پایان نامه حقوق درباره : مسئولیت کیفری

دانلود پایان نامه

نهی شده است….. بنابر این اگر در بحث روایی نتوانیم جواز تنبیه را استفاده کنیم اصل عدم جواز به جای خود باقی می ماند همین طور در مواردی که شک در جواز داریم باید به اصل عدم جواز تمسک کرد. ( حسینی زاده، سید علی، 1388، ص2)
اما منظور از فقه اسلامی در این جا فقه امامیه (تشیع )می باشد .همان طور که می دانیم منابع مورد پذیرش فقه امامیه عبارتند از آیات قران ،سیره پیامبر گرامی اسلام (ص) و امامان معصوم بعد از ایشان ،عقل و اجماع می باشند .
بند اول: تنبیه بدنی کودک در قرآن
قرآن معجزه جاودانه نبی مکرم اسلام(ص) در همین شکل و مفاد ظاهرى خود حجّت، و شکل دهنده روح حاکم بر فقه شیعى است. اگر چه مسلمانان به فرق مختلف سنی ، شیعه و … تقسیم شده وهریک دارای مذهب مخصوص به خود هستند مع ذالک قرآن کتاب آسمانی همه مسلمانان در سراسر دنیا به شمار می رود و در مورد آن با یکدیگر اختلافی ندارند.با یک نگاه اجمالی درآیات وارده در این کتاب مقدس به درستی می توان دریافت که در قرآن هم ازشیوه تشویق و هم ازشیوه تنبیه جهت هدایت انسان ها بهره برده شده است بنابراین بصورت کلی تنبیه در قرآن تجویزشده است آیاتی که در آنها به نوعی تنبیه ذکر شده است را می توان به چند گروه تقسیم نمود :البته برای نمونه تنها به تعدادی ازآیات شریفه اشاره می کنیم.
آیاتی که درآنها وعده و وعید(انذار و ابشار)داده شده است.(انفال38 )(حجر43)(مائده85)(اعراف41-51)(یس7)(نسا59)(انبیا108)(فتح13)(زخرف43)(ابراهیم16)(سجده32
آیاتی که در آنها سرگذشت اقوام گذشته ذکر شده است این اقوام به دلیل مخالف با پیامبران الهی وعناد و لج بازی ازپذیرفتن راه حق و رستگاری ابا نموده و به عذاب الهی دچار شده اند.(سبا44-48)(قمر18-21) (فرقان38)(عنکبوت38)(ذاریات41)(فجر1-7)(انعام6)(مزمل 15)(حاقه1-7)(هود61-63)(اعراف 73-79)

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

آیاتی که درآنها ازقصاص جنایت سخن به میان آمده است قطعاً زمانی قصاص معنا پیدا می کند که ما تنبیه ومجازات افراد را جایزبدانیم.(بقره178-179)(مائده44-45)(نحل 126)(حج 60) (بقره 194)
آیاتی که در آنها به جهاد با کفار ومشرکان دستور داده شده است.(نسا74) (توبه29)(انفال 6) (حج39)(نسا84) (بقره190-195)(بقره154و217)
آیات مربوط به امر به معرف ونهی ازمنکر (با توجه به اینکه نهی از منکر دارای درجات مختلف و از جمله تنبیه و زدن می باشد.)(بقره44)(صف2-3)(آ ل عمران110)(توبه71)(آل عمران104)
آیاتی که در آنها به توبیخ بعضی ازمردمان دوره پیامبر (ص)واصحاب ایشان اشاره نموده اند.(کوثر3)(حجرات11)(اسراء 100)(بقره188)(سوره فلق) (مطففین1)(نساء29)(نحل53-55)(رعد27)(یونس22)
آیاتی که اشاره به حد بعضی ازگناهان مانند قذف و زنا شده است .(نور1-2)(طلاق1)(فرقان68)(احزاب3) (نساء)
آیاتی که در آنها اشاره به تنبیه زنان در صورت مخالفت شوهران و یا نشوز شده است وموارد دیگر (نساء34. و128)
وجود عذاب ها ، وعیدها ، انذارها که در قرآن مطرح شده مبین این است که قرآن تادیب را بعنوان یک اصل خدشه ناپذیر برای استمرار حیات جامعه ضروری می داند اما این اصل حیاتی بعنوان یک عامل بازدارنده و آخرین روش تربیتی مطرح است.
