ بلکه برای قدرت خرید آن تقاضا می‎شود، بطوریکه آن یک کالا برحسب ارزش واقعی آن است نه اسمی. این قدرت خرید پول با نرخ تورم کاهش می‏یابد لذا نرخ تورم هزینه نگهداری مقادیر پولی است. از آنجایی‎که هر واحد پول خدمات می‎دهد، مانند یک کالای مصرفی است و تقاضا برای آن متأثر از قیمت کالاهای مصرفی است. و ازآنجایی‎که آن یک ذخیره ارزش نیز می‎‏باشد، لذا تقاضا برای آن به بازده دیگر دارایی‎ها نیز بستگی دارد.
همچنین وی در تئوری مصرف‏کننده خود بحث می‎کند که فرد، ثروت زندگی‎اش را بر کالاها و خدمات نقدی مقادیر واقعی تخصیص می‎دهد که ثروت وی جمع ثروت انسانی و غیرانسانی است. ثروت انسانی، ارزش فعلی درآمد نیروی کار است. درحالیکه ثروت غیرانسانی شامل ارزش دارایی‎های فیزیکی و مالی فرد است. ازآنجایی‎که ارزش این دارایی‎ها درحال حاضر مشخص است، درحالیکه درآمد آتی نیروی کار نامطمئن است. درجه نا اطمینانی متأثر از ثروت انسانی و غیر انسانی متفاوت است و وی درجه نا اطمینانی ثروت را با نرخ ثروت انسانی و غیر انسانی نشان می‎دهد.
لذا عوامل تعیین‎کننده تقاضای مقادیر واقعی فریدمن 4 مورد فوق می‎‏باشد:
متغیرهای فوق عبارتند از: تقاضا برای مقادیر واقعی پول، تقاضا برای مقادیر اسمی پول، p سطح قیمت‎ها، نرخ تورم، بازده واقعی دارایی iام، ثروت واقعی و نسبت نسبت ثروت انسانی به ثروت غیر انسانی است. نکته‎ای که باید به آن اشاره کرد اینست که به دلیل آن‎که داده‎های ثروت انسانی و ثروت کل در دسترس نیست وی آن را با درآمد دائمی () جایگزین می‎کند:

از نظر فریدمن سرعت گردش پول ثابت نیست اما متغیرهایی که به بازده حاصل از دارایی‎های جایگزین و دیگر متغیرها بستگی دارند، ثابت‎اند.
2-1-5- رویکرد اقتصاد خرد به تقاضای پول کینز
اغلب نظریه‎های تقاضا برای پول تأکید بر توضیح مقادیر دارایی‎هایی دارند که مدعی پول هستند. مقادیر مطلوب این دارایی‎ها با تغییر در نهادها، تکنولوژی و مقررات، متفاوت می باشند. بنابراین تئوری‎های اخیر تقاضای پول تأکید بر شیوه های پرداخت و هزینه مبادلات در ارتباط با مدیریت دارایی‎ها با خاصیت واسطه بودن می‎باشد. البته این عوامل ابعاد تحلیلی تئوری انبارداری بامول و توبین است که توسط میلر و اور بسط داده شد. این چارچوب‎ها نقش بارز نرخ بهره بازار را از طریق نرخ بازده دارایی‎ها و یا هزینه فرصت نگهداری آن‎ها همانند پول رایج – که وظیفه واسطه مبادله بودن را در بازده اسمی بازار دارند- نشان دادند.
تئوری توبین به عنوان بهترین تئوری تأکید بر نقش اثرات جانشینی به عنوان یکی از عوامل تعیین‎کننده مقادیر بهینه دارایی‎های نقدی دارد. طی دهه 1960 و 1970 تحقیقاتی گسترده‏ای از تقاضای پول در حوزه نظری این تئوری را بسط دادند. با این وجود در ارتباط با علاقه شدید برخی اقتصاددانان به گسترش و توسعه تحلیل‎های اقتصاد خرد برای اقتصاد کلان، نظریه‎پردازان اقتصادی مسیر مطالعه خود را از تقاضای پول در دهه 1980 تغییر دادند. و لذا تمرکز تقاضای پول معطوف به فراهم آوردن تئوری گسترده‎تری از تقاضای پول بر اساس تصمیمات تولید و مصرف بنگاه و خانوار به طور همزمان شد، تا تحلیل مقادیر مطلوب پولی بنگاه به عنوان یک مسئله جداگانه.
رویکردهای مختلفی به مدلسازی تقاضای پول در متن مسئله بهینه‎سازی مصرف و تولید بنگاه و خانوار وجود دارد. در این بخش سه رویکرد مهم را معرفی خواهیم نمود.
2-1-5-1- مدل همپوشانی نسلی
این مدل‎ها پول را به عنوان یک کالای پست می‎نگرد که بهره پرداخت نمی‎کند. و این نکته را پذیرفته‎اند که پول باید دارای بازدهی برابر با اوراق قرضه داشته باشند درغیر این صورت دلیلی برای نگهداری آن ها وجود ندارد. در این راستا به دنبال این مسئله بودند که چگونه می‎تواند پول در کنار دیگر دارایی‎ها به عنوان ذخیره ارزش وجود داشته باشد. در این دیدگاه پول برای اهداف مبادلاتی ضروری نیست. چرا هر مرجع پولی مرکزی مجبور به چاپ پول است درحالیکه می تواند اوراق قرضه چاپ کند؟! اگر پول هیچ کاربردی نداشته باشد بی ارزش می‎شود. بنابراین رویکرد OLG نمی‎تواند برای ایجاد تقاضای پول به کار رود و توضیحی در چگونگی ایجاد آن ندارد.
