کشورهای توسعه یافته، جهانی شدن اقتصاد، مراکز آموزش عالی

این عوامل باعث شده که امروزه تجدید نظرهای صورت گرفته در مورد الگوهای تربیت دانشجویان توجه بیشتر را بر روی آموزش به شیوه پژوهش گری داشته باشند. در روش های جدید برنامه ریـزی درسی تـأکید زیادی بر روی حل مسأله، طـراحی های خلاق و تـوان پردازش اطلاعات می شود.
در مجموع یک اصل مسلم در فرایند جهانی شدن اقتصادی این است که طی فرایند جهانی شدن، ماهیت فعالیت سازمانها دگرگون شده است، و این اعتقاد وجود دارد که بازارهای جهانی، رقابت جهانی و مدیریت جهانی موجب تغییر در ساختار، دیدگاه ها، سازمان دهی و رفتار سازمان ها شده است. همچنین، جهانی شدن به طور گسترده ای با تحولات تکنولوژیک در حوزه های حمل و نقل، ارتباطات و داده پردازی رابطه دارد. لذا این تحولات موجب تغییر در مهارتها و شایستگی های مورد نیاز می شود.
با وجود اهمیتی که مهارتهای و شایستگی های بازار کار، در توسعه منابع انسانی دارد لیکن هنوز ابهامات زیادی در معانی و اشکال گوناگون شایستگیهای مطرح شده برای اشتغال در بازار کار جهانی وجود دارد که این امر توجه و دقت بیشتری را از سوی صاحبان امر به موضوع مهارتها و شایستگی ها می طلبد.
در این خصوص سه نکته اصلی قابل تأمل است:
الف- اولین مسأله ای که می توان در این زمینه عنوان کرد میزان ارزش، عقلانی و مهم بودن شایستگی های مطرح شده در بازار کار جهانی است. در اینجا، ممکن است این پرسش عنوان گردد که آیا شایستگی های مطرح در نظریه جهانی شدن از مبانی فلسفی و استحکام تجربی لازم برخوردار هستند و اینکه کدام یک از این مهارتها و شایستگی ها از اهمیت و اولویت بیشتری برخوردار هستند و کدام یک از این مهارتها و شایستگی ها از اهمیت کمتری دارند؟
ب- در ضمن برخی از مهارتهای ذکر شده؛ مانند کارگروهی، حل مساله و ارتباطات که ما از آنها به عنوان مهارتها و شایستگـی های مـورد نیاز در بازار کار جـهانی یـاد می کنیم بسیار مبهم و کلی هستند به گـونه ای که شامـل هـر چیز می شوند.
ج- سومین نکته مهم که در این زمینه می توان به آن اشاره کرد آموزش این شایستگی هاست. و توجه به این مطلب که آیا مدارس و مـراکز آموزشی با روند فـعلی، مـهارت ها و شـایستگی های مورد نیاز سازمانها و مـراکز صـنعتی را تأمیـن می کنند؟ این مسأله خود از اهمیت زیادی برخوردار است چون این نکته مسائل دیگری را نیز در پی دارد.
آیا شایستگی های عنوان شده، در اغلب سازمانها و صنایع تولیدی و خدماتی کاربرد دارند یا اینکه بررسی مهارت ها و شایستگی ها بیشتر ماهیتی درون سازمانی دارد که باید با توجه به فرهنگ و دانش یک سازمان شناسایی شود به بیانی دیگر آیا بین شایستگی های مورد نیاز در سازمانهای صنعتی با شایستگی های مورد نیاز در دیگر سازمانها تفاوتی وجود دارد و امکان انتقال این شایستگی ها از سازمانی به سازمان دیگر وجود ندارد؟
چنانچه استدلال شود که این شایستگی ها در اغلب سازمان ها و صنایع تولیدی کاربرد دارند، مسأله آموزش و تدریس آن ها و شناسایی روش مناسب برای ارائه آن مهارت ها اهمیت پیدا می کند به عبارت دیگر موضوع چگونگی آموزش آن ها در نظام آموزش رسمی (مدارس و مراکز آموزش عالی) به وجود می آید. و باید سعی شود تا جنبه های نظری، اقتصادی و اجتماعی آموزش این مهارت ها در رابطه با نظام آموزشی؛ مدارس و دانشگاه ها و مراکز کارآموزی بررسی شود. دقت در این عوامل باعث می شود تا فهمی صحیح از نقش مراکز آموزشی؛ مدارس و دانشگاهها در آماده سازی افراد و آموزش شایستگی های مورد نیاز بازار کار و نقشی را که سازمانها در توسعه این شایستگی ها دارند به وجود آید.
