پایان نامه درباره معناشناسی، مطالعات قرآنی، هم معنایی، مؤلفه های معنایی

و روش های امریکایی که شامل معناشناسی زبان شناختی، معناشناسی صورت گرایی و زایشی، باز نمودی یا نقش گرا گونه شناختی، شناخت گرایی و … است؛ به ویژه تلاش خاصی که برای کشف و تحلیل روابط معنایی و سطوح متن انجام می‌دهند؛ و یا مکتب فرهنگی ـ معناشناختی یا قومی ـ زبان شناختی۱۳۰ آلمان ها معروف به «مکتب بن» که ریشه در مطالعات زبان شناسی قوم نگاری دارد و به ویژه روابط متقابل جهان بیرونی و فرهنگ و بستر زبان با متن می‌پردازد و درصدد جهان بینی حاکم بر متن و از خلال آن دستیابی به معنای مورد نظر است‌‌.۱۳۱
باید اقرار کرد که در حوزه مطالعات قرآنی، سه دسته اول، هنوز تجربه ای کسب نکرده اند. اما مکتب بن، به دلیل انتخاب آن توسط توشیهیکو ایزوتسو و نگارش سه کتاب مهم «خدا و انسان در قرآن» و «بررسی معناشناسی مفاهیم اخلاقی ـ دینی در قرآن» و بالاخره « مفهوم ایمان در کلام اسلامی» تجربه خوبی در حوزه مطالعات قرآنی کسب کرده است.۱۳۲
این مکتب بهترین راه رسیدن به روش علمی برای تجزیه و تحلیل وساختار بنیادی یک حوزه معنایی را، توصیف معنایی یک واژه به وسیله شرایط و اوضاع و احوال کاربرد آن می‌داند و معنا را به «معنای اساسی» یا مستقل و اولیه در مقابل «معنای نسبی» یا ثانویه تقسیم می‌کند‌.۱۳۳
شکل(۲ـ۲): معنای نسبی و اساسی
«معنای اساسی» یک کلمه، قسمتی ذاتی و درونی خود آن کلمه است که همراه آن کلمه انتقال پیدا می‌کند و به آن معنای ابتدایی نیز می‌گویند.۱۳۴
معنای نسبی یا ثانوی، معنایی است که دلالت ضمنی به همراه دارد و در زمینه ای خاص، به معنای کلمه افزوده می‌شود و در نظام جدید، نسبت به کلمات مهم دیگر، نسبت ها و روابط گوناگونی پیدا می‌کند‌. برای مثال کلمه «کتاب» خواه در قرآن باشد غیر آن، معنای اساسی و واحدی (کتاب و نامه) را داراست. این عنصر معنا‌شناختی ثابت را که پیوسته همراه این کلمه است «معنای اساسی» گویند. ۱۳۵
در قرآن کلمه کتاب هم چون نشانه ای از یک مفهوم و تصور دینی خاص، با هاله ای از قدیسیت احاطه شده و اهمیت خاص پیدا کرده است. کلمه ساده کتاب که به معنای نامه و نوشته است، به محض آن که وارد نظام و دستگاه خاص اسلام شد، ارتباط خاصی با برخی کلمات مهم قرآنی چون الله، وحی، تنزیل، نبی و اهل به معنای مردم (که در ترکیب خاص اهل کتاب به معنای مردمان دارای کتاب آسمانی هم چوم جهودان و ترسایان است) پیدا کرد و همین ارتباط و اشتراک با کلمه کتاب، ساحت معنایی ویژه ای برای آن فراهم آورد، که اگر بیرون از دستگاه ونظام اسلام باقی بماند هرگز چنین نمی شد. این بخش از معنا را معنای نسبی می‌نامند.۱۳۶
ایزوتسو معتقد است که هیچ کلمه کلیدی تنها نیست و جدای از سایر کلمات کلیدی ـ که مراتب متفاوتی از اهمیت دارند ـ بسط نمی‌یابد. هر کلمه کلیدی همراه با سایرین است و همه با هم شبکه پیچیده ای از کلمات کلیدی را می‌سازند که آن را در معناشناسی، حوزه معناشناسی می‌نامند. حوزه معناشناسی، شبکه ای کم و بیش پیچیده از کلمات کلیدی است، که به لحاظ زبانی، نظامی از مفاهیم کلیدی پدید می‌آورد. یک کلمه کلیدی به خصوص مهم در هر مرحله از سیرش، تعدادی از کلمات کلیدی را، پیرامون خود گرد می‌آورد و یک یا چند حوزه معنا‌شناختی را می‌سازد .۱۳۷
به طور خلاصه دو یا چند کلمه کلیدی، از سه راه عمده با یکدیگر ارتباط می‌یابند و شبکه معناشناختی کاملا در هم تافته ای را می‌سازند که آن را حوزه می‌نامند. آن سه عبارتند از: نسبت ترادفی، نسبت تقابلی و انشعاب یک مفهوم کلیدی به تعداد عناصر مشکّله، که هر کدام از آن ها مدلول یک کلمه کلیدی است‌.۱۳۸
در این نقطه باید اصطلاح فنی دیگری را معرفی نمود و آن «کلمه کانونی» است. منظور از کلمه کانونی، یک کلمه کلیدی خاص است که نماینده و محدود کننده یک حوزه معناشناختی نسبتا مستقل و متمایز، در درون یک کل بزرگ تر از واژگان است. ۱۳۹بنابراین انتخاب یک کلمه کانونی، باعث ایجاد تعدادی کلمه کلیدی در اطراف آن و به دنبال آن ایجاد یک حوزه معناشناختی مجزا در داخل کل واژگان (قرآن) می‌شود.
