پایان نامه مدیریت درباره : افزوده اقتصادی

پایان نامه مدیریت درباره : افزوده اقتصادی

پایان نامه مدیریت درباره : افزوده اقتصادی

می کند، 2) انحرافات در قوانین مالیاتی و میثاق های حسابداری را به حداقل می رساند.
د. معیاری است که بیشتر مبتنی بر اطلاعات بازار است، بنابراین نقاط ضعف معیارهای مبتنی بر سود حسابداری را ندارد(کاوسی، 1382).
معایب این نسبت عبارتند از:
الف. محاسبه ارزش جایگزینی دارایی های شرکت مشکل می باشد.
ب. تعیین ارزش بازار سهام شرکت هایی که عضو بورس اوراق بهادار نیستند و با سهام شرکت هایی که عضو بورس اوراق بهادار هستند ولی سهامشان داد و ستد نمی شود، مشکل می باشد.
ج. در مخرج کسر دارایی های نامشهود در نظر گرفته نمی شود، بنابراین عملکرد شرکتی که سرمایه گذاری زیادی در دارایی های نامشهود کرده است، اغراق آمیز می باشد.
د. در نظر نگرفتن ریسک مالی شرکت(همان منبع).
نارسایی های مدل های ارزیابی عملکرد مبتنی بر سود حسابداری
علیرغم اهمیت زیاد سود، این معیار قابلیت دستکاری دارد و مدیر می تواند با انتخاب روش هایی، سود را تحریف و دستکاری کند. برخی از شرایطی که در آنها امکان دستکاری سود وجود دارد به شرح زیر است:
1. روش ارزیابی موجودی ها: مدیر بسته به شرایط می تواند روش مورد نظر خود را برای ارزیابی موجودی کالا انتخاب کرده و از این طریق سود را دستکاری کند.
2. روش استهلاک سرقفلی: مبلغ سود حسابداری بسته به روش مورد استفاده شرکت برای تلفیق، متفاوت خواهد بود. در صورت استفاده از روش خرید، سرقفلی ترکیبی در ترازنامه تلفیقی نشان داده می شود که این سرقفلی باید در طی عمر مفید مستهلک شود. استهلاک سرقفلی سبب ایجاد هزینه استهلاک شده و در نتیجه سود را کاهش می دهد. اما در صورت استفاده از روش اتحاد منافع، سرقفلی شناسایی نمی شود. بنابراین، مبلغ سود در روش اتحاد منافع بیشتر از سود گزارش شده در روش خرید است. البته لازم به ذکر است که در حال حاضر فقط استفاده از روش خرید مجاز بوده و روش اتحاد منافع در شرایط خاصی مورد استفاده قرار می گیرد.
3. هزینه های تحقیق و توسعه: نحوه به حساب هزینه منظور کردن هزینه های تحقیق و توسعه نیز بر سود اثر می گذارد.

 
 
