دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره مسئولیت حمایت

دانلود پایان نامه

کریمه که دارای علایق معنوی با روسیه داشتند ولی تابعیت روسی نداشتند و از یک نوع حکومت خود مختار برخوردار بوده است) دخالت روسیه در اکراین مخصوصا به بهانه حمایت از اقلیت روس تبار ساکن ایالت های شرقی این کشور بهانه ای واهی بوده و هیچ گونه محل قانونی ندارد. ظاهرا” روسیه آرمان شوروی سابق را در سر دارد و باستناد به یکی از اصول قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی در الحاق کریمه به خاک خود عمل نموده است.
 اقدام روسیه در حمایت از روس تباران را می توان از دو زاویه نگاه کرد،یک بعد آن بعدی است هویتی ،که روس ها برای خودشان این حق را قائل هستند که از هم تباران و هم نژادهای خودشان در مناطق دیگرحمایت کنند در اینجا بیشتر یک بحث هویتی مطرح است.که در حقوق بین الملل مسبوق به سابقه نیست. اما بعد دیگری که می تواند به عنوان ابزار و بهانه ای برای برخی سیاست ها و رفتار ها در سیاست خارجی باشد و در واقع بعنوان دکترین برای روسیه  تبدیل شده است که بتواند در شرایط لازم و ضروری در جمهوری های دیگر شوروی های سابق اعمال نفوذ و تاثیر گذاری خود را داشته باشد .این است که روس ها حوزه جمهوری های شوروی سابق را حوزه حقوق استراتژیک و منطقه نفوذ خودشان می دانند و سعی بر این دارند که ابزارهایی را در این مناطق برای خودشان حفظ کنند که  شاید یکی ازمهم ترین  این ابزارها همین جمعیت روس تبارانی هست ( اعم ازآنانیکه دارای پاسپورت های روسی هستندو یا روس تباران دارای تابعیت مضاعف) که در مناطق مختلف اتحاد جماهیر شوروی سابق حضور دارند ، امروزه در بحران اکراین هم در واقع از همین  ابزار استفاده می نماید و درچار چوب این دکترین شبه جزیره کریمه را به روسیه الحاق کرد.اما باید توجه داشته باشیم که اولاً صرف اینکه تبار مردم کریمه و بخش های شرقی اکراین ،روسی است دلیلی بر دفاع و حضور نظامی در خاک اکراین محسوب نمیشود و آنها ممکن است دارای تابعیت مضاعف بوده یا تابعیت غالب شان روسی نباشد. علاوه بر آن مداخله برای دفاع از اتباع مدتهاست نامشروع شناخته شده است.
بخش دوم : تروریسم وجایگاه آن در دکترین حمایت از شهروندانی که در معرض خطر جدی قرار دارند
دکترین مسئولیت حمایت که امروزه در برخی موارد جایگزین مداخلۀ بشردوستانه شده است زمانی مورد استناد قرار می گیرد که دولتی نسبت به وظیفۀ خود در قبال حمایت از شهروندانش از روی عمد یا از روی سهو مرتکب کوتاهی شود و این کوتاهی منتهی به نقض شدید حقوق شهروندان آن سرزمین شود که در این صورت مسئولیت حمایت از شهروندانِ آن کشور بر دوش جامعۀ بین المللی قرار می گیرد. ذکر این نکته ضروری است که مشروعیت دکترین مسئولیت حمایت در گرو آن است که وضعیت فوق الذکر از سوی شورای امنیت احراز شود و شورا اقدام به صدور قطعنامه ای در چارچوب فصل هفتم منشور نماید و از جامعۀ بین المللی بخواهد تا مسئولیت حمایت از شهروندان آن سرزمین را بر عهده بگیرند
دراین گفتار به این موضوع می پردازیم که : آیا این افراد ( روس تباران ساکن اکراین ،اعم از ساکنان کریمه و ایالت های شرقی )،درمعرض جنایت و خطر تروریسم و یا پاکسازی قومی و تبعیض بوده اند یا خیر؟
2-2-1 ) مفهوم «تروریسم»
«ترور» و عملیات تروریستی از پدیده هایی است که در زمان ما، به ویژه در حوزه حقوق و روابط بین المللی، درباره آن بسیار سخن گفته می شود، ولی همچنان مفهوم روشنی از آن در دست نیست. این بدان دلیل است که واژه های «تروریسم» و«تروریست» واژه هایی نسبتا نوینی هستند که در جهان به شکل های گوناگون و احیانا متضاد ـ مثلاً، به عنوان وسیله ای برای سرکوب علیه استقلال طلبی ها، نفی وابستگی ها و محرومیت ها، ایستادگی در برابر زورگویی ابرقدرت ها، و قیام های مردمی در برابر رژیم های استبدادی وابسته ـ به کار گرفته می شوند و در عین حال، پوششی هستند برای شیوه های تهدید و ارعابی که ابرقدرت ها برای پیشبرد سیاست های سلطه گرانه و تجاوزگرانه خود در جهان به وجود آورده اند . تروریسم دولتی بیشتر نمود مورد اخیر است. .بعبارتی بمثابه شمشیر دولبه است.
