بهداشت روانی

باور کامل بر اینه که تندرستی یکی از نعمتای بزرگ در زندگی انسانه و نمیشه منکر شد که سلامتی در گروه بالاترین نعمت هاست (میلان ی فر، 1382 )..معنی بهداشت روان جنبه ای از معنی کلی سلامتیه. سازمان بهداشت جهانی سلامتی رو اینجور تعریف می کنه : حالت سلامتی کامل فیزیکی، روانی و اجتماعی نه فقط از دست دادن مریضی یا ناتوانی بعضی اینجور تصور کرده ان که نقطه مقابل سلامتی روانی، مریضی روانیه در حالی که اینطور نیس و معنی سلامتی روانی خیلی گسترده تر از اینه(خدارحیمی، 1374).
آدم سالم به باور اسکینر فردیه که رفتارش منطبق با قوانین وظوابط جامعهه و وقتی با مشکل روبروشود. با استفاده از روش اصلاح رفتار واسه بهبود و به قانون کردن رفتار خود واطرافیانش اقدام می کنه.از نظرراجرز آدم دارای سلامت روانی، انعطاف پذیره،پیش داوری نداره احساس آزادی و خلاقیت می کنه (اسکینر،1965).سلامت روان در دو قالب از دست دادن مریضی روانی و احساس رضایتمندی و لذت از زندگی، مورد توجه خیلی از متخصصان و کارشناسان این حوزه.(تئودر ،2001).شفیع آبادی سلامت روانی رو داشتن هدفی انسانی در زندگی، سعی در حل عاقلانه مشکلات،صلح با محیط اجتماعی طبق موازین علمی و اخلاقی و آخرسر ایمان کار ی و مسئولیت، پیروی از اصل نیکوکاری و خیرخواهی میدونه(شفیع آبادی و ناصری 1365).
کارشناسان سازمان بهداشت جهانی سلامت روان رو این طور تعریف کرده ان: توانایی رابطه موزن و هماهنگ با بقیه، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی، حل تضادها وتمایلات شخصی به طور منطقی، مساوی و مناسب (میلانی فر ،1374).
تعریف بهداشت روانی به مجموعه ای ازروشها ، فعل وانفعالهای گفنه می شه که ما رو در جهت تامین سلامت فردی واجنماعی از نظر روانی هدایت کرده واز دچار شدن به بیماریهای روانی مصون می داره.با اینکه تعاریف متنوعی در این مورد از طرف متخصصان امر به عمل اومده،اماملاحضه می شه که بیشتر در بیان ملاک تعادل وسلامت روان به نکاتی چون ،توانای شازش با خود ومحیط ، نرمی وتشخیص موقعیتهای مکانی و وقتی خودمون تاکید کرده ان(شالچی ،1380 ،مهرداد،یونسی،1386
سلامت وتکامل روانی با معنی بهداشت روانی مورد استفاده قرار میگیره. دراین برداشت منظور از بهداشت روانی، نبودن مریضی نیس به خاطر نشون دادن وضع مثبت وسلامت روانی هست(حسینی،1378).
در چرخه تغییر روان آدمی مرحله مهمی وجود داردکه بین زمان کودکی وبزرگسالی قرار میگیره وبه دوره نوجوانی مرسومه در نوجوان همراه با تغیرات جسمی یک مجموعه دگرگونیا در احساسات و احساسات،تمایلات وخواستها، خیالات ،و خواستها،خیالات وتخیلات بوجود میاد وتوازن زمان کودکی رو بهم می زند واحتمال بروز مشکلات رفتاری رو در این دوره افزایش می بخشه.واسه موندگاری زندگی، نوجوان باید افکار و وابستگیا وروابط زمان کودکی خود رو آزاد سازدودر هر مرحله،دیدگاا ومهارتای جدید گرفت.انتقال موفق از دوره کودکی به نو جوانی که به تغییر در معنی«خودمون» احتیاجی اساسی داره،کار خیلی آسونی نیس (شفیع آبادی،).بی شک نوجوانی از مهم ترین وحساس ترین دوره های تغییر زندگی آدمی حساب می شه.در این زمان هویت آدم روبه تکامله، با اینکه زیر بنای اون، دوره های قبل رشد تلقی می شه. پس سرمایه گذاری دقیق تربیتی برروی رشد کودکی تا نوجوانی،نقش خیلی اساسی در تشکیل هویتی شایسته اجرا انجام میده، تا آینده سلامت روانی فرد تضمین شه.آشنای با خصوصیات روانی نوچوانان ومشکلات خاص این دوره می تونه به والدین کمک کنه تا بهتر بتونن با نوجوان خود رابطه بر قرار کنن(آقامحمدی،1384).
از اونجا که نوجوانان از اقشار ضعیف جامعه هستن توجه به سلامت روان وتعلیم تربیت اونا واسه آینده بهتر جامعه لازم وضروریه.نوجوانانی که از سلامت روان وپیشرفت تحصیلی مطلوبی بهره مند باشن ،موفق تر هستن واین امر خود در پیشرفت وآینده جامعه اثر مثبتی داره.دامنه خیلی گسترده ای از متغیرهای فردی، اجتماعی و خانوادگی وفرهنگی با پیشرفت تحصیلی مرتبطه.
در جامعه امروزی تحصیلات و به دنبال اون پیشرفت تحصیلی به نگرانی های اصلی والدین واسه کودکان ونوجوانان خود بدل شده . واقعا میشه گفت واسه دنیای امروز تحصیلات مناسب به هدف رسیدن به موقعیتای اجتماعی، شغلی و اقتصادی بالاتر یکی از اهداف اصلی واسه والدین و سیاست گذاران کشورها تلقی می شه و ملاک اثر موفقیت آموزش هم پیشرفت تحصیلی علم آموزانه . پس شناخت ابعاد مختلف پیشرفت تحصیلی و متغیرهای مربوط به اون قدم اول و اصلی واسه این هدفه.خونواده اولین کانون تربیتی کودکان به حساب میاد و کودک مقدار زیادی از وقت خود رو در اون می گذراند.در خونواده اعضای با همدیگه در رابطه دوطرفه هستن. اما یکی از بهترین و مهم ترین روابط که هست، رابطه بین مادر و فرزنده. در این بین رابطه مادر ودختر مهمتره،چون اونا می تونن بهترین دوست همدیگه باشن و عاشقانه همدیگه رو دوست بدارند. مادراولین الگویه که اثر شگرفی در زندگی دختر داره. در جامعه امروز که مادران مجبور هستن ساعاتی از وقت خود رو به دلیل اشتغال خارج از منزل سپری کنن ، پس مدت زمان در کنار فرزندان خود هستن .در بعضی از کشورا این جور بنظر میاد که کار کردن زنان باعث صدمه دیدن فرزندانشان می شه. حال اون که نگاهی به تحقیقات نشون میده فرزندان مادران شاغل نسبت به فرزندان مادران خونه دار عزت نفس بیشتر و اختلالای رفتاری کمتری دارن. اشتغال زنان به عنوان یک پدیده اجتماعی بر تربیت کودکان اونا اثر میذاره (به نقل طباطبای وهمکاران،1391).
1-2بیان مسئله:
اختلالای روانی از بدو پیدایش بشر وجود داشته و هیچ فردی روبروی اونا ایمنی نداشته واین خطریه که بشررا همیشهً تهدید می کنه در طول قرن بیستم زندگی آدم بیشتر از تموم طول تاریخ دست خوش تغییر و تغییر شده. سعی خیلی واسه صنعتی شدن ،گسترش زندگی شهرنشینی و زندگی ماشینی، اثرات منفی بر سلامت افراد گذاشته ومسائل تازه ای در مورد سلامت و مریضی رو به وجود آورده، شرایط اجتماعی، اقتصادی ،سیاسی، فرهنگی بی نظم و مشکلات محیطی – اجتماعی – روانی واکنشای بیمارگونه خیلی رو در افراد به وجود آورده. سازمان بهداشت جهانی سلامت رو به عنوان حالتی از بهزیستی کامل جسمی، ذهنی واجتماعی و نه فقطً مریض نبودن تعریف کرد (سازمان بهداشت جهانی، 2001 و 2004 ). بدیش اینه تا مد تها پیشرفت قابل توجه ای در کاربرد این دیدگا ها در قلمروهای علمی و عملی نگاه نشد( پورافکاری،1391).
