مطالعه تطبیقی استراتژیهای توسعه فناوری اطلاعات وارتباطات درسه کشورچین،کره شمالی وجمهوری اسلامی ایران- قسمت ۷

فایل های دانشگاهیLeave a Comment on مطالعه تطبیقی استراتژیهای توسعه فناوری اطلاعات وارتباطات درسه کشورچین،کره شمالی وجمهوری اسلامی ایران- قسمت ۷

مطالعه تطبیقی استراتژیهای توسعه فناوری اطلاعات وارتباطات درسه کشورچین،کره شمالی وجمهوری اسلامی ایران- قسمت ۷

۶

 

 

ارائه اطلاعات به صورت کامپیوتری

 

 

Microsoft Power point 2000

 

 

دوم

 

 

 

۷

 

 

اطلاعات و ارتباطات

 

 

Internet Explorer5
Outlook Express

 

 

اول

 

 

دلیل استفاده از فناوری اطلاعات :
نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات
امروزه در دنیای تعلیم و تربیت آنچه اهمیت دارد این است که نظام آموزشی هر کشوری یک محیط یاددهی – یادگیری پویا، به روز و در دسترس برای هر انسانی فراهم نماید. وقتی به تاریخچه تعلیم و تربیت می‌نگریم، می‌بینیم که در اکثر کشورهای دنیا چنین محیط و نظامی برای فراگیران در هر دسته و گروهی مهیا نشده‌است. علت آن نیز بیشتر دلبستگی و وابستگی بیش از حد نظام‌های آموزشی به روش‌های آموزشی بوده‌است و شاید بعضی بر این تفکر باشند که استفاده از ابزارها و ابزارهای فناورانه در آموزش و پرورش کاربردی ندارد و به سازمان ‌های صنعتی، تجاری، نظامی و… مربوط است. غافل از اینکه آموزش و پرورش نهادی است که نیروی انسانی هر سازمان دیگر در اجتماع را تربیت و پرورش می کند بنابراین نگرش یاد شده باعث می‌شود که اصل فراموش شود و به سازمان فرعی توجه بیشتری انجام گیرد. اکنون که در عصر اطلاعات در عرصه تعلیم و تربیت حرکت به سوی نظام آموزش فعال، پویا، به روز و در دسترس برای همه مهیا شده‌است و این امر به یک عرصه رقابتی شدید در بین تمام
کشورها تبدیل شده‌است، لازم است از این قافله شتابان عقب نمانیم و به آرزوی دیرینه دنیای تعلیم و تربیت (یعنی شیرین و جذاب نمودن امر یادگیری) جامه عمل بپوشانیم. بنابراین باید با بهره گرفتن از فناوری اطلاعات در تمام زمینه‌ها از جمله آموزش و پرورش جامعه را برای حضور فعال در دنیای آینده آماده نمائیم. فناوری اطلاعات اثرات مثبت فراوانی بر امر یاددهی – یادگیری دارد، فناوری به شیوه‌های گوناگونی به فرایند یادگیری کمک می‌کند.
استفاده کامپیوترها و فناوری باید در جامعه قطعی شود چرا که دانشگاه‌ها، مدارس و دیگر برنامه‌های تربیتی، سطوح بالای سواد فنی را می‌طلبند. فناوری نه تنها به عنوان جزئی از مقدمات اولیه، بلکه متعلقات مدرسه می‌باشد، زیرا ابزار مفید و توانمندی برای یادگیری می‌باشد. فناوری به شیوه‌های مختلفی به فرایند یادگیری کمک می‌کند. اینترنت مقدار هنگفتی از اطلاعات و منابع را برای آنها آماده می‌کند. کامپیوترها و محیط پیرامون، دانش‌آموزان را برای خلق طرح‌های بهتر و معنی‌دارتر کمک می‌کند. همچنین مبادله اطلاعات با دیگران از طریق فناوری ممکن می‌شود، دانستنی‌های عمومی