همین ابهام در مفهوم «ترور» و «تروریسم» موجب ناکامی در مبارزه جدّی با آن می شود؛ زیرا ناکامی جامعه بین المللی در تعریف «تروریسم»، علتی سیاسی دارد، نه فنی. دولت های سرخورده و ناتوان یا آنها که قربانی جرایم اقتصادی و اجتماعی هستند یا چنین چهره ای از خود ترسیم می کنند، از گردن نهادن به تعریفی صرفا شکلی یا مبتنی بر واقعیات از تروریسم سر باز می زنند. این دولت ها، بی آنکه آشکارا تروریسم را بستایند، تلویحا آن را توجیه می کنند و غالبا آن را آخرین حربه ضعفا به شمار می آورند؛ همان گونه که دولت های سلطه خواه و متجاوز با سوء استفاده از قدرت و نفوذ خود در مجامع بین المللی و رسانه های جهانی، تجاوزگری را «دفاع»، و دفاع یک ملت از حق تعیین سرنوشت و حاکمیت سرزمینی خود را «ترور، خشونت و تهدید» می نامند؛ آنچنان که در برخورد اسرائیل غاصب علیه ملت مظلوم فلسطین و «حزب اللّه» لبنان صورت می گیرد و یا دفاع کرد های شمال عراق و سوریه از سرزمین شان در مقابل دولت اسلامی در قالب مبارزه با تروریسم ساماندهی گردیده است. 
2-2-2-1 ) مفهوم لغوی «ترور»: «ترور» در لغت، به معنای ترس و وحشت زیاد است. لغت نامه دهخدا، آن را مأخوذ از فرانسه و به معنای قتل سیاسی با سلاح و «تروریست» را به معنای طرفدار خشونت و عامل ایجاد رعب و ترس دانسته است.
در فرهنگ معین آمده است:«ترور» یعنی: ترس زیاد، بیم، هراس، خوف، وحشت و در اصطلاح سیاسی، کشتن و از بین بردن مخالفان و عوامل ایجاد رعب؛ عامل ترور یعنی: طرفدار ترور، آدمکش، آن کس که برای رسیدن به هدف خود کسی را به طور غافلگیرانه بکشد یا ایجاد هراس و وحشت بکند. ترور روش کسانی است که آدم کشی و تهدید مردم و ایجاد خوف و وحشت را به هر طریقی که باشد برای رسیدن به هدف های سیاسی خود، از قبیل تغییر حکومت یا در دست گرفتن زمام امور، لازم و مباح می دانند.
2-2-2-3 ) مفهوم اصطلاحی «ترور» در حقوق بین الملل: ابتدا به برخی از تعاریف، که در آثار نویسندگان غربی از آنها یاد شده است، اشاره می شود، تا شاید بتوان در یک بررسی تحلیلی، به ارکان و عناصر تحلیلی تروریسم و تروریست دست یافت تا براساس این یافته ها صحت و سقم ادعای روسیه در مورد در معرض جنایت و خطر تروریسم قرار داشتن دولت و ملت اکراین (بالاخص روس تباران ساکن آن کشور ) اظهار نظر واقع بینانه ای داشت. 
