تحقیق رایگان درباره شرکت های سهامی

دانلود پایان نامه

این مغایرت ها هرچند تا حدودی نتیجه بخش بوده اما رفع کامل آن و تهیه استانداردهای حسابداری کاملا منطبق با قوانین مالیاتی و یا بالعکس امکان پذیر نمی باشد. همچنین اگر صورت های مالی با مقاصد مالیاتی تهیه وتنظیم و سود حسابداری به ازای اختلافات دایمی تعدیل و به ازای اختلافات موقت ، تخصیص بین دوره ای مالیات صورت گیرد، بسیاری از مشکلات کنونی میان سازمان مالیاتی و مؤدیان مالیاتی و حسابداران رسمی مرتفع خواهد شد .
سفیری(1380)، به دنبال بررسی علل مغایرت سود ابرازی اشخاص حقوقی حسابرسی شده توسط سازمان حسابرسی با سود مشمول مالیات قطعی شده آن ها توسط سازمان تشخیص مالیات (استان آذر بایجان شرقی) پس از جمع آوری اطلاعات مورد نیاز و تجزیه وتحلیل آن ها به این نتیجه رسیده است که بین سود ابرازی اشخاص حقوقی حسابرسی شده توسط سازمان حسابرسی و سود مشمول مالیات قطعی شده آن ها توسط اداره مالیاتی تفاوت معنادار وجود دارد.
محمدبابایی(1383)، در مطالعه ای با عنوان بررسی علل مغایرت بین سود مشمول مالیات ابرازی و درآمد مشمول مالیات قطعی شده شرکت های خارجی در ایران، اطلاعات شرکت های خارجی فعال در اداره کل مودیان بزرگ مالیاتی را جمع آوری و پس با توزیع پرسشنامه اقدام به جمع آوری نظرات کارشناسان و خبرگان موضوع تحقیق کرده است. سپس با بهره گرفتن از روش های آماری نشان داده است که بین سود مشمول مالیات ابرازی توسط اشخاص حقوقی خارجی در ایران و در آمد مشمول مالیات قطعی شده آن ها تفاوت معنادار وجود دارد.
صفری(1385)، به دنبال آن است تا نشان دهد دلایل اختلاف بین سود ابرازی مودیان و سود تشخیصی مربوط به چه ردیفی از ماده 148 قانون مالیات های مستقیم می باشد و علت این اختلاف چیست؟ نتایج حاصل از تحقیق حاکی از آن است که دلایل اختلاف و ایجاد شکاف بین سود ابرازی و سود تشخیصی موارد متعددی از جمله امکان وجود ابهامات در مفاد قانون و دستورالعمل های اجرایی و نحوه برخورد با آن ها می باشد و یا در برخی موارد عدم آگاهی مؤدیان از مفاد قانون مالیات ها و همچنین عملی نبودن آن به دلیل شرایط نامطلوب مکانی و زمانی از دیگر عوامل است.
شمسیجامخانه(1388)، در ارزیابی دلایل و عوامل ایجاد اختلاف بین درآمد مشمول مالیات ابرازی شرکت های بازرگانی و درآمد مشمول مالیات تشخیصی توسط واحد های مالیاتی، با بهره گرفتن از اطلاعات پرونده های مالیاتی مربوط به سال های 1384 و 1385 شرکت های بازرگانی فعال در اداره کل امور مالیاتی غرب و روش ها و نرم افزارهای آماری مربوطه به این نتایج رسید که بین درآمد مشمول مالیات ابرازی شرکت های بازرگانی و درآمد مشمول مالیات تشخیصی توسط واحدهای مالیاتی اختلاف معناداری وجود دارد، بعلاوه عوامل ایجاد کننده این اختلاف نیز هر کدام به تنهایی در سطح اطمینان مورد نظر معنادار میباشند.
یگانه و باغومیان(1385)، در تحقیقی اقدام به تشریح نقش هیأت مدیره در حاکمیت شرکتی نموده و از هیأت مدیره و ساختار اعضا آن به عنوان اساسی ترین بعد حاکمیت شرکتی نام برده اند. در این تحقیق تاکید بسیاری بر عدم دوگانگی وظیفه مدیرعامل و نسبت غیراجرایی اعضا هیأت مدیره (حداقل سه نفر از پنج نفر اعضا هیأت مدیره جهت رعایت موضوع حاکمیت شرکتی می بایست غیرموظف باشد) صورت پذیرفته است.