یکی از محورهای آزمایش سلامتی جوامع مختلف، بهداشت روانی اون جامعهه. سلامت روانی نقش مهمی در تضمین جست و خیز و موثری هر جامعه اجرا می کنه(صادقیان،حیدریان پور،2009 ) .
افرادی که به دلایلی دچار آشفتگیای هیجانی هستن و بهداشت روانی آنهاتضعیف شده، به روش های متفاوتی آشفتگیای خود رابروز می دن. این افراد بیشتر دارای مشکلاتی مثل فکر ضعیف، افت تحصیلی، دوری اجتماعی و ناتوانی در ایجاد رابطه با همسالان و نبود تعهد به قوانین اجتماعی هستن که این مشکلات روانی- اجتماعی بر مراحل یادگیری اونا اثر مستقیم داره (سلحشور،1382)سلامت سازه ای پیچیده ایه که منظور از اون تجربه و عمل بهینه روان شناختیه، هر چند سؤال«حال شما چه طوره»خیلی راحت به نظر میاد با این حال نظریه پردازان معتقد هستندکه موضوع سلامت خیلی بحث برانگیزه. از شروع تلاشای عقلانی آدمیان تا الان بحثای قابل توجه ای در مورد تجربه بهینه و این که زندگی خوب چطوری بنا می شه صورت گرفته(رایان،2001).پاردایم غالب قرن گذشته واسه میزان اتفاق و سیر مشکلات جسمی از دید ه زیست پزشکی بوده. این دید اثر مهمی بر پیشگیری و مهار مشکلات جسمی داشته . در نیمه اول قرن بیستم نتایج موفق زیادی در کاهش بیماریای مختلف مرگ و میر به دست آمده. با این حال عوامل اصلی به وجود آورنده مرگ و معلولیت در شروع قرن 20 متفاوت از گذشته (والاندر،2000).کپتین و ونیسن (2004) تفاوت بین روان شناختی و جسمی پزشکی رو با گسترش مرزهای علم چیزی بیهوده می دونه و فکر می کنن تحولات جدید در بخش ایمنی شناسی عصبی روانی یا در بخش رابطه بین عوامل ژنتیکی و رفتاری تنها بخشی از حقیقت واسه روانشناسانه و استفاده از این اصول واسه بیماران با اختلالای جسمی مختلف الهام بخش بوده.امروز سلامت روان توجه روزافزون محققان شاخه های علوم رو به خود جذب کرده و به دنبال اون شمار زیادی از پژوهشا رو به خود اختصاص داده . از این روست که، میشه درادبیات سلامت ازتعاریف زیاد با روی آوردهایی متکثر سراغ گرفت(چاهن،2000). ماتارازو (1982) اولین پایه تحقیقات درحوزه سلامتی رو،حفظ و گسترش اون ذکرمی کردکه شامل شناخت واصلاح رفتارهای مربوط به سلامت، ارتباطات همگانی درباره سلامت یاگشودن مسیرهایی می شدکه درسطح عمومی می تونن سلامتی راتحت اثر قراردهند. دراین زمینه توجه به دونکته رو لازم میدونه:1.پیشگیری ابتدایی 2. پیشگیری ثانویه
(کاپلان،2000به نقل نیکوگفتار،1385به نقل فیاض،کیانی،1390).
بهداشت روانی، درروانشناسی پیشگیر،بهداشت روانی اجتماعی یا روان پزشکی اجتماعی به کلیه روشها وتدابیری گفته میشه که واسه جلوگیری از دچار شدن ودر مون بیماریای روانی وتوانبخشی بیماران روانی موجود بکار میره(میلانی فر،1382).
سلامت روان از ملا کای تعیین کننده سلامت عمومی تلقی شده و به معنی احساس خوب بودن واطمینان از موثری خود، تکیه به خود، ظرفیت رقابت، تعلق بین نسلی و خودشکوفایی تواناییای پنهون فکری، هیجانی وغیرهه(حدادی، روشن،اصغر نژاد،1386).
به باور آدلر (1973) سلامت روان یعنی داشتن اهداف مشخص، روابط خانوادگی واجتماعی مطلوب،کمک به هم نوعان وکنترل احساسات واحساسات خود (وردی،1380)،کیز (2005)با این باور که پژوهشگران تا به حال برداشتی کامل در باره سلامت روان ارائه نداده ان،مدل سلامت روان کامل رو ارائه میده.بر این پایه سلامت روان به عنوان حالتی تعریف می شه که شامل الف) نبود وجود مریض روانی وب)حضور سطوح مطلوبی از بهزیستیه.به نحوی که در اون دو بعد مریضی روانی وبهزیستی روانی با هم ترکیب گردید وبرای هر دو بعد هم دو حالت کامل ونا کامل در نظر گرفته شده.در این مدل کیز شرایطی رو که درآن افراد گرچه دچار مریضی روانی نیستن اما سطوح بهزیستی پایین دارن،پژمردگی وشرایط کسائی راکه گرفتار به مریضی روانی نیستن وسطوح بهزیستی بالا هم دارن،شکو فایی می نامد(تمنای فر،سلامی محمدی آبادی،دشتبان زاده،1390).
سلامت روان یکی از مو لفهای مهم بهداشت عمومیه و بهداشت روان، توانایی بر قراری برابری درزندگی و مقاومت در برابر مشکلاته .مشکلات روانی ، فشارقابل توجه ای رو برافراد وارد می کنه،بطوریکه پیش بینی می شه در سال 2020افسردگی بعد از ناراحتی قلبی بالاترین میزان هزینه ها رو در سیستم بهداشت جوامع به خود اختصاص میده (فتی وهمکاران1387) .
سازمان بهداشت جهانی وبسیاری از کشورها به این نتیجه رسیدن که فراموش کردن وغافل شدن از بهداشت روان از خطاهای بزرگ نظامای بهداشتیه وهر برنامه بهداشتی بی در نظر آوردن رفاه روانی جامعه با شکست روبرو میشه .اساسی ترین سئوال بهداشتی سال 2001 اینه که کی مسئول تامین بهداشت روان جامعهه. بدیهیه علاوه بر پدر ومادر،معلمان مدارس، کارکنان بهداشتی درمانی ومتخصصان بهداشت روان، افراد کلیدی جامعه مثل دولت مردها،نمایندگان مجلس،رهبران سیاسی ورهبران اجتماعی در تامین بهداشت روان جامعه نقش ویژه ای دارن که مهمه.درجهت تامین سلامت روان جامعه برسی به اطلاعات درست وبر پایه تحقیقات علمی یکی از مهم ترین جنبه های موفقیت در این زمینه .آگاه شدن از وضعیت سلامت روانی افراد جامعه در جهت دست یافتن به الگوهای مناسب واسه برنامه ریزی در هر فرهنگ خاص از مهم ترین موارد ویکی از راههای دریافت به اهداف بهداشت جهانی در جامعهه(پورقاز،رقیبی،1384). توجه ویژه به جمعیت نوجوانان به ویژه علم آموزا به عنوان آینده سازان جامعه از عوامل اساسی پیشرفت پایدار وهمه جانبه س.پرورش استعدادا و قابلیتای علم آموزا هماهنگ با نیازا وتحولات جامعه می تونه زمینۀ تحقق اهداف تعریف شده رو فراهم سازه.توجه به مسائل و مشکلات عدیده فرا روی جوونا و چاره اندیشی واسه حل اونا از وظایف اساسی نظام آموزش وپرورشه.آموزش وپرورش باید علاوه بر تربیت علم آموزا و آماده سازی اونا واسه پذیرش مسئولیتای آبنده،اقدام به پرورش سلامت عاطفی واجتماعی هماهنگ با باورها وارزشهای فرهنگی، اجتماعی، خانوادگیی ،دینی وتاریخی،کنه تا ازطریق تحقق معنی استقلال فردی هویت اوراکه در این زمان در حال شکل گیریه،درجهت رسیدن به کمال راهنمایی سازه( همون منبع).
