منابع تحقیق درباره سیاست خارجی، استراتژیک، استراتژی، ایدئولوژی

، تاجیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و قزاقستان) و قفقاز جنوبی (آذربایجان، ارمنستان و گرجستان) و فدراسیون روسیه است. این واژه هم جغرافیایی است که شامل قلمرو گسترده قاره آسیا و اروپا می شود، هم سیاسی است که محدوده ی ٱن سیال است و بستگی به دیدگاه کشورها و قدرت های جهانی دارد. در برخی از تعریف ها نیز از اوراسیای مرکزی برای اشاره به کشورهای مستقل مشترک المنافع۵ که دوازده جمهوری از پانزده جمهوری پیشین اتحاد شوروی ـ یا همان خارج نزدیک۶ ـ ، آن را تشکیل داده اند، به کار
می رود.)کولایی، ۱۳۹۱: ۷)
پیشینه پژوهش
کتاب روسیه در عصر رویارویی محدود : پوتین و ظهور روسیه نوشته ی میشل اشتورمر، ترجمه ی علی اکبر عبدالرشیدی در سال ۱۳۹۰، برخلاف بسیاری از تحلیلگران بین المللی که تحولات اتحاد شووی و اتفاقات مهم پس از آن را از منظری انگلیسی و آمریکایی بررسی کرده بودند و آن را در متن جنگ سرد و مسابقه ی تسلیحاتی قرار داده بودند، این بار از دریچه ی آلمانی به مسایل می نگرد که از توانایی پوتین در تکلم به زبان آلمانی آغاز می گردد و تا اقامت وی در درسدن در آلمان شرقی امتداد می یابد. در این کتاب نویسنده ضمن توصیف دوره ی ریاست یلتسین و کاستی ها و ضعف های آن دوره، نحوه ی روی کار آمدن، شخصیت، توانمندی ها و روحیات پوتین را برجسته می کند و از نگرش وی به سیاست خارجی می گوید. یکی از نکات جالب در این اثر، تصویرسازی و توجه به جزییات شخصیتی پوتین و توصیف فضا و موقعیت هر دوره است و در قالب پرسش و پاسخ جمعی از کارشناسان از پوتین، به ارائه ی سیاست خارجی و نظرات سیاستمداران روسیه نسبت به کشورهایی مانند چین، ژاپن، ایران و مباحث انرژی هسته ای و تحریم های آن و سیاست روسیه در قبال آمریکا پراخته است.
از نظر نویسنده، استالین و کا. گ. ب. عامل همه بدبختی های روسیه هستند. شاید در این بیان تردیدی وجود نداشته باشد اما نگاه یکجانبه به اتحاد شوروی و تحولات این دوران از سوی این نویسنده بیشتر به تکرار و کلیشه هایی می ماند که در تبلیغات سیاسی دوران جنگ سرد بر ضد اتحاد شوروی به کار می رفت. گرچه استالین عامل بدبختی وسیه روزی در نظام بین الملل خوانده می شود اما با اندک تعمقی در جایگاه امروزی روسیه می بینیم که روسیه به هیچ وجه حاضر نیست از موقعیت خود در شورای امنیت و حق وتو از او گرفته شود. بنابراین این حق حاصل تحمل مرارت ها و خسارت های استالین در روزگار خویش است. نویسنده در خلال این کتاب چالش های فرا روی روسیه ی امروزی را تشریح می کند. به نظر می رسد که در رأس همه ی این چالش ها به شدت نگران ظهور و حضور مسلمان در روسیه است. او قطعاً از روسیه ای استقبال می کند که در آن مسلمانی نباشد یا مسلمانان در آن نفوذ نداشته باشند.
با توجه به تازگی محتوایی، جزییات پردازی و نگارش متفاوت کتاب روسیه در عصر رویارویی محدود : پوتین و ظهور روسیه، مطالعه ی آن خالی از لطف نیست و از سوی دیگر با توجه به اینکه کتاب حاضر تاکید بر تحولات و مسایل دوره ی ریاست جمهوری پوتین دارد و نگرش اوراسیاگرایی نیز بیشتر در دوره ی پوتین مورد توجه قرار گرفته است بنابراین نگارنده بر خود لازم دید که به این اثر در قالب ادبیات و پیشینه تحقیق توجه داشته باشد زیرا رویکرد موثری به شناخت نسبی از روسیه دوره ی پوتین ارائه می دهد.