2-4) پیشینه خارجی


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

لنیس و ریچاردسون (2011)، در تحقیق خود اثرات ترکیب هیات مدیران بر سیاست های متهوارنه مالیات و تقلیل دهنده مالیاتی را مورد بررسی قرار می دهد.نتایج رگرسیون لاجیت برای نمونه انتخابی از 32 شرکت که شامل 16 شرکت دارای رفتارهای متهورانه و 16 شرکت بدون رفتارهای متهورانه مالیاتی، نشان می دهد که وجود سهم بالایی از اعضای خارجی در هیات مدیران، احتمال رفتارهای متهورانه و تقلیل دهنده مالیاتی را کاهش می دهد.حداقل مربعات رگرسیون بیانگر حساسیت تجزیه و تحلیل بین مقطعی401 شرکت، تنایج اصلی را درباره ترکیب هیات مدیران و رفتارهای متهورانه مالیاتی تایید می کند.
استیجورس و نیسکانن (2011)، تاثیر حاکمیت و مالکیت مدیران ارشد اجرایی (ترکیب هیات مدیران) را بر تصمیمات و رفتارهای متهورانه مالیاتی در شرکت های سهامی خصوصی مورد بررسی و مطالعه قرار دادند.داده ها با بررسی 600 واحد تجاری کوچک و متوسط سهامی و غیرسهامی بین دوره زمانی 2000 تا 2005 گردآوری شده است. در این مقاله، نتیجه گرفته شد که شرکت های سهامی خصوصی نسبت به شرکت های غیرسهامی خصوصی، از رفتارهای متهورانه و تقلیل دهنده مالیاتی کمتری برخوردارند. حتی رفتارهای متهورانه مالیاتی می توانند موجب صرفه جویی مالیاتی شود و به مدیران ارشد اجرایی امکان مخفی کردن مقادیر حاصل (مانند: مدیریت سود، مصرف هدایا، حقوق مازاد و…) به منظور ضرر و زیان به سایر سهامداران و می تواند موجب افزایش هزینه غیرمالی به سبب کم کردن درآمدها و سودها به دلیل خسارت و زیان به شهرت و نام شرکت شود. نتایج نشان میدهد که شرکت های سهامی که مدیران ارشد اجرایی آن دارای مالکیت سهام کمتری هستند بیشتر خواهان رفتارهای متهورانه مالیاتی هستند. این نتایج اهمیت تضاد نمایندگی میان مدیران ارشد اجرایی و سایر ذینفعان در تعیین گزارشگری مالیات شرکت های سهامی را برجسته و نمایان می سازد. در پایان نتایج نشان می دهد که وجود مدیر خارجی در هیات مدیران موجب بهبود کنترل اثربخشی می شود که رفتارهای متهورانه مالیاتی شرکت های سهامی خصوصی دارای مالکیت سهام کمتر مدیران ارشد اجرایی را کاهش می دهد.

مطلب مشابه :  محرومیت از حقوق اجتماعی

 
 
اوسیمک (2011)، به بررسی رابطه بین ویژگی های هیأت مدیره از قبیل (اندازه هیات، تنوع هیات) و مسئولیت اجتماعی شرکت در شرکت های نیجریه است که از پایگاه داده حاوی 147 شرکت از سال 2003 تا 2009 استفاده شده. تاثیر تصادفی برآورد کننده برای آزمون آثار خاص ترکیب هیأت مدیره، اندازه هیأت مدیره و تنوع آن در بین شرکت های منتخب مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج تجزیه و تحلیل تجربی نشان می دهد که تنوع و اندازه هیأت مدیره مثبت هستند و به طور با اهمیتی در ارتباط با مسولیت اجتماعی شرکت می باشد اما مدیران اجرایی و تنوع منفی بوده و ارتباط آن ها با مسئولیت اجتماعی سازمان بی اهمیت می باشد. در کاربرد تحقیق سازمان ها تمایل به حاکمیت شرکتی دارند. مدیران با تمرکز بر منافع سهامداران باید به این شناخت و آگاهی برسند که بی نظمی در قوانین شرکت موجب بی نظمی ساز و کار مالیاتی بهمراه افزایش هزینه های نمایندگی است و مدیران ممکن است در برقراری تناسب و هماهنگی با منافع سهامدران مختلف تحت فشار باشید.