اینگونه مدل‎ها، مدل‎های تعادلی پویایی هستند که بر تفاوت پس‎انداز افراد پیر و جوان تکیه می‎کنند. و در شکل ساده فرض می‎کنند، افراد در دو دوره زندگی می‎کنند که هر دوره نیمی جوان و نیمی پیر هستند. در این مدل‎ها پول به‎عنوان وسیله مبادله نمی‎باشد، بلکه این امکان وجود دارد که مبادلات بین نسلی را آسان نماید. همچنین فرض می‎شود فرد در ابتدای هر دوره (بدو تولد) یک دارایی مشخصی از کالای بی‎دوام غیرقابل ذخیره را دریافت می‏نماید. در این صورت دارایی به‎عنوان پول قابل مبادله می‎باشد و می‎تواند پس از آن ذخیره گردد. جوانان برخی از دارایی خود را برای دوران پیری مبادله می‎کنند تا بتوانند مصرف را در طول دوران زندگی خود هموار کنند. در واقع این مدل‎ها با استفاده از نگرش پول به‎عنوان دارایی در قالب تئوری مصرف کننده، تقاضای پول را در چارچوب تخصیص ثروت در میان یک سبد دارایی تفسیر می‎کنند و پول را به عنوان یک دارایی مثل درآمد به طور اشکار و خدمات به طور ضمنی وارد می‎کنند و به اهمیت ثروت و نقدینگی به عنوان عنصر کلیدی در تقاضای پول یاد می‎کنند.
این مدل، مدل ساده پول است و ساختار جمعیتی آن بدین صورت است: بنگاه‎ها در دو دوره زندگی می‎کنند؛ Gt، نسلی که در t متولد شده و تا پایان دوره t+1 زندگی می‎کند؛ Gt+1، نسلی که در ابتدای t+1 متولد می‎شود و تا پایان دوره‎ی t+2 زندگی می‎کند. رشد جمعیتی بدین گونه است: در هر دوره‎ی t، Nt تعداد افراد جوانی است که در دوره جاری متولد می‎شوند و سپس برای دوره‎ای درکنار Nt-1 فرد پیر زندگی می‎کنند بنابراین Nt-1 Nt+ برابر با کل جمعیت می‎باشد.
در این مدل فرض می‎شود هر فرد جوان موجودی W>0 را دریافت می‎کند و در پیری موجودی دریافت نمی‎کند. همچنین فرض می‎شود کالاها بی دوام هستند و هیچ نوع ابزار پس‎اندازی وجود ندارد. همچنین حالت آتارکی فرض می‎شود. یعنی حالتی که هیچ نوع تعادل تجاری وجود ندارد. مردم موجودی خود تا زمانی‎که جوان هستند مصرف می‎کنند و زمانی‎که پیر هستند از پس‎انداز خود بهره می برند. تابع مطلوبیت عبارتست از:
که مصرف در دوره اول زندگی و مصرف در دوره دوم زندگی می‎باشد.
ساموئلسون فرض می‎کند که پیرهای اولیه شی‎ءای را به اسم پول اختراع می‎کنند که به خاطر خودش ارزش ندارد و تنها زمانی ارزش دارد که دیگران آن را قبول داشته باشند. با قبول کردن این شیء به‎عنوان پول پیرها جوانان را متقاعد می‎کنند به دادن ½ به آن‎ها در ازای آن شیء. اگر جوانان اعتقاد داشته باشند که جوان‎های فردا نیز این کار را خواهند کرد ½ را به پیرها می‎دهند تا ½ از جوانان فردا دریافت کنند. اینگونه پول ارزشمند خواهد بود.
برای پول فرض می‎شود پول بدون پشتوانه فی نفسه بی‎ارزش می‎‏باشد. همچنین پول امکان تجارت را فراهم می‎کند؛ یعنی جوان‎ها می‎توانند بخشی از موجودی خود را برای پول بفروشند و بخشی از موجودی جوانان آینده را با پول خریداری کنند.
قیمت‎ها اینگونه تعریف می‎شوند: اگر برای خرید یک سیب 20 سنت لازم باشد، Pt=1/5$ قیمت یک سیب می‎‏باشد، به عبارتی ارزش 1 دلار برابر 5 سیب می‎‏باشد.
ارزش یک دلار برابر است با Vt=1/Pt. اگر Vt>0، پول ارزش دارد. که Pt سطح قیمت در اقتصاد است. ما با این فرض شروع می‎کنیم که پیرها رویهم‎رفته m دلار دارند. حال چقدر یک جوان باید پول نگهداری کند؟ باید به قید بودجه نگاه شود. فرض کنید که وی m دلار خریداری می‎کند. درعوض باید میزانی از کالا را از دست بدهد. با درنظر گرفتن w به عنوان موجودی اولیه داریم:
دوره دوم زندگیش وی هیچ موجودی ندارد و فقط mt دلار اسکناس دارد. چه مقدار موجودی (چند واحد کالا) وی می‎تواند با این مقدار پول خریداری کند؟
ترکیب بهینه مصرف طی دو دوره زندگی عبارتست از: (C1m,C2m)
* (vt+1/vt) بازده‎ی ناخالص واقعی پول رایج اعتباری است؛ زیرا بیان می‎کند که اگر یک واحد کالا برای پول در t فروخته شود، چه مقدار کالا می‎توان در t+1 بدست آورد.
* ( vt+1/ vt)=pt/pt+1 مرتبط با تورم است.

مطلب مشابه :  تفسیر