از طریق اطلاعات، ارتباطات و زبان افزایش می‌یابد و برنامه‌های شبیه‌سازی، دانش‌آموزان را در فهم نظریه‌ها و مفاهیم پیچیده کمک می‌کند. سهولت دسترسی به اطلاعات برای حس کنجکاوی طبیعی دانش‌آموزان مفید است. دانش‌آموزان اغلب کنجکوا هستند و می خواهند پاسخ سؤالهایشان را بیابند. اما اگر این به معنی این باشد که مجبور شوند تا زمان زیادی را برای توجه به اطلاعات کتاب صرف کنند، ممکن است آن را اراده ندهند ولی اگر آن اطلاعات را به سادگی بدست آورند جستجو خود را برای یافتن اطلاعات بیشتر و اضافی ادامه می‌دهند.
بنابراین می‌توان دلایل استفاده از فناوری را اینگونه بیان داشت. از دلایل قوی برای استفاده از ICT در نظام آموزشی این است که یادگیری را بر عهده یادگیرنده می‌گذارند. آنها برنامه‌های آموزش انفرادی را تسهیل می‌کنند و به یادگیرنده اجازه می‌دهند سرعت پیشرفت خود را تنظیم کنند. ICT منابع وسیعی از اطلاعات را در دسترس یادگیرنده قرار می‌دهد. یادگیری فعال را تشویق می‌کنند و برای تعامل بین دو یا چند نفر و یا بین دانش‌آموز و متخصص آموزشی فرصت‌هایی را مهیا می کند. ICT به معلمان اجازه می‌دهد تا در اطلاعات و مواد یادگیری جدید مشارکت داشته‌باشند و آنها را قادر می‌سازد که بلافاصله و سریع اطلاعات را به مدیران یک برنامه یا دوره آموزشی انتقال دهد.
اکنون که فناوری اطلاعات کلاس درس را از حالت خشک و بی‌روح به محیطی زنده و خلاق تبدیل می‌کند، امکان تدریس همزمان را توسط یک معلم در چندین کلاس فراهم می کند، کار و مشارکت گروهی و یادگیری مشارکتی را در میان دانش‌آموزان توسعه و امکان یادگیری تئوری همراه با مهارت‌های عملی را برای فراگیران مهیا و … می کند، بیشتر به اهمیت استفاده از آن در آموزش و پرورش پی می‌بریم و در استفاده از آن مصمم‌تر خواهیم شد(عبداللهی، ۱۳۸۳).
استراتژی:
استراتژی تنها برنامه نیست بلکه ابزاری است که برای نیل به اهداف کلی و جزئی سازمان تهیه می‌شود. استراتژی در حقیقت طرحی است که در آن تمام اعمال و فعالیت‌های سازمان با یکدیگر مرتبط می‌شود و تناسب خرده فعالیت‌ها با یکدیگر حفظ می‌شود و حتی نوع ارتباط هر خرده فعالیت با فعالیت کلی سازمان نیز دقیقاً معلوم می‌شود. این مفهوم از استراتژی این سؤال را به دنبال دارد که منابع مالی و انسانی به چه صورتی با یکدیگر تلفیق شود تا کارآیی سازمان افزایش یابد. در واقع هدف نهایی استراتژی اینست که حداکثر استفاده از منابع و امکانات موجود به عمل آید:
در تدوین استراتژی‌ها این سؤال‌ها مطرح است:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

    1. وضعیت موجود سازمان چگونه است؟

 

    1. وضعیت مطلوب سازمان چگونه باید باشد؟

 

    1. عملکرد سازمان در گذشته چگونه‌بوده‌است؟

 

    1. محصول و فرآورده‌های نهایی سازمان کدامند؟

 

    1. مخاطبان را چه کسانی تشکیل می دهند؟

 

  1. وظیفه اصلی سازمان در مقابل هدف‌های تعیین شده چیست و چه کار باید بکند؟ (کرامتی،‌۱۳۷۴).