هانلون و اسلمرود (2009)، به مطالعه واکنش های قیمت سهام نسبت به اخبار مربوط به سیاست های متهورانه مالیاتی پرداخته است. نتایج نشان میدهد که به طور متوسط، قیمت سهام شرکت، هنگام وجود اخبار مرتبط با معافیت های مالیاتی کاهش می یابد اما این واکنش ارتباط کمتری با واکنش های مربوط به سایر اعمال و اقدامات متقلبانه و غیرقانونی شرکت دارد. در این مقاله به شواهد محدودی درباره انحرافات بین مقطعی در این واکنش ها دست یافتند. به عنوان نمونه، کاهش قیمت سهام در شرکت هایی که از اصول راهبردی مناسبی برخوردارند، کمتر اتفاق می افتد، به عبارت دیگر، در این گونه شرکت ها استفاده از اخبار به عنوان ابزار کار برای اعمال و سیاست های متهوارنه مالیات در جهت منافع سرمایه گذاران کمتر به کار گرفته می شود. همچنین با بهره گرفتن از نرخ جاری موثر مالیاتی بعنوان نماینده برای باورها و دیدگاه های بازار ، به بررسی و آزمون این موضوع پرداختیم که آیا واکنش ها در دیدگاه های مختلف بازار درباره چگونگی اعمال و سیاست های متهوارنه مالیاتی، متفاوت و متغیر است یا خیر.و به نتایج مختلطی دست پیدا کردیم.
فریز ، لینک و مایر (2008)، به بررسی روش های مختلفی که مالیات و اصول راهبری شرکت ها ارتباط متقابل دارند پرداخت. قانون مالیات بر ساختار اصول راهبری شرکت ها از طریق ارائه امتیازات مالیاتی و تحمیل مجازات ها تاثیر می گذارد. به عبارت دیگر، ساختار واقعی حاکمیت شرکتی در عمل بر روش مدیریت امور مالیاتی شرکت ها تاثیر دارد.
آرمسترانگ و بلوئین (2010)، به مطالعه انگیزه های برنامه ریزی مالیاتی با بهره گرفتن از یک مجموعه از داده های سلسله مراتبی همراه با اطلاعات تشویقی و جبرانی مدیران اجرایی به بررسی روابط میان انگیزه های مدیران مالیاتی و اصول پذیرفته شده حسابداری و آثار نقدی نرخ های مالیاتی و شکاف ارزش دفتری مالیات و معیارهای اندازه گیری سیاست های متهوارنه مالیاتی پرداخته. در پایان به این نتیجه رسیده که انگیزه های جبرانی و تشویقی مدیران مالیاتی، رابطه منفی با نرخ موثر مالیاتی اصول پذیرفته شده حسابداری دارد، اما رابطه کمی با سایر نگرش ها و رفتار های مالیاتی دارد .این نتایج را به صورت یک شاخص تفسیر نموده ، بدین گونه که انگیزه های فراهم شده برای مدیران به منظور کاهش سطح هزینه مالیات گزارش شده در صورت های مالی است.
گاربارینو (2008)، به تحقیقی در رابطه با آثار راهبردهای تهور مالیاتی بر نظام راهبری سازمان ها از طریق پذیرش دیدگاه نمایندگی سازمانی پرداخته است و درباره چگونگی و نحوه محدود کردن اقدامات مدیریتی متهورانه به وسیله معیارهای خاص حاکمیت شرکتی بحث و گفتگو می کند.همچنین می توان با بهره گرفتن از دیدگاه نمایندگی مجموعه ای از موضوعات با اهمیت به شرح زیر را مورد توجه قرار داد.این موضوعات عبارتند از : چرا و تا چه اندازه مدیران باید راهبردهای متهورانه مالیاتی را پیگیری کنند، چرا این راهبردها در شرکت های بزرگ مورد استفاده قرار می گیرد، آیا این راهبردها ارزش سهامداران را ارتقا و بهبود می دهد و چگونه می توان صرفه جویی های بدست آمده به وسیله این راهبردها را اندازه گیری کرد.به این نتیجه رسید که رفتارهای متهورانه مالیاتی مدیریتی نیاز به روش هایی دارند که از تعادل درونی و طولی برخوردار باشند که با قوانین سنتی ضد فرار و ترفند مالیاتی محدود نشود و همچنین روش های مورد استفاده شامل ابزارهای نظام راهبری مالیات شرکت ها نیز باید باشد.
