منبع تحقیق با موضوع سازمان های مردم نهاد

دانلود پایان نامه

کودک آزاری به مجلس شورای اسلامی به منظور بازنگری در قوانین به نفع کودکان۶- تأکید بر نقش مددکاران اجتماعی در پی گیری موارد کودک آزاری، خشونت های خانگی به عنوان یک الگوی کارآمد مداخله در بحران

مبحث چهارم؛ بزه دیدگی ناشی از قلدری کودکان و نو جوانان در مدارس و نقش سازمان های مردم نهاد در پیش گیری از آن
در این مبحث قصد داریم تا نوع خاصی از بزه دیدگی کودکان و نو جوانان را که همراه با نوعی بزه کاری یا بهتر بگوییم نوعی رفتار ضد اجتماعی همراه است، بررسی کنیم. پدیده قلدری کودکان و نو جوانان مسئله جدیدی است که به ویژه در کشور های غربی مورد توجه جرم شناسان و جامعه شناسان قرار گرفته است. این پدیده که می تواند منجر به بزه دیدگی ثانویه کودک شود، جنبه های گوناگونی دارد. از این رو مسلم است که پیش گیری از قلدری در واقع پیش گیری از بزه دیدگی ثانویه کودک یا نو جوان است. لازم به ذکر است که این پدیده بیشتر در مدارس و نسبت به هم مدرسه ای ها اعمال می شود و از این جهت حائز اهمیت است. سازمان های مردم نهاد هم چون سایر زمینه ها در این بخش نیز می توانند نقش مهمی ایفا کنند. در واقع این نهاد ها با پیش گیری از اعمال خشونت آمیز کودک و نو جوان از بزه دیدگی او پیش گیری می نمایند.
قلدری در مدرسه و بزه دیدگی ناشی از آن، به عنوان یک شکل اساسی و فراگیر در سراسر جهان شناخته شده است، به طوری که انجمن های تحقیقاتی جهانی، به مطالعه ی آن پرداخته اند. محققان علاقمند هستند تا علل، تأثیرات و میزان قلدری و بزه دیدگی ناشی از آن را در مدرسه مورد بررسی قرار دهند تا از این طریق تأثیرات منفی آن را بر سلامت جسمانی و روانی دانش آموزان به حداقل برسانند. پدیده ی قلدری در مدرسه، منعکس کننده ی خشونت اجتماعی در جهان حقیقی است که افراد ضعیف و کم بنیه را به آسانی هدف خود قرار داده است. کلمه ی “قلدری ” اصالتاً از زبان و فرهنگ انگلیسی برخاسته است . به طور کلی، ارجاع به این واژه در فرایندهای اجتماعی به این خاطر است که کودکان و نوجوانان با اعمال قدرت و نفوذشان بر دیگر دانش آموزان از طریق توسل به روش های منفی(همانند خشونت فیزیکی)، به خواسته هایشان دست می یابند.
نخستین کسی که عنوان “قلدری ” را به کار برد، آقای دن آلوز (Dan olweus) بود. وی یک معلم کار کشته و با تجربه ی نروژی بودکه رهبری یک تیم تحقیقاتی درباره ی این پدیده را در منطقهی اسکاندیناوی به عهده داشت.شروع تحقیقات اولیه، در سال 1970 میلادی بود.
تحقیقات انجام گرفته در کشورهای غربی از شیوع این پدیده در مدارس خبر می دهد. به عنوان نمونه، یکی از مطالعات اخیر که در مدارس ابتدایی آلمان انجام گرفته است، نشان میدهد که حدوداً 10 درصد دانش آموزان قلدری می کنند در حالی که 4/17 درصد بزه دیده و 5/16 درصد بزه دیده ی قلدر هستند. در تحقیقات بین المللی، که در 66 کشور انجام شده است، نشان می دهد که حدود 1/31 درصد از دانش آموزان در مدرسه، حداقل یک بار در دو ماه قلدری می کنند، این در حالی است که نرخ بزه دیدگی به بیش از 60 درصد در برخی کشورها همانند؛ زیمباوه و لیتوانی رسیده است
اگر نتوانیم به افراد قلدر ، عنوان “بزهکار” بدهیم، لیکن چنین افرادی حداقل، دارای حالاتی هستند که در جرم شناسی به آن “حالت خطرناک” گفته می شود.در واقع، اغلب تعابیر عمومی در جرم شناسی در جهت تبیین این اندیشه است که جوانان و نوجوانان مستعد بزهکاری، ، به دلیل فعالیت های خطرزایی که دارند، برای بزه دیدگان و سایر افراد خطرات قابل توجهی ایجاد می کنند.