4. روش استهلاک دارایی های ثابت: هزینه استهلاک گزارش شده در صورت سود و زیان تحت تأثیر روش های خط مستقیم، مجموع سنوات، نزولی و … برای محاسبه استهلاک است. اگر شرکتی از روش نزولی برای محاسبه استهلاک استفاده کند، هزینه استهلاک در سال های اولیه عمر دارایی، زیاد و در سال های بعد کاهش می یابد. بنابراین، سود نیز در سال های نخست، کم و با گذشت زمان افزایش می یابد. مدیر با بهره گرفتن از این روش می تواند عملکرد خود را بهتر نشان دهد در حالی که دلیل بهبود عملکرد روش محاسبه استهلاک انتخابی است.
5. ذخائر: بر طبق روش تعهدی حسابداری، مدیران هر ساله ذخائری را برای بدهکاران، موجودی کالا، گارانتی ها و غیره در نظر می گیرند که سبب کاهش سود می شود. این ذخایر بیشتر بر مبنای برآورد محاسبه می شوند و بنابراین مدیر به راحتی می تواند مبالغ را دستکاری کند.
6. در نظر نگرفتن هزینه سرمایه: ایراد اساسی این معیار این است که تنها به کمیت سود توجه می شود در حالی که برای تعیین ارزش واقعی شرکت باید به کیفیت سود نیز توجه کرد. بنابراین اینکه سود با چه میزان سرمایه گذاری حاصل شده و هزینه سرمایه چقدر بوده است می تواند کیفیت سود حسابداری گزارش شده را تحت تأثیر قرار دهد.
7. هزینه یابی کامل در مقابل کوشش های موفقیت آمیز: ایراد دیگری که در مورد مخارج تحقیق و توسعه وجود دارد، این است که اگر به عنوان دارایی ثبت شود ممکن است بعد از زمان کوتاهی ارزش خود را از دست بدهد یا به عبارت دیگر تحقیقات انجام شده با شکست مواجه شود. اگر فعالیت های تحقیق و توسعه با شکست مواجه شود چه باید کرد؟ آیا نباید آن را به عنوان هزینه در نظر گرفت؟ به نظر استیوارت پاسخ منفی است زیرا هزینه تحقیق و توسعه ا‏ی که به نتیجه رسیده است شامل هزینه تحقیق و توسعه ای که به نتیجه نرسیده است نیز می شود(استیوارت،1991).
برای رفع ایرادهایی که به هر یک از معیارهای ارزیابی عملکرد مبتنی بر سود وارد است، پژوهشگران تلاش کردند با معرفی معیارهای جایگزین نقایص مدل های مبتنی بر سود حسابداری را برطرف کنند. در ادامه به معرفی این معیارها خواهیم پرداخت.
2-7-4، مدلهای اقتصادی
برای رفع ایرادهایی که به هر یک از معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد وارد است، برخی از محققین همچون استیوارت (1991)، باسیدور و همکاران (1997) و باش و همکاران (2003) به جستجو برای ارائه معیار جدیدی برای ارزیابی عملکرد ادامه دادند. با پیدایش نظریه هایی در زمینه سود اقتصادی یا سود باقیمانده مدل هایی به منظور محاسبه سود اقتصادی پیشنهاد شد(استیوارت، 1991). در این مدل ها، سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات و هزینه سرمایه به عنوان سود اقتصادی یا سود باقیمانده تعریف می شود. هدف اصلی بنگاه ها، حفظ و افزایش ثروت سهامداران است و ارزش آفرینی برای بنگاه ها تنها راه نیل به این هدف تلقی می شود. بنابراین خلق سود اقتصادی (ارزش افزوده اقتصادی) را که باعث افزایش ارزش سهام در بازار و بهبود ثروت سهامداران می شود را می توان عامل ارزش آفرینی بنگاه ها تلقی کرد(باسیدور و همکاران، 1997). این معیارها در سیر تکاملی خود(ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده، ارزش افزوده بازار و سود باقیمانده اقتصادی) تلاش دارند ضمن توجه به پیچیدگی های رفتاری مدیران، به ارزیابی عملکرد آنها و تعدیل تضاد منافع پرداخته و اطلاعات موجود در قیمت و بازده سهام را توضیح دهند(باش و همکاران، 2003). در ادامه به تشریح مدل های اقتصادی ارزیابی عملکرد خواهیم پرداخت.
2-7-4،الف) ارزش افزوده اقتصادی(EVA)
ارزش افزوده اقتصادی به عنوان مهم ترین معیار ارزیابی عملکرد توسط استیوارت در سال 1991 معرفی شد. استیوارت(1991) درکتاب خود با عنوان در جستجوی ارزش، مفاهیم ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار را معرفی و مزایای آن را تشریح کرد. این معیار ارزیابی عملکرد به این منظور ارائه و بسط داده شده است که معیاری مربوط تر و کارآمدتر از معیارهای ارزیابی عملکرد سنتی مانند سود حسابداری برای منطبق کردن اهداف مدیران و سهامداران و سایر ذی نفعان ایجاد کند(استیوارت، 1991).
ارزش افزوده اقتصادی برابر است با سود پس از کسر تمام هزینه ها از جمله هزینه سرمایه. ارزش افزوده اقتصادی یک فرمول مخصوص از مفهوم سود باقیمانده است که برای اولین بار توسط آلفرد مارشال(1890) ارائه شد. مارشال سود باقیمانده را برابر سود خالص کل بعد از کسر بهره سرمایه گذاری های انجام شده توسط سهامداران تعریف کرد(والاس، 1997). بعد از معرفی مفهوم سود باقیمانده، این مفهوم توسط چرچ در سال 1917 وارد تئوری حسابداری و در سال 1960 نیز وارد مباحث حسابداری مدیریت شد (داد و جانز، 1999). بعد از معرفی سود باقی مانده شرکت های زیادی از آن در ارزیابی عملکرد استفاده می کردند.
)
(
1