در آیه 233 سوره بقره آمده است :«لاتُضارََّ وَاِلدَهُ بِوَلَدِهَا وَلا مَولُدٌ لَهُ بِوََلدِهِ»یعنی مادر فرزند خود را (در اثر غیظی که از پدر فرزند دارد ) ازشیر دادن رها نکند زیرا شفقت ومهربانی مادر نسبت به فرزند بیش از زن اجنبی است به این دلیل نباید نوزاد در اختیار زن اجنبی دیگر قرار گیرد .همچنین پدر- به جهت ضرر رساندن به مادر- نوزاد را از مادر نگیرد ،چون نتیجه این عمل ضرر به نوزاد است .
ممکن است کسی با استناد به این آیه شریفه ادعا کند که زدن کودکان و تنبیه آنا ن از نظر قران حرام است زیرا در این آیه پدر و مادر از ضرر رساندن به کودکشان نهی شده انددر جواب می توان گفت که :
اولاً:زدن کودکان جهت تربیت آنان به ضرر آنها نیست بلکه غالباً به سود آنان باشد
ثانیاً: اگر منظور از ضرر در تنبیه ،ضرر حاصل از صدمه وارده به کودک در اثر تنبیه باشد در این صورت این خارج از بحث ماست زیرا که منظور ما از تنبیه کودک ،تنبیه به مقدار شرعی است که در آن کیفیت وکمیت ضربات مشخص شده است و الا زدن ضربات درد آسا و مهلک که به کودک آسیب برسانند (چنان که در بررسی روایات خواهد آمد) نه تنها ممنوع است بلکه از نظر اکثر فقها باعث ثبوت دیه بر والدین می گردد.بنابراین آیه مخالفتی با تنبیه کودکان در جهت تربیت آنان ندارد.
با توجه به آن چه در بحث از آیات قرآن کریم آمد :به طور کلی می توان گفت که در روش تربیت افراد در قرآن مجید روش تنبیه پذیرفته و بر آن تاکید شده است.
بند دوم: تنبیه بدنی کودک از دیدگاه اجماع
اجماع یعنى وحدت نظر همه دانشمندان شیعى در یک موضوع، به خودى خود حجّت نیست لیکن گاه به تفصیلى که در کتابهاى اصول فقه هست از راه آن «سنّت» به اثبات مى‏رسد ازنظر لغوی به معنی عزم واتفاق بر امری است واز نظر اصطلاحی که از معنی لغوی نیززیاد دور نیفتاده عبارت ازاتفاق و رای فقها در یکی ازمسائل شرعیه .باید گفت که اصل جواز تنبیه کودکان مورد اجماع همه علما اهل سنت و شیعه یا دست کم اکثر آنان می باشد. مرحوم کرکی، در جامع المقاصد در شرح قول علامه می‏گوید:
«اَمّا اِنّ الضرَب المُعتادِ فَلا بَحثَ فِیه….. »
« در‏اینکه زدن کودک به نحو معمولی و متعارف برای ادب کردن جایز است هیچ بحثی نیست. » (کرکی، علی بن حسین عاملی، 1414ه.ق، ج 7 ص 280)

و نیز مرحوم عاملی در کتاب مفتاح الکرامه می‏گوید: «اَمّا اِنَّ لُه الضرُب المُعتادَ فَلا بَحثَ فِیهِ کَما فِی جامِع المَقاصد و هُوَ کَذلِکَ اِذا کانَ الصّبُی ذا عَقلٍ و تَمییزٍ کَما نَبه عَلیهِ فِی التّذَکرهِ و التّحریرِ و الحَواشیِ لاَنُه یأخِذُوَنهُ مُسلماً؛»(عاملی،جواد بن محمد حسینی،1419ه ، جلد4 ،ص 1273)
« اما در‏اینکه برای وی زدن کودک برای ادب کردن به نحو معمولی و متعارف جایز است هیچ بحثی نیست چنان که در کتاب جامع المقاصد در صورتی که کودک عاقل و متمیز باشد، همین را گفته است و مرحوم علامه در کتاب‏های تذکره و تحریر و نیز حواشی آن را مسلم گرفته است.»