از آنجایی که عمل قلدری شکلی از خشونت است و به عنوان یک عامل خطر شناخته شده که با رفتارهای ضداجتماعی و مجرمانه مرتبط است، لذا کسانی که قلدری می کنند اغلب افرادی اند که از مدرسه اخراج شده اند و مواد مخدر و الکل استفاده می کنند، از این جهت است که به صورت متوالی و پی در پی در رفتارهای بزهکاری و مجرمانه درگیر می شوند.
ما در این جا مطالب خود را طی دو گفتار ارائه می دهیم. در گفتار نخست، پس از بررسی مفهوم و مصادیق قلدری در مدرسه و بزه دیدگی ناشی از آن، به آسیب شناسی آن در میان گروه دوستان و مدرسه می پردازیم و در نهایت با یک تحلیل جرم شناختی – روانشناختی و پس از تبیین خصوصیات روانی و جایگاه این پدیده در بین گروه های بزهکار – بزه دیده گفتار نخست به پایان می رسد. گفتار دوم این مقاله، به موضوع پیشگیری و به طور خاص به انواع سه گانه ی پیشگیری یعنی پیشگیری نخستین ،دومین و سومین که در زیر مجموعه ی پیشگیری اجتماعی است و نقش سازمان های مردم نهاد در این زمینه، اختصاص دارد.
گفتار اول: تبیین مفهوم “قلدری ” و بزه دیدگی ناشی از آن
در این گفتار به مفاهیم بنیادین این تحقیق پرداخته می شود و در ضمن به این موضوع که این پدیده در بین دانش آموزان چه خصوصیاتی از نظر روانی و جرم شناختی دارد خواهیم پرداخت.
1. تعریف “قلدری “و ویژگی های آن
“قلدری” ، به عنوان یک رفتار پرخاشگرایانه و ستیزه جویانه تعریف شده است که به گونه ای مکرر و منظم، توسط دانش آموزان بر هم کلاسی های ضعیف و ناتوان در کلاس به نمایش درمی آید و در تمام پایه های تحصیلی مدرسه اتفاق می افتد. این گونه پرخاشگری ها و تهاجمات می تواند به صورت خشونت فیزیکی،همانند زد و خوردباشد. به علاوه سوء استفاده ی لفظی، همانند صدا کردن نام یا طعنه زدن نیز می تواند از مصادیق قلدری در مدرسه باشد . تهاجمات سایبری مانند پیام متنی یا ایمیل کردن پیام ها و تصاویر آزاردهنده، نوع جدیدی از مصادیق خشونت است که به طور فزاینده ای در فرهنگ جوانان رو به ازدیاد میرود اسمیت( Smith .1994)، استدلال می کند که اگر بخواهیم یک تعریف علمی کوتاه از “قلدری” ارائه کنیم، می توان گفت: “قلدری، سوء استفاده
از قدرت به صورت منظم – تکراری و تعمدی، می باشد که اغلب در گروههای اجتماعی پایدار با یک سلسله مراتب روشن و نظارت اندک، همانند ارتش ، مدرسه و یا در زندان، انجام می شود”.آلوز ( Olweuse 1993) سه ویژگی اساسی برای رفتار قلدرها در نظر گرفته است که عبارتند از: رفتار منفی(همانند خشونت های فیزیکی و لفظی) ،تکرار رفتار ،وجود قدرت نامتوازن (Power imbalance) .