 

یک استراتژی باید یک سند زنده باشد که متناسب با شرایط متغیر قابلیت انعطاف داشته‌باشد. استراتژی‌ها باید به طور مرتب بازبینی شوند. استراتژی‌های ICT ابتدا به طور کلی بیان می‌شوند اما به مرور جزئی‌تر می‌شوند. آنها باید براساس اهداف، روش‌ها و وسایل طراحی و تدوین شوند.
استراتژی فناوری اطلاعات:
برای بهترین استفاده از پروژه‌ها و نوآوری‌های ICT تمام فعالیت‌ها در شرکت‌های خصوصی و مؤسسات عمومی گرفته تا سازمان‌های محلی و بومی باید با استراتژی‌های کلی ICT هماهنگ باشند. استراتژی‌های کلی ICT عبارتنداز:

 

 

    1. روشن‌نمودن اهداف توسعه

 

    1. تلقی ICT به عنوان ابزاری جهت نیل به اهداف توسعه به طور مؤثر و سریع

 

  1. ایجاد و تقویت قابلیت‌های محلی ICT

 

بنابراین می‌توان گفت که، استراتژی‌های کلی ICT حول سه موضوع کلی، وضوح اهداف، ICT به عنوان ابزار توسعه و ایجاد زیرساخت‌های محلی و بومی می‌گردد (عبداللهی، ۱۳۸۳).
نقش معلمان در توسعه ICT:
در هم تنیدگی موضوع آموزش و پرورش با فناوری اطلاع‌رسانی معلمان مسأله مهمی است و هر اقدامی در این زمینه به منزله اقدامی مهم و قابل توجه در زمینه برنامه‌ریزی درسی محسوب می‌شود. معلمان جهت همگامی با تغییرات روز دنیا باید از نظر فنی و همچنین در مورد استفاده از فناوری به عنوان یک ابزار آموزش و پرورش حرفه‌ای شوند. باتوجه به تجربیات بدست آمده در سالهای اخیر در هم تنیدگی فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسی زمانی میسر خواهد شد که معلمان از اطلاعات فراوانی بهره‌مند شده و در مورد به کارگیری فناوری تشویق و تقدیر ‌شوند. برای ایجاد یادگیری‌های مؤثر جایی که فناوری در اختیار اهداف یادگیری مدرسه است، تنها معلمان هستند که در مواقعی حساس برپایه احتیاجات و شیوه‌های یادگیری دانش‌آموزان تکنیک‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات را در برنامه‌ریزی تحصیلی به کار می‌برند. وقتی معلمان نیروی ذخیره شده و ابزار قدرتمند تربیتی و آموزشی را در فناوری اطلاعات و ارتباطات بشناسند و آن را درک کنند، این فناوری می‌تواند در کلاس‌های درس و متون درسی به صورت نامحدود شروع به فعالیت کند. پس باید قبول کرد که معلمان می‌بایستی میل و رغبت نسبت به فناوری اطلاعات و ارتباطات را در خود ایجاد کرده و آن را به عنوان ابزاری تکنیکی در فرایند آموزش به طور مؤثر در کلاس‌های درس استفاده کنند. معلمان برای اینکه در مورد تکنیک‌های یادگیری و یاددهی تجدیدنظر کنند باید ابتدا، درباره فناوری‌های مناسب دانش کافی داشته‌باشند و آن‌ ها را در حرفه خود بکار گیرند و برای دانش‌آموزان خود معنی‌دار کند (خوشکنار، ۸۳، ص۱۸).
هنوز خیلی از معلمان نسبت به کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات بی‌میل هستند خصوصاً کابرد رایانه و اینترنت، می‌توان چند دلیل برای بی‌میلی پیدا کرد. طرح ضعیف نرم‌افزار، بدبینی نسبت به تأثیر رایانه در ازدیاد بازده آموزشی، عدم حمایت مدیریتی، زمان و اقدامات افزایش‌یافته برای یاددادن فناوری و چگونگی استفاده از آن برای آموزش و ترس از دست دادن اقتدارشان در کلاس موجب شده که کلاس‌ها دانش‌آموز محورتر شوند (فتاحیان، ۸۳).
در حقیت کلید اصلی استفاده اثربخش از فناوری به منظور پیشرفت یادگیری دانش‌آموزان در دست‌های معلم است به طوری که اگر معلمان درک درستی از چگونگی کاربرد اثربخش آن نداشته باشند میلیون‌ها دلار سرمایه اختصاص یافته به توسعه فناوری در آموزش به هدر خواهد رفت (امام‌جمعه، ۸۱).
نقش مدیران در توسعه ICT در آموزش و پرورش:
مدیریت کارساز و کارآمد آموزش و پرورش می‌تواند به بالاترین درجه رضایت معلمان از کار، پیوند استوار با اولیای آموزش و پرورش و تقویت انجمن‌های اولیاء و مربیان، کاهش افت تحصیلی، نوآوری و خلاقیت در روش‌ها، بهره‌گیری بهینه از منابع مالی و انسانی و بالاخره شکوفایی شخصیت و اعتلای هستی همه کودکان و نوجوانان و جوانان یاری رساند و آنان را به انسان‌هایی که شایسته خلیفه الهی دارند، مبدل سازد. لذا ضرورت دارد مدیران آموزش و پرورش در سطوح عالی، میانی و بویژه در مدارس با اصول، مبانی نظری و روش‌های جدید مدیریت آشنا گردند و با بهره‌گیری از هنر، علم و تجربه مدیریت چهره مدارس را متحول سازند.
این تحول در عصر ارتباطات و اطلاعات با کاربرد ICT در مدارس محقق خواهد شد. بنابراین مدیران بایستی با استقرار نظام مدیریت مبتنی بر اطلاعات در جهت تشویق معلمان برای طراحی و بکارگیری محتوای متناسب با فناوری، برگزاری دوره آشنایی با رایانه و خودکارسازی امور اداری اقدام کنند.
کمک‌های (ICT) به معلمان:
باتوجه به بررسی‌های قبل درباره مزیت‌های فناوری، در این قسمت اشاره‌ای به نظر جوان کاپر[۴۸](۲۰۰۰) در مورد اینکه چگونه فناوری به معلمان کمک می‌کند، می‌نماییم:

 

 

  •  
      • ICTها و به طور کلی موادچند رسانه‌ای پیشرفته می‌تواند آمادگی اولیه را از طریق فراهم نمودن موادآموزشی خوب، تسهیل‌نمودن الگوها، با مهارت گرفتن و تحلیل تمرین- تدریس، آوردن تجربه جهانی به مؤسسه آموزشی، آشنانمودن فراگیران با منابع مواد و پشتیبانی و آموزش معلمان بالقوه در استفاده فناوری برای یاددهی- یادگیری افزایش دهند.

     

      • ICTها دنیای کامل بهبود امکانات و توسعه حرفه‌ای را از طریق دروس از راه دور، یادگیری غیرحضوری (غیرهمزمان) و آموزش متناسب با تقاضا می‌گشایند.

     

      • ICTها مزیت معرفی درس جدیدی در واکنش به ظهور تقاضا را دارند.

     

      • تجربه‌های یادگیری معلمان ممکن است بطور مستقیم با آموزش کلاس‌های خودشان متصل شود؛ بعد از جلسه‌های آموزش روی خط، آنها می‌توانند تکنیک‌های جدید را به کار گیرند یا مواد جدید را فوراً در کلاس استفاده نمایند.

     

    • معلمان در مکان‌های دورافتاده می‌توانند به کتابخانه‌های روی خط و آخرین تحقیقات دست یابند که می‌تواند به طور رضایت‌بخشی یادگیری را افزایش دهد و به نوآوری انفرادی توانمند سازد. ویلیام دی‌فلام[۴۹] (۲۰۰۴) معتقد است مزیت‌های فناوری در کلاس عبارتست از:

 

