معنای لغوی

دانلود پایان نامه

:
اول: از نظر لغوی یعنی واضع لغت در هنگام وضع آن، چه معنایی را آورده است.
دوم: از نظر اصطلاح فقهی یعنی فقهای شیعه و شافعی از این واژه چه مراد کردهاند.
1-2-2-تعریف لغوی
غرر(به فتح اول و دوم) واژه‏ای است عربی و دارای معانی گوناگون؛ گزیده‏ای از آن معانی بدین قرار است(صفیپور، 1218، ص 912) و (الزبیدی، 1306، ص 443) آنرا به معنی«خطر» آورده‏اند. در «اقرب الموارد» (شرتونی، 1365، ص 867) به معنای «در معرض هلاک افتادن» آمده است. بجنوردی میگوید: آن‏چه پایان و عاقبتش نامعلوم باشد، آن را غرر نامند. در «مغرب» آمده است که غرر خطری باشد که وجود و عدمش مشکوک است. «اساس اللغه»، «مصباح»، «جمل» و «مجمع البحرین» نیز غرر را به «خطر» تفسیر و معنا کرده‏اند.
در برخی از فرهنگ‏های لغت فارسی، غرر به معنای «هلاکت» (دهخدا، 1325، ص 148؛ صفیپور، 1218، ص 912)، «خطر» و «فریب خوردن» آمده است(معین،1345 ، ص 2400) در تهذیب اللغه ازهری غرر به معنای«خطر» آمده است و همینطور شهید ثانی غرر را به معنای خطر آورده و آنرا با غرور به یک معنا بکار برده است(شهید ثانی، 1403، ص214) شیخ انصاری معنای «خطر» را برای این لفظ عنوان نموده است(شیخ انصاری، 1367،ص188).
مذهب شافعی غرر را از مصدر «غراره» به معنای «خدیعه» و «غفلت» دانسته‏اند( ابوجیب، 1402، ص 272).
شهید اول در کتاب «قواعد»، غرر را چنین تعریف کرده است:
غرر در لغت جهل در خصوص رسیدن شی به دست منتقلالیه (شهید اول، 1308،ص 253).
از نگاه دیگری «غرر» به معنای خطر است و خطر به معنای مصدری؛ یعنی در معرض هلاکت بودن، و «تغریر»؛ یعنی شخصی را مغرور کردن(مراغه‏ای، 1297، ص 29).
«قاموس» در تعریف غرر آورده است:
و «عَرَّضَ للخطر» به معنای «در معرض خطر قرار گرفتن» تحت این عناوین بیان شده است(روحی البعلبکی، 1296، ص 797). محقق نراقی در مورد معنای لغوی غرر چنین آورده است: «غرر» اسم و از ریشهی تغریر است و تغریر یعنی در معرض هلاکت قرار دادن. غرر در معنای خطر است و غرر در شکل مصدری به معنای« مشرف بر از بین رفتن» است و «مخاطره» انجام دادن چیزی است که دارای خطر با احتمال بیشتر یا احتمال مساوی از بین رفتن باشد. وی این معنی را براساس تصریح لغت شناسان، به عنوان معنای غرری دانسته است(نراقی ، 1245، ص31).
از مجموع آن‏چه واژهشناسان و فقها در معنای لغوی غرر بیان داشته‏اند،به دو نکتهی زیر میرسیم:
1 ـ اگرچه از این ماده، الفاظ متعددی در قالب مصادر مجرّد، مانند غراره، و غیر مجرد، مانند اغترار و اسم‏های مختلف، مانند غِرّه (به کسر اول) به معنای غفلت، غُرّه (به ضمّ اول)، و الغَرَر و امثال آن ساخته شده است، اما می‏توان گفت همه ی آن‏ها بر معنا و مفهوم مشترک زیر، مطابقت دارند و آن عبارت است از:
غرر اسم است که از تغریر اخذ شده و تغریر یعنی «در معرض هلاکت و نابودی قرار گرفتن». غرر خود به معنای «خطر» است و خطر هم که خود واژهی عربی است به چندین معنا آمده است؛ از جمله «احتمال»، «احتمال ضرر»، «نزدیک به هلاکت»، «اقدام بر عملی که ایمن از ضرر نیست.»( امام خمینی، 1368، ص 204) یا «آن‏چه مایهی تلف شدن کسی یا چیزی باشد.»(عمید، 1356، ص 537) و نیز «چیزی که در آن احتمال برتر و یا مساوی نسبت به تلف و نابود شدن وجود داشته باشد»( نراقی،1245، ص 30).
2ـ در هیچ یک از کتاب‏های لغت و غیر آن‏ها، غرر به معنای جهل نیامده است. اگر چه برخی واژه‏شناسان معنای «غفلت» را ذکر کرده‏اند، ولی بدیهی است که غفلت غیر از جهالت است. بنابراین، بر خلاف آن‏چه رایج است، غرر به معنای جهل نمی‏باشد؛ هر چند در برخی موارد خطر و غرر ناشی از جهل می‏باشد و این مطلب دیگری است. در پایان باید افزود که:
«برخی واژه‏شناسان، غرر را با توجّه به مبادی آن (غفلت و خدعه و اغفال) تفسیر کرده‏اند و گروهی دیگر، غرر را با لحاظ کردن غایت و نتیجهی آن (خطر) معنا نموده‏اند که می‏توان گفت هرکدام از این معانی مستلزم جهل به واقع امر است»( نائینی، 1290، ص 379).
ولی با وجوداین، «غرر در معامله» به معنای «خطر در معامله» است و این همان معنای مورد نظر ما می‏باشد.
1-2-3-غرر و عقد غرری در اصطلاح فقهی
برخی از فقها بیان داشته‏اند که غرر از نظر شرع (اصطلاح فقهی)، جهل در خصوص رسیدن شی‏ء به دست منتقل‏الیه است. از این رو، اگر حصول چیزی که مجهول است، معلوم باشد و یا فقط صفت آن مجهول باشد، غرری نخواهد بود بر همین اساس بین غرر و جهل، عموم و خصوص من وجه است (شهیداول،1308،ص253) که در مبحث فرق بین غرر و جهل به تفصیل از آن سخن خواهیم گفت. بعضی دربارهی بیع غرری گفته‏اند: بیع غرری از نظر شافعیه عبارت است از بیع چیزی که وجود و عدم آن دانسته نمی‏شود و یا از نظر کمیّت (قلّت و کثرت) مجهول است و یا قدرت بر تسلیم آن وجود ندارد(ابوجیب، 1402، ص 272) برخی دیگر آن را به معنای خدعه و تدلیس آورده اند. ولی غرر به معنای خطر و اقدام بر عملی است که احتمال زیان در آن باشد لذا در برخی از کتب فقهی شافعی مترادفس غرور آمده است (شیرازی،1379،ص292).
اسنوی شافعی در این باره گفته «الغرر هو ما تردد بین شیئین اغلبهما اخوفهما»(الزحیلی، 1997، ص256).
در «بحرالزّخّار» آمده است:

مطلب مشابه :  نقش واسطهای خودکارآمدی، اختلال افسردگی اساسی، درمان شناختی- رفتاری