2. گروههای درگیر در پدیده ی”قلدری و بزه دیدگی ناشی از آن” و تبیین خصوصیات روانی آنها
سه گونه ی متفاوت از دانش آموزان وجود دارند که در رفتارهای پرخاشگرایانه درگیر می شوند. قلدرها، بزه دیدگان و بزه دیدگان قلدر. قلدرها افرادی اند که خطر بالای ارتکاب خشونت در آنها وجود دارد. آنها افرادی هستند که اعمال خود را یا مستقیماً خود انجام می دهند و یا به طور غیرمستقیم از طریق هوادارانشان به اجرا در می آورند.بزه دیدگان از نظر جرم شناسی افرادی هستند که قربانی جرایم واقع شده اند.این افراد تجربه ی طرد شدن از طرف دوستانشان را دارند. بزه دیدگان قلدر افرادی هستند که با دیگران قلدری می کنند . اما در واقع بزه دیده و قربانی قلدری خودشان می شوند.
این سه گروه از کودکان، از نظر روانی خصوصیات متفاوتی با هم دارند:
قلدرها معمولاً سطوح بالایی از پرخاشگری و رفتارهای خشن در برابر دوستان و همسالانشان دارند. این افراد در بزرگسالی رفتارهای تهاجمی و ضداجتماعی از خود نشان میدهند. در حقیقت قلدرها، در طول دوران بزرگسالی رفتارهای منفی از خود به نمایش می گذارند، همانند پرسه زنی و بزه کاری و از نظر روانی دچار اختلال می شوند. از طرف دیگر، بزه دیدگان ممکن است که میزان عزت نفس شان کاهش پیدا کند. اضطراب و افسردگی مزمن پیدا می کنند و حتی ممکن است مرتکب خودکشی شوند. در حقیقت بزه دیدگان کسانی اند که سطوح بالایی از استرس و فشار و همچنین بیماری های روانی را دارند. بر خلاف بزه دیدگان که عزت نفس کمی دارند، قلدرها ضمن اینکه افرادی سلطه جو هستند متمایل میباشند که خود را افرادی با امن و استوار و محکم جلوه دهند. اما بزه دیدگان قلدر که معروف به اشخاص”دو هویتی” هستند، در برخی از خصوصیات بزه دیده ی منفعل و همچنین در برخی از ویژگی های افراد قلدر، مشترک هستند. بنابراین می توان گفت که این گروه از افراد سطح بالایی از پرخاشگری و در عین حال از افسردگی و عزت نفس کم برخوردارند.
3. آسیب شناسی پدیدهی “قلدری و بزه دیدگی ناشی از آن” در مدرسه و گروه همسالان
مدرسه، به خاطر تدوین وظایف و حقوق افراد و انتقال ارزش های اجتماعی با وسایل مؤثری که برای کنترل اجتماعی در اختیار دارد، یکی از کارگزاران مهم “اجتماعی کردن” فرد تلقی می گردد. با این اوصاف “باربارا ووتون” (1953) معتقد است: “بسیاری از بزهکاران در طول سال های تحصیلی از مدرسه غیبت غیرموجه می کرده اند و همچنین این احتمال وجود دارد که «بخش فوق العاده بزرگی از آنها» به خانواده های از هم پاشیده مختلف تعلق داشته باشند.” به طور کلی ، از لحاظ تندرستی(یعنی سلامت جسمانی) بدتر از افکار غیربزهکار نیستند، ولی پیشرفت تحصیلی آنان احتمالاً کمتر بوده است؛ با این حال، بسیاری از کج روان در مدرسه خوش نام نبوده اند. البته ممکن است که این بدنامی از پیش داوری معلمان که مربوط به اطلاع آنان از بزهکاری این افراد بوده، ناشی شده باشد. تحقیقاتی که در کشور استرالیا صورت گرفته است، نشان میدهد که قلدری در مدرسه به عنوان یک عامل خطرناک شناخته شده است که با رفتارهای ضداجتماعی و مجرمانه مرتبط است. مدارس می توانند نهاد مناسبی باشند تا بر کاهش رفتارهای ضد اجتماعی و مجرمانه که در کودکان به وجود آمده است تمرکز کنند و مسئولیت اجتماعی آنان را ارتقاء بخشند. تحقیقات دیگر انجام شده نشان داده است که درگیر شدن در قلدری مدرسه ای، با عدم پذیرش این افراد از سوی دوستان ارتباط دارد. در حقیقت کسانی که قلدری می کنند افرادی اند که از سوی دوستان طرد شده اند و با کم مهری همسالان مواجه اند. با افزایش نفوذ گروه همسالان، نفوذ والدین رو به کاهش می رود. اعضای این گروهها می توانند به جست و جوی روابط و موضوعاتی بپردازند که در خانواده و مدرسه با تحریم مواجه است، و به این ترتیب سعی می کنند که از نفوذ این روشهای مهم بر خود جلوگیری نمایند و نقش ها و هویت های متمایزی (و غالباً غیرمجاز) را به نمایش بگذارند. از این روی، حمایت گروه دوستان (همانند گروه های صالحین در مساجد) ، نقش مهمی در خصوص عزت نفس ایفا می کند. بویژه مطالعات نشان داده است که حمایت معلمان و گروه دوستان اثرات مثبتی بیش از هر زمان دیگر، در عزت نفس نوجوانان و جوانان دارد.