کلاس‌های فراگیر – محور که مربی متناسب با نیازهای فردی هر فراگیر آموزش می‌دهد، جایگزین کلاس‌های معلم – محور می‌گردد.
فراگیران، زیاد دریافت‌کنندگان منفعل اطلاعات نیستند، فناوری به آنها برای اینکه مدیران فعال در ساختن دانش خودشان شوند، قدرت می‌بخشد و با دسترسی به وسعت زیادی از دانش جهانی، فراگیران مدرسه می‌توانند سؤالات مربوط را بگذرانند و پاسخ را، اغلب در همکاری با دانش‌آموزان مناطق دور از خودشان پیدا کنند. فراگیران با دانشمندان مشهور، نویسندگان، مورخان و افراد جامعه ارتباط برقرار نموده و برای حل مسائل واقعی جهان پیوند برقرار می‌کنند. فواصل و موانع کلاس محو می‌شود کلاس درس جهانی می‌شود.
فناوری کامپیوتر ساختار کلاس درس را متحول می‌سازد. معلمان همراه با فراگیران یاد می‌گیرند. معلمان تسهیل‌کنندگان خود – یادگیری[۵۰] دانش‌آموزان هستند، نه تهیه‌کنندگان یک برنامه درسی یک ، اندازه، متناسب، همه. نمرات بالا می‌روند، مهارت‌های اکتسابی فراگیران برانگیخته شده، توانایی‌های حل مسأله و اشتیاق به دانش پدیدار می‌گردد.
شکاف دیجیتالی[۵۱]، یک مانع در توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات:
شکاف دیجیتالی یک واقعیت است، تقریباً ۹۰ درصد کاربران اینترنت در کشورهای توسعه یافته هستند که روی هم رفته ۱۶درصد جمعیت جهانی را تشکیل می‌دهند. آفریقا و کشورهای عربی فقط ۱ درصد جمع کاربران اینترنت جهان را دارند. این ارقام گویای این واقعیت است که بخش بزرگی از جمعیت جهان از پیشرفت فناوری دور مانده است و هنوز در عصر پیش از جامعه اطلاعاتی زندگی می‌کند. کشورهای در حال توسعه نمی‌توانند این واقعیت را نادیده بگیرند، هیچ گزینه‌ای جز آن که سطح آموزش جوامع خود را ارتقاء دهند، وجود ندارد (ربیع، ۱۳۸۳، ص۳۶).
شکاف دیجیتالی به معنی دسترسی و عدم دسترسی به رایانه و اینترنت می‌باشد و یکی از شاخصهای اندازه‌گیری توسعه اجتماعی و نابرابری‌های اقتصادی است.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
سهم فناوری اطلاعات و ارتباطات در پشتیبانی از توسعه متعدد بوده تا حدودی که در تمام بخشهای زندگی روزانه ما اثر گذاشته است. شکاف دیجیتالی یک شکاف وسیعی است که فقیر و غنی را از هم جدا می‌کند. فناوری اطلاعات و ارتباطات این توانایی را دارد که با توسعه مناسب این شکاف را محدود سازد. جامعه اطلاعاتی باید آموزش و پرورش را مورد توجه خود قرار دهد. آموزش و خلاقیت پیوندی از آفرینندگی دانش و انتشار ارتباطات هستند.آموزش و پرورش برای فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ ضروری است که دانش محلی را با بهره گرفتن از فناوری جدید ارتقاء دهد؛ چند رسانه‌های جدید و دانش بومی را یکپارچه کند. فناوری اطلاعات و ارتباطات برای آموزش و پرورش لازم است که مطابق با توسعه اطلاعات و دانش جامعه باشد.
موانع فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش:
مؤسسه فناوری اطلاعات و ارتباطات آموزشی بریتانیا[۵۲]، موانع موجود بر سرراه کاربرد مؤثر فناوری اطلاعات و ارتباطات در تدریس را بر مبنای چند تحلیل تحقیقاتی، به صورت گزارشی تهیه نموده است. این گزارش به بررسی موانع موجود در مقابل کاربرد ICT به ویژه در مورد معلمان ضمن خدمت پرداخته است. در جهت اهداف این گزارش، مانع عبارت است از هر عاملی که منع‌کننده یا محدودکننده معلمان در جهت کاربرد ICT در کلاس درس می‌شود (مؤسسه فناوری اطلاعات و ارتباطات آموزشی بریتانیا، ۲۰۰۴) طبق بررسی این مؤسسه اهم این موانع در جدول شماره ۴ آمده است:
جدول ۲-۴) موانع بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top