کمک کردن به رشد زبان در اوایل کودکی:

۸-۳-۲- معنی شناسی:

اگه معنی شناسی رو به عنوان بررسی رسمی و نظام یافته در نظر بگیریم در اون صورت علم تقریباً جوانیاست و تنها درباره چند نکته اون میشه با اطمینان  صحبت کرد معنی شناسی یا بررسی رشد معنیه. به طور کامل روشنه که کودک واسه تموم چیزایی که درک می کنه و تموم فعالیتهایی که داره یا دور و بر خود میبینه، واژه یا نام بخصوصی رو در اختیار نداره به همین ترتیبروشنه. که کودک هم اون طور که بزرگتر می شه میتونه اجسام و فعالیتای دور و بر خود رو با دقت بیشتر از هم تمیز دهد. این تفاوت در مورد اندیشه هایی که پیش کودک مطرح می شه که نه شی ( یا اسم ) ونه فعالیت  (یا فعل) هستن هم صورت میگیره. واژه های مربوط به رنگا، حروف اضافه و واژه هایی که نشون دهنده اندازه ها و جهاته. همه با رشد شناخت کودک مشخص تر می شن هر چند در مورد فعالیتهای کودک مشاهدات زیادی هست با این وجود اطلاعات کمی در مورد فرایندهای مشخص که بر رشد معنایی کودک حاکمه هست و هر چند نظریه های چندی در دسترسیه، هیچ کدوم طرف دار زیادی پیداه نکرده. یه نظریه باحال در مورد رشد معنی، نظریه ایه که هر برت کلارک پیشنهاد کرده (۱۹۷۰) اون با قبول کردن نظریه ای که شامل تصور یا کوبسون از تقابلهای دو شی در تشکیل تمایزای معناییه، بعضی مشکلات در مورد رشد معنایی راه حلایی ارائهداد. کلارک بطور متقاعده کننده ای دلیل آوردن کرد که کودکان در یاد گیری صفات مطلق و تقسیر قطبی، دو صفت رو با هم یاد می گیرن. (مثلا کمتر/ بیشتر ، کوچیک / بزرگ  و دور / نزدیک ) که اشاره به بعد کلی داره بدین معنا که بیشتر و کمتر هر دو به معنیمقداری یا دارای اندازه هستن بعد کودک یاد میگیره که لازمه بعدی وجود داشته باشه و دو صفت یاد شده رو در قطب مثبت این بعد قرار میده پس  کمتر کنار بیشتر قرار میگیره و با « هم معنی می شه و آخرسر کودک می آموزد که این بعد، قطب متضادی هم داره و هر صفت رو به طور متناسب میان دو قطب مثبت و منفی پخش می کنن. اینجور نگرشی به معنی شناسایی کودک وقتی یافته های بهتری در برداره که طرحایی رو که آزمایش اونا سخت تر صورت میگیره بیشتر از صفات یا جاها مورد بررسی بذاریم علم غیرزبانی ً طبق اصولی محکم و پا بر جا شکل میگیره، همین اصوله که ادراکات کودک رو نظم  می بخشه و در کلیتی پیوسته و طبقه بندی می کنه که براساس اون بعداً اگه داده های زبانی ترسیم می شه. بر اساس گفته کلارک، کودک اصطلاحات مکانی رو به کمک نامایی که از قبل درباره مکان می شناسه و هم اصطلاحات وقتی رو با نشون دادن مکان در شرایط مشابه وقتی فرا میگیره. برایدستیابی به وجود واقعیت طرح یاد گرفتن زبون، باید اطلاعات بزرگی درباره پایه های عصب شناختی و فیزیولوژیکی مربوط به کارکرد عالی ذهن در اختیار داشته باشیم(فلارد جیمز،۱۳۶۹). معناشناسی شامل سه جنبه واژگان تصویری، ربطی و شفاهیه. واژگان تصویری نظام گوش کردن(مهارتهای دریافتی) رو در بر میگیره. واژگان ربطی شامل نظام سازمانی (مهارتهای کامل سازی و واسطه گری) است. در آخر، واژگان شفاهی نظام صحبت کردن(مهارتهای بیانی) رو در بر میگیره. این سه جنبه از مهارتهای زبانی، خزانه لغات کودک رو سبک و سنگین میکنه. اما جنبه راه شامل درک دستوری، تقلید جمله و تکمیل دستوریه که آگاهی و توانایی کودک رو در به کار گیری تکواژه ای مناسب در بافت جمله مورد امتحان قرار میده که در کل شش مهارت اصلی رو تشکیل میدن(نیوکامر، هامیل،۱۳۸۱،ص۱۳).

مشکلات

 

 

علمی