نوجوانان نیاز به توجه خاص، جدا از کودکان و بزرگسالان. دارن. یک، دیدگاهی جهانی نسبت به سلامت نوجوانان و رفتارهای مربوط به سلامت، و بحث در مورد عوامل تعیین کننده، که سلامت و رفتار نوجوان رو تحت اثر قرار میده.هست. تحقیقات وسازکارهای جدید در این مورد در حال توسعه (پورقاز،رقیبی،1384). حفظ سلامت نوجوان در دنیا ضروریه .گسترش روش های رعایت سلامت در زمان بلوغ، و قدم برداشتن واسه محافظت بهتراز نو جوونا وکاهش خطرات بهداشتی ،واسه پیشگیری از مشکلات سلامتی در زمان بزرگسالیه و واسه سلامت آینده کشور و زیرساختای اجتماعی مهمه.حفظ سلامت روان ،نوجوانان باعث رشد بهتر اونا وافزایش پتانسیل آینده جامعه می شه.کلا نوجوانی به عنوان دوره سنی سلامت فیزیکی خوب و ضمنا دوره گسترش بیشترین حد مسایل سلامت روان و مشکلات بالینی در نظر گرفته می شه (لارسون؛ 2007 ،هانسل وهمکاران ، 2012). تحقیقات جمعیتای کودکان و نوجوانان نشون داد که کودکان بزرگتر و نوجوانان دارای مسایل سلامت برگشت پذیر و متعددبویژه سردرد و دردهای شکمی، علایم عضلانی و اسکلتی و خستگی، یک خطر شدین مهم واسه تجربه علایم استرس و افسردگی در مراحل سنی بعدی دارن. علاوه بر این، تظاهرات و بروز مشکلات سلامت فردی ، باعث تشویق ضرورت شناسایی افراد با خطر افزایش یافته مسایل رفتاری و هیجانی و اجرای مداخلات سلامت روان به موقع واسه نوجوانان می شه. پس با توجه به بقیه فاکتورهای مهم در رفت و امد بین مسایل رفتاری و هیجانی با کودکان و نوجوانان، جنسیت بیشترً به عنوان یک عامل تأثیرگذار مهم حساب می شه. جدا از پیش زمینه خیلی مهم واسه دختران در مورد دچار شدن به مسایل رفتاری وروانشناختی مختلف وانواع علایم درد با مشکلات هیجانی دردختران و علایم برون گرایی در پسران قابل بررسی و اثباته (دیمیترا وهمکاران،2014).
نوجوانی دوره کذر از کودکی به نوجوانیه ویکی از دورانای مهم وحساس واسه هر کشور ه چون نوجوانان نیروهای سازنده آینده هر جامعه هستن پس توجه به سلامت روان اون از ضروریاته. توجه به ساختارهی مثبت روانشناختی (امیدواری، خودارزش گذاری، عزت نفس و رضایت از زندگی) در زندگی نوجوانان اثر مهمی در سن های بالاتر (پیشرفت تحصیلی و سلامت روان) در کودکان و نوجوانان داره. دلایل علمی هست مربوط به اینکه رضایت از زندگی به عنوان یک نقطه قوت فردی باعث خنثی سازی تجربیات منفی و رخدادهای منفی زندگی و جلوگیری از بروز رفتارهای برون گرایی در نوجوانان میشه(مک نایت و همکاران، 2002). با توجه به اینکه رضایت عمومی از زندگی نقش واسطه ای در بروز تأثیرات رویدادهای استرس آفرین زندگی (مک نایت و همکاران، 2002) و رفتار والدینی (سالدو و هابنر2004 ) داره. میشه دلیل کرد که وجود این ساختار مثبت روانشناختی در نوجوانان باعث بهتر شدن و ارتقاء سلامت روان نوجوانان میشه.پیشرفت وتوسعه هر جامعه به شرط داشتن نیروهای سالم وکار اومده از اونجا که نوجوانان در آینده تامین کننده این نیاز اساسی جامعه هستن .طبق این باید خود رو واسه این مهم آماده سازند.اهمیت دادن به تحصیل در این مورد از ضروریاته (سوزانا،2011).
زمان تحصیلی به دلیل حضور عوامل زیاد ، می تونه دوره ای فشارزا باشه. یعنی از مقاطع حساس در زندگی نوجوانان در هر کشوریه و بیشترً با تغییرات کلی ای در زندگی فرد، به ویژه در روابط اجتماعی و انسانی اونا همراهه. قرار گرفتن در اینجور شرایطی، بیشترً با فشارها، نگرانیا وهیجانای خاص این دوره، توأم بوده، کارکرد و بازدهی افراد و در آخر، سلامت روانی اونا رو تحت تأثیرقرار میده.از طرف دیگرطراوت و سرحالی، پیشرفت تحصیلی دختران نوجوان ، مرهون سلامت روانی آنانه. اهمیت مطالعه سلامت روان نوجوانان از این جهت که رابطه مستقیمی با پیشرفت تحصیلی اونا داره ارزشمنده. هدف کلی تحقیق حاضر بررسی اثر سلامت روانی بر پیشرفت تحصیلی دختران نوجوانه.
از وظایف اساسی آموزش وپرورش در هر کشور، انتقال میراث فرهنگی جامعه،پرورش استعدادهای علم آموزا وآماده کردن اونا واسه شرکت فعال در جامعهه.بنا براین تعلیم وتربیت افراد به خاطر تصدی امور مختلف لازم می کنه و مسئله موفقیت یا نبود موفقیت در امر تحصیل از مهمترین نگرانی های هر نظام آموزشی در همه جوامعه.موفقیت وپیشرفت تحصیلی علم آموزا هر جامعه نشون دهندۀ موفقیت نطام آموزشی در مورد هدف یابی وتوجه به رفع نیازای فردیه.پس نظام آموزشی رو وقتی میشه کار اومد وموفق دونست که پیشرفت تحصیلی علم آموزا اون در مقاطع مختلف بیشترین و بالا ترین رقم رو داشته باشه.آموزش وپرورش از ارکان اساسی رشد و پیشرفت اقتصادی،اجتماعی؛ فرهنگی وسیاسی کشور به حساب میاد وامروزه نقش اون در بهبود شرایط زندگی افراد بر همه آشکاره (حسینی طباطبای،قدیمی مقدم،1386).
از پیشرفت تحصیلی به عناون یکی از شاخصای پیشرفت در نظام آموزش و پرورش معنی «انجام تکالیف و موفقیت علم اموزان در گذراندن دروس یک پایه تحصیلی مشخص» یا «موفقیت علم آموزا در امر یادگیری مطالب درسی» استفاده می شه. وجه مخاف ان اُفت تحصیلیه که یکی از معضلات نظام آموزشیه که بهشیوهای جورواجور مثل نبود موفقیت علم آموزا در برسی به هدفای مقاطع تحصیلی مربوطه، مردودی و تکرار پایه های تحصیلی، ترک تحصیل زودرس، بیکاری و بلاتکلیفی خود رو نشون میده(پورشافعی، 1370).
علم آموزا بخش بزرگی از جمعیت هر کشوری رو تشکیل می دن. پیشرفت تحصیلی از مباحثیه که در محیطهای آموزشی، به ویژه مدارس، از اهمیت زیادی برخورداره. آموزان در مدرسه واسه گرفتن علم وتکنولوژی مورد نیاز مشاغل مختلف آماده می شن.وقتی این آمادگی وجود نداره وکمبودای تحصیلی در علم آموزا دیده می شه، اثرات تخریب کننده و هزینه های رو واسه فرد وجامعه به دنبال داره.به طور مثال افزایش بیکاری،کاهش درآمد،افزایش مشکلات سلامتی، با ترک تحصیل در ارتباط دانسته شدن. از طرف دیگه رابطه منفی بین پیشرفت تحصیلی وترک تحصیل هست. پس پژوهشگران به دنبال شناسای عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی هستن .تلاشای ابتدایی بر نقش عوامل شناختی بر پیشرفت تحصیلی متمرکز بودن(پارکر وهمکاران،2004).