۲ـ۴ نگاهی به ساختار معنایی قرآن
آن چه در فصل حاضر گذشت، نشان داد «معناشناسی» ابزاری است برای شناخت معناست و باید بتواند در فضاها و محیط های متنوع متن های گوناگون، روشی مناسب با کشف معنا و درخور با آن متن بیابد.
پس اولاً معناشناسی به کار کشف ساز و کارهای معنا می آید.
ثانیاً معناشناسی احتیاج به روش دارد.
و ثالثاً این روش باید با نوع متن و نوع معنای نهفته شده در آن متناسب باشد.
«قرآن» متنی سرشار از پیچیدگی های زبانی و معنایی است که در زمانی مشخص و در بستر فرهنگی ـ تاریخی خاصی نازل شده است؛ اما به اعتقاد رایج حوزه مباحث تفسیری، نوع بیانش، زمان مند و مکان مند نیست و برای همین در چارچوب های حاکم بر فضای نزولش محدود نشده است و زیر چتر هیچ فرهنگ یا قومیتی نرفته، اما آن ها را در بیان خود لحاظ کرده است.
از سویی دیگر ویژگی این متن آن است که کمتر به موضوعی یکجا و در کنار هم پرداخته است، بلکه هم به دلیل حکمتی الهی۱۴۰ و هم به دلیل سیر تاریخی نزولش که در مناسبت ها و موقعیت های مختلف در طی مدت ۲۳ سال آرام آرام شکل گرفته، هر بار و در هر بخش، به موضوعات متنوعی پرداخته است. حاصل این گونه شکل گیری، توزیع موضوعات در سراسر متن است. پس اگر کسی بخواهد معنای خاصی از قرآن را کشف کند، باید نگاهی کلی نگر به همه متن داشته باشد و هر زاویه را در گوشه ای از ساحت های قرآن جستجو کند.
گفتنی است که در نگاه تفسیری، کثرت و پراکندگی ظاهری آیات، حول یک محور و معنای واحد و در یک فضای یکدست شکل گرفته است؛ یعنی یک نقطه متمرکز معنایی و یک دست و به هم پیوسته، در هسته همه معانی وجود دارد؛ به اصطلاح قرآن: فضای «اِحکام» یا جمع که در نزول دفعی قرآن به صورت یکپارچه، در شکل معنایی صرف، بدون لفظ و عبارتی بر قلب پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده است، در مقابل فضای «تفصیل» یا فرق که در بستر زبانی وسیعی، با همه پیچیدگی های زبانی و معنایی، در نزول تدریجی گسترده شده است۱۴۱. پس فهم و کشف معنای قرآن، میسر نیست، مگر با رسیدن به همان مرکزیت معنایی و توجه به یکدست بودن معنای قرآن.
و بالاخره این که قرآن به علت همین نوع نزول، فضایی چند لایه و چند بطنی دارد۱۴۲، که لایه های عمیق و بالای آن، وحدت و بسط دارند، در حالی که لایه های سطحی و پایینی آن کثرت و لفظ؛ و آن چه مهم است پیوستگی همه این لایه ها با هم است؛ چرا که نزول قرآن از نزول بدون تجافی است، مانند نور که وقتی از نقطه A به نقطه B برسد، نقطه A را خالی نمی کند و این برای قرآن، همانی۱۴۳ ایجاد می‌کند، به خلاف نزول با تجافی، مثل باران که اگر قطره ای از نقطه A به نقطه B برسد، دیگر در نقطه A نیست.