چن، چنگ و شاولین (2010) در تحقیق، آیا شرکت های سهامی نسبت به شرکت های غیر سهامی از سیاست های متهوارنه مالیاتی بیشتری برخوردار است؟ به این نتایج رسید که مالیات ها بیانگر هزینه های با اهمیت برای شرکت ها و سهامداران است و به طور کلی و عمومی انتظار می رود که سهامداران سیاست های متهوارنه مالیاتی را در پیش گیرند. به هر حال این استدلال هزینه های مالیاتی را که منجر به فعالیت های متهورانه و کاهش دهنده مالیات، به خصوص اقداماتی که ناشی از مشکلات نمایندگی است را نادیده می گیرد.شرکت ها با ساختار سهامی به گونه ایست که دارای تضاد و شکل نمایندگی واحدی میان سهامدران چیره غالب و سهامداران کوچک هستند.در شرکت های سهامی نسبت به شرکت های غیر سهامی از سیاست های متهوارنه مالیاتی کمتری استفاده می کنند.مالکان شرکت های سهامی تمایل دارند که از مزایای مالیاتی به دلیل اجتناب از هزینه های غیرمالیاتی ناشی از تخفیف های بالقوه قیمت صرف نظر کنند که می تواند ناشی از کنترل سهامداران نسبت به پوشاندن اجاره بها از طریق فعالیت ها و ترفند های مالیاتی باشد. مالکان شرکت های سهامی بیشتر از شرکت های غیرسهامی نگران مجازات های بالقوه و زیان و خسارت شهرت و آبرو ناشی از حسابرسی استاندارد های گزارشگری مالی هستند.
دسای و هارماپلا (2006)، با بررسی نقش آثار بازخورد میان معافیت مالیاتی و رفتارهای گوناگون مدیریتی را در تعیین چگونگی و نحوه تاثیرگذاری انگیزه های بالای مدیران بر تصمیمات تهور مالیاتی (معافیت مالیاتی) را نشان می دهد- اجزای شکاف مالیات و ارزش دفتری، قابل انتساب به اقدام تعهدی حسابداری نیست- با بررسی رابطه بین این معیارهای ترفندهای مالیاتی و انگیزه های جبرانی و تشویقی دریافتیم که افزایش در انگیزههای جبرانی و تشویقی منجر به کاهش سطح معافیت مالیاتی می شود به گونه ای که مطابق و سازگار با رابطه مکمل میان تنوع وتهور مالیاتی است.این اثر منفی، در وهله اول ناشی از وجود تدارکات و
الزامات ضعیف نظام راهبری در شرکت است. شکاف های مالیات و ارزش دفتری در ارتباط با نرخ ها و بازده های غیرعادی منفی مکرر هستند.
دایرنگ، هانلونو مایدو (2008)، معیار جدیدی برای مدیریت و اداره طولانی مدت ترفند های مالیاتی شرکت ها تدوین کردند که بر اساس توانایی شرکت ها در پرداخت مبالغ اندک هر دلار مالیات نقدی از سود قبل از کسر مالیات در دوره های زمانی طولانی مدت است.که این معیار را نرخ موثر مالیاتی نقدی طولانی مدت نامگذاری کرده اند که برای بررسی دو مورد ذیل مورد استفاده قرار دادند: 1) تا چه اندازه بعضی از شرکت ها قادر به اجتناب از پرداخت مالیات در دوره های طولانی مدت تا 10 سال هستند. 