در جامعه امروزی پیشرفت تحصیلی به عنوان یک تکلیف مهم واسه نوجوانان ،ویک نگرانی اصلی واسه والدین بدل شده.واین مسئله تحت اثر عوامل زیاد فردی واجتماعی قرار داره. ویکی از این عوامل سلامت روونه.که باپیشرفت تحصیلی در ارتباطه. نبود برخورداری از سلامت روان، پیشرفت فرد وهمچنین توانایی اون رو در انجام وظایف محوله دچار مشکل کرده و این باعث نبود پیشرفت جامعه و نتایج به دلیل اون میشه.از اونجا که نوجوانان بخش کلی ای از زمان خود رو در خونواده سپری می کنن.
در خونواده هایی که فرزندان احساس امنیت روانی می کنن و پیوسته پدر و مادر رو حمایت کننده و حمایت خود می دونه انرژیهای روانی اونا واسه تحصیل و موفقیت صرف می شه. نبود امنیت روانی در خونواده نه تنها افت تحصیلی فرزندان رو زیاد می کنه بلکه باعث ایجاد ناهنجاریهای روانی اعضاء خونواده شده و با ورود فرزندان به مدرسه این ناهنجاریها فضای علمی – آموزشی مدرسه رو تحت اثر خود قرار میده.
یکی از اعضای مهم خونواده زنه.که دارای دو نقش اصلی مادر وهمسربودنه.با بیرون رفتن زن از خونه نقش تازه بر نقشای قبلی اون اضافه شد.که بر جنبه های مختلف زندگی زن به ویژه نقش مادری او اثر زیادی داشته.درجوامع امروزی که حضور زنان در جامعه بیشتر از گذشته شده. به دنبال ساعت کمتری رو با فرزندان خود می گذرانند نسبت به مادرانی که شاغل نیستن.در این پزوهش سعی بر اینه که اثر اشتغال مادران روی سلامت روان وپیشرفت تحصیلی دختران نوجوان بررسی شه.
(به نقل دبیسمی تا ،سانجاکتا ،2010)روابط فردی همراه با مدرن شده شدن و جهانی شدن جوامع تغییر پیدا میکنه. روابط مادر طفل که یک مؤلفه مهم و اساسی در جامعه حساب می شه تحت اثر این تغییرات اجتماعی- فرهنگی قرار میگیره. و این اثر ممکنه واقعا زندگی حال و آینده کودکان رو تحت اثر قرار بده. چون شخصیت مادر واسه تأمین نیازای عاطفی کودک در دسترس نیس. یک مادر شاغل زمان کمتری واسه سپری کردن با کودک خود نسبت به یک مادر غیر شاغل در اختیار داره. مرور گذشته علمی نشون داد که فرزندان مادران شاغل ممکنه از اثر سودمند اشتغال مادر برخود سود ببرن و یا از اثر تعیین کننده اون رنج ببرن. پس اگه یک مادر شاغل قادر به سپری کردن زمان کافی با بچه خود باشه و زمان گذشته با بچه از کیفیت مطلوب برخورداره، اشتغال مادر میشه تأثیرات سودمند بر رشد و تکامل کودک داشته باشه. البته صفات شخصیتی مختلف با اشتغال مادران در رابطه هستن.
طبق تحقیقات محققان مشخص شده که کودکان مادران شاغل استقلال بیشتری داشته، فعال ترودارای انگیزه بیشتر هستن وامتیازات بیشتری رو در انواع ارزیابیای پیشرفت تحصیلی و موافق اجتماعی کسب می کنن(نلسون ، 1971، باروچ ، 1972). تحقیقات در هند نشون داد که دختران مادران شاغل، استقلال، اعتماد به نفس، برون گرایی و ثبات هیجانی بیشتر و استرس کمتری نسبت به دختران مادران غیر شاغل نشون می دن (همون منبع).بهزیستی عمومی کودک هم ممکنه تحت اثر اشتغال مادر بگیره. مطالعه گذشته علمی نشون میده که تجربیات ابتدایی کودک اثر اساسی و پایدار بر بهزیستی روانشناختی و شناختی کودکان اعمال می کنه(کوزما ،1981، گودمَن ، 1985). البته اگه مادر شاغل نتونه وقت کافی رو با بچه خود سپری کنه یا زمان گذشته با بچه از کیفیت مطلوب بهره مند نباشه در این حالت اشتغال مادر تأثیرات منفی بر بهزیستی، پیشرفت تحصیلی و سلامت روان کودک داره. روابط کودک – والدین (PCR) از نگاه والدین نسبت به فرزندان و درک کودکان از اون نگرشا مستقله. پس یک پدر که همسر اون شاغله یا مادر شاغل ممکنه رفتار متفاوت نسبت به بچه خود در مقایسه با مادر غیر شاغل یا بابایی که همسر اون خونه داره داشته باشن (همون منبع).
در تحقیقاتی هافمن نشون میده که اشتغال مادراثرات مثبتی به همراه داره، کودکی که در خونواده های زندگی می کنه که مادرشاغله، از آدما خارج از خونه توجه بیشتری می بیند و در خونه در مقایسه باسایر کودکان مسؤولیتهای بیشتری داره. کودکان مادران شاغل درمقایسه با کودکان مادران خونه دار، بیشترً ازسازگاری شخصیتی اجتماعی بهتری در مدرسه برخوردارن. در مورد معنی جنسیت عقاید معقولانه تری دارن و در مورد فعالیتهای زن و مرد عقاید قالبی کمتر دارن (هافمن ،1989).
(هاروی ،1999) در تحقیقی طولی با عنوان تأثیرهای کوتاه مدت و بلندمدت اشتغال والدین بر کودکان به این نتیجه رسیده که اشتغال والدین کمه کم اثر رو در تأخیر عملکردهای کودکان داره. گیل و روبرتز (1999) در پزوهشی رابطه بین اشتعال مادروپیشرفت تحصیلی و موافقت تحصیلی رو بررسی کرده ان، نتایج تحقیق اونا این بود که وضعیت اشتغال مادر به تنهایی اثر متفاوتی بررشد کودکان نداره، عوضش اشتغال مادر با رشد کودکان از راه متغیرهای واسطه یا واسطهای مرتبطه. فارل ( 1980 به نقل حسینی نسب،خضر لوی مقدم،1388)بنابه نتیجه تحقیق خود باور داره مادرانی که نگرشی یکی با کار خود دارن،دارای کودکان با کفایت بیشتر و موافقت بهتری در مدرسه هستن نسبت به کودکانی که نگاه مادران اونا به کار با رفتارکاریشان ناهمخوانه. ضمنا دلایل زیادی نشون داده که مادران شاغل دید سنتی کمتری نسبت به بچه داری دارن(مک کارتی ،1984).
وقتی زنان در مقام مادران، وافراد شاغل کارهای جورواجور انجام می دن،پسرا ودختر هاش با مشاهد رفتار اون بی انداز اثر می پذیرند(فیدر،1377). زنانی که در به ثمر رسانیدن کار بیرون وبچه داری سعی می کنن.بیشتر مادران ومادر بزرگای با اراده تری هستن.اونا تصمیمات اصلی خونواده رو انجام داده وبا همسراشون در قدرت خونواده سهیم هستن .نتایج پاره ای از پژوهشا هم نشون داده که فرزندان زنان شاغل دربرخی زمینه ها از زنان خونه دار وضعیت بهتری در ابعاد مختلف روانی ورفتاری دارن.اگر نتایج تحقیق ،افشاری،(1375) درمورد هوش، عملکرده تحصیلی وسازگاری، که به مقایسه فرزندان زنان شاغل و خونه دار می پردازد،نشون میده که فرزندان زنان شاغل در موارد مورد تحقیق نسبت به فرزندان زنان خونه دار در وضعیت مطلوب تری قرار دارن (خدابخشی،جعفری،1385).