الهه کولایی در مقاله ای تحت عنوان عمل‌گرایی پوتین؛ تحول رویکردی در سیاست خارجی روسیهدر فصلنامه سیاست سال ۱۳۸۹روسیه در دوره پساشوروی بیش از هر زمان دیگری در تاریخ خود تحت تأثیر تحولات فزاینده منطقه‌ای و بین‌المللی بوده است. این تحولات با مجموعه‌ای از تهدیدها و فرصت‌های جدید، این کشور را در عرصه خارجی با ضرورت بازتعریف جایگاه، نقش و اهداف آن روبه‌رو ساخت. بحران‌های مفهومی و نهادی از یک سو و عدم واقع‌بینی نسبت به تحولات حوزه بیرونی در دوره یلتسین از سوی دیگر، ضعف ادراک از روندهای محیطی، عدم توان سناریوپردازی، تصمیم‌‌گیری‌های نابسامان و منفعلانه را فراهم آورد. این وضعیت با به قدرت رسیدن پوتین به گونه ی مشهودی تغییر کرد. تحولی در سیاست خارجی روسیه از آرمان‌گرایی به واقع‌گرایی، از بی‌ثباتی به ثبات نسبی و از رهیافت ‌های غیرعقلایی به نسبتاً عقلایی صـورت گرفت. از منظر نوشتار حاضر در میان عوامل متعدد، اتخاذ رویکرد عمل‌گرایانه از سوی وی بیشترین سهم را در بروز این تحول مثبت به عهده داشته است.
در این مقاله توجه ویژه ای به سیاست های عملگرایانه و واقع بینانه ی پوتین شده است و آن را عامل پیشرفت سیاست های داخلی و خارجی روسیه می داند اما باید توجه داشت که جوهره ی سیاست پوتین، اوراسیاگرایی است هر چند دارای ابعاد عملگرایانه باشد. به عبارتی دیگر، عملگرا بودن را نمی توان سیاست برشمرد بلکه تنها یک رفتار است و این اوراسیاگرایی است که باید آن را در قالب یک روش و متدولوژی و رویکرد، در تبیین سیاست خارجی روسیه برشمرد.
علیرضا نوری در کتاب سیاست خارجی روسیه در دوره پوتین؛ اصول و روندها درمقدمه با اشاره به اینکه فرآیند تصمیم‌سازی خارجی روسیه دردهه ۱۹۹۰دچار نابسامانی شده و این عرصه با بحران‌های مختلف مفهومی، ‌نهادی و هویتی مواجه بود، با تحول دراین عرصه در دوره پوتین از آرمان‌گرایی به واقع‌گرایی، ازبی‌ثباتی به ثبات نسبی و از رهیافت‌های غیرعقلایی به نسبتاً عقلایی تأکید دارد. در باب چرایی سامان ‌یابی فرآیند و نتایج سیاست خارجی روسیه دراین دوره نیز نویسنده براین باور است که التفات پوتین به ضرورت بودگیِ «اجماع» داخلی در خصوص اهداف و سازوکارهای سیاست خارجی و بایستگیِ «سازگاری» این اهداف و سازوکارها با الزامات شرایطِ جدید محیط بین‌الملل، که فقدان این دو عامل از مهمترین ضعف‌ها ی این حوزه در دوره یلتسین بود، بیشترین تأثیر را در خروج این سیاست از وضعیت نامطلوب ونیل آن به وضعیت نسبتاً مطلوب داشته است.
در این کتاب، مروری مختصر ازتحولات گفتمانی سیاست خارجی روسیه از ابتدای دهه۱۹۹۰ تا دوره پوتین به دست داده و علاوه بر این بررسی رویه‌های معطوف به شکل‌گیری اجماع در سیاست خارجی پوتین اختصاص دارد که تأثیر راهبرد تمرکز قدرتِ پوتین در قالب ِیک شیوه رهبری برسه متغیرِ اصلی داخلی تأثیرگذار بر فرآیند سیاست‌گذاری خارجی (نهادی، مدنی و نقشی) مورد بررسی قرار گرفته است. تأثیر رویکرد عمل‌گرایانه پوتین بر نحوه سازگاری اهداف سیاست خارجی و سازوکارهای اجرای این اهداف با هنجار‌‌های ناشی از سه متغیر مهم سیستمی محدود ‌سازِ محیط خارجی (ساختار نظام بین‌الملل، مشارکت خارجی و جایگاه ساختاری) از نقاط قوت این کتاب است که با توجه به ریشه داشتن اوراسیاگرایی در زمان روی کار آمدن پوتین، بنابراین مطالعه ی این اثر در ارائه ی دیدگاه شناختی نسبت به پوتین خالی از لطف نیست.
در مقاله ای با قلم جهانگیر کرمی و عنوان سیاست خارجی هجومی روسیه و موازنه استراتژیک اروپایی در فصلنامه سیاست، زمستان ۱۳۸۹آمده است، دولت روسیه در سال های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ به یک سیاست خارجی هجومی نسبت به غرب روی آورده است. نگارنده این مقاله با بهره گیری از چارچوب نظریه سازه انگاری در صدد کشف دلایل هجومی شدن سیاست خارجی روسیه است و عامل اصلی چنین رفتاری را در احساس خطر در مرزهای اروپایی روسیه و به مخاطره افتادن جدی موازنه استراتژیک اروپایی از نگاه مقامات روس، می داند. برای دستیابی به این مهم، نویسنده با طرح مسائل اساسی در سیاست خارجی روسیه در دهه اخیر و وضعیت هجومی آن در سال های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸، بر اهمیت مفهوم موازنه اروپایی و موضوع سپر موشکی آمریکا به عنوان فاکتورهای اساسی در تحول نظم قالب پرداخته است.