خلاصه بحث در باب اجماع این است که :بین علمای اسلام (از آن جهت که اجماع آنان کاشف از نظر معصوم می باشد )اجماع در تنبیه افراد خاطی وازجمله تنبیه کودکان وجود دارد آنچه درمیان آنان موضع اختلاف است در تعداد ومیزان آن می باشد.
بند سوم: تنبیه بدنی کودک از دیدگاه عقل
مراد از عقل به عنوان یک منبع براى حقوق شیعى احکام قطعى عقل نظرى و عقل عملى است، چنان که در خوبى عدالت و بدى ستم در تعالیم اسلامى قاعده‏اى است که به مقتضاى آن هر آن چه عقل بدان حکم کند شرع نیز برابر آن حکم خواهد نمود(کلما حکم بشرع حکم بالعقل وکلما حکم بالعقل حکم بشرع) و از این رو، در این گونه موارد بر حکم این قاعده که «قاعده ملازمه» خوانده مى‏شود حکم شرعى از حکم عقلى ناشى و استنتاج خواهد شد تلازم میان وجوب چیزى با وجوب مقدمات آن، یا میان امر به چیزى با نهى از ضدّ آن، هم چنین این که امر و نهى در یک مورد نمى‏تواند جمع شود (که همه از مسائل علم اصول فقه و منشاء آثار و احکام فقهى است) همه از قبیل همین احکام عقلى است.
«مسئله تنبیه یکی از مسائلی است که باید دید ازنظر عقل قابل ستایش است یا قابل نکوهش، بعضی مثل جرمی بنتام ، فیلسوف سود انگار انگلیسی می گوید درد شر است واعمال تنبیه نیز ضرورتاً شرارت است چرا که پیامد تنبیه چیزی جز درد نیست ظاهراً استدلال ایشان منطقی به نظر می رسد وما هم تصدیق می کنیم که نتیجه تنبیه درد است ولی ما می گوییم برخی ازدردها نتیجه اش حیات است غالباً نتیجه تنبیه تنها درد نیست بلکه نتایج دیگری هم دارد که برتر ازدرد است بعنوان مثال کودکی که مریض است وما می خواهیم به اوآمپول تزریق کنیم او بطور طبیعی ناراحت است اما این یک طرف قضیه است وطرف دیگر قضیه ادامه حیات است پس همینکه چیزی درد آور باشد نباید مبغوض شمرده شود بلکه باید به نتیجه ای که برآن مترتب است توجه داشت .»(فرقانی،منصور، 1379، ص41و42)
معروف است که روانشناسان تنبیه را «دست کم تنبیه بدنی را» جایز نمی‏دانند و عدم کارایی و یا اثرات و مضرات جانبی آن را دلیل بر ‏این امور می‏دانند. ولی باید گفت:
اولاً: چنین نیست که تنبیه، کارایی نداشته باشد بلکه در بسیاری از موارد، تنبیه اصلاح گر خوبی است به طوری که عموم کسانی که در اصلاح رفتار، کتابی نوشته اند تنبیه را به عنوان یکی از روش‏های اصلاح و تغییر رفتار، ذکر کرده اند.
ثانیاً: در مواردی که تنبیه اصلاح گر نباشد دست کم اثر باز دارندگی و عبرت آموزی برای دیگران را دارد که ‏این خود اثر کمی ‏نیست، چه ‏اینکه مواردی وجود دارد که رفتار نامطلوب باید فورا متوقف شود، به طوری که اگر متوقف نشود اثرات جبران ناپذیری را به بار خواهد آورد، در‏این صورت است که تنبیه، خصوصا تنبیه بدنی تنها راه ممکن است زیرا سایر روش‏ها زمان زیادی را برای اصلاح و یا توقف رفتار نامطلوب لازم دارند، و از ‏این روست که یکی از مزیت‏های روش تنبیه بر سایر روش‏ها را فوریت تاثیر آن می‏دانند، بدین جهت معمولاً روانشناسان، حتی کسانی که به شدت با تنبیه مخالف هستند، در مواردی تنبیه را و حتی تنبیه بدنی را، جایز می‏دانند.