مطلب مشابه :  جنبه های مثبت و منفی فشار روانی

1-3-ضرورت تحقیق
از بین دورانای مختلف زندگی آدم، نوجوانی از مهمترین و باارزش ترین زمان زندگی هر فرد حساب می شو د. این مرحله بینابینی، درگذر از کودکی به بزرگسالی، شروع تحولات و دگرگونیای جسمی، روانی و اجتماعیه که بر کارکرد اون در بزرگسالی اثر گذاشته و باعث ایجاد نیازای متفاوت مخصوص این گروه سنی خواهدشد(کلین ،2002). آمارها نشون داد که بزرگترین نسل نوجوانان از نظر تعداد، مربوط به عصر حاضره.نزدیک به نصف جمعیت دنیا رو افراد زیر ٢۵ساله و یک پنجم از جمعیت دنیا رو افراد 19-10 سال تشکیل می دن که ٨۵ درصد اونا در کشورهای در حال پیشرفت زندگی می کنن(مارشال ،2003).
این موضوع، توجه ویژه به این گروه مهم روبروی خطر رو لازم می سازه. در بیانیه کنفرانس بین المللی جمعیت و پیشرفت، (1994)که به عنوان نقطه عطفی درخدمات بهداشت باروری درجهانه، تأکید شده که نوجوانان نیازای منحصر به فردی نسبت به بزرگسالان دار و از کشورهای پایبند به این بیانیه، می خواهدکه این نیازهارا شناسایی کنن و در جهت رفع اونا بکوشند. با توجه به ویژگیای بلوغ در دختران، شرایط جسمی و روانی این زمان و هم نقش اساسی دختران درباروری، میشه ادعا کرد که سلامت دختران نوجوان از جایگاه ویژه ای برخورداره. زمان نوجوانی در دختران، زیربنا و سرآغازی جهت دهنده واسه دور ههای بعدی زندگی اونا هستش و اثر مستقیمی بر خونواده و کودکان اون می ذاره. از نظر صندوق جمعیت ملل متحد، سلامت دختران، کلید شکسته شدن چرخه فقر بین نسلا و دسترسی به اهداف پیشرفت هزارهه(جاسکویش ،2009). بنا براین توجه به سلامت روان وتعلیم وتربیت اونا واسه آینده بهتر جامعه ضروریه.الان نظام تعلیم وتربیت هر جامعه زیر بنای پیشرفت اجتماعی ، اقتصادی، سیاسی وفرهنگی اون جامعه بشمار میره. نهاد آموزش وپرورش مسئول ایجاد زمینه مناسب واسه رشد وشکوفای استعدادا وتوانای افراده.بدیهیه که رسیدن به این هدف لازمه برنامه ریزیای وسیع ، کامل وحساب شده با توجه به اهداف عمومی آموزش وپرورش هر جامعهه(خواهان زادگان ،1378). یکی از بهترین شاخصای که میشه از اون واسه بررسی موفقیت نظام آ موزشی در رسیدن به هدفای خود استفاده کرد پیشرفت تحصیلیه.عملکردنوجوانان در مورد پیشرفت تحصیلی به عوامل زیادی بستگی داره که مثل این عوامل میشه به سلامت عاطفی وروحی روان اونا وجودمادران بعنوان یک الگوی مناسب ویک تکیه بعضی وقتا مطمئن نام برد. به خاطر اینکه دختران نوجوان خودمادران آینده وپایه گذارنسل بعدی می باشندبرای سلامت گذرکردن ازمرحله ی نوجوانی ورسیدن به مرحله جوانی وتشکیل خونواده به وجودمادردرکنارخودنیازدارند.ازراهایی که میشه درتربیت نسلی سالم واندیشمندموثرواقع شودشناسایی ورفع عوامل منفی،اهمیت دادن به سلا مت روحی وروانی،توجه به عوامل مثبت درعملکرد تحصیلی وتقویت رابطه عاطفیبین مادران ودختران نوجوانه .از اونجا که پزوهشای زیاد نشون می دن رابطه مثبت ومعنا داریبین سلامت روانی وپیشرفت تحصیلی بالا وجود داردبه نظر می رسداین دو عامل می تونن بخشی از کارکرد تحصیلی وآموزشی علم آموزا رو توجیح کنن(حافظی1381).بنابر این اینجور پژوهشای لازم مثل اینکه چون می تونه واسه والدین نوجوانان ،مشاوران،معلمان ودرمحیط کار آموزش وپژوهش به ویژه ساز مون آموزش وپرورش مورد استفاده قراربگیرد . انتظار می روداین پزوهش بتونه راهگشای واسه ایجاد بهتر رابطه بین مادران ودختران نوجوان که خود مادران آینده هستن باشه .در همین راستادر نظر گرفتن یافتهای تحقیقاتی از یک سودر خصوص رابطه اشتغال مادران با اعتماد به نفس،سلامت روان وعملکرد بهتر تحصیلی دختران دوره راهنمایی واز طرف دیگه در مورد سطح تحصیلات ونوع شغل مادران با درنظر گرفتن نظریهای موجود در مورد دو متغیر بهداشت روانی دختران نوجوان وپیشرفت تحصیلی اون هادرصدد پاسخگویی به این سواله که آیااشتغال مادردر سلامت روان وعملکردتحصیلی مطلوب دختران نوجوان اثر داره.

ازبهداشت روانی تعاریف خیلی زیادی شده که در این تحقیق به بعضی از اونا اشاره می شه. سازمان بهداشت جهانی در تعریف بهداشت روانی یا سلامت فکر گفته : سلامت فکر عبارتست از توانایی رابطه موزون و هماهنگ با بقیه، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، مساوی و مناسب (میلانی فر، 1370).در این تعریف اساسی بهداشت روانی موافقت با بقیه و محیط زندگیه که فرد می کوشد راه درست یا مناسب زندگی کردن در یک محیط مشخص و با اونا که با اون زندگی می کنن رو کشف و به کار بگیره. یعنی، این که چطوری با نیازای متفاوت خود کنار بیاد و با تدبیر منطقی خود رو با محیطی که همه عوامل اون به نفع اون نیس برابری بده خیلی پراهمیته. این برابری ممکنه از راه تغییر در خود، در صورت امکان در محیط فیزیکی یا جامعه انجام میگیره.نمیشه اونا رو به سهولت آسیب های جسمی مورد مطالعه قرار داد(میلانی فر، 1370).کاپلان و بارون (1952) می گویندبهداشت روانی حالت خاصی از روونه که باعث بهتر شدن، رشد و کمال شخصیت آدم می شه و به فرد کمک می کنه که با خود ودیگران موافقت داشته باشه (میلانی فر،1373).کاپلان و بارون، علاوه بر موضوع موافقت، به جنبه کیفی رشد و کمال شخصیت و به تعادل رسیدن اون توجه می کنن.مزلو بهداشت روانی رو حاصل تأمین نیازها و شکوفا شدن استعدادهای ذاتی آدما می دونه. اریک فروم سلامت فکر رو رسیدن به بلوغ طبق خصوصیات و قوانین طبعیت آدمی میدونه .بهداشت روان بخشی جدائی ناپذیر از بهداشت عمومیه که فرد رو از عناصر شناختی، عاطفی و ضمنا از تواناییای خود در ایجاد رابطه با بقیه آگاه می گرداند. آدم با داشتن تعادل روانی، بهتر می تونه بر استرسای زندگی فائق آید، کارهای روزانه رو پربارتر و سودمندتر گرداند و فرد مفیدی واسه جامعه باشه.پاردایم غالب قرن گذشته واسه میزان اتفاق و سیر مشکلات جسمی از منظره زیست پزشکی بوده. این دید اثر مهمی بر پیشگیری و مهار مشکلات جسمی داشته . در نیمه اول قرن بیستم نتایج موفق زیادی در کاهش بیماریای مختلف مرگ و میر به دست آمده. با این حال عوامل اصلی به وجود آورنده مرگ و معلولیت در شروع قرن 20 متفاوت از گذشته(ولاندر ،2000).تفاوت بین روان شناختی و جسمی پزشکی رو با گسترش مرزهای علم چیزی بیهوده می دونه و فکر می کنن تحولات جدید در بخش ایمنی شناسی عصبی روانی یا در بخش رابطه بین عوامل ژنتیکی و رفتاری تنها بخشی از حقیقت واسه روانشناسانه و استفاده از این اصول واسه بیماران با ا ختلالای جسمی مختلف الهام بخش بوده (کپتین و وینمن ،2004).امروز سلامت روان توجه روزافزون محققان شاخه های علوم رو به خود جذب کرده و به دنبال اون شمار زیادی از پژوهشا رو به خود اختصاص داده . از این روست که میشه در ادبیات سلامت از تعاریف زیاد با روی آوردهایی متکثر سراغ گرفت(چاهن ،2000).شفیع آبادی سلامت روانی رو داشتن هدفی انسانی در زندگی، سعی در حل عاقلانه مشکلات، صلح با محیط اجتماعی طبق موازین علمی و اخلاقی و آخرسر ایمان کار ی و مسئولیت پیروی از اصل نیکوکاری و خیرخواهی میدونه(شفیع آبادی وناصری 1365).