t
t
t
Capital
WACC
NOPAT
EVA

از آنجایی که سرمایهگذاران در قبال فراهم ساختن منابع مالی و متحمل شدن ریسک تجاری در انتظار دریافت پاداش هستند، سود عملیاتی شرکت باید به منظور خلق ارزش برای سهامداران از هزینه سرمایه فراتر برود. این موضوع که فلسفه زیربنایی ارزش افزوده اقتصادی است، از طریق رابطه زیر بیان می شود(باسیدور و همکاران، 1997):
که در آن:
NOPAT = سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات در انتهای دوره t
WACC = میانگین موزون نرخ هزینه سرمایه
Capitalt-1 = مجموع سرمایه به ارزش دفتری در ابتدای دوره t (انتهایt-1)
همانگونه که از فرمول بالا استنباط می شود عوامل محرک ارزش در الگوی ارزش افزوده اقتصادی سودآوری عملیاتی شرکت، میانگین موزون هزینه سرمایه و میزان سرمایه بکار گرفته شده می باشند.
مزایای ارزش افزوده اقتصادی(EVA)
1. EVA با ارزش فعلی خالص (NPV) رابطه نزدیکی دارد. به عبارتی EVA با تئوری تأمین مالی که بیان می دارد اگر پروژه هایی با NPV مثبت انتخاب شوند ارزش شرکت افزایش خواهد یافت، همسو و سازگار است.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2. EVA مدیران ارشد شرکت را نسبت به معیاری که بیشتر تحت کنترل آنهاست پاسخگو می کند (نرخ بازده سرمایه و نرخ هزینه سرمایه به وسیله تصمیمات آنها تحت تأثیر قرار می گیرد) نه نسبت به معیارهایی که مدیران احساس می کنند خارج از کنترل آنهاست (قیمت بازار سهام).
3. EVA به عنوان معیار داخلی سنجش عملکرد، موفقیت شرکت را در ارزش آفرینی برای سهامداران به بهترین نحو نشان می دهد.
4. EVA روش مناسبی برای تعیین اهداف، اندازه گیری عملکرد، ارزیابی استراتژی ها، تخصیص سرمایه، طراحی سیستم پاداش، افزایش سرمایه و قیمت گذاری می باشد.
5. EVA به عنوان یک معیار اندازه گیری عملکرد اقتصادی با معیارهای دیگری مانند ارزش افزوده نقدی (CVA)، ارزش افزوده سهامداران(SVA) و بازده جریان نقدی روی سرمایه گذاری(CFROI) سازگار می باشد.
6. EVA به عنوان یک معیار اندازه گیری عملکرد، کمتر در معرض تحریف های حسابداری قرار دارد (استیوارت، 1991).
معایب ارزش افزوده اقتصادی(EVA)
با وجود مزایا ذکر شده برای ارزش افزوده اقتصادی و همچنین مزیت های این روش نسبت به مدل های ارزیابی عملکرد مبتنی بر سود حسابداری، این مدل از نظر پژوهشگران دارای نارسایی هایی به شرح زیر است:
1. ارزش افزوده اقتصادی به لحاظ اینکه هزینه فرصت منابع بکارگرفته شده را بر مبنای ارزش دفتری آنها محاسبه می کند، می تواند تا حدودی گمراه کننده باشد(باسیدور و همکاران، 1997).
2. برای تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی، شناسایی همه منابعی که در یک شرکت مورد استفاده قرار گرفته اند، ضروری است. بسیاری از دارایی هایی که در فعالیت های یک شرکت بکار گرفته می شوند، دارایی های نامشهود هستند که شناسایی، تعیین ارزش و تعیین هزینه سرمایه برای آنها مشکل است(همان مأخذ).
