پایان نامه درباره روابط جانشینی، مجمع البیان، اعمال قلبی، آیات قرآن

أُخالِفَکُمْ إِلى‏ ما أَنْهاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُریدُ إِلاَّ الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفیقی‏ إِلاَّ بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنیبُ﴾ ۳۳۴
مراد از این که شعیب علیه السلام فرمود: «من بر بینه‏اى از پروردگارم هستم» این است که من آیت و معجزه‏اى دارم که دلالت بر صدق من بر ادعاى نبوتم دارد، و مراد از این که گفت: «خداى تعالى از ناحیه خود رزق نیکویى به من داده» این است که به من وحى نبوت داده که مشتمل است بر اصول معارف و فروع شرایع، و معناى آیه این است که شما مردم به من خبر دهید که اگر من فرستاده‏اى از ناحیه خداى تعالى به سوى شما باشم و مرا به وحى معارف و شرایع اختصاص داده باشد و با آیتى روشن که دلالت بر صدق من در ادعایم مى‏کند تایید کرده باشد باز هم من در رأى و روشم سفیه هستم؟۳۳۵
﴿وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً﴾ برخى گفته‏اند: منظور از روزى نیکو در این جا مقام نبوت است. و حسن گفته: معناى این جمله آن است که خداوند مرا به دین خود هدایت کرده و روزى خود را بر من وسیع گردانده، چون مال زیادى داشت. و برخى گفته‏اند: هر نعمتى که از طرف خداى سبحان به انسان برسد همان روزى وسیع است.۳۳۶
۳ـ ۷ـ‌۲ـ ۱ـ ۱ـ ۱ نتیجه گیری
طبق آیاتی که در آن از رزق حسن آمده، می‌توان نتیجه گرفت که رزق حسن، رزقی است هم دنیوی و هم اخروی . شاید یکی از معانی رزق نیکو آن باشد که چون از آن می‌بخشد، پس چنین روزی‌ای نیکو است، یا چون نیکوست از آن می‌تواند انفاق کند (نحل/۷۵). همان طور که خداوند در دنیا به بنده‌اش رزق نیکو می‌دهد، به بنده‌ای که در راه او قدم بردارد رزق نیکوی اخروی خواهد داد و اساسا حرکت نیاز به رزق دارد و خداوند خیر الرازقین است(حج/ ۵۸) به بهشت هایی راهنمایی می‌کند که مایه خوشنودیشان باشد(حج/۵۹). رزق حسن می‌تواند بینه ای از جانب خدا باشد چنین رزقی اجازه مخالفت از خدا را از انسان گرفته و نتیجه چنین رزقی این است که او را متوکل می‌کند(هود/۸۸).
۳ـ‌۷ـ ۲ـ ۱ـ ۲ آیات مشتمل بر رزق کریم
الف: ﴿وَ مَنْ یَقْنُتْ مِنْکُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَیْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً کَریماً﴾۳۳۷
کرم: ( بر وزن فرس) و کرامت به معنى سخاوت، شرافت، نفاست و عزّت است.۳۳۸کریم به معنى نفیس و عزیز است.
معناى آیه این است که هر یک از شما همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم براى خدا و رسول او خاضع شود، و یا ملازم اطاعت و خضوع براى خدا و رسول باشد، و عمل صالح کند، اجرش را دو باره مى‏دهیم، یعنى دو برابر مى‏دهیم، و برایش رزقى کریم، یعنى بهشت آماده مى‏کنیم.۳۳۹ طبرسی آن را روزى سالم یعنى بزرگ منزلت و بلند مرتبه دانسته است. بعضى گفته‏اند که رزق کریم آن است که از هر آفت و بلا سا‌لم و مصون باشد. و برخى هم گفته‏اند: آن ثواب چنانی است که ابتداء به مثل آن نیکو نیست.۳۴۰
ب: ﴿أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ کَریمٌ﴾۳۴۱
مراد از درجات مراتب قرب به خدا است. کلمه” مغفرت” به معناى گذشت الهى از گناهان است، و” رزق کریم” نعمت‏هاى بهشتى است که نیکان از آن ارتزاق مى‏کنند، و این تعبیر در چند جاى قرآن واقع شده، مانند آیه ﴿فَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ. وَ الَّذِینَ سَعَوْا فِی آیاتِنا مُعاجِزِینَ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَحِیمِ﴾۳۴۲ و امثال آن.۳۴۳