معنی سلامت روان یا سلامت روان شناختی، جنبه ای از معنی کلی سلامت جسمی، روانی و اجتماعیه، سلامت روانی علاوه بر بدن سالم، به محیط و شرایط زندگی سالم نیاز داره. (خدا رحیمی،1374). هدف اصلی سلامت روانی کمک به همۀ افراد در رسیدن به زندگی کامل تر، خوشحال تر،هماهنگ تر، شناخت وسیع و پیشگیری از بروز مشکلات خلقی، عاطفی و رفتاریه . مقابله بابیماریهای روانی واسه ایجاد جامعه سالم از وظایف اصلی دو لتا و افراد جامعهه و هر جامعه که خواستار بهزیستی و خوش حالی افراد خوده ، باید مردم موافق و هماهنگ پرورش بده(میلانی فر،1378). به عقیدۀ آدلر( 1973 )، سلامت روان یعنی داشتن اهداف مشخص، روابط خانو ادگی و اجتماعی مطلوب، کمک به همنوعان و کنترل احساسات و احساسات خوده. الگوی ر اجرز از شخصیت سالم و سلامت روان ، انسانیه، خیلی موثر و با عمل و کارکردکامل که از تموم تواناییها و استعدادهایش بهره میگیره و دارای ویژگیهایی مثل آمادگی واسه کسب تجربه، احساس آزادی و خلاقیت و آفرینندگیه (وردی، 1380). اﻣﺮوزه ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ داﻧﺶآﻣﻮزان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﺷﺎﺧﺺ ﻣﻬﻢ ﺑﺮای ارزﻳﺎﺑﻲ ﻧﻈﺎمﻫﺎی آﻣﻮزﺷﻲ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻦ، ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻫﻤﻮاره ﺑﺮای ﻣﻌﻠﻤﺎن، داﻧﺶآﻣﻮزان، واﻟﺪﻳﻦ، ﻧﻈﺮﻳﻪﭘﺮدازان، و ﻣﺤﻘﻘﺎن ﺗﺮﺑﻴﺘﻲ ﻧﻴﺰ ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ. نوجوانی یکی از دوره های حساس زندگی هر شخصه،سلامت روان افراد در این سن خیلی حساسه چون اثر به سزای در سلامتی اون در سن های بزرگسالی داره.اهمیت دادن به پیشرفت تحصیلی نوجوانان از اهمیت موضوعای مورد توجه هر جامعهه چون نوجوانان نیروای موثر وفعال جامعه در آینده هستن.پس توجه به نوجوانان در محیط خونواده چیزی لازم وحتمیه واز اونجا که الان به دلایل مختلف مادران جذب کار وفعالیت خارج از منزل هستن ووقت کمتری رو با بچه خود سپری می کنن.طبق این ضرورت لازم میکنه که به کیفیت رابط خود با فرزندان بیشتر اهمیت دهند.

مطلب مشابه :  آشنایی با مفهوم اضطراب منتشر

2-2بحث نظری:
2-2-1-معنی سلامت روان از دید مکتبای مختلف:
مکتب روان کاوی:
به باور فروید ویژگی خاصی که واسه سلامت روانشناختی ضروریه خودآگاهی است.یعنی هر اون چیزی که ممکنه در نا خودآگاهی باعث مشکل شه باید خود خبردار شه به باور فروید آدم عادی کسیه که مراحل رشد،روانی جنسی رو با موفقیت گذرانده باشه ودر هیچ یک از مراحل،بیش ازحد اثبات نشده باشدبه نظراوکمترانسانی معمولی به حساب می آیدوهر فردی به شکلی نامتعارفه (خدا رحیمی،1374،هال ولیندزی ،1970 ).
آلفرد آدلر : به باور آدلر (1926)زندگی بودن نیس بلکه شدنه .آدلر به انتخاب مسئولیت ومعناداری مفاهیم در روش زندگی باور داره وشیوه زندگی افراد رو متفاوت میدونه. باعث اصلی رفتار بشر هدفها وانتظار اون از آیندهه.فرد سالم به باور آدلر از مفاهیم و اهداف خود آگاهی داره و انجام داد اون بر اساس نیرنگ و بهونه نیس، اون جذاب وشادابه وروابط اجتماعی سازنده و مثبتی با بقیه داره.فرد دارای سلامت روان از نظر آدلر، روابط خانوادگی صمیمی ومطلوب داره وجایگاه خودش رو در خونواده وگروهای اجتماعی به درستی می شناسد. ضمنا فرد سالم در زدگی هدفمند وغایت مداره واعمال اون مبتنی برتعقیب این اهدافه .غایی ترین هدف شخصیت ،تحقق خویشتنه .از ویژگیای دیگه سلامت روان شناختی اینه که فرد سالم مرتباً به بررسی وجود اهداف وادراکات خودش می پردازدواشتباه هاش رو برطرف می کنه .اینجور فردی خالق احساسات خودشه نه قربونی اونا، آفرینش گری وابتکار فیزیکی ،از ویژگیهای دیگه این افراده. که فرد سالم از اشتبا ههای اساسی پرهیز می کنه.
اشتباهای اساسی شامل گسترش مطلق،اهداف نادرست ومحال درک نادرست وتوقع بی مورد از زندگی کاهش یاانکار با ارزشی خود ، وارزشا و باورهای غلط هست(ساعتچی،1374 وگنجی ،1376).
اریک فرام :فرام تصویر روشنی از شخصیت سالم به دست میده اینجور انسانی عمیقاً عشق می ورزد، آفرینندهه،قوه تعقلش رو ً پروراندهه ، دنیا وخود رابه طور عینی درک می کنه ، حس هویت پایداری داره، با دنیا در پیونده. ودر اون ریشه داره، حاکم وعامل خود و سرنوشت خویشه. فرام شخصیت سالم رو دارای جهت گیری بارور میدونه. فرام با کار برد واژه جهت گیری این نکته رو می گه که جهت گیری تمایل یا نگاه کلیه که همه جنبه های زندگی، یعنی پاسخای فکری ،عاطفی وحسی به مردم،و موضوعا ورویدادا رو، خواه در دنیا خواه در خود ، در بر میگیره (فروم،1362،گنجی،1376).