4. جایگاه “قلدرها و بزه دیدگان قلدر” در میان بزهکاران – بزه دیدگان

مطلب مشابه :  روزنامه نگاران


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در یک دسته بندی که از جوانان و نوجوانان بزه کار- بزه دیده انجام گرفته است سه گروه مشخص شده اند. این سه گروه عبارتند از:
1- بزهکاری جنسی / بزه دیدگی ناشی از بدرفتاری
2- بزهکاری/ بزه دیدگی اموال و دارایی
3- قلدری / بزه دیدگان قلدر
به این ترتیب، می توان گفت که یکی از عوامل بزهکاری – بزه دیدگی از قلدری کردن ناشی می شود. به طور کلی، گروهی از بزه دیدگان غیر پرخاشگر و پرخاشگران غیربزه دیده که در ادبیات قلدری، به عنوان گروه بزه دیدگان قلدر مشخص شده اند، گروهی هستند که در زیر مجموعه ی گروه بزه کار- بزه دیده ی نوجوان و جوان قرار گرفته اند. همچنان که بیان شد ” پرخاشگری” یکی از خصوصیات افراد قلدر است. در تحقیقات انجام گرفته، کشف شده است که پرخاشگری افراد جوان و نوجوان نوعی از جرایم است. بدین ترتیب، قلدری می تواند شکلی از بزهکاری باشد. در واقع، اگر چه قلدری کردن دیگران، قویاً با بزهکاری مرتبط است، اما باید خاطرنشان کرد که ارتباط میان بزهکاری و بزه دیدگی بسیار شدیدتر است. بزه دیده قلدر که یکی از زیرشاخه های قلدری است جوانانی هستند که در خشونت یا حمل سلاح درگیر میباشند و همچنین سطح بالایی از بزه دیدگی خشونت را تجربه کرده اند. اما بزه
بزه دید ه قلدر
1- پسربچه سلطه جو
2- بزهکاری بالا
3- بزه دیدگی بالا
4- فلاکت وبدبختی بالا
5- خشم وعصبانیت بالا
بزهکاران و- بزهدیدگان جرایم جنسی
1- دختربچه های سلطه طلبی هستند.
2- بیشترازدیگرگروهها،بزهکاربزه دیده می شوند.
3- افسردگی وعصبانیت بالا یی دارند .
4- بیشترین درصددرمرتکبین افراد بزرگسال را به خوداختصاص داده اند.
بزهکاران – بزه دیدگا ن اموال ودارایی
1- پسربچه های سلطه جو
2- بزه دیدگی کمتری
نسبت به سایرگروههای بزه دیده – بزهکار
3- خشم و عصبانیت متر و همچنین افسردگی نسبت به دیگرگروههای بزهکار – بزه دیده
4- کمتریندرصدازمرتکبین این خانوادهها (یعنی بزهکار- بزه دیده) رابه خوداختصاص داده اند.