طبرسى در این آیه رزق کریم را بزرگ و پر قیمت معنى کرده است. در ذیل آیه۷۴ از همین سوره، رزق کریم را عظیم و واسع و آن چه ناگوارى در آن نیست معنا کرده و در اقرب الموارد آمده: «رِزْق کَریمٌ اىْ کَثیرٌ» این ها همه مصداق شرافت و نفاست‏اند.۳۴۴
ج: ﴿فَالَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ کَریمٌ ﴾۳۴۵
رسول را امر مى‏کند به این که رسالت خود را به انذار و بیان نتایج ایمان و عمل صالح که همان اجر جمیل، یعنى آمرزش گناهان و رزق کریم، یعنى بهشت با همه نعمتهاى آن است، و نیز نتایج کفر و انکار و آثار سوء آن، که همنشینى با جهنمیان و خلاصى نداشتن از عذاب است را اعلام بدارد.۳۴۶
د: ﴿لِیَجْزِیَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ کَریمٌ﴾ ۳۴۷
این آیه یکى از دو سبب قیام قیامت را شرح مى‏دهد و مى‏گوید براى این است که خداى سبحان افراد با ایمان و داراى عمل صالح را به مغفرت و رزق کریم که عبارت است از بهشت و آن چه در آن است جزاء می‌دهد. سبب دومى قیام قیامت را جمله ﴿وَ الَّذِینَ سَعَوْا فِی آیاتِنا مُعاجِزِینَ … ﴾ بیان مى‏کند.۳۴۸
۳ـ‌۷ـ‌۲ـ ۱ـ ۲ـ‌۱ نتیجه گیری
طبق آیات ذکر شده در بخش رزق کریم، دیده می‌شود که برای رسیدن به این رزق بالا رتبه باید مراحلی را طی کرد. ایمان به خدا و رسول شرط اولیه آغاز حرکت بنده در این راه است (احزاب/۳۱). پس از آن برای تثبیت ایمان، با انجام اعمال صالح باید ایمان را به ظهور واقعی‌اش رسانید(حج/۵۰ ـ سبا/ ۴). در این مرحله خطاها پوشیده می‌شود و در بیشتر موارد رزق کریم کنار مغفرت الهی نشسته که نشان از وعده الهی برای رسانیدن او به رزقی دارای کرامت است (انفال/ ۴). شاید کاربرد رزق حسن بیشتر برای انجام اعمال جوارحی مثل جهاد و انفاق باشد ولی برای رسیدن به رزق کریم اعمال قلبی مثل ایمان لازم است.
۳ـ ۷ـ ۲ـ ۲ جانشینی اجر محسنین با اجر مصلحین و مؤمنین
﴿یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَهٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنینَ﴾ ۳۴۹
در این آیه شریفه فضل و نعمت را نکره آورد، هم چنان که رزق را هم در آیات قبل سربسته ذکر کرد و نفرمود که آن رزق چیست، و این براى آن بود که ذهن شنونده در باره فضل و نعمت و رزق تا هر جا که ممکن است برود، و باز به همین جهت خوف و حزن را در سیاق نفى مبهم آورد، تا دلالت بر عموم کند، و بفهماند کشته شدگان در راه خدا هیچ نوع از انواع خوف و حزن را ندارند.
و از دقت در این آیات این معنا به دست مى‏آید که در درجه اول در صدد بیان اجر مؤمنین است، در درجه دوم مى‏خواهد بفهماند که این أجر که نزد خداى سبحان است رزق ایشان است، در درجه سوم این رزق نعمتى و فضلى از خدا است، در آخر این نعمت و فضل عبارت از این است که نه خوفى دارند و نه حزنى.۳۵۰
﴿وَ الَّذینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتابِ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ إِنَّا لا نُضیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحینَ﴾ ۳۵۱
در مجمع البیان گفته است:” امسک و مسک و تمسک و استمسک بالشى‏ء” همه در معنا یکى است و به معناى دست آویختن به آن چیز است.۳۵۲
اگر از میان همه اجزاى دین تنها اقامه نماز را ذکر کرد براى شرافتى است که نماز بر سایر اجزاى دین دارد، چون نماز رکن دین است، بوسیله نماز یاد خدا و خضوع در برابر او که جان همه شرایع دینى است حفظ مى‏شود.