مکتب آدم گرایی:
کارل راجرز :به باور راجرز، آفرینندگی مهم ترین میل ذاتی آدم سالمه.ضمنا روش های خاصی که باعث تکامل وسلامت خود می شن به میزان محبتی بستگی دارن که کودک در شیر خوارگی دریافت کرده .«ارضای توجه مثبت غیر مشروط »ودریافت غیر مشروط محبت وتأیید بقیه واسه رشد وتکامل سلامت روانی فرد با اهمیته.این ا فراد بدون نقاب وماسک هستن وبا خودشون رو راست هستن .اینجور افرادی آمادگی تجربه رو دارن ولذا بسته نیستن،انعطاف پذیرند وحالت دفاعی ندارن واز بقیه انسانا عاطفی تر هستن .چون احساسات مثبت ومنفی وسیع تر رادر مقایسه با انسانای دفاعی تجربه می کنن.به باور راجرز اساسی ترین ویژگی شخصیت سالم ،زندگی هستی داره یعنی آمادهه ودر هر تجربه،ساختاری رو می یابدوبراساس مقتضیات،تجربه لحظه بعدی خیلی آسون به خاطر این به اونو میشه.آدم سالم به ارگانیزم خود اعتماد می کنه (خدا رحیمی،1374،راجرز،1369،هال ولیندز،1970).
آبراهام مزلو: اوانسان سالم راخودشکوفامی نامد واینگونه میگه که خواستاران تحقق خود، نیازای سطوح پاینتر خود یعنی نیازای جسمی،ایمنی،تعلق، محبت واحترام رو برآورده ساخته ان.دیوونه وروان نژد نیستن وسایر اختلالای آسیب شناختی رو ندارن.اونا الگوای بلوغ، پختگی وسلامت هستن. با حد بیشتر استفاده از همه قابلیتا وتواناییای خود،خودمون خود رو فعلیت وتحقق می بخشند.می دونه کیستند وچیستند وبه کجا می رن.خواستاران تحقق خود،تکاپونمی کنن، بلکه تکامل پیدا میکنن .ویژگیای اون هارا میشه فهرست وار نام برد :درک درست واقعیت،پذیرش کلی طبیعت بقیه وخویشتن،خود انگیختگی،سادگی وطبیعی بودن، توجه به مسائل بیرون از خودمون،نیاز به خلوت واستقلال ، تازگی همیشگی تجربه های زندگی،نوع دوستی،عمل جداگونه، تجربه های عارفانه،یا تجربه های اوج ، روابط دوطرفه بادیگران،تفاوت بین وسیله وهدف و نه وشرحس طنز مهربانانه،آفرینندگی،مقاومت روبروی فرهنگ پذیری(شولتز،1364،مزلو،1372و1968).

مکتب رفتار گرایی:
بی.اف.اسکینر:سلامت روانی وانسان سالم به باور اسکینر برابر با رفتار منطبق با قوانین و ظوابط جامعهه، وچنین انسانی وقتی با مشکلی روبرو شه تا هنگامی که از راه جامعه به قانون تلقی شه،از راه روش اصلاح رفتار واسه درمان وبه قانون کردن رفتار خود و راطرافیانش به طور متناوب استفاده می جوید .ضمنا آدم سالم باید آزاد بودن خودش رو یه جور توهم بپندارد،وبداند که رفتار اون تابعی از محیطه و هر رفتار به وسیله معدودی از عوامل محیطی مشخص می شه.آدم سالم کسیه که تأییداجتماعی بیشتری به خاطر رفتارای متناسب ،از محیط و اطراقیانش دریافت می کنه .شاید ملاک غیرمستقیم دیگه در مورد خصوصیات آدم سالم از دید اسکینر این باشه که آدم باید از علم،نه واسه پیش بینی،بلکه واسه تسلط بر محیط خود استفاده کنه. در این معنا فرد سالم کسیه که بتونه واسه انجام هر روش،بیشتر از اصول علمی استفاده کنه وبه نتایج سودمند تری برسه و مفاهیم ذهنی مثل امیال ،هدفمندی، غایت نگری ومانند اون رو کنار بزاره(خدا رحیمی،1374واسکینر،1956).
مکتب شناختی:
ویلیام گلاسر :آدم سالم بنا به نظریه گلاسر کسیه که دارای این ویزگیا باشه.
1-واقعیت رو رد نکندودرد ورنج موقعیتا رو با رد کردن ندیده نگیرد،بلکه با موقعیتا به شکل واقع گرایانه روبرو شه.
2- هویت موفق داشته باشه یعنی عشق ومحبت بورزد وهم عشق ومحبت دریافت کنه.هم احساس با ارزشی کنه وهم دیکران احساس با ارزشی اون رو تأیید کنن.
3- مسئولیت، زندگی ورفتارش رو قبول کنه وبه شکل مسئولانه رفتار کنه،پذیرش مسئولیت کاملترین نشونه سلامت روانیه .
4-توجه اون به لذات دراز مدت تر منطقی ترومنطبق با واقعیته.
5-بر زمان حال وآینده تأکید نمایدنه برگذشته وتأکید اوبرآینده، نیزجنبه درون گری داشته باشه نه به شکل خیال پردازی باشه(خدا رحیمی،1374وگلاسر،1965).
مکتب هستی گرایی:
ویکتورفرانکل نگاه فرانکل به سلامت روان تأکید کلی رو براراده متمرکز به معنا میذاره.جستجوی معنا لازمه قبول کردن مسئولیت شخصیه.هیچکی وهیچ چیز به زندگی آدم معنا نمی ده مگه خودش .آدم باید با احساس مسئولیت آزادانه با شرایط هستی وزندگی روبرو شه ومعنایی درآن پیدا کنه .به نظر فرانکل وجود وجودی آدم از سه عنصر معنویت ،آزادی ومسئولیت تشکیل شده وسلامت روان لازمه تجربه شخصی این 3 عامله.ملاک امتحان معنا دار بودن زندگی کیفیت اینه نه کمیت اون.حصول وکاربرد معنویت ،آزادی ومسئولیت هم با خود انسانه. بنا به نظریه فرانکل آدم کامل بودن یعنی با کسی یا چیزی اون طرف خود پیوستن،به باور فرانکل جستجوی هدف در خود،شکست خویشتنه.بنابر این او هدف رشد وتکامل انسانرا تحقق خود نمی دونه بلکه چیزی بالاتر از اون میدونه. سلامت روان یعنی از مرز توجه به خود گذشتن،از خود بالاتر رفتن وجذب معنا ومنظوری شدن.
در این صورت خود هم به طورطبیعی وخود به خود تحقق پیدا میکنه. (شولتر،1364وفرانکل،1375).
تعریف سلامت روانی از دید اسلام:
بهداشت روانی اینه که آدم طبق فطرتش، همیشه در حال تقرب به خداوند بوده و با مردم در صلح و صفا و موافقت بوده و دارای سلامت جسمی و موفقیت در زندگی، باشه.بهداشت روانی، حالتیه که در اون آدم، احساس رضا و آرامش کنه و با حُسن خُلق با خدا و با خود و با مردم رفت و امد داشته باشه(ویسی،1392). بهداشت روانی در اسلام عبارت از اصول و روش های مشروعیه که در مرحله اول باعث تأمین ایجاد، حفظ و در مرحله دوم تقویت و تکامل سلامت نفس، و در مرحله سوم به درمان مریضی های روانی آدم مسلمان می پردازد، هدف از این علم صاف کردن راه تکامل و حرکت آدم مسلمان تا رسیدن به مرتبه کمال مطلقه(حسینی،1368).
معنی بهداشت روانی درقرآن:
در قرآن کریم مفاهیم زیادی وجود داردکه می تونن نزدیک،ونه برابر با معنی بهداشت روانی باشن. در این بین چار معنی وجود داردکه به دلیل بیان توصیفی ومصداقی خود به مقصود نزدیکتر ند.این مفاهیم عبارتند از 1_سکینه2-زندگی طیبه3-قلب سلیم4-نفس مطمئنه. درادامه در مورد هر یک توضیحات کوتاهی ارائه می شه.
1-سکینه: واژه سکینه از دید اشتقاق از ماده سکونه ودر اصطلاح قرآن به معنی آروم بودن دل وفقدان هر گونه استرس ونگرانیه .این واژه، در شش آیه از قرآن کریم بکار رفته از کل این آیات میشه برداشت کرد که این نوع از آرامش داخلی ویا سکون و ثبات قلبی،موهبتیه الهی که تنها پیامبر ومومنان واقعی ازآن بهرمندند. مثلا به آیه26 از سوره مبارکه فتح اشاره می کنیم. (فانزل الله سکینه علی رسوله وعلی المؤمنین والزمهم کلمته التقوای وکانوا احق بها واهلها وکان الله به کل شییئ علیما).