3. گاهی اوقات تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی غیرعملی است. به عنوان یک قاعده کلی تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی برای شرکت های تازه تأسیس و شرکت های سرمایه گذاری مناسب نیست (مکلاینن، 1998).
4. مشکل دیگر ارزش افزوده اقتصادی آن است که تورم، نتایج آن را تحریف می کند و بنابراین در طول دوره های تورمی نمی توان آن را برای برآورد ارزش آفرینی واقعی شرکت بکار برد(فرگوسن و لوئیس تی کو، 1998).
5. یکی دیگر از مشکلات ارزش افزوده اقتصادی، هزینه زیاد اجرا و محاسبه آن است. محاسبه ارزش افزوده اقتصادی عملیاتی بسیار وقت گیر و پر هزینه است. زیرا مخارج زیادی باید صرف طراحی و اندازه گیری مؤلفه های آن شود. از طرف دیگر مدیران و کارکنان باید در مورد این معیار اندازه گیری عملکرد آموزش ببینند تا بتوانند عملکرد خود را تغییر دهند(لواتا و کاستیگان، 2002).
2-7-4،ب) ارزش افزوده بازار (MVA)
بر اساس نظریه ارزش افزوده اقتصادی، کسب بازده بیشتر از هزینه سرمایه موجب افزایش ارزش شرکت و کسب بازده کمتر از هزینه سرمایه موجب کاهش ارزش شرکت خواهد شد. استیوارت (1991) برای شرکت های که ارزش ایجاد می کنند معیار دیگری بنام ارزش افزوده بازار را معرفی کرد. اگر کل ارزش بازار شرکت بیشتر از منابع سرمایه گذاری شده در شرکت باشد، این شرکت به گونه ای مدیریت شده است که برای سهامداران ثروت ایجاد کند. در حالتی که ارزش بازار شرکت کوچکتر از منابع سرمایه گذاری شده باشد، فعالیت شرکت موجب از دست رفتن ثروت سهامداران شده است(استیوارت، 1991).
استیوارت(1991) تفاوت بین ارزش بازار شرکت و ارزش دفتری آن را ارزش افزوده بازار تعریف می کند که به صورت رابطه زیر بیان می شود:
سرمایه بکارگرفته شده در شرکت – ارزش بازار شرکت = ارزش افزوده بازار
به نظر استیوارت(1991) ارزش افزوده بازار نشان می دهد که چه مقدار از ارزش شرکت به سرمایه گذاری سهامداران اضافه شده و یا از آن کم شده است. اینکه شرکت در ایجاد ارزش افزوده بازار (افزایش ثروت سهامداران) موفق باشد به نرخ بازدهی آن بستگی دارد. اگر نرخ بازدهی شرکت بیشتر از هزینه سرمایه باشد، سهامداران سهام خود را در بازار همراه با پاداش نسبت به سرمایه اصلی خود می فروشند و بنابراین شرکت دارای ارزش افزوده بازار مثبت است. اگر شرکت دارای نرخ بازدهی کمتر از هزینه سرمایه خود باشد، سهام شرکت با تخفیف نسبت به سرمایه اولیه به فروش می رسد و شرکت دارای ارزش افزوده بازار منفی است. به عبارت دیگر مثبت یا منفی بودن ارزش افزوده بازار بستگی به سطح نرخ بازدهی شرکت نسبت به هزینه سرمایه دارد. رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار به شرح زیر است:
= ارزش فعلی تمام ارزش های افزوده اقتصادی آینده= ارزش افزوده بازار
ارزش افزوده بازار، حاصل خالص ارزش فعلی طرح های گذشته و فرصت های سودآور آتی شرکت است و نشان می دهد که چگونه شرکت به طور موفقیت آمیزی سرمایه اش را بکار گرفته و فرصت های سودآور آینده را پیش بینی و برای دستیابی به آنها برنامه ریزی کرده است. بنابراین ارزش افزوده بازار یک شرکت برابر است با ارزش فعلی ارزش های افزوده اقتصادی شرکت و یا سود باقیمانده ای که انتظار می رود در آینده ایجاد شود.