در مجموع این بررسی ها می طلبد تا در سیاستگذاری نظام آموزش عالی، به تحلیل بازار کار و رویکردهای اقتصادی و اجتماعی اشتغال و نیز هماهنگ سازی نیازهای واقعی بازار کار و تواناییهای حرفه ای دانش آموختگان دانشگاهها توجه کنیم. بر این اساس هر چه از برنامه ریزی آموزشی بر پایه پیش بینی نیروی انسانی دورتر شویم و به سوی تحلیل بازار کار و درک واقعیت های اقتـصادی و اجـتماعی پـیش رویـم، سیاست های آموزش عالی انعطاف پذیرتر، گسترده تر، متنوع تر، غیر متمرکز تر و مشارکتی تر خواهد شد و نیز پویایی، کارآیی و اثر بخشی بیشتری خواهد داشت.
2-6- پیشینه تحقیق
2-6-1- تحقیقات خارجی
تحقیقات متعددی بر روی شایستگی های مورد نیاز بازار کار در طی سالهای 1983 تا 2005 در کشورهای توسعه یافتهی جهان همچون انگلستان، آمریکا، استرالیا، کانادا و ژاپن انجام شده، که همـگی بر اهمیت مـهارتها اشتغال زا و ارائهی آن در برنامههای درسی و آموزشی تأکید کردهاند.
یوشیموتو و همکارانش از دوازده کشور جهان، در پژوهشی تطبیقی که از سال 1988 تا 1999 صورت گرفت و در آن ارتباط نظام آموزش عالی و بازار کار در ژاپن و کشورهای اروپا بررسی و مقایسه شد، به این نتیجه رسیدند که دیدگاه های دانش آموختگان ژاپنی و اروپایی (ایتالیا، اسپانیا، فرانسه، اتریش، آلمان، انگلستان، نروژ، فنلاند، سوئد و جمهوری چک) که در سال 1995 از دانشگاه فارغ التحصیل شده بودند و حداقل 3 سال سابقه کار داشتند، درباره لزوم کسب و افزایش دانش، شایستگی ها و توانایی هایشان در دوره پیش از فارغ التحصیل شدن با یکدیگر متفاوت است و نیز این قابلیت ها در ژاپن از سال 1995 تغییر کرده است.
جدولهای 1 و 2 در برگیرنده پاسخ های به دست آمده از دانش آموختگان دانشگاههای ژاپن در سالهای 90 – 1988 و 1995 و اروپاییان در سالهای 1995 است. جدول شماره 1 دانش و شایستگیهای لازم برای شغل
ها را از نظر دانش آموختگان دانشگاههای ژاپن و اروپا نشان می دهد. براساس داده های جدول شماره 1، دانش آموختگان دانشگاههای ژاپن بر 21 موضوع، از جمله مهارتهای شغلی، سازگاری با شغل و درک پدیده ها از منظر منطق اقتصادی را بعنوان شایستگی های لازم برای اشتغال و انجام کار تأکید کرده اند. دانش آموختگان دانشگاههای اروپا نیز 15 موضوع، از جمله اتکا به خود در انجام کار، داشتن توان تصمیم گیری، مسؤلیت پذیری فردی و دانش و مفاهیم میان رشته ای را بعنوان شایستگی های لازم مورد تأکید قرار داده اند. در ضمن در جدول زیر شایستگی ها به ترتیب اهمیت ذکر شده است.
جدول شماره 2-2- دانش، مهارتها و شایستگی های لازم برای اشتغال (نقل از یوشیموتو، 2000)
ژاپن
ژاپن
اروپا
دانش آموختگان 90 – 1988
تعداد دانش آموختگان
که اظهار نظر کرده اند
2119
دانش آموختگان 1995