1. ترور الگوی نظام یافته ای از رفتار خشونت آمیز که به نوعی طرّاحی شده است که جمعیتی مورد تهدید واقع می شوند و بدین روی، سیاست های دولت خاصی تحت تأثیر قرار می گیرد.
2. عملی نهادینه شده ولی نامتعارف که به منظور تأثیرگذاری بر رفتار سیاسی معیّنی انجام می شود و با تهدید یا خشونت همراه است.
3. ارتکاب هر عمل غیرقانونی که برای نیل به اهداف سیاسی انجام شود.
4. استفاده از زور، خشونت یا تهدید برای کسب اهداف سیاسی از طریق ایجاد وحشت، ارعاب و قوای قهریه.
با عنایت به تعاریف فوق می توان گفت که تروریسم تهدید یا عملی ساختن خشونت با انگیزه های سیاسی که آماج اصلی آن را غیر نظامیان تشکیل می دهند. یا تروریسم به مثابه یک روش بکار گیری خشونت ، مدل خاصی از رفتار سیاسی را مشخص می سازد که در طیف خشونت سیاسی بی مانند است.تروریست ها درصدد آن هستند که با ایجاد رعب و وحشت گسترده ، بر طیف وسیعی از جامعه هدف خود اعمال نفوذ کنند و با استفاده از سایر اشکال خشونت های سیاسی همانند حمله به زیر ساخت های اقتصادی ( خرابکاری) از جمله تخریب پل های مهم مواصلاتی ، تخریب شبکه های برق رسانی و یا بمب گذاری در شبکه های ریلی وجاده ای و… توانایی حکومتها را در تامین امنیت به زیر سوال ببرند. برای نمونه می توان به اقدامات تروریستی القاعده در افغانستان و یا گروه دولت اسلامی در عراق و سوریه اشاره کرد که از همه اهرمهای صدرالاشاره استفاده می نمایند تا به ملت های افغانستان و عراق و سوریه القا کنند که حکومت های مرکزی شان عملا از تامین امنیت طیف گسترده ای از جامعه ناتوان هستند.یا به کرات شاهد انفجار بمب های کنار جاده ای در سر راه کاروان های نظامی و غیر نظامی در عراق و افغانستان بوده ایم که هدف عمده نا امن جلوه دادن این جوامع از سوی تروریست ها می باشیم .
یک نمونه بارز ایجاد رعب وحشت گسترده از سوی تروریست ها، یورش و حمله مسلحانه طالبان پاکستان در آذر ماه 1394 به یک مدرسه در پیشاور پاکستان بود که منجر به کشته شدن 130 نفر و مجروح شدن 114 نفر از کودکان و نوجوانان دانش آموز آن مدرسه گردید.
همچنین تروریست ها با هدف قرار دادن بخشی از رهبران سیاسی جامعه مورد هدف خود می خواهند از یک سو دشمنان با نفوذ و صاحب منصب خود را از سر راه بر دارند و از سوی دیگر هزینه مخالفت های سیاسی را بر منتقدان سیاسی شان بالا ببرند.که برای مثال می توان به ترور احمد شاه مسعود در افغانستان ، انور سادات در مصر،ترور دکتر بهشتی، دکتر مطهری، مفتح وغیره در ایران و یا ترور عماد مغنیهو سایر رهبران سیاسی نظامی حزب الله و حماس از سوی تروریسم دولتی اسرائیل اشاره کرد.