بزه دید ه قلدر

مطلب مشابه :  فعالیت های اجتماعی

1- پسربچه سلطه جو
2- بزهکاری بالا
3- بزه دیدگی بالا
4- فلاکت وبدبختی بالا
5- خشم وعصبانیت بالا
بزهکاران و- بزهدیدگان جرایم جنسی
1- دختربچه های سلطه طلبی هستند.
2- بیشترازدیگرگروهها،بزهکاربزه دیده می شوند.
3- افسردگی وعصبانیت بالا یی دارند .
4- بیشترین درصددرمرتکبین افراد بزرگسال را به خوداختصاص داده اند.
بزهکاران – بزه دیدگا ن اموال ودارایی
1- پسربچه های سلطه جو
2- بزه دیدگی کمتری
نسبت به سایرگروههای بزه دیده – بزهکار
3- خشم و عصبانیت متر و همچنین افسردگی نسبت به دیگرگروههای بزهکار – بزه دیده
4- کمتریندرصدازمرتکبین این خانوادهها (یعنی بزهکار- بزه دیده) رابه خوداختصاص داده اند.
کاری – بزه دیدگی در حوزه ی اموال و دارایی، جرایمی است که منحصراً در قلمرو جرایم اموال قرار می گیرند. از جمله ویژگی های این گروه، این است که آنها خردترین بزه دیدگی – بزه کاری در مقایسه با دیگر گروههای بزهکار – بزه دیده اند. این افراد از سطح پایین تری از عصبانیت، افسردگی و اضطراب ها را در مقایسه با گروههای دیگر بهره مند هستند. به طور کلی، گروههای بزهکاری نشانه هایی از بالا بودن عصبانیت، افسردگی و اضطراب در مقایسه با گروههای غیربزهکار دارند. اما بزه کاران و بزه دیدگان جرایم جنسی ، عمده دخترانی اند که بیشتر از سایر گروهها بزهکار – بزه دیده واقع می شوند. این افراد افسردگی، خشم و اضطراب بسیار بالایی دارند. مهمترین ویژگی گروههای بزهکار – بزه دیده عبارت است از : در کل برخلاف این باور ثابت شده است که دو تا پنج در صد کودکان و نوجوانان در مدرسه دارای علائم افسردگی هستند و حتی سالهای تحصیلی در مدرسه را با اندوه می گذرانند . نوجوانان مبتلا به افسردگی بشدت احساس ناامیدی و بی ارزشی می کنند . در این بین ، دختران افسرده ، معمولاً گرایش به گوشه گیری دارند در حالی که پسران افسردگی را به صورت بیش فعالی ، بی قراری ، برانگیختگی ، پرخاشگری و خشونت ازخود نشان می دهند . به عبارت دیگر ، علائم روانی همانند افسردگی ، اضطراب و ….. در سنین مدرسه ، با تحریک پذیری ، مجادله جویی و ….. همراه است . از این رو ، یکی از وظایف مدرسه ، پیشگیری از چنین رفتارهایی است که چنانچه مسئولان مدرسه بویژه معلم کلاس ، آشنایی و آگاهی کامل از این رفتارها داشته باشند ، می توانند از طریق تأثیر گذاری بر چنین افرادی ، علاوه بر اینکه باعث شوند آنان در شرایط دشوار مانند خشونت ، بزه کاری ، زور گویی و … به خودباوری و اعتماد به نفس برسند از مشکلات بعدی در آینده من جمله از بزه کاری در آینده پیشگیری شود .
گفتار دوم: پیشگیری از “پدیده ی قلدری و بزه دیدگی ناشی از آن” و نقش سازمان های مردم نهاد
پیشگیری از تهاجمات کودکان و نو جوانان و بزه دیدگی ناشی از آن به عنوان یک مشکل اجتماعی و بالینی مطرح شده است. در سال های اخیر، تأکیدات در خصوص برنامه های اساسی مدرسه، تا حدودی تغییر کرده است. این تغییر جهت ،برای فهم و پیشگیری از این معضل به وجود آمده

دیدگاهتان را بنویسید