این مقاله دارای نقاط مثبت فراوانی در پیشبرد و تکمیل رساله است و افق جدیدی را به روی خواننده می گشاید اما چارچوب نظریه سازه انگارانه با تحلیل و تبیین سیاست هجومی روسیه خصوصاً به همراهکاربرد واژه های همچون موازنه قدرت، سپر موشکی، تهاجمی و … همخوانی ندارند و به نظر می رسد چارچوب نظری رئالیسم در تحلیل این موضوع کاربرد بهتری داشت.
کتاب اوراسیاگرایی روسی ایدئولوژی امپراتوری اثر مارلن لاروئل، ترجمه ی سید جعفرزاده و محمد حسین دهقانیان در سال ۱۳۸۸، دیدگاه جامعی از ایدئولوژی اوراسیاگرایی روسیه در اختیار خوانندگان قرار داده است. با فروپاشی نظام کمونیستی در سال ۱۹۹۱، نظریه‌های متفاوتی برای تبیین چرایی این مسله ارائه گردید که هرکدام به علت تأکید بر یک بعد از مسئله و نادیده گرفتن ابعاد دیگر، از تبیین کامل آن ناتوان بود. با رواج نظریات مربوط به اوراسیاگرایی از سال ۱۹۹۱ به بعد، این امکان برای اندیشمندان فراهم شد تا از بعد مکانی نیز به توضیح علل فروپاشی شوروی بپردازند. بر اساس مفاهیم مورد استفاده در مکتب اوراسیاگرایی و نواوراسیاگرایی، روسیه و کشورهای حاشیه آن جایگاهی دوگانه یا واسط میان آسیا و اروپا دارند و فرهنگ آنها آمیزه‌ای از فرهنگ مردمان اسلاو و مسلمانان ترک است. علاوه بر این، اروپا دیگر اوج توسعه یافتگی نیست، بلکه صرفا حاکی از نوع خاصی از توسعه یافتگی است که امکان باز تولید آن از کشورهای مختلف جهان دارد. به جرأت می توان ادعا کرد که این کتاب تنها اثر جامع در واکاوی ریشه های اوراسیاگرایی است که به زبان فارسی ترجمه شده است.
کتاب سیاست و حکومت در اوراسیای مرکزی نوشته ی الهه کولایی در سال ۱۳۹۱، از دی‌ماه ۱۳۷۰ (پایان سال ۱۹۹۱ میلادی)که اتحاد شوروی نابود شد و پانزده جمهوری تشکیل‌دهندۀ آن به عنوان واحدهای سیاسی مستقل وارد نظام بین‌المللی شدند، تحولات وسیع و عمیقی در این کشورها رخ داده است. در اصل شناسایی و درک مسائل داخلی و خارجی این کشورها، در مدت هفتاد سال سیطره نظام کمونیستی، از طریق منابع و پژوهش های غربی صورت می‌گرفت. «سیاست و حکومت در اوراسیای مرکزی» که در اصطلاح به جمهوری هایی گفته می‌شود که از فروپاشی اتحاد شوروی بر جای مانده‌اند. در این کتاب تلاش شده است تا سیمای کلی و عمومی تحولات سیاسی ـ اجتماعی ـ اقتصادی در کشورهای پیشین اتحاد شوروی که به مجموعه کشورهای مستقل مشترک‌المنافع پیوسته‌اند، ترسیم شود.
یکی از مهمترین نقاط مثبت در این اثر ارائه چهارچوبی برای شناخت کلی و عمومی کشورهای پیشین اتحاد شوروی در متن کشورهای مستقل مشترک المنافع است و از سوی دیگر توجه به سیاست روسیه به این کشورها در دوره های مختلف و همچنین سیاست روسیه در قبال آمریکا و اروپا، از دیگر مزیت های این اثر می باشد که در واقع، جامع گرایی را به دنبال دارد.
مقاله ای تحت عنوان سیاست خارجی روسیه: چیزی که کرملین نمی بیند۷ توسط لاریسا دریگلازوا۸ وآندری ماکاریچو۹ در ژانویه ۲۰۱۲ نگاشته شده است و در واقع یک بررسی با روش پرسشنامه ای از میان

مطلب مشابه :  پایان نامه دربارهنفقه، روابط جانشینی، طلاق

دیدگاهتان را بنویسید