پس لازم و طبیعی است که برای فهم معنای چنین متنی که در بستر زمانی، بومی و فرهنگی خاصی نازل شده است، و اما نه چنان که محدود به آن فضا شده است و از سویی احکام معنایی دارد، که در فضای پیوستگی و یکپارچگی، معنای خود را انتظام بخشیده و بعد در لباس زبان ظهور کرده است، بی آن که تجافی داشته باشد، بلکه حضور معنایش را در مراتب نازله خویش، حفظ کرده است، باید روشی را برگزید که با توجه به این زیر ساخت ها، برای مطالعات قرآنی کارآمد باشد‌.۱۴۴
۲ـ۵ نتیجه
زبان نظامی از نشانه های قراردادی است که مهم ترین نقش آن انتقال معناست و معناشناسی علمی است که متکفل بررسی این معنا در حالت بسیط و ترکیبی آن است.
معناشناسی مطالعه علمی معناست و به توصیف پدیده های زبانی در چارچوب یک نظام می‌پردازد. این علم به دنبال تقطیع متن، بررسی این قطعات و اتصال دوباره آن هاست تا به یک «کل معنایی» دست یابد.
معناشناسی به دنبال فهم معنای کلام است و به تمامی عوامل مؤثر در استنباط معنای صحیح توجه می‌نماید و اجزاء تشکیل دهنده متن، یعنی تکواژ، واژه و جمله را مورد بررسی قرار می‌دهد؛ لذا از سویی برای دستیابی به مفاهیم درونی واژه ها از روابط شمول معنایی، هم معنایی، چند معنایی، و تقابل معنایی استفاده می کند و از سوی دیگر، به سبب ارتباط واژگان با یکدیگر و اهمیت بررسی آن در سطح جمله و متن، روابط هم نشینی، جانشینی و نیز سیاق واژه را واکاوی می‌نماید. زیرا مفهوم اولیه واژه در زنجیره واحدهای هم نشینی قابل تعیین است و اهمیت انتخاب یک واژه از میان احتمالات مختلف، در محور جانشینی رخ می‌نماید و از آن جا که معنای واژه یا جمله، در خلال قرار گرفتن آن در بافت کشف می‌شود، سیاق در این علم بسیار اهمیت می‌یابد. پی جویی تمامی این موارد، به منظور دستیابی به مؤلفه های معنایی واژه است که در حقیقت معرف شخصیت واژه هستند.
از سویی این علم در نگاهی کلی نگر به واژه، بررسی حوزه های معنایی را آغاز می‌کند تا تمامی واژگانی که به دلیل ویژگی مشترک به یک حوزه مشخص اختصاص دارند، جمع آوری شوند. واژگانی که شباهت در مؤلفه های معنایی، آن ها را در یک دسته قرار داده است، حوزه های معنایی را می‌سازند و حوزه ها در یک کل بزرگ تر، تشکیل دهنده میدان معنایی هستند. کشف روابط میادین معنایی نیز به ترسیم شبکه معنایی می‌انجامد.
از آن جا که قرآن متنی دارای لایه های متعدد معنایی است و به سبب پراکندگی اجزاء یک موضوع در جای جای این کتاب آسمانی، کشف دیدگاه قرآن در مورد یک مفهوم، طالب نگاهی جامع به متن است و معناشناسی ابزاری مناسب برای دستیابی به فهم مفاهیم مطرح در این کتاب مقدس به نظر می‌رسد؛ بنابراین این پژوهش به دنبال تبیین واژه «حسنه» در قرآن کریم با بهره جویی از روش معناشناسی است و در کار خود تلفیقی از روش های متفاوت را به کار می بندد. بدان معنا که روابط بین متنی را مورد نظر قرار می دهد و در ترسیم میدان و شبکه معنایی از روش پیشنهادی مکتب بن استفاده می‌کند. فصل های آینده در پی دستیابی به این هدف است.
هم معنایی عمل صالح با حسنات (فرقان/ ۷۰)
نمونه هایی از هم‌معنایی در حوزه آیات «حسنه»
هم معنایی معروف با احسان (بقره/ ۱۷۸)
هم‌معنایی تقوا با ماده حسن (مائده/ ۹۳)
توحید (نمل/ ۸۹)
نمونه هایی از
چند‌ معنایی در حوزه «حسنه»
پیروزی (آل عمران/ ۱۲۰)
حاصلخیزی (قصص/ ۸۴)
رحمت (رعد/ ۶)
گذشت و سخن پسندیده ( قصص/ ۵۴)
حسنه و سیئه (نساء/۷۹)
نمونه هایی از
تقابل معنایی
حسنه و مصیبه (توبه/ ۵۰)
دنیا و آخرت ـ عذاب و رحمت (اعراف/ ۱۵۶)

مطلب مشابه :  منابع تحقیق دربارهواقع گرایی، سیاست خارجی، منافع ملی، واقع‎گرایی

دیدگاهتان را بنویسید