تروریسم با قتل ،کشتار و جنایات معمولی تفاوت ماهوی دارد.جرم و جنایت معمولا در جوامع بشری بیشتر براساس انگیزه های اقتصادی و گاها” فرهنگی صورت می گیرد ولی در ترور انگیزه های سیاسی است که نقش اصلی وتعیین کننده دارد. بعبارت دیگر شاه بیت تروریسم «انگیزه سیاسی» تروریست ها می باشد.هرچند که تروریست ها در زمان کاهش حمایت افکار عمومی جامعه مورد هدفشان از عملکرد سیاسی آنها از یک سو و برای تحکیم و تقویت موقعیت خود و افزایش توانایی های مالی و امکانات اقتصادی از سوی دیگر از هر جرم وجنایتی فروگذار نیستند.برای نمونه ، نیروهای طالبان افغانستان جهت تامین منابع مالی دست به کشت و قاچاق مواد مخدر می زنند.یا شبکه القاعده در شمال افریقا از طریق آدم ربایی و فروش آنها بعنوان برده و یا اخاذی از دولت هایی که تبعه شان را ربوده اند و یا از خانواده های قربانیان آدم ربایی بخش اعظم منابع مالی خود را تامین می نمایند.
2-2-2-4 ) تروریسم داخلی وتروریسم بین المللی

در بحث از تروریسم لازم است به موضوع تروریسم داخلی وبین المللی نیز نیم نگاهی داشته باشیم سپس به تحلیل دیدگاه های روسیه نسبت به مخالفانش در اکراین از این منظر می پردازیم.هر برهه از زمان دارای ادبیات و اصطلاح های خاص خودش می باشد.که در گذر زمان یا معنی و مفهوم خود را از دست می دهند و یا در معنی و مفهوم دچار تغییرات جدی می گردند. و یا از سوی گروهی مفهومی مثبت بشمار می رود یا اینکه در همان زمان از نظر مخالفان مفهوم منفی دارد. بعنوان نمونه شورشیان کمونیست ظفار عمان ،شورش یا انقلاب ظفار به نبرد چپ گراین عمانی با حکومت سلطنتی این کشور در استان شرقی این کشور ( ظفار) گفته می شود . این نبرد با تاسیس جبهه آزادی بخش ظفار در سال 1962 آغاز و در 1975 باشکست شورشیان پایان یافت .اهداف اصلی شورشیان سرنگونی سلطان عمان سلطان قابوس و استقلال بود.آنان به این اهداف نرسیدند، اما حکومت عمان وادار به انجام اصلاحات گسترده ای شد. این سازمان در ابتدا تحت تأثیر اندیشه های ملی گرایانه رهبران قبایل منطقه بود و از کمک های عربستان  نیز سود می برد. سازمان با گرایش به مارکسیسم لنینیسم از کمک های گسترده یمن جنوبی و چین برخوردار شد. کمک چین به ویژه از آن جهت بود که آن ها سازمانی با پایگاه دهقانی و باورهای مائوئیستی بودند. اعضای سازمان همچنین از آموزش جنگ های نامنظم و تعلیمات مکتبی چین و شوروی بهره می بردند.از نوع وطیف حامیان این جنبش مشخص می شود که این جنبش از سوی حامیان شرقی اش و بخشی از اعراب در آن زمان جنبش انقلابی و با آرمان های آزادیخواهانه بود در حالیکه در طیف مقابل یعنی از سوی غرب و دولت وقت ایران شورشی و خرابکار تعریف می شدند.

مطلب مشابه :  سیستم بازداری رفتاری

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در جریان جنگ سرد معمولا” بین دو نوع تروریسم فرق گذاشته می شد. تروریسم داخلی – که تروریسم ملی هم خوانده می شود- ناظربر اقداماتی است که در داخل مرزهای سرزمینی یک کشور صورت می گیرد و در آنها تنها پای شهروندان و منافع همان کشور در میان است و مورد تهاجم وهدف تروریست ها واقع می شود.مانند اقدامات سازمان مجاهدین خلق در دهه شصت در ایران و یا ترورهای القاعده عراق در آن کشور.در مقابل تروریسم بین المللی به آن دسته از اقدامات تروریستی اطلاق می شود که در آن پای شهروندان، مسئولین و منافع اقتصادی و سیاسی کشورهای بیشتری درمیان باشد و یا اینکه شهروندان یک کشور در سایر کشورها نیز مورد هدف تروریست ها واقع باشد. مانند حمله القاعده به سفارت های امریکا در کشورهای مختلف و یا ترور دانشمندان هسته ای ایران از سوی سرویس های جاسوسی اسرائیل. در سالهای اخیر تقریبا” همه گروه های تروریستی بزرگ حضور خارجی نیز پیدا کرده اند. حتی گروه های تروریست داخلی هم با ایجاد شبکه قوی پشتیبانی خارجی،بعدی بین المللی به هم زده اند. از همین رو تمایزی که در جریان جنگ سرد بین تروریسم داخلی و بین المللی گذاشته می شد امروزه موضوعیت خود را هرچه بیشتر از دست داده است.