این آیه تمسک به کتاب را اصلاح خوانده، و مقابل اصلاح، افساد در زمین و یا افساد جامعه بشرى است، و زمین و یا جامعه بشرى در زمین فاسد نمى‏شود مگر با فساد طریقه فطرت، آن طریقه‏اى که خداوند مردم را بر طبق آن آفریده. و به طور کلى هر دینى از ادیان که داراى کتاب است در هر عصرى که نازل شده باشد متضمن طریقه فطرت است، چیزى که هست در هر عصرى از احکام فطرت آن مقدارى را متضمن است که اهل آن عصر استعداد پذیرفتن آن را دارند، دلیل این مدعا آیات قرآنى است که مى‏فرماید: «دین قیم و آن شریعتى که تمامى حوائج زندگى بشر را بر مى‏آورد همان فطرتى است که خداوند بشر را بر طبق آن خلق کرده و هیچ تبدیلى در خلقت خداوند نیست، این است آن دین قیم و لیکن بیشتر مردم نمى‏دانند.»
آن چیزى که واقعیت انسان طبیعى اقتضاى آن را دارد خضوع در برابر مبدء غیبى است که وجود، بقا، سعادت و توفیق وى در شؤون زندگى و قوانین حاکم در عالم، قائم به او است، و این خضوع همان دینى است که ما آن را اسلام نامیده و قرآن و سایر کتب آسمانى که بر انبیاء و رسولان خدا نازل شده بشر را به سوى آن دعوت مى‏کنند.۳۵۳
به عبارت دیگر آن چیزى که به منطق دین الهى، بشر به سوى آن دعوت شده همانا شرایع و سننى است که مصالح او را در زندگى دنیوى و اخرویش تامین مى‏کند نه این که اول مجموعه‏اى از معارف و شرایع از پیش خود وضع نموده و سپس ادعا کند که این شرایع با مصالح بشر تطبیق نموده و مصالح بشر با آن منطبق است.
کوتاه سخن این که، کتاب الهى مصالح بشر را متضمن است، و اجراء دستوراتش تمامى مفاسد جامعه بشرى را اصلاح مى‏کند، و اصولا ما آن کتابى را کتاب الهى مى‏نامیم که این طور باشد، و آن دینى را صحیح مى‏دانیم که مجموعه‏اى از قوانین مصلح باشد هم چنان که مجموعه قوانین مصلح را دین مى‏دانیم.۳۵۴
آیه مورد بحث گر چه با صرفنظر از آیات قبل و بعدش عام و مستقل است، و لیکن از آن جا که در سیاق گفتار در باره بنى اسرائیل قرار گرفته آن ظهور در عمومیت را از دست داده و تنها مربوط به بنى اسرائیل شده است، و بنا براین، مقصود از کتابى که در آن نامبرده شده نیز فقط تورات و یا تورات و انجیل خواهد بود.۳۵۵
﴿ما کانَ لِأَهْلِ الْمَدینَهِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ لا یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ لا یُصیبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَهٌ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَطَؤُنَ مَوْطِئاً یَغیظُ الْکُفَّارَ وَ لا یَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَیْلاً إِلاَّ کُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنینَ﴾۳۵۶
این آیه حق تخلف از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را از اهل مدینه و اعرابى که در اطراف آن هستند سلب نموده، سپس خاطر نشان مى‏سازد که خداوند در مقابل این سلب حق، براى ایشان در برابر مصیبتى که در جهاد ببینند از قبیل گرسنگى و عطش و تعب و در برابر هر سرزمینى که بپیمایند و بدان وسیله کفار را به شدت خشم دچار سازند، و یا هر بلائى که به سر آنان بیاورند، یک عمل صالح در نامه عملشان مى‏نویسد، چون در این صورت نیکوکارند و خدا اجر محسنین را ضایع نمى‏سازد، این معناى ﴿ذلِکَ بِأَنَّهُمْ لا یُصِیبُهُمْ ظَمَأ﴾ است.
آن گاه مى‏فرماید: هزینه‏اى که در این راه خرج مى‏کنند، چه کم و چه زیاد، و هم چنین هر وادى که طى مى‏نمایند، براى آنان نوشته مى‏شود و نزد خدا محفوظ مى‏ماند، تا به بهترین پاداش جزا داده شوند.۳۵۷
۳ـ ۷ـ ۲ـ ۲ـ ۱ نتیجه گیری
با بررسی روابط جانشینی در سه آیه اخیر تحلیلی که می توان داشت این است که مفهوم «مصلحین» را

مطلب مشابه :  پایان نامه دربارهمعناشناسی، قرآن کریم، پایان نامه، انسان کامل

دیدگاهتان را بنویسید