2-زندگی طیبه:این معنی در آیه 97از سوره نحل بکار رفته.در این آیه خداوندمی فرماید:(من عمل صالحاًمن ذکراو انثی وهو مؤمن فلنحیینه حیوهالطیبه ولنجزینهم اجرهم بااحسن ما کانوا یعملون).از محتوای آیه میشه فهمید که زندگی طیبه یا زندگی پاک، نتیجه عمل صالحه واینکه اینجور زندگی ای خاص همین جهانه ونه زندگی یا زندگی پس از مرگ،چه،قسمت گذشته آیه به(زندگی پس از مرگ)مربوط می شه.طبق نظر بعضی از مفسران ،زندگی طیبه در عمل به معنی تحقق جامعه ایه که در اون امنیت، رفاه وآسایش،عشق وایثار وتعاون وهمدلی وجوددارد واز رذایل وخبائثی چون ظلم وتجاوز،خیانت وفساد،ونگرانی وتشویش به دوره.معنی زندگی طیبه بدین صورت فراخنای گسترده ای رو در بر می گیردو رابطه اون با مسئله بهداشت روانی از دید نقش تعین کننده ایه که یک جامعه سالم می تونه در ایجاد و رشدسلامت روح یابهداشت روانی اجرا کنه.این نکته هم مهمه که معنی جامعه سالم در مسئله بهداشت روانی از دید نظام اسلامی دارای اهمیته.
3- قلب سلیم:این معنی از دو معنی سکینه وحیات طیبه،به معنی بهداشت روانی نزدیکتره ،چه قلب در مواردی از قرآن کریم به معنی روح وعقل به کار برده شده وبنا براین قلب سلیم می تواندعبارت دیگری واسه روح سالم ویا بهداشت رو انی باشه. طبق نظر علامه طبا طبایی،قلب سلیم،قلبیه که از هر گونه مریضی وانحراف اخلاقی واعتقادی به دور باشدوبدان مرحله از سلامت یا اوج رسیده باشه که تموم متعلقات و وابستگیای اون تحت تاثیر تعلق به خدا قرار گرفته باشه.یکی از مصادیق روشن این حالت روانی،حالت حضرت ابراهیم (ع) است که خداوند در باره اون می فرماید:(وان من شیعته لا ابراهیم اذ جاءربه بقلب سلیم(سوره صافات آیه 84).
4- نفس مطمئنه:این مفهوماز همه مفاهیم دیگه به معنا و معنی بهداشت روانی نزدیکتره ولذا به دو دلیل زیر میشه اون رو بر مفاهیم دیگه ترجیح داد.وجود کلمه یا وصف «مطمئنه»دلیل نخسته.چون اطمینان به دست اومده در نفس مطمئنه هیچوقت به معنی سکون ویا قرار وآرامش به دلیل غفلت و بی خبری نیس، بلکه محصول سعی و حرکت آگا هانه ایه که بر روح و روان صاحب نفس مطمئنه عار ض می شه(حسینی،1368).
2-2-2پیشرفت تحصیلی:
یکی از عاملهای خیلی مهم در ساخت شخصیت نوجوان و جوون مدرسهه. مدرسه بعد از خونواده مهمترین نقش رو در مراحل اجتماعی کردن نوجوان به عهده داره. مدرسه از راه آموزش مهارتهای علمی و فنی و فراهم آوردن زمینه همکاری گروهی و مسئولیت پذیری نوجوان و جوون موجبات رشد همه جانبه و متعادل شخصیت اونا رو فراهم می سازه. گرچه مدارس وقت خود رو صرف ایجاد آمادگی در نوجوانان و جوونا به خاطر کسب مدارج عالی تحصیل می کنن با وجود این خیلی از نوجوانان بی دریافت مدارج عالیه مستقیماً به زندگی وارد شده و چون بدون آمادگی لازم واسه ورود به اون هستن. احساس شکست و درموندگی کرده به بهداشت و سلامت روانی اونا آسیب وارد می شه .

جو عاطفی مدرسه در پیشرفت تحصیلی شاگردان اثر داره. تحقیقات نشون داده که علم آموزا در جوی که فشار روانی کمتری داشته باشه. جوی که در اون راهنمایی شده و احساس امنیت کنن، بیشتر سود می برن. علم آموزا بیشتر از اونکه به عواملی چون امکانات فیزیکی توجه کنه. به
معلم و جهت گیری اونا به طرف پیشرفت شاگرد، توجه می کنن مطالعه دیدگاههای علم آموزا گویای اینه که بعضی خصوصیات معلمان مثل همدردی و همفکری- انعطاف پذیر بودن- خوش خلقی- آمادگی واسه قبول اعلام نظرها و گوش دادن به پرسشای علم آموزا و علاقه مند بودن به کار و انضباط و اجرا روش تدریس مناسب از ویژگیهای معلم خوب وکارامده .
اهمیت اثر پیشرفت تحصیلی در سلامت روانی علم آموزا به حدیه که بعضی از متخصصان اون رو کمه کم تا نیمه دوم دوره نوجوانی ملاک اساسی واسه تشخیص کارکرد سالم دانسته ان. به باور ایشان نوجوانانی که علی خلاف میل برخورداری از هوشبهر طبیعی کارکرد رضایت بخشی در مدرسه نداشته باشن، مسائل روانی قابل توجه ای نشون میدن. وپیشرفت تحصیلی رو به عنوان شاهدی واسه سلامت روانی علم آموزا آزمایش کرده ان.
سیف (۱۳۶۳) به نقل از بلوم می نویسد هنگامی که محیط مدرسه دلایلی نشون دهنده لیاقت و لیاقت واسه علم آموز درزمان چند سال اول فراهم کنه و در چار پنج سال بعد هم همین تجارب موفق تکرار شه، یه جور ایمنی در برابر بیماریهای روانی واسه یه مدت نامحدود در فرد ساخته میشه. اینجور فردی قادر هستش که خیلی آسون بر فشارها و بحرانهای زندگی غلبه کنه.
باور شکست در امتحان به هر حال باعث تأثر و تألم خاطر کودکان و نوجوانان می شه. افراد شکست خورده به افسردگی، ناراحتی، اختلاف و بیقراری گرفتار می گردن.(رحیمی،عبدالکریم،1393)
موفقیت تحصیلی در گرو علل و عوامل متعددیه که نبود و یا کمی هرکدام از این عوامل موجبات افت تحصیلی رو فراهم می سازه . هوش و استعداد تحصیلی یادگیرنده ، عوامل محیطی( مانند دید های حاکم برجامعه در مورد تحصیل ،امکانات ،وضعیت اقتصادی و حتی وضعیت فرهنگی محیط اجتماعی و…) و عوامل خانوادگی از مهمترین عوامل موثر بر روند پیشرفت تحصیلی علم آموزا بر شمرده می شن.نقش مادر به ویژه در شرایطی که پدران حضور کمتری در خونه دارن در سطح فکری خونواده مهم تره . این موضوع شاید خلاف تصور بعضیا باشه که در مسایل فکری خونواده نقش پدر رو مهم تر می دونه. شاید خود مادران هم تصور نکنن که چقدر در سطح فکری و فرهنگی خونواده می تونن موثر باشن.مادران مثل شاغل و غیرشاغل حضور بیشتری در خونه دارن. از طرف دیگه مادرها خیلی بیشتر از پدرها پیگیر روند تحصیلی فرزندان شون هستن. در دوره راحت که بنیادی ترین سالای تحصیلی رو در برمی گیرد بیشتر مادرها نقش کنترل کننده مستمری دارن. معمولا پدرها از دوره های راهنمایی و متوسطه بیشتر وارد عمل می شن اونم به عنوان اهرمای فشار خلاصه اونکه کمه کم در 10 سال اول زندگی رابطه مادر با بچه بیشتر از هر کسیه و اثر مادر در سطح فکری بچه هم می تونه بیشتر از هرکسی باشه.