2) چگونه نرخ های مالیاتی یکساله برای سیاست متهورانه مالیاتی طولانی مدت، قابلیت پیش بینی دارد.آن ها دریافتند که نرخ های موثر مالیات نقدی سالانه، از قابلیت پیش بینی خوبی برای نرخ های موثر مالیات نقدی طولانی مدت برخوردار نیستند و بنابراین نماینده خوب و مناسبی برای ترفند های مالیاتی طولانی مدت نیستند. بعضی از شواهد نشان از ایستادگی و ثبات نرخ های موثر مالیات نقدی سالانه دارد. نرخ های پائین موثر مالیات نقدی سالانه بسیار باثبات تر از نرخ های بالای موثر مالیات نقدی سالانه هستند.
لنیس و ریچاردسون (2011)، در بررسی ارتباط بین پرخاشگری مالیات و مسئولیت اجتماعی شرکت ها بر اساس یک نمونه از 408 شرکت در استرالیا در سال مالی 2008-2009 ، نتایج رگرسیون نشان می دهد که ارتباط منفی و معناداری بین افشا مسئولیت اجتماعی شرکت ها و پرخاشگری مالیاتی وجود دارد.
در تحقیقات اخیر نقش و جایگاه هیأت مدیره در حاکمیت شرکتی از جنبه های مختلف بررسی شده است. بعضی از محققین بعد استقلال هیأت مدیره، بعضی ترکیب و ساختار هیأت مدیره و بعضی ساختار مختلفی از هیأت مدیره در حاکمیت شرکتی را مورد توجه قرار داده اند؛ از جمله:
یرماک (1996)، رابطه بین اندازه هیأت مدیره کوچک را با ارزش بازار شرکت ها را بررسی نمود و متوجه شد که ارتباط منفی(معکوس) بین اندازه هیأت مدیره و عملکرد شرکت وجود دارد و همچنین بین نقش دوگانه مدیرعامل و عملکرد شرکت رابطه مثبتی وجود دارد.
نیگ لنگ (1999)، به بررسی رابطه بین ساختار هیأت مدیره (نسبت مدیران غیرموظف، دوگانگی و اندازه هیأت مدیره) و عملکرد شرکت پرداخته است. برای ارزیابی بازده شرکت از بازده سرمایه گذاری استفاده نموده است. یافته های این تحقیق رابطه مثبتی بین نسبت مدیران غیرموظف و بازده سرمایه گذاری و رابطه ای بین دو متغیر نقش دوگانه مدیرعامل و اندازه هیأت مدیره با عملکرد شرکت پیدا نشده است.
آدرال (2006)، رابطه بین اندازه هیأت مدیره، نسبت مدیران غیرموظف و ترکیب شرکت را بررسی نموده است و در این تحقیق متوجه گردید که بین اندازه هیأت مدیره عملکرد شرکت رابطه مستقیم و بین نسبت اعضای غیرموظف و عمکرد شرکت رابطه منفی وجود دارد.
کاجول و ساندی (2008)، رابطه بین سازوکار حاکمیت شرکتی از جمله؛ اندازه هیأت مدیره، ترکیب هیأت مدیره(نسبت مدیران غیرموظف) و وضعیت مدیر ارشد (نقش دوگانه) را با دو معیار عملکرد شرکت بازده حقوق صاحبان سهام و حاشیه سود بررسی نموده است. رابطه مثبت بین اندازه شرکت و نقش دوگانه با بازده حقوق سهام وجود دارد و رابطه معناداری بین نسبت مدیران غیرموظف و عملکرد شرکت وجود ندارد.
احمدا و ساندا (2008)، اثر استقلال هیأت مدیره بر عملکرد شرکت را بررسی نموده و برای بررسی این ویژگی (استقلال) از دو معیار اصلی، نسبت اعضای غیرموظف به کل اعضا و نقش دوگانه مدیرعامل و همچنین برای ارزیابی عملکرد از سه معیار، نسبت سود به حقوق، بازده حقوق سهام، بازده دارایی ها استفاده کرده اند. آن ها به این نتیجه رسیدند که نسبت مدیران غیرموظف تاثیر مثبت و نقش دوگانه

مطلب مشابه :  کشورهای توسعه یافته

پاسخی بگذارید