اگرچه ارزش افزوده اقتصادی یک معیار داخلی برای اندازه گیری عملکرد است ولی همین معیار داخلی منجر به ایجاد یک معیار خارجی به نام ارزش افزوده بازار می شود. این معیار نشان دهنده ارزیابی سرمایه گذاران از عملکرد شرکت است. ارزش افزوده اقتصادی معیار داخلی اندازه گیری عم
لکرد و ارزش افزوده بازار معیار خارجی اندازه گیری عملکرد است(جهانخانی و سجادی،
1374).
2-7-4،ج) ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده
یکی از عمده ترین انتقادات وارد شده بر EVA آن است که هزینه فرصت منابع
بکارگرفته شده در شرکت را بر مبنای ارزش دفتری آنها محاسبه می کند در حالی که
سرمایه گذاران انتظار بازده مبتنی بر ارزش بازار را دارند. اگر سرمایه گذاران شرکت را به ارزش بازار آن فروخته و وجوه حاصل از آن را در دارایی های با ریسک مساوی ریسک شرکت سرمایه گذاری کنند، در این صورت آنها می توانند انتظار تحصیل بازدهی معادل هزینه سرمایه(WACC) بر مبنای ارزش بازار کل شرکت و نه صرفاً ارزش دفتری سرمایه گذاری نمایش داده شده در ترازنامه شرکت را داشته باشند. در نتیجه هزینه سرمایه ناگزیر باید هزینه فرصت واقعی سرمایه گذاران را منعکس کند. به منظور برطرف ساختن این نقص باسیدور و همکاران وی(1997) پیشنهاد جایگزینی آن با یک معیار اندازه گیری که آنها ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده می نامند را مطرح کردند. آنها REVA را به عنوان سود خالص باقیمانده پس از کسر هزینه فرصت سرمایه گذاران به ارزش بازار از سود خالص عملیاتی پس از مالیات تعریف می کنند که به صورت زیر محاسبه می شود(باسیدور و همکاران، 1997):
که در آن:
NOPATt = سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات در دوره t
WACC = میانگین موزون هزینه سرمایه
Mcapital t-1 = ارزش بازار شرکت در ابتدای دوره t )انتهای t-1(
Mcapital به دو صورت زیر قابل محاسبه است:
MV = MVA + IBV = های آینده EVA ارزش فعلی + سرمایه بکارگرفته شده
MV = Mcapital = (t تعداد سهام شرکت * قیمت بازار سهام در اول دوره) +ارزش بازار کل بدهیها – بدهیهای جاری
مزایای ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده
مدل ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده برای رفع برخی نارسایی های سایر مدل های اقتصادی بوجود آمده است که در ادامه مزیت های این مدل نسبت به سایر مدل های اقتصادی بیان می شود.
1.عملکرد عملیاتی در مقابل عملکرد تجاری: معیارهای مربوط به اندازه گیری میزان ثروت آفرینی برای سهامداران، اغلب این موضوع را ارزیابی می کنند که اگر سرمایه گذار سهم را در ابتدای دوره خریداری کرده و آن را در پایان دوره به فروش برساند، چگونه عمل کرده است. به این نوع معیار اندازه گیری ثروت آفرینی برای سهامداران«معیار

 

90

پایان نامه مدیریت

No description. Please update your profile.

LEAVE COMMENT