2-2-3 ) مفهوم پاکسازی قومی
امروزه شکل خطرناکتری از تروریسم در جهان بوجود آمده که در قالب پا کسازی قومی از سوی تروریست ها نمود پیدا کرده است.«پاکسازی قومی»،به کوششی قهرآمیز جهت یکدست سازی منطقه ای از لحاظ قومی گویند که معمولاً با تبعید، مهاجرت و جایگزینی اجباری و کشتار صورت می گیرد. «پاکسازی قومی»معمولاً با نابودی بخش بزرگی از آثار تاریخی، گورستان ها، خانه ها و دیگرمظاهر تمدنی قوم هدف همراه خواهد بود.
شایدبتوان گفت «پاکسازی قومی»نوعی نسل کشی است که بیشتر برای از بین بردن قوم هدف از یک منطقه جغرافیایی خاص انجام می پذیرد و معمولاً سبب تغییر جغرافیای قومی-نژادی-مذهبی آن منطقه می شود. بزرگترین شباهت میان نسل کشی و«پاکسازی قومی»را می توان نابودی اجباری گروه های قومی، نژادی ، ایدئولوؤیکی دانست. از آنجایی که پاکسازی قومی تعریفی رسمی در مجامع بین المللی ندارد، نمی توان به درستی تفاوتی قضایی، میان نسل کشی و«پاکسازی قومی» قائل شد. انگیزه اغلب پاکسازی های قومی مدرن، یکدست سازی ترکیب دینی-قومی و یا نژادی بوده است، در حالی که در قرون وسطی و اوایل دوران مدرن، انگیزه پاکسازی ها عموماً بر پایه مذهب بوده است. پاکسازی قومی ترجمه فارسی عبارت انگلیسی ( ethnic cleansing) است این واژه در دهه ۹۰ قرن ۲۰ میلادی و به دنبال نسل کشی هایی که در جریان فروپاشی یوگسلاوی سابق اتفاق افتاد، وارد ادبیات سیاسی جهان شد و به سرعت به یکی از اصطلاحات رایج در میان واژگان مربوط به خشونت علیه گروه های انسانی تبدیل شد. هر چند که برخی معتقدند پاکسازی قومی ریشه ای تاریخی دارد. اینکه آیا پاکسازی قومی در طول تاریخ ریشه داشته یا مربوط به تحولات قرن بیستم میلادی است، از موارد مورد اختلاف است. از مصادیق«پاکسازی قومی»درطول تاریخ می توان به جابه جایی های اجباری آشوریان سده نهم تا هفتم پیش از میلاد کشتار و اعدام دسته جمعی دانمارکی های  ساکن انگلستان در سده دهم میلادی، اخراج یهودیان از اسپانیا در قرن ۱۵ میلادی، و نابود ی سرخ پوستان آمریکا توسط مهاجران و استعمارگران سفیدپوست اروپایی اشاره کرد. اگرچه عملاً فتح تمامی سرزمین های مستعمراتی توسط اروپاییان – مانند مکزیک،استرالیا ،و امریکا -خشن بوده است، اما فقط برخی از آن ها منجر به پاکسازی قومی خونین شدند ظهور «پاکسازی قومی مدرن» در قرن نوزدهم و بیستم میلادی و در مناطق مختلفی مانند سرزمین های امپراتوری های قدیمی در مرکز و شرق اروپا و غرب آسیا اتفاق افتاد. امواج متعدد پاکسازی قومی نقشه قومی و مذهبی این مناطق را تغییر داد. نخستین موج در زمان جنگ جهانی اول آغاز و مدت کوتاهی پس از پایان آن به اتمام رسید. دومین موج درست پس

پاسخی بگذارید