در هرحال آنجا که تنبیه به جامعه حرکت و رشد و اگاهی می دهد و جامعه را از سکون وبی تحرکی وغوطه ور شدن درلجن زار فساد وگناه نجات می دهد وبه جامعه امنیت وآسایش می دهد خوب ومستحسن است بنابر این عقل تنبیه را که اهداف صحیح و انسانی در ان محفوف وپیچیده است حسن می داند .این است نظر عقل درباره تنبیه.
بند چهارم: تنبیه بدنی کودک در سنت(روایات)
یکی از ادله چهار گانه منابع فقه شیعه که مورد قبول کلیه فرق و مذاهب اسلامی است ،سنت می باشد سنت ازنظر لغوی ،به معنی روش و طریقه است و از نظر اصطلاحی عبارتست ازگفتار، کردار و تقریرمعصومین علیه الاسلام ؛
از عموم احادیث معتبر استفاده می‏شود که اگر تنبیه بجا، و به موقع، و در حد مطلوب، با شرایط لازم اجرا شود، می‏تواند رفتار نامطلوب را از بین ببرد.
حضرت علی(علیه السلام) در فرمان تاریخی خود به مالک اشتر که او را به فرمانروایی مصر برگزیده بود، دستور می‏دهد: «و لا یَکونَنٌ المُحسِنُ والمُسِئُ عِندَکَ بِمَنزَلَهٍ سَواءٍ فَاِّنَ فِی ذلکَ تَزهِیداً لاَهلِ الاحِسانِ فِی الاحسانِ ، وتَدرِیباً لِاهل اِلاساءَهِ عَلَی الاساءَهِ» : «مبادا نیکوکار و بدکار پیش تو یکسان باشند، زیرا چنین روشی نیکوکار را از کردار نیک دور ساخته و بدکار را به کار بد سوق می‏دهد.» (شریف رضی، سیدمحمد، 1378، نامه 53.)
بند پنجم: بررسی روایات وارده در مورد تنبیه بدنی کودکان
در مورد تنبیه کودک ،روایات متعددی از پیامبر (ص) و ائمه معصومین وارد شده است که از مجموع آنها می توان استفاده کرد که اصل تنبیه کودک به منظور تربیت و تادیب او جایز است .
روایات وارد شده در مورد تنبیه را می توان به دو دسته کلی تقسیم نمود:
دسته اول روایاتی هستند که در آنها تنبیه و زدن کودکان تایید شده است که ما در این مباحث آنها را روایات « موید تنبیه » می نامیم .
دسته دوم روایاتی هستند که در آنها از تنبیه و زدن کودکان نهی شده است که ما در این مباحث آنها را روایات « منع (رد) تنبیه »می نامیم:
الف- روایات موید تنبیه
روایات این باب خود بر سه گروهند:

الف- گروه اول روایاتی است که تنبیه کودک را در برابر گناهانی که انجام می دهد مانند سرقت ،زنا لواط و ..اجازه می دهند.
ب- گروه دوم روایاتی است که تنبیه را در جهت ترییت و تادیب او جایز می شمارند.
ج-گروه سوم روایاتی است که تنبیه کودک را بر ترک نماز و سایر عبادات جایز می شمارند.
ب- روایات مؤید تنبیه در برابر گناهان کودک
در اینجا ما به روایات وارده در باب سرقت و نظرات مطرح شده در باب آن اشاره می کنیم .و چون ملاک در سایر گناهان تقریباً یکسان است از اشاره به حکم سایر گناهان پرهیز می شود.
حد سرقت طبق آیه 28 سوره مائده قطع دست می باشد فقها برای تحقق قطع در سرقت (اجرای حد)اموری را از قبیل مخفی بودن ،از حرز،بلوغ،عقل ،عدم شبهه و……را ذکر نموده اند . همان گونه که در قسمت مسئولیت کیفری اشاره شد، کودکان مسئولیت کیفری ندارند بنابراین در صورت ارتکاب گناهان موجب حد یا تعزیر آنها را حد یا تعزیر نمی نمایند بلکه جهت عدم تکرار عمل خود و دور نمودن آنان از این گونه افعال آنها تادیب و تنبیه می کنند.اما در این که این تادیب چگونه و تحت چه شرایطی انجام می شود بین فقها اختلاف وجود دارد.
مشهور فقها گفته اند که حکم سرقت کودک تأدیب نمودن وی است حتی اگر سرقت تا پنج مرتبه یا بیشتر تکرار شود از جمله دلایل آنان روایاتی است که در زیر به یکی از آنها اشاره می شود:
وَ بِالْإِسْنَادِ الْأَوَّلِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ عَلِیّاً ع أُتِیَ بِلِصٍّ جَارِیَهٍ سَرَقَتْ وَ لَمْ تَحِضْ فَضَرَبَهَا أَسْوَاطاً وَ لَمْ یَقْطَعْهَا (نوری، میرزا حسین، 1408 ه ق، ج18،ص143)
قول دوم در این مسئله قائل شدن به تفصیل است یعنی اینکه در مرتبه اول بخشیده می شود ،اگر بار دوم تکرار کرد تادیب می شود اگر دیگر تکرار نمود انگشتانش را خراش می دهند تا خون از پوست در آید و اگر بار دیگر سرقت کرد نوک انگشتانش بریده می شود پس اگر بار پنجم سرقت کرد همچون فرد بالغ دست وی (چهار انگشت کف دست از مفصل کف دست قطع می شود اما انگشت ابهام و کف دست قطع نمی شوند )قطع می شود .شیخ طوسی در نهایه و قاضی ابن براج و علامه حلی در مختلف الشیعه بر این قولند. (مرعشى نجفى، سید شهاب الدین، 1414، ج1، ص40)
دلیل اینان روایاتی است بسیار زیاد صحیح و غیرصحیح می باشد بطوری که بعضی از فقها (از حیث مضمون )احتمال تواتر معنوی یا جمالی در باره آنها داده اند(نجفی، محمد حسن بن باقر(صاحب جواهر)، 1370ه.ش، ص41) در زیر به یکی از آنها اشاره می شود :
عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ إِذَا سَرَقَ الصَّبِیُّ عُفِیَ عَنْهُ فَإِنْ عَادَ عُزِّرَ فَإِنْ عَادَ قُطِعَ أَطْرَافُ الْأَصَابِعِ فَإِنْ عَادَ قُطِعَ أَسْفَلُ مِنْ ذَلِکَ‏ (عاملی، حر،1414ه.ق، 1371، ج28، ص294، ح34801)
از ابن ابی عمیر از حماد بن عثمان از حلبی از حضرت امام صادق (ع) نقل شده که ایشان فرمودند : اگر کودک سرقت نمود (بار اول)بخشیده می شود اگر تکرار کرد تعزیر می شود اگر دوباره تکرار کرد اطراف انگشت هایش قطع می شود اگر تکرار کرد پایین تر از آن قطع می شود
در اینجا نکاتی قابل توجه است :
1-از کلیت روایات موجود نتیجه ای که در باب تنبیه گرفته می شود ، این است که حاکم شرع می تواند در مراحل دوم (در صورت تکرار برای بار دوم و از سن نه سالگی به بعد)یعنی سن تمییز می تواند از روش تنبیه در تادیب کودکان استفاده نماید .
2- حکم شرعی سرقت درباره کودک حد نیست بلکه تادیب می باشد .
3-تنبیه به واسطه تکرار کودک در صورتی که در سن تمییز باشد مرحله به مرحله شدیدتر می شود همچنین اجرای حکم فقط به دستور حاکم شرع می باشد.
ج- روایات مؤید تنبیه به منظور تربیت و تادیب کودک
موضوع این دسته از روایات استفاده از تنبیه به منظور تربیت و تادیب آنها است شاید بتوان گفت که این مجموعه از روایات مهمترین و عمده ترین روایات در زمینه موضوع تحقیق باشند.وعلت آن:
اولاً: ارتباط مستقیم مطالب روایات با موضوع مورد بحث.
دوماً:فقها عظام پس از بیان نظر و فتوی خود در مورد تنبیه کودک غالباً در بیان دلیل نظر خود به این دسته از روایات استناد می نمایند.
این روایتها جمعاً هفت روایت می باشند که به دلیل رعایت اختصار به ذکر و توضیح مختصر دو روایت

